Первые 200 строк.
مامانم برای اینجور وقتا یه جملهای میگفت
"یعنی" آدم بد از آدم خوب غیر قابل تشخیصـه
مامانم هزاران بار این حرفو تکرار میکرد
و من واقعا تا اون روز به حرفش فکر نمیکردم
وقتی خبرا به دستمون رسید
و بعد دیگه مدام راجبش فکر میکردم
:متـــرجـــم فهیـــمه داوری
هی، جنسن، بیدار شو بابات وافل درست کرده
دربارهی ظرفای کثیف چی بهت گفته بودیم جاستین؟
تقریبا چهار روز پیش اونجا لازانیا خوردی
دکتر فلمینگ، کاشف پنیسیلین که نیستی
رفیق، هیچکس سر از شوخیات درنمیاره
اوه، لعنتی، دیرم شد باید برم دنبال آنی
اجازهی اینکارو داری؟
یه پروژه دربارهی روباتها داریم و پایین تپه منتظرش میمونم
کمرت چی شده؟
هان؟
...اوه، اونا
آه، مسابقه "بازگشت به خانه"، آره میدونی، دعوا و اینجور چیزا
ضربه گیر نپوشیده بودی؟
آره، ولی فوتبالـه دیگه، میدونی؟
دیرت نمیشه؟
امروز دوش بی دوش؟
بی دلیل که واسمون حموم نساختن
بخاطر این بوده که هر روز بریم دوش بگیریم
حولهامو یادم رفت
زکـه
باید برم
چه خبر شده؟
!لعنت
!لعنت
صبح بخیر، کلی
...آه
صبح بخیر، همه چی مرتبه؟
متاسفانه نه امروز صبح اینجا شرایط سختی داشتیم
چی کشوندتت اینجا؟
اومدم دنبال یکی از دوستام
کدوم دوستت اونوقت؟
...آنی
آچولا؟ - درسته -
فکر نکنم چیزی که ممکنه بهمون کمک کنه رو یادت رفته باشه بهمون بگی؟
میدونی، از وقتی که با معاون استندال صحبت کردی
نه، نه قربان
خب، گوش کن مراقب خودت باش
مطمئنم خیلی زود دوباره با هم حرف میزنیم
چه غلطی میکنی؟
امروز واقعا روز شکستن قوانین نیست
چی شده؟
یه جسد پیدا کردن
داخل رودخونه
!یا خدا
برایس؟
خانم واکر داره میره سردخونه تا شناساییش کنه
!اوه، خدای من
...خب که چی؟ اونا فکر میکنن
شاید فقط یه حادثه باشه؟
فکر میکنی این همه ماشین پلیس فقط بخاطر اینکه یه حادثه بوده اینجا جمع شدن؟
شاید خودکشی کرده؟
...شاید
اونا فکر میکنن قتل بوده
همینطوره
اما بچهها، بچهها رو نمیکشن، درسته؟
یعنی تیراندازی داخل مدرسه و مواد و اینجور چیزا آره
ولی اینجوری نه، اینجا نه
خودت دلت نمیخواست بکشیش؟
!از ته دلم نه
حسش کردی؟
اینجا نمیتونیم راجبش حرف بزنیم مامانم ممکنه بیاد بیرون
تو دردسر افتادم
درسته؟ تو دردسر افتادم
...هفتهی پیش یه سر اومدی اینجا
و به مرگ تهدیدش کردی و مامانش هم حرفاتو شنید
و حالا اون مرده فکر کنم ما تو دردسر افتادیم
ما یا من؟
گفتن چه اتفاقی افتاده؟
فقط همینو میدونم
فقط میخواستم قبل از اینکه خبرا برسه، بهتون بگم
دیر یا زود همه گناهکار به نظر میرسن
...و با توجه به شرایط مناسب، انگیزهی مناسب
کی میدونه کدوم یکی از ما ممکنه اینکارو کرده باشه؟
!لعنتی
هی
...حالت
حالت خوبه؟
نه، مرد، نه، حالم خوب نیست
تخمی ناراحتم
...واقعـ
واقعا؟
آره، از هشت سالگی میشناختمش
اون اولین نفری بود که آدم حسابم کرد
اولین نفری که هوامو داشت، مرد
اون برادر تخمی من بود
گرچه حس میکنم همچین هم هواتو نداشت
رفیق، خودتم نمیدونی چی داری بلغور میکنی باشه کلی؟
تو همه چیز رو نمیدونی ...خودت فکر میکنی اون چیزی که
باید بدونی رو میدونی
اون یه آدم لعنتی بود کلی
یه انسان
حالا به صورت تخمیای مرده
هی
هی
پس حدس میزنم فرصت نکردی خبرای امروز رو نگاه کنی
از اخبار متنفرم - اونا برایس رو پیدا کردن -
اون مرده
خاویار، میشه چند ساعت حواست به مغازه باشه؟
صبر کن، داری چیکار میکنی؟
میخوام قبل از اینکه پلیسا بیان اینجا خودم برم باهاشون صحبت کنم
اینجوری میتونم از داستان جلو بیفتم
ینی چی؟ میخوای همه چی رو بهشون بگی؟
اونقدری بهشون میگم تا دست از سرم بردارن
باید از خانوادم محافظت کنم، کیلب - دقیقا -
و هر چی بیشتر حرف بزنی اونا بیشتر کند و کاش میکنن
و به اون چیزی که قراره بفهمن نزدیکتر میشن
دلت میخواد یکی بمیره؟
خب شاید شخصیتتون در این مورد نقش کمتری داشته باشه
بلکه بیشتر مربوط به چیزایی باشه که مجبورید از دست بدید
کلانتر
توجه نکردن به اینکه تو اتاق بازجویی هستم سخته
اینجا تنها جاییه که میتونیم خصوصی حرف بزنیم خانم واکر
دیوارا نه تنها گوش بلکه اکانت توییتر هم دارن
میخوام به حریم خصوصی خانواده احترام بذارم
من خانواده هستم، کلانتر
شوهرم رو دیدید؟
باهاشون حرف زدیم
ایشون خواستن قضیه تا اونجایی که ممکنه بی سرو صدا بمونه
خواستهی من اینه کسی که پسرم رو کشته پیدا بشه
خانم، ما تحقیقات رو پیش میبریم
...اما عدم اطلاعات بیشتر
...مجبورمون میکنه که
تمام احتمالات رو درنظر بگیریم
مثلا؟
برایس افسرده بود؟
ممکنه به هر طریقی گوشهگیر شده باشه؟
میتونم تصور کنم که بازگشت به لیبرتی باید به شدت احساساتیش کرده باشه
پسر من خودشو نکشته
میتونید بهم بگید از کجا میدونید؟ - فکر میکنید اون میتونسته خودشو کشته باشه؟ -
...خب
..فکر میکنم
...دیدم آدمایی رو که
...وقتی در شرایط خیلی سخت قرار میگیرن
میتونن کارایی که از شخصیتشون بعیده انجام بدن
بعضی وقتا شامل یه پایان غمانگیز هم میشه
چیزی هست که تمایل داشته باشید ازم بپرسید، کلانتر؟
هنوز نه، خانم واکر
اما خواهشا، مطمئن باشید که ما هر انگیزهای رو درنظر میگیریم
و متوجه میشیم که چه اتفاقی افتاده
کلی جنسن، تونی پدیا
جاستین فولی، مونتگومری د لا کروز
...جسیکا دیویس
حالا با تموم وجودم این اسما رو میشناسم، کلانتر
شما هم باید بشناسید
اگه یکم فکرتون رو منحرف کنید
فکر میکنم کاملا ممکنه که یه بچه یه بچهی دیگه رو بکشه
و اگه قاتل داخل کلاس کنار شما نشسته باشه ممکنه هیچ وقت متوجهش نشید
لطفا توجه کنید
...لحظات پیش خبرای به شدت ناراحتکنندهای از
کلانتری شهر اورگرین به دستمون رسید
دانش آموز سابق عضو لیبرتی برایس واکر امروز صبح پیدا شده
و تایید شده که مرده
!لعنتی! خدای من
در حال حاضر این تنها اطلاعاتیـه که داریم
اما ازتون میخوایم که امروز برای خانوادهاش دعا کنید
خدمات مشاورهی مواقع بحرانی برای همهی دانشآموزان در دسترس خواهد بود
و همهی کسانی رو که ممکنه نیاز به کمک داشته باشن تشویق میکنیم که ازشون کمک بگیرن
...معلمان
...جسیکا دیویس احتمالا بیشتر از هرکس دیگهای
میخواسته که برایس بمیره
...واقعا خیلی جای تعجب داره که
ممکنه خواسته باشه عدالت رو با دستای خودش اجرا کنه؟
جس، صبر کن - چی میخوای الکس؟ -
میخوام ببینم حالت چطوره؟
حالم چطوره؟
همه جوری بهم نگاه میکنن که انگار باید از مردن اون خوشحال شده باشم
انگار من یه کاری کردم
آره، ولی تو هیچکاری نکردی
...جس - اینکارو نکن -
باشه؟ فقط اینکارو نکن
باید دربارهی جسیکا حرف بزنیم
جسیکا چی شده؟
نمیدونم مهم هست یا نه
واقعا امیدوارم مهم نباشه
اما دیشب تو اتاق برایس اینو پیدا کردم
رفته بودی توی اتاقش؟
الان این برات مهمه؟
این یعنی دقیقا قبل از مرگش داشته واسه اون یه چیزی مینوشته
چرا براش مینوشته؟
نمیتونم بهت فکر نکنم
اون شب مدام تو ذهنم تکرار میشه
!خدای من
داشته راجبش فکر میکرده
و برنامه داشته بره پیشش ...و اگه اینکارو کرده باشه
یادداشت دقیقا چیزی رو ثابت نمیکنه
واقعا فکر میکنی اون میتونسته اینکارو بکنه؟
اما یه سوالی رو به وجود میاره
واقعا فکر میکنی نمیتونسته؟
اگه برایس واقعا این رو داده باشه به جسیکا
اون چیکار کرده؟
...بالاخره، به عنوان رئیس بازنشستهی شورای دانشآموزی
باعث افتخارم ـه که منتخب سال آینده رو به حضورتون معرفی کنم
!جسیکا دیویس
No comments yet. Be the first to leave one.