Первые 200 строк.
.شب شده
وظیفهی یه آشنای خونآشام
.وظیفهی آسونی نیست
.خیلی خطرناکه
.یعنی، هر چی نباشه، خونآشام هستن
.حالا میتونیم بریم داخل
.شب بخیر، ارباب
گیرمو؟
بله، جناب؟
خودتی؟ - .بله، ارباب -
.باشه - .باشه، ارباب -
.وقتشه... برخیزی
.د... باشه
.گیرمو، گیر کرده
.فکر میکنم به خاطر چفت باشه
آشنای یه خونآشام بودن
.مثل رفیق صمیمی بودنه
.که همچنین یه برده است
.گیرمو، خیلی پُر سر و صداست - چی؟ -
فردا شب میشه
دهمین سالگردی که
.کار برای اربابم رو شروع کردم
فکر میکنم داره برنامهی .چیزی خیلی ویژه رو میریزه
.فکر میکنم قراره خونآشامم کنه
.خیلی آبروریزیه
.باشه، ارباب
.او بر میخیزد
ناندور
.خیلی باحال بود، ارباب
.خیلی ترسناک بود
.ممنون
illusion ترجمه از امیرعلی کارهایی که در تاریکی انجام میدهیم
همگی؟
.نادجا، لازلو
جانم؟ - بله؟ - میشه یه لحظه -
بیاید طبقهی پایین، لطفاً؟
.ممنون، لازلو
.با سرعت موردنظرت بیا، نادجا
.بله، خوبه، عالیه
.خب، گوش کنید
نامهای دریافت کردیم
و خیلی مایل هستم .براتون بخونمش
.ولی اینجا نه، میخوایم به کتابخونه بریم - چرا اینجا نه؟ -
.مایل هستم اونجا بخونمش .فقط یه فرمالیته است
اگه اونجا بخونیش یا اینجا
.متنش تغییری نمیکنه
،نمیخوام باهات مخالفت کنم .ولی منظور این نیست
سربازی خیلی وحشی
.در امپراتوری عثمانی بودم
که معنیش کلی کشتار و .کلی غارت کردن بود
،مردم میگفتن ".خواهش میکنم، از من غارت نکن"
،و من میگفتم .نه"
،از همه غارت میکنم ".از جمله تو
.بیرحم بودم
بهم میگفتن ناندورِ
.بیرحم
.چون فقط هرگز دلم رحم نمیاومد
پس خیلی مایل هستم که .بریم اون داخل، لطفاً
.فقط یه فرمالیته است
،زودباشید، لطفاً .فقط یه فرمالیته است
.میتونستی تا الان خونه باشیش
فقط یه فرمالیته است، باشه؟ .ببینید، حتی خیلی دور هم نیست
.ریدم توش، باشه - .ممنون، لازلو -
،فقط یه فرمالیته است .خواهش میکنم، نادجا
،فقط یه فرمالیته است .ممنون
.گیرمو، در
خیلی بد نبود، بود؟
حالا قبل از اینکه ،بریم سراغ خوندن نامه
میخواستم دربارهی بهداشت کلی .در سلول صحبت کنم
،دیشب
،اون پایین کلی آدم بودن
،داد و هوار میکردن .نیمه مست
از کجا الکل پیدا کرده بودن؟
.نه، نیمه مست بودن .نیمه مست شده بودن
لطفاً، قبل از اینکه برید سراغ
یه قربانی دیگه قبلی رو تموم کنید، باشه؟
.خیلی غیربهداشتیه
فکر کنم بدونم کی اون پایین ،رهاشون میکنه
.ولی نمیخوام به زبون بیارم - ،اگه حرفی واسه گفتن داری -
.پس بگو دیگه - .بهداشتی نیست -
.چطور جرئت میکنی
مشکلات زندگی با دیگر خونآشامها
خونآشامهایی هستن .که انتخاب کردم باهاشون بمونم
ناندور مثل یه
بوقلمون بزرگه فقط راه میره و
سعی داره همه چیز رو .در مزرعه کنترل کنه
،و لازلو خرس بزرگ و دیوانه
و وحشی منه و دوست داریم تو خونه .همدیگه رو دنبال کنیم
!میخوام بزنم بکشمت دیوث
.با همدیگه اوقات عالیای رو داریم
من خوشتیپترین مرد
.در روستامون بودم
روستاش خیلی ناجور تحت تأثیر
.برص و طاعون بود
.حقیقت داره
،و خودم، برص گرفتم
ولی خیلی شانس آوردم .چون دیده نمیشد
.فقط یه بخش از آناتومی بدنم بود
.خب، من میتونم ببینمش
،بگذریم ،یه شب
...یه صدای پنجهی افتضاح
.روی پنجره بیدارم کرد
،و با خودم گفتم کدوم خریه؟"
چون من تو طبقهی سوم ".زندگی میکنم
،پس رفتم تحقیق کنم ...پرده رو عقب زدم
خب، زیباترین زنی که .به عمرم دیده بودم رو دیدم
ولی پنجره رو گرفته بود
.و داشت به شیشه پنجه میانداخت
.هیپنوتیزم شدم
.روش از هیپنوتیزم استفاده کردم
.که بعداً فهمیدم
،بگذریم .مشخصاً به داخل دعوتش کردم
میخواستیم عشقبازی کنیم
،که تبدیل به یه موجود .خفاشی زشت و چرمی شد
،خون بدنم رو خالی کرد
بهم نفرین زندگی ابدی رو داد
و بنابراین تبدیلم کرد به یک
.موجود شب تشنه به خون
چطوره فقط با ماژیک روشون علامت بزنیم؟
اسامیمون و تاریخ رو بنویسیم؟
.توصیهی خوبیه
.آره - .ایدهی خوبیه، نادجا -
.ماژیک بیار، گیرمو
.مطمئن شو دائمی باشن
.نوک تیز - .نابغانه است -
.همچنین تاریخشون نگذشته باشه - .بله، فکر عالیای بود، نادجا -
.و بله، این... بله - .اسم ماه، روز، سال -
.باشه
...و حالا میرسیم
.به... خوندن نامه
.چه عجب
گیرمو؟ .در رو ببند
.در بسته است، ارباب - .بیشتر ببندش -
.بیشتر
.خوبه
...حالا که اینجا جمع شدیم
،کنار هم، بالأخره
...طبق پروتکلها
.که تو ساختیشون
.بله
.این نامه رو دریافت کردیم
.از طرف بارون... آفاناس
جدی؟
.بله
...چطوری
.اونطوری
...بارون
.داره میاد دیدنمون
.پشمام
.سکوت کن، گیرمو
.فقط خونآشامها نظر میدن
بارون هرگز .کشور قدیمیش رو ترک نمیکنه
بهمون گفته هدف ملاقاتش چیه؟
.نه
بارون یه معتقد ثابتقدمه
.که خونآشامان باید به دنیا حکومت کنن
فکر میکنم هدف اصلی ملاقات بارون
اینه که بفهمه ما به عنوان خونآشامان
.در آمریکا مسکون شدیم یا نه
،ولی همونطور که میتونید ببینید
.جای خیلی بزرگیه لامصب
دقیقاً کِی میاد؟
.فردا - .لعنت -
چرا زودتر بهم ندادیش؟
.همین صبح رسید، ارباب
...بارون آفاناس
عضوی خیلی جذاب از .خونآشامان سلطنتیه
،چند صد سال قبل
از رابطهی جنسیای .خیلی شدید و طولانی لذت بردیم
.خیلی وحشیانه بود
.کلی حرکتهای آکروباتیک داشت
،میتونه اوضاع رو ناجور کنه
...که با لازلو ببینمش
.در حال حاضر
،فقط بین خودمون باشه
،یه مدت پیش من و بارون
از یه رابطهی جنسی .خیلی شدید لذت بردیم
.خیلی حیوانی بود
،میشه گفت .حرکات آکروباتیک داشت
،پس شخصاً
خیلی مشتاقم که دوباره .با هم در تماس باشیم
باید یه کالسکه بیاریم که توسط
.12 تمساح سیاه هدایت بشه
.خوشم اومد - ،کلی تمساح داره -
.کلی رنگ
یه ون چی؟
یه ون؟
مثل هم نیستن، نه؟
میشه حداقل مطمئن بشی سیاه باشه؟
.آره ون سیاه برای فردا؟
.حرف نداره تشنه به خون بودن بارون چی؟
.باکرهها - .آره، بیاید اونکار رو انجام بدیم -
،گیرمو .دو تا باکره تا فردا شب میخوایم
بله، وقتی بارون رسید
.از خون باکره خواهیم نوشید
.فقط خونآشامان میخندن
به کالین رابینز بگیم؟ - ،لازلو -
.ایدهی افتضاحیه
.شب رو خراب میکنه
چی شب رو خراب میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.