Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
خیلی متاسفم بابت فوت پدربزرگت
کانر و انی جیکوبسون،
گوردون شما رو ذینفع های دارایی هاش کرده
شامل یه قطعه زمین تو کانادا هم میشه
گوردون تمام عمرمون برامون نامه مینوشت بابا تو یه گاوصندوق قایمشون کرده بود
ما حتی از نظر بیولوژیکی هم به هم ربطی نداریم
تو آخرین نامه ای که گوردون نوشت گفته بود پیداش کن
- پیدای کی؟ - دقیقا! یه خبرایی هست
باید بفهمیم چه خبره
انی، پیداش کن
- انی؟ سلام، آره. الیس هستم، خلبانت - سلام
به استرلینگ پوینت خوش اومدی صاحب قبلیش گفته بود هیچوقت اجارش نمیده
- میشناختیش؟ - اون صاحب این جزیره بود
سلام مامان
عجیب نیست که اون دختره داره کلبه گورد رو اجاره میکنه؟
کدوم دختر داره کلبشو اجاره میکنه؟
صبر کن، انی؟ انی جیکوبسون؟
روری
صبر کن، پس چرا اینجایی؟
مامانم قبلا اینجا وقت میگذروند
راستی، مامانت هم اینجاست؟
- سلام - وای. انی جیکوبسون
مادرت خیلی ناراحت بود
همین باعث شد که بالاخره درخواست بده
درخواست طلاق از بابات
وای خدا!
- تو کی هستی؟ - تو کی هستی؟
تو کلبه پدربزرگ من چیکار میکنی؟
سلام؟
وای خدا!
تو کی هستی؟
تو کی هستی؟
چه گوهی داری میخوری تو کلبه پدربزرگ من؟
- سلام؟ - ببخشید
سلام. اومم، من... من فکر کردم اینجا کلبه خودمه
- فکر کردی اینجا کلبه خودته؟ - منظورم اینه، ایربی ان بی خودم
- اومم، خیلی متاسفم. اسمت چیه؟ - بهت نمیگم!
اسمت چیه؟ ضمنا اینجا ایربی ان بی نیست
چه مدته اینجایی؟
همین امروز رسیدم
پس چرا صدها شیشه وسیله تو حموم هست؟
اونا کرم های منن
- ببخشید. اسمم انیه - آره. باشه
از آشناییت خوشوقتم، انی
وسایلتو جمع کن و همین الان برو. شکایت نمیکنم
یا خدا
خدای من
متوجه شدم که خیلی شبیه اون زنه هستی که تو عکسای روی دیواره
راستشو بخوای الان خیلی حرف عجیب و ترسناکی بود
کاملا
ببخشید. منظورم تعریف بود یعنی، شما دوتا...
هردوتون خیلی خوشگلین
با هم فامیلید؟
یه جورایی
اون مامانمه
تو این جزیره هیچ ایربی ان بی ای نیست،
- پس باید از پورت کارلینگ شروع کنی - صبر کن! ببخشید
هیچ راهی نیست که امشب اینجا بمونم و فردا صبح راجع بهش حرف بزنیم؟
این یعنی معلومه که نه
میشه لطفا یه لحظه راجع بهش حرف بزنیم؟ این یکم دیوونگیه
داری منو بیرون میکنی
- وسط شب؟ - آره
- میتونم استعلام سوابقمو بدم - اهمیتی نداره
چه مرگته؟ فکر میکردم کانادایی ها باید مهربون باشن
درست نیست
باشه
یا خدا
- رفیق، لازم نیست گریه کنی - من...
اگه بخوام میتونم گریه کنم راستش الان
خیلی چیزا دارم که براش گریه کنم، پس...
اسم کاملت چیه که برم سوابقتو گوگل کنم؟
اسمم، اومم...
انی جیکوبسونه
- اسم خودتو بهم میگی؟ - نه
باشه
میتونی یه شب رو کاناپه بخوابی
اگه یه خرس بخورتت حس بدی پیدا میکنم
ولی باید صبح رفته باشی
خیلی ممنونم. خیلی ممنونم
نمیتونم بگم چقدر این کارتو قدر میدونم
اومم، احیانا مامانت هم قراره بیاد؟
مامانت میاد؟ چی...
یا اینکه تنهایی داری تو یه جزیره تو کانادا ایربی ان بی میکنی؟
- این چه سوالیه؟ - خب، مامانم مُرده، پس...
ببخشید
نه، ببخشید. اشکالی نداره یه جورایی...
خیلی وقت پیش بود
اسم من راموناست
مامان من هم مُرده
قسمت دوم
کانر، بهم زنگ بزن، نقطه
یه دختر اینجا هست که دقیقا شبیه مامانه، علامت تعجب
دارم دیوونه میشم یعنی مامان یه دختر بیولوژیک مخفی داشته؟
علامت سوال، علامت سوال، علامت سوال
و کلی دردسر راجع به مامان و بابا، نقطه،
و، نقل قول، پدربزرگ، پایان نقل قول
لعنتی. چرا همش سبز میشه؟ علامت تعجب، علامت تعجب
من که لاو آیلندو دانلود نکرده بودم
خیلی لعنتی تاریکه
لعنتی!
گفتی صبح رفته باشی الان صبحه
واقعا لازم بود این کارو بکنی؟
بهتره وقتی برگشتم رفته باشی
عالیه
یالا
فقط یه دونه آنتن لعنتی میخوام
باشه
باشه. همه چی خوبه
همه چی روبراهه
وای
لعنتی!
لعنتی. لعنتی
لعنتی. لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی
لعنتی
لعنتی، لعنتی، لعنتی
باشه. باشه
این هیچ فایده ای نداره؟
لعنتی، لعنتی. لعنتی!
لعنتی
لعنتی! لعنتی
لعنتی
نه! نه، نه، نه
نه، نه، نه!
لعنتی!
وای خدا. لعنتی!
آره، آره
نه!
نکن!
از روم رد نشو!
هی!
- هی! - چه خبر؟
چه عجب اینجا میبینمت
باشه، میدونم این چه شکلیه
یه صحنه کلاسیک "مردی که یه زنو از مرگ حتمی نجات میده" هست
آره. نه، اینطور...
دقیقا اینطور نیست
- اشکال نداره. شنا میکنم میرم خونه - نه. نه....
خودم دارم انجامش میدم
- عالیه - باشه؟
- زندگی خوبه - باشه
همه چی طبق برنامه پیش میره
همینجا. برو دور بزن
هی، کمک لازم داری؟
کمرتو نشکنی. پیر شدی ها
من اونقدرام پیر نیستم، تو رو خدا
- نمیدونستم داری میای بالا - فکر کردی برای همیشه ولت میکنم؟
خب، امیدوار بودم که نه ولی هیچ ایده ای نداشتم
پس واقعا...
آره، اینجام
و...
جایی هم نمیرم، پس بهش عادت کن
- هی، رامونا صبر کن. گوش کن - آره
خب، اگه چیزی لازم داشتی، میشه...
لازم نمیشه. ولی ممنون بابت نگرانیت
خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب باشه. بدون گلوتن و لبنیات برای میپل
- خدای من. عالیه. ممنون - بدون سالسای سبز برای الیس
- ممنون! - پنیر اضافه برای من،
احیانا؟
نه؟
آخ! سالی، من مگه چیکارت کردم؟
بچه ها، شوخی بود
چه اتفاقی برات افتاد وقتی نبودم؟
رامونا، چی؟
خدای من!
- سلام! - هی!
یعنی میتونم لمست کنم؟ واقعی هستی؟
واقعی هستی. سلام. خدای من!
- اصلا نمیتونم... کِی رسیدی اینجا؟ - آره
- دیشب - و به ما نگفتی؟ چرا؟
چون دیشب برگشتم!
- خوبیم - خدای من. میمونی؟ اوی
نمیدونم بستگی داره ببینم هنوز کارمو دارم یا نه
یعنی، تو مرخصیاتو به شکل غیرقانونی زیاد استفاده کردی، ولی مهم نیست
پس این یعنی آره
اومم، راستش خیلی متاسفم. برات نگرفتم
میدونم که تو باید پنیر اضافه بگیری همه اینو میدونن. پس متاسفم
هی، تو خوشگل کوچولوی عجیب
این همه عذرخواهی رو بس کن اشکالی نداره. تو عالی هستی
دیگه لازم نیست هیچوقت عذرخواهی کنی، باشه؟
- آره. اصلا مشکلی نیست. ببخشید - آره. تو مشکلی نداری
- چیه؟ وای! ممنون - خوش برگشتی
ممنون
- اینا چیه؟ - تیشرتن
- درسته. مارینا... - خدای من!
- مارینا... - گروه مارینا
هوررا!
بپر!
نه!
- دفعه بعد بگیرش، لطفا - تمام تلاشمو میکنم. ممنون
چطور به نظر میام؟
- خوبه - باشه
- گرفتی؟ - آره
میدونی، بهت زنگ زدم
یعنی، خیلی زیاد
ببخشید. راستش خیلی سخت تر از اونیه که فکرشو بکنی،
مراقبت از یه پیرمرد رو به موت
رامونا، من...
No comments yet. Be the first to leave one.