Fresh Off the Boat

Fresh Off the Boat

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 6

Информация о релизе

Fresh Off the Boat S06E14 Family Van 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 14 Fresh Off the Boat 2015 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-21
Загрузки: 15
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

مجیک کینگدام، اپکات

مونوریل... از کجا شروع کنیم؟

دیگه طاقت ندارم تا عضله‌های بازوی گاستون رو لمس کنم

باورم نمی‌شه شش ساله توی اورلاندو زندگی می‌کنیم

و تا حالا دیزنی نرفتیم

خب، اونا باید زودتر از این حرف‌ها

برای ساکنین اورلاندو تخفیف می‌ذاشتن

این بهترین روز عمرمه

اون‌قدر سوار «اسپیس مانتین» می‌شم که بالا بیارم

ادی، یه آهنگ ردیف بذار

تا شادترین لحظه زندگی‌مون رو جشن بگیریم

حله

"هاکونا ماتاتا"

چه عبارت محشری

هاکونا ماتاتا

یه تب گذرا نیست

یعنی تا آخر عمرت غمی نداشته باشی

این فلسفه بی‌خیالی ماست

هاکونا ماتاتا

نهههههه

تقصیر ماست

زیادی خوشحال بودیم

تازه از راه رسیده

هر جا می‌رم به حقم می‌رسم

اگه نمی‌دونی، رفیق، حالا دیگه بدون

تازه از راه رسیده

رفیق، تو نمی‌دونی من از کجا اومدم

اما می‌دونم دارم کجا می‌رم

من تازه از راه رسیدم

اون راننده جرثقیل اصلاً از تو خوشش نیومد

می‌تونستیم یه مسیر آروم و بی‌سر و صدا رو برگردیم

اما نه، تو حتماً باید از اون یارو می‌پرسیدی چطوری وارد کار امداد خودرو شده

می‌خواستم یه کم هندونه بذارم زیر بغلش

قبل از اینکه ازش بپرسم تا حالا ماشین آدم معروفی رو بکسل کرده یا نه

آخ، یادم رفت، ماشین کی رو بکسل کرده بود؟

کتی گریفین

هی، خبر خوب

بالاخره آچاری که برای تعمیر ون‌تون لازم داشتم رو پیدا کردم

اوه، عالیه

دیدی لوئیس؟ بهت گفتم چیز مهمی نیست

آخ، باید اول خبر بد رو می‌گفتم

آچاره زیاد به کار نیومد

باید ببریش پیش یه مکانیک

این کار از عهده من خارجه

شش ساعت طول کشید

تا بفهمی از عهده‌ات خارجه؟

توی فیلتر هواتون موش لونه کرده بود

زایمان‌شون رو به چشم دیدم

تا بچه ۲۰

خیلی خب، فردا با جرثقیل می‌بریم پیش مکانیک

ادی هم می‌تونه با «کَتِل‌کار» بچه‌ها رو این‌ور اون‌ور ببره

پسر، باورم نمی‌شه ون این‌قدر داغون شده

شاید اگه این‌قدر پات روی ترمز نبود

و می‌ذاشتی این پیرزنِ خسته راه خودش رو بره، این‌طوری نمی‌شد

من؟ تویی که سر هر چهارراه

کامل می‌ایستی

چرا مثل یه آدم عادی فقط سرعتت رو کم نمی‌کنی؟

واسه همینه عاشق اقیانوسم. تابلوی ایست نداره

تا بخوای یکی بذاری، سریع می‌ره ته آب

نمی‌شه بذاریش روی یه گوی شناور؟

اوه، مگه لنگر سه کیلومتری داری

که اون گوی رو سر جاش نگه داره، نابغه؟

قبل از اینکه جرثقیل بیاد باید توی ون رو خالی کنیم

دزدی می‌کنن

اوه، نگاه کن، یه رسید

واسه اون موقع‌ست که دادیم «شِیلا» رو حرفه‌ای بشورن

اوه، نگهش داشتم که اگه خواستم پول کارواش رو پس بگیرم

یادته؟ درست بعد از اونی بود که با شوکر بهم زدی

ریچارد رامیرز، شکارچی شب

چه خاطره‌ای

هوم، آشغاله

اشکالی نداره. یه یادگاری دیگه دارم

اون شوکر ضربان قلبم رو به هم ریخت

هر از گاهی یه تپش جا می‌ندازه

به تمیز کردن ادامه بده

اوه، یه سیب‌زمینی سرخ‌کرده

مثل سنگ سفت شده. مال من

اوه! هندزفری قدیمی‌م! واو

موقعی که از دی.سی می‌اومدیم اینجا، گم شده بود

«نشونه رو دیدم...»

«و چشمام باز شد، نشونه رو دیدم، زندگی مطالبه‌گره...»

اه، بابا، اون آهنگ رو خاموش کن

شش سال گذشته و ما هنوز

یه مشت اسکل‌ایم که توی ون آواز می‌خونیم

این رو ببین. مایوهای قدیمی‌م

اوه، واسه وقتیه که می‌خواستیم با ون بریم دور دور

صبر کن

واسه پارک آبی «وت ان وایلد» به مایوهامون نیاز داریم

بازوبندهای شنای من

زیاد دور نشده بودیم

این نقشه چیه؟

بده ببینم این رفیق شفیق رو

این نقشه رو بعد از اینکه کپسول زمان رو توی دی.سی دفن کردیم، کشیدم

یعنی هنوز همون‌جاست؟

یه نقشه؟ گنج احتمالی؟

درست مثل فیلم «گونیز»، ولی با سه تا پسر آسیایی

سه تا پسر آسیایی بی‌خطر. هوم

اصلاً یادم نیست چی گذاشتیم توی اون کپسول زمان

هوم. من ۱۰ سالم بود

ولی اگه ادیِ جوون رو بشناسم

اون فسقلی احتمالاً یه کیسه پر از باد معده گذاشته اونجا

چطوری توی کنکور ۱۵۰۰ گرفتی، خدا می‌دونه

آره، راستش اصلاً فکر نمی‌کردم دانشگاه قبول شی

آره، ما فکر می‌کردیم تا ابد ورِ دل خودمون می‌مونی

منم همین‌طور

معلوم شد مغزم نقشه‌های دیگه‌ای داشته

وقتی دیگه سه تایی با هم نباشیم، خیلی عجیب می‌شه

آره. دیگه هیچ‌چی مثل قبل نمی‌شه

شیلای بیچاره

این ون رو شب عروسی‌مون خریدیم

من به ادی یاد دادم چطوری با این رانندگی کنه

لوئیس، منم یه چیزهایی یادمه

فقط مسئله اینه که با این ون کلی سختی کشیدیم

کلی خاطره داریم

بله. اینم یه خاطره جدید:

دارم این ماشین رو می‌برم پیش کریم

تو همین‌جا بمون

اونا همیشه مخ تو رو می‌زنن

تا آپشن‌های غیرضروری و خرت‌وپرت‌های چرت بخری

مطمئنم اصلاً نمی‌فهمم منظورت چیه

اوه

این‌طوری همیشه می‌دونم

دستام رو کجای فرمون بذارم

آه

اون کت و شلوار واقعاً واجبه؟

هی، من برای معلم پیانومون احترام قائلم

اولین آهنگی که بهمون یاد داد «چاپستیکز» بود

این موضوع اذیتت نمی‌کنه؟ چون من رو خیلی اذیت می‌کنه

خب، خوشحالم که شما بچه‌ها

نسبت به این معلم پیانو حس دوگانه‌ای دارین

چون... قرار نیست برین کلاس

اما ما بالاخره قرار بود امروز بفهمیم

اون پدال وسطیه چیکار می‌کنه

خب، این پدال گاز می‌ده

و ما تا خودِ دی.سی گازش رو می‌گیریم

چی؟ چی؟

بالاخره داریم اون سفر جاده‌ایِ پسرهای هوانگ رو می‌ریم

و این بار هیچ‌چی جلوگیرمون نیست

اوه، بنزین خیلی زیرِ خطِ باکه

شماها کیف پول‌تون رو آوردین؟

چون معمولاً راننده پول بنزین رو نمی‌ده، پس

این اتفاقی که واسه شیلا افتاد باعث شد به این فکر کنم

که چقدر قدرش رو نمی‌دونستم

به محض اینکه پسش بگیریم، هر روز روغنش رو عوض می‌کنم

می‌دونی کی خیلی روغن می‌سوزونه؟

دیل ارنهارت

عجب نژادپرستی

منظورت «راننده مسابقه‌ای» بود دیگه؟

مامان، باید برگردی به همون چینی حرف زدن خودت

این‌طوری به دردسر می‌افتی

هی! اوضاع ون چطوره؟

عالیه

فروختمش

شیلا رو فروختی؟

خیلی خرج داشت

مکانیکِ پیش کریم پیشنهاد داد که بخردش

این منطقی‌ترین راه حل بود

باورم نمی‌شه بدون مشورت با من چنین تصمیم بزرگی گرفتی

این رو کسی می‌گه که کلی وسیله نقلیه بدون من خریده

ماشین آکورد، ماشین چمن‌زنی، اون کاروان ۱۲ متری

متر بود، ولی حرفت قبول ۱۰

و این فرق می‌کنه

اون عملاً یکی از اعضای خونواده‌مون بود

بعضی روزها آرزو می‌کردم کاش اون توی پارکینگ زندگی می‌کرد

به جای مامان‌بزرگ. من هر روز این آرزو رو می‌کنم

اما لوئیس، این فقط یه تیکه آهن‌قراضه‌ست

بی‌خیالش شو

پلیس آهنی هم فقط یه تیکه آهن بود، ولی یه شهر رو نجات داد

فکر کنم. هیچ‌وقت فیلمش رو ندیدم

خب، باکِ کتل‌کار پره

و من فکر سه وعده غذای بعدی رو هم کردم

یه کیسه پر از هات‌داگ

من گیاهخوارم. هات‌داگ نمی‌خورم

منم همین‌طور

بعد از اینکه روی برچسبش خوندم «با دستگاه جدا شده»

مهم نیست

ما به این سفر جاده‌ای به دی.سی نمی‌ریم

چرا، می‌رین! شماها باید یاد بگیرین یه کم زندگی کنین

من به زودی از اینجا می‌رم. اونوقت هیچ‌کس نیست

که به شما یاد بده چطوری خوش بگذرونین

خوش‌گذرونی؟ تو می‌خوای ۱۲۰۰ مایل ما رو با ماشین ببری

بدون نقشه، بدون چمدون

و با یه کیسه پر از هات‌داگ‌های پمپ‌بنزینی

من حتی محافظ دندونِ شبم رو هم نیاوردم

بچه‌ها، توی راه یه فکری براش می‌کنیم

خوشیش به همینه

آره ارواح عمه‌ت، وقتی مامان بفهمه

دو روزه غیب‌مون زده، حسابی بهمون خوش می‌گذره

فکر اونجاش رو کردم

به مامان گفتم خونه والتر می‌خوابیم

تا وقتی فردا ساعت ۸ شب برگردیم، اوضاع ردیفه

اوکی، چی رو داری پنهان می‌کنی؟

بیشترِ ماجراجویی‌های ادی، همه‌اش درباره خودِ ادیه

واسه همین اسمش رو گذاشتم

«ادی‌ـونچر»

بی‌خیال. بعداً به اسم خودم ثبتش می‌کنم

حق با شماست. یه چیزی می‌خوام

می‌خوام بفهمم داخل اون کپسول زمان چیه

شما نمی‌خواین؟

یه کم کنجکاو شدم. آره

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left