The Day of the Jackal

The Day of the Jackal

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

The Day Of The Jackal S01E02 WEB
Комментарий от HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Теги

webdl
Опубликовано: 2024-11-07
Загрузки: 3503
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫برنامه‌ای که در ادامه خواهید دید حاوی الفاظ نامناسب و صحنه‌های خشونت آمیز است.

‫سیاستمدار پوپولیست، منفرد فست

‫در مونیخ توسط یک تک‌تیرانداز کشته شد

‫فست به بیمارستان سنت الیزابت رفته بود

‫تا پسرش، الیاس را ملاقات کند

‫این موضوع باعث شد

‫در خصوص ارتباط بین این اتفاقات ‫گمانه‌زنی‌هایی صورت بگیرد

‫وقتی یه تک‌تیرانداز تفنگی رو پیدا می‌کنه

‫که بهش اجازه میده ‫از اون فاصله شلیک بکنه

‫اون تفنگ رو نگه می‌داره

‫یه اسلحه‌ساز هست که ‫مدتیه سعی داره این کارو بکنه

‫اسمش نورمن استوک‌ـه

‫تو بلفاست یه مهره دارم. ‫اسم رمز اسپارو

‫اگه لری می‌دونست با کی دارم حرف می‌زنم ‫من رو می‌کشت

‫اون یه دختر داره، به اسم اما

‫- می‌دونم که می‌تونم پیداش کنم ‫- ناامیدم نکن

‫هدف کیه؟

‫اوله داگ چارلز

‫ریور یه تکنولوژی متحول‌کننده‌ست

‫می‌تونی خودت رو بهش برسونی؟

‫هزینه داره

‫«ریدم. برات.»

‫یه مشکل جدی با این دانش‌آموزت پیدا کردیم

‫ایست قلبی کرده

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫در آلمان، حامیان منفرد فست

‫همچنان درخواست دارند

‫انتخابات فدرال آتی به تعویق بیفتد

‫رقیبان سیاسی‌اش اصرار دارند که ‫مخالفتشان با این امر

‫به معنای بی‌احترامی به فست و خانواده‌اش نیست

‫پسر منفرد فست، الیاس نیز...

‫اسپارو کیه؟

‫بده، بده، بده، بده

‫- آلیسون، یه لحظه صبر کن ‫- صبح بخیر

‫خیلی دیوثی زنیکه، می‌دونستی؟

‫آلیسون، چی شده؟

‫نگو که این قضیه تصادفیه

‫تو سروکله‌ت پیدا میشه

‫بعد یهو اما دستگیر میشه؟

‫اجازه نمیدن باهاش حرف بزنم

‫و می‌دونم داری این کارو می‌کنی ‫که من رو اذیت کنی

‫من هیچ ربطی بهش ندارم

‫دروغگویی

‫چرا به من زنگ زدی آلیسون؟

‫خودت خوب می‌دونی واسه چی زنگ زدم

‫می‌دونم که می‌تونم درش بیاری

‫من رو آزاد کردی

‫آره، تو اون موقع اطلاعات ارزشمندی برام داشتی

‫فقط شماره تلفن نورمن رو برام جور کن، ‫بقیه‌ش با من

‫و همین امروز می‌خوامش

‫تو گزارش ابتدایی گفته شده

‫که اما از قبل مشکل قلبی داشته

‫ممکن بود هر جایی بمیره

‫اما تو بازداشتگاه پلیس مرده، ‫و تو انداختیش اونجا

‫مردی که منفرد فست رو کشته

‫دوباره آدم می‌کشه، ‫مگه اینکه جلوش رو بگیریم

‫پس بگیم خسارت جانبی بوده؟

‫من اینجوری بیان نمی‌کنم

‫خب چجوری بیان می‌کنی؟

‫یه دختر مُرد که نباید می‌مرد

‫ایشون آقای کارور هستن. ‫گندکاری‌ها رو برامون جمع می‌کنه

‫و خیلی خوش‌شانسی که اومده ‫گندکاری تو رو جمع کنه

‫دختره تحت بازداشت پلیس بوده

‫در نتیجه پلیس قانوناً مسئول مرگشه

‫اما کار من اینه که صددرصد

‫مطمئن بشم

‫که موضوع هیچ‌جوره به ام‌‌‌آی‌6 ‫وصل نمیشه

‫پس بگو کی خبر داره که ‫تو اداره پلیس بودی

‫همه کاراش رو گیلسپی انجام داد

‫- پلیسه؟ ‫- آره

‫جز اون کسی اسمم رو هم نمی‌دونه

‫من با گیلسپی یه صحبت می‌کنم

‫که کس دیگه‌ای نتونه ‫شناساییش کنه

‫- کس دیگه‌ای نبود؟ ‫- نه

‫- مطمئنی؟ ‫- بله

‫امیدوارم گیلسپی قابل اعتماد باشه

‫باید همین الان این عملیات رو متوقف کنیم

‫من امروز صبح با اسپارو حرف زدم. ‫چیزی نمونده مقر بیاد

‫بهش گفتی که دخترش مرده؟

‫نگفتم

‫افتادی تو چاله، ‫ولی بازم می‌خوای زمین رو بکَنی؟

‫یه شخص سیاسی مهم ترور شده

‫و احتمالش زیاده که تفنگه

‫به دست یه اسلحه‌ساز بریتانیایی ‫ساخته شده باشه، و ازش سرنخ دارم

‫یعنی میگین همینجوری بیخیال شیم؟

‫داریم میریم دنبال نخود سیاه

‫و همین داره به اعتبار دپارتمانمون صدمه می‌زنه

‫باید این موضوع رو بسپریم ‫به اروپای مرکزی

‫من به آلمانی‌ها قول دادم کمک کنیم

‫قضیه اما... مایه تأسفه

‫اما موضوع هدف و وسیله‌ست دیگه

‫و تو این مورد، هدف سنگینی می‌کنه

‫آلیسون نباید از مرگ اما خبردار بشه

‫وقتی این خبر پخش بشه، ‫از دستش میدم

‫می‌تونم برات زمان بخرم

‫چقدر؟

‫شاید بیست و چهار ساعت

‫بهتره مشغول شی

‫یالا

‫بله؟

‫خبرای خوبی دارم

‫با رئیس‌هام حرف زدم. ‫می‌تونم اما رو آزاد کنم

‫- عالیه، نه؟ ‫- آره

‫ولی شماره نورمن رو ازت می‌خوام

‫و همین امروز هم می‌خوامش

‫نگران نباش، اما به زودی میاد خونه

‫[او یک غول تجاری، کارآفرین دنیای تکنولوژی، ‫معمار محصول و سرمایه‌گذار دوراندیش است.]

‫[گفته می‌شود پروژه جدیدش، ریور، تلاشی برای ورود ‫به عصر جدید شفافیت مالی و عدالت اقتصادی جهانی است.]

‫[14 روز پیش 3.75 میلیون یورو به حساب من ‫واریز شده. لطفا پرداخت‌کننده رو اعلام کنید.]

‫صبح بخیر عشق من

‫صبح بخیر

‫هوم. من می‌فهمم وقتی...

‫ذهنت مشغوله

‫وقتی به کار فکر می‌کنی میری یه جای دیگه

‫من همینجام

‫فقط نصفت

‫به اون یکی نصفه هم بگو بیاد

‫دلم براش تنگ شده

‫یکی از کسایی که باهاش کار کردم...

‫خب، تعهداتش به من رو درست متوجه نشده

‫قضیه پوله؟

‫آره

‫خیلی؟

‫آره

‫عجب حرومزاده‌ای

‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫قضیه فقط پول نیست

‫اینه که اگه خبرش پخش بشه ‫که یه نفر...

‫پولم رو نداده و در رفته، ‫به برندم ضربه می‌زنه

‫که مشکل‌ساز میشه

‫می‌دونم

‫و اگه از تو دزدی کنه

‫از خانواده‌ت دزدی کرده

‫که یعنی من و کارلیتو

‫آدرسش رو بهم بده ‫تا از حلقومش بکشم بیرون

‫چیه؟

‫- این کارو می‌کنم، باور کن ‫- آره، اصلا شک ندارم

‫ذره‌ای شک ندارم

‫ولی نگران نباش، حلش می‌کنم

‫یه معامله دیگه هم داره جوش می‌خوره

‫گنده‌ست؟

‫خب، باعث میشه بتونم

‫زمان خیلی بیشتری رو با شما دو تا بگذرونم

‫کسایی که براشون کار می‌کنی ‫فکر می‌کنن

‫چون بهت پول گنده میدن

‫روحت مال اوناست

‫این نگاه یعنی چی؟

‫چیه؟

‫- بعضی وقتا نگام می‌کنی و... ‫- خب؟

‫نمی‌دونم

‫نه، منظورت چیه؟ ‫بعضی وقتا نگام می‌کنی؟

‫- منظورت چیه؟ ‫- نمی‌دونم

‫بعضی وقتا نگام می‌کنی بعدش چی؟

‫چی می‌بینی؟

‫- یه مادرجنده می‌بینم ‫- تو روحت

‫صبح داشتم اصلاح می‌کردم ‫

‫و یهو به ذهنم رسید

‫اقتصاددان‌ها اشتباه می‌کنن

‫به راحتی می‌تونیم نصف جمعیت دنیا ‫رو از دست بدیم

‫و هیچ زیانی هم نکنیم

‫البته باید اون نصف درست حذف بشن

‫حالا سوال اینه که می‌تونیم

‫به مردی که منفرد فست رو کشت اعتماد کنیم؟

‫لیونورا ازم خواست بهترین رو براتون پیدا کنم. ‫منم همین کارو کردم

‫قطعا فرد تواناییه

‫اما صد میلیون پول زیادیه برای خرج کردن

‫خب، فقط اگه کارش رو انجام بده ‫پولش رو میدیم

‫و اگه کارش رو انجام بده ارزشش رو داره

‫- ممنونم ‫- خوشحالم می‌بینمت. ممنون که اومدی

‫اوله داگ چارلز، تو قراره محصولی رو معرفی کنی، ‫به اسم ریور

‫که قول دادی عدالت اقتصادی جهانی ‫رو برقرار کنه

‫چرا پولدارترین مرد دنیا

‫انقدر به عدالت اقتصادی علاقه داره؟

‫خب، همه باید به عدالت اقتصادی علاقمند باشیم

‫به همین سادگیه. نه؟

‫پدر و مادر تو چپ‌گرای رادیکال بودن

‫بعضی‌ها ممکنه بگن می‌خوای ‫مامان و بابا رو خوشحال کنی

‫بیخیال

‫ببین، پول مثل آب جاریه

‫به جیب‌های ابرپولدارها

‫و همونجا می‌مونه

‫به جاش باید جاری بشه به یه سری مخزن ‫برای نسل‌های آینده

‫و تنها راه برای این کار

‫شفافیت مالی مطلقه

‫مگه نه؟

‫ابرپولدارهایی مثل تو

‫آره

‫می‌خوای همه حساب‌های بانکیت رو ببینن

‫خب، من چیزی برای قایم کردن ندارم

‫ولی آدم‌هایی هستن که ‫خیلی چیزا قایم کردن

‫و ریور قراره...

‫زمان خیلی کمی داریم

‫این کار باید قبل از اینکه ‫این ریور رو منتشر کنه انجام بشه

‫مفهومه؟

‫تولدت مبارک ‫

‫تولدت مبارک

‫تولدت مبارک

‫کارلیتوس!

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left