Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
کاری از دستم بر میاد که کمکت کنم؟
اون جعبه آشغال هایی که گوردون جمع کرده رو ببر بده خیریه.
این وسایل مامانه؟
میدونم از اون آهنگ خسته شدی، آخه هزار بار برات گذاشتمش.
هر چقدر هم عاشق اون آهنگ باشم، بازم به اندازه عشقم به تو نیست، جو.
از روی اون نوار اینجوری به نظر میاد که شما دوتا با هم دوست بودین؟
الیس، واسه مراسم امشب خونه رامونا، هدیه گرفتی؟
- چی؟ - باید یه چیزی برای انی بگیری.
- دیشب کجا خوابیدی؟ - خونه اونا.
بین شما دوتا یه چیزی هست یا نه؟
ببخشید، ایشون استیسی مالوری خوشگله.
سلام.
- فکر میکنی ازش خوشت اومده؟ - چرا؟
- هیچی. - حسودیت شده؟
اونا!
خب... اینم ایوون.
میخوام ببوسمت.
هی، خواهرت کجاست؟
اگه فکر میکنی زده به کانادا، انقدرها هم نشئه نیستی.
میرم پیشش.
داداش، نه. این کارو نکن. خیلی از دستت عصبانیه.
میدونم. واسه همین باید برم.
باشه، خیلی خب. میرم درستش میکنم.
- خدای من. - ببخشید، تو دیگه اینجا چیکار میکنی؟
بابابزرگ جزیره رو به ما هم ارث گذاشته. پس الان سه نفریم بچه ها.
بیا این جزیره رو بفروشیم.
من یه اقامتگاه لوکس میبینم.
من... کلبه های روی آب میبینم. آتلیه میبینم.
من میبینم که یه عالمه خونه کوچیک بفروشیم
و یه عالمه پول به جیب بزنیم.
دکمه خاموشش کجاست؟ اصلا داره؟
کانر، ما این جزیره رو نمیفروشیم.
آروم. گوشم خیلی تیزه.
امروز نمیفروشیمش، ولی وقتی 18 سالمون شد...
آره، ولی تو که به زودی 18 سالت میشه؟
آره. جشن حسابی میگیرم. تو هم دعوتی، آبجی.
- الان دیوونه میشم! این... - میدونم، ولی نمیتونی...
دو سوم رای لازمه، پس...
اصلا مهم نیست، چون من کاری که اون نخواد انجام نمیدم.
مرسی.
از همین الان خودتو آماده قبول کردنش کن،
چون اینجا هیچ وقت فور سیزنز نمیشه، هیچ وقت هم اروان نمیشه.
همین جزیره جادویی باقی میمونه
که تا آخر عمرمون با بچه هامون میایم اینجا،
همون جوری که مامان و بابابزرگ میخواستن. یا...
نه!
حس میکنم دارین زورم میکنین.
مامان عاشق اینجا بود، کانر.
اینجا بودن انگار کنار خودشه.
نمیتونی فقط یه لحظه این حسو درک کنی؟
نه. احساسات فقط قضاوت تجاریمو خراب میکنن.
تو که اصلا شعور تجاری نداری.
باشه خانم من میخوام برم وارتون مثل بابام.
پس بیا قانعم کن...
که چرا باید به جای پول درآوردن، خاطره بسازیم؟
از پسش بر میام.
- یعنی همین الان ارائه بدم؟ - آره.
ترجیح میدم یه کم وقت داشته باشم آماده بشم.
من معمولا پاورپوینت درست میکنم.
دانشکده مدیریت میری. حتما عالی انجامش میدی.
باشه. خیلی خب. قبوله.
اینجا... دختر خوشگل خیلی زیاده.
آدم خوشگل همه جا هست. خدا بزرگه.
- میرم خودمو از پل پرت کنم. - قایق سواریشم عالیه.
کلی سبزی تازه هست. کدو سبز هم هست، کدو هم هست.
- آره... - کدو سبز خودش کدوعه.
- رامونا، تازه... - آره، دارم فکر میکنم...
- آب تمیز. - آره، آب تمیز هم هست!
پرنده های لون هم هستن، خیلی بانمکن.
- شیرجه از صخره. - آره، شیرجه از صخره.
- و... - آره.
عکس های قدیمی مامان اینجاست،
وسایل قدیمیشم هست. کانر، داداش...
خاطره قیمت نداره.
- داداش... - خب، تاثیرت گذاشت؟
واقعا قصد ندارم الان نامردی کنم، ولی...
بدجور خراب کردی.
واقعا افتضاح بود. ببخشید که میگم،
ولی الان میفهمم
چرا تو برنامه دانشکده مدیریت قبول نشدی.
من...
نباید اینجوری باهات حرف میزدم. تقصیر من بود. خیلی بی رحمانه بود.
میدونی چیه، کانر؟
باشه. حرفت رو میفهمم.
فقط یه هفته اینجا بمون.
اگه ازش بدت اومد،
اگه اصلا نتونستی باهاش ارتباط بگیری،
اون وقت جدی درباره فروختنش حرف میزنیم.
آره، یه دقیقه وقت میخوام درباره تصمیمم فکر کنم.
ببخشید، فقط یه لحظه میبرمت کنار.
چته تو؟ واقعا چته؟
دارم دروغ میگم.
- دروغ میگی؟ - معلومه. فقط میخواستم خفه بشه.
دمت گرم. حرکتت خوب بود.
- مرسی. - آره.
باورم نمیشه بابت اون گفتم مرسی.
آخرش عاشق یه دختر اینجا میشه و خودش میمونه.
- تو همه سفرامون همین شده. - باشه.
- یا یه خرس میخورتش. - گرگ.
- یا یه گرگ میخورتش. - کانر! پیشنهاد تا...
پنج، چهار، سه، دو، یک... منو ببر صخره ها.
قبوله. بزن بریم.
صخره ها چقدر ارتفاع دارن؟ گرگ هم اونجا هست یا نه؟
اگه جای تو بودم، کمتر حرف میزدم و بیشتر راه میرفتم.
راستی اتاق من کدومه؟
قسمت چهارم
الو؟
سلام. میخواستم با جوزف اندرسون صحبت کنم.
الان خونه نیست.
میشه بهش بگین بهم زنگ بزنه؟
اسم من مارجوری لوییسه، وکیل امور ارثیه گوردون کمپبلم.
باشه.
راستی، اتفاقی شماره تماس رامونا کمپبل رو ندارین؟
- نه، ندارم. ببخشید. - باشه.
لطفا به آقای اندرسون بگین تماس گرفتم.
حتما، میگم.
- خوبی؟ کی بود؟ - آره.
یکی کارش با بابا بود.
- پس شام میبینمت؟ - آره.
رک و راست نظر بدین.
باورم نمیشه.
کارت عالیه.
باورم نمیشه؟ عالیه؟ واقعا؟ من دنبال بی نقص بودنم!
میرم دوباره امتحانش کنم.
- بی نقصه. - بهم دروغ نگو.
- اون نمیدونه چقدر با استعدادی... - هی!
- هی. - چطوری؟
داریم بیور تیل میخوریم.
خوبه اومدی.
یه چیزی میخواستم ازت بپرسم.
بفهمم چرا فکر کردی چراغ رومیزی هدیه رمانتیکیه.
میخوای دوست پسرش بشی یا برقکارش؟
- آره. - خوب گفتی، میپل.
در هر صورت، وقتی رسیدم داشت روری حسابی میبوسید، پس...
نه، نه، نه، الیس.
الیس، نگام کن. تو خیلی جذابی، باشه؟
قبولش کن. بهش افتخار کن.
داداش، اون ازت خوشش میاد. کاملا معلومه.
نذار اون پسر احساساتی بینتون خرابکاری کنه.
دعوتش کن برای فیلم.
فقط یه کاری بکن، خواهشا.
عالیه. به خودت برس.
- سلام. - سلام بچه ها.
- سلام. - سلام.
- سلام. - سلام.
خب، پس خودمو معرفی میکنم.
من کانرم، برادر دوقلوی غیر همسان انی.
- از قبل عذرخواهی میکنم. - پس تو اون یکی بامزه ای نیستی؟
حتما خودتون فهمیدین. خب، این خیلی خوب به نظر میاد.
امروز اصلا حوصله شکستن گردنم رو ندارم، ولی قراره از صخره بپریم.
- بعدا علتشو میگیم. - من که هیجان زده ام.
البته از اون هیجان هایی که یه کم هم استرس داره.
خیلی بلند غذا میجوی. بیا دیگه.
آره، حتما. من همیشه پایه ام.
- آره، تو پشتک زدن معروفم. - نذار پشتک بزنه.
- باشه. - بچه ها!
میاین؟
آره.
عالیه.
رامونا؟ ببخشید...
- یه لحظه میشه باهات حرف بزنم؟ - آره.
- واقعا؟ بیرون؟ - آره، فقط...
این چیز نرم و خوشمزه دیگه چیه؟
بیور تیله.
خب، چی شده؟
وکیل گوردون دنبالت میگرده. به خونه زنگ زده بود.
- خب؟ - چرا دنبالت میگرده؟
- چرا میخواسته با بابام حرف بزنه؟ - نمیدونم. از خودش بپرس.
رامونا...
ببین، وقتی یکی میمیره، وکیل ها زنگ میزنن و کارای اداری انجام میشه.
نمیدونم. فقط دردسره. ببخشید.
ربطی به جزیره داره؟
- چیزی نیست. - مطمئنی؟
امم...
خب، ظاهرا...
مالک جزیره با انی و کانر شریکم. یعنی سه نفری بینمون تقسیم شده.
- ولی خودم جمعش میکنم، باشه؟ - چی؟
آروم باش. انی بهم قول داده هر چی من بگم انجام بده،
و منم که معلومه نمیخوام بفروشمش، پس خیالت راحت.
- چی؟ کانر؟ نگه دار! - اون روریه؟ ایول داداش.
جریان چیه؟
چه خبر؟ داداش، خیلی خوشحالم میبینمت.
روری داداش، مثل همیشه خوش تیپ.
دمت گرم.
کانر، ببخشید، ولی داری برق میزنی.
این دیگه چیه؟ رطوبت هوا خیلی بهت ساخته.
رطوبت برای پوستم عالیه. من بهترین قیافمو تو باهاما دارم،
و ظاهرا کانادا هم همینطوره.
باشه، سوار شو بازنده. میخوام همه جا رو نشونت بدم.
عزیزم، منو ببر صخره ها.
صخره ها؟ آره! عاشق صخره هام.
صخره ها دیگه کجان؟
صخره یعنی یه دیواره سنگی بلند.
پایینش معمولا آب هست، البته امیدوارم این یکی داشته باشه.
- بزن مسیر صخره ها. - یعنی داریم میریم خونه کلیف؟
رفتار پسرا واقعا عجیبه.
همین که با هم دوستن خودش علامت خطره.
No comments yet. Be the first to leave one.