Первые 200 строк.
رفیق...
پارسال همین موقع یه دوربین14 روی اسلحهم نصب کردم
به یک و نیم کیلومتریم میرسیدن میزدمشون
روز خوبی برا بودن تو جنگل نیست
اینجاها گرگ هست
تو دیگه کی هستی؟
هیچکی
چرا برنمیگردی خونهی مامانبزرگت روپوش نارنجی پوش کوچولو؟
تو به زمین من تجاوز کردی
پس یا همین الان راهت رو میکشی میری
یا دوستم که اینجاست به پلیس زنگ میزنه
ولی دوست من نمیخواد آقا پلیسا رو قاطی کنین
خواهش میکنم، صبر کن میتونیم دراینباره صحبت کنیم
- صبح بخیر - صبح بخیر
بیدارت کردم؟
نه، داشتم خواب هفت پادشاه رو میدیدم
اون تشک بادی خیلی راحته
حرص اونو نخور چون من تختمون
و همه چیزای دیگه رو امروز میفرستم
مدل موهات رو عوض کردی؟
چطوره؟ خوشت اومده؟
عاشقشم
هی، اینا چیه؟
هیچی
نگرانشون نباش
اینا همشون آخرین اخطاره
وقتی دنبال پیدا کردن تو بودم
پول زیادی رو خرج کردم
چقدر؟
همش
آره
نزدیک بود مجبور بشم آپارتمان رو هم بفروشم تا خرجش رو در بیارم
الان همه چی ردیفه جفتمون برگشتیم سر کار
اوضاع خیلی زود برمیگرده به حالت عادی
چی؟
چی شده؟
راستش من الان گیاهخوارم
- جدی؟ - آره
باشه
خب، تمام راهبهای کاتماندو گیاهخوار بودن
و بعد، من یجورایی علاقهمند شدم
چیز دیگهای هم هست که باید بدونم؟
چیزی به ذهنم نمیرسه
خوبه
استیوارت، چند تا پردازنده رو جابجا کردی؟
سیستم من خیلی کُند شده
اساساً، از وقتی که رفتی تا نرمافزار «الفتاون» خودت رو بسازی
اون دیگه سیستم تو نیست
اینکارو نکن استیوارت میدونی اسمش «الفویل»ـه
خیلیخب، اسمش «ویزاردویل»ـه
جفتتون میدونین
تا هفت هفته توی «اَپاستور» بهترین نرمافزار بود
اون آشغالای الفتاون حتی نتونستن سرمایهی اولیه
سرمایهگذاری مخاطرهآمیزمون رو جور کنن، پس...
من حرفم فقط اینه که این الان یجورایی آزمایشگاه ماست
یه آزمایشگاه مشترک با یه سیستم مشترک
پس بیاین روی چیزای کوچیک دعوا نکنیم و...
همهی تمرکزمون رو روی این خالکوبی بذاریم
که رفته رو مخ من
یه خالکوبی که رفته رو مخ تو
کاملاً چیز کوچیکی حساب میشه
سیستم من، که خودم طراحیش کردم
برای هدفی جامعتر بهینهسازی شده
پترسون، یه خالکوبی هست که رفته رو مخ من
میخوام امروز رمزگشایی بشه
آره! گفتنش راحته
خالکوبیای که میخوای رمزگشایی کنی رو انتخاب میکنی
و ماشین جادویی رمزش رو میشکنه
- کدومشون؟ - پرسیوس
فکر کنم دیشب یکمش رو حل کردم
خودت حلش کردی؟
جز خوشتیپی چیزای دیگه هم دارم تاشا
خیلیخب، چطوری حلش کردی؟
- اینجا چیکار میکنی؟ - میخوام یه لطفی بهم بکنی
یکم کمک درباره خالکوبیها
چیه؟ زده به سرت؟
شاید. ولی تو به من کمک میکنی
اگه نکنم؟
به جین میگم تو برلین چه اتفاقی افتاد
چی میخوای؟
میخوام فردا حل بشه
وگرنه آدمای زیادی میمیرن
من اسب تروی تو هم نمیشم
افبیآی برام مهم نیست
یا نابود شدن دنیا
میخوام کمکت کنم نجاتش بدی
هی اینو به خودت بگو
خالکوبیهای جدید جین متفاوتن
- یه ترتیبی دارن - پس چطوره از چندتاشون رد بشم
بازی پایانیت رو بفهمم و گیرت بندازم
جواب نمیده
سعی کنی خیلی بالا بری خیلی سریع بری...
تمامشون فرو میریزن
پس هر از گاهی
بهت میگم قدم بعدی رو کجا بذاری
«پرسیوس» رو حل کن
جواب از الان تو دستات هست
داشتم خالکوبیهای جدید رو نگاه میگردم
متوجه چیز عجیبی دربارهی دستای پرسیوس شدم
پنج انگشت تو دست چپش داره
شش تا تو دست راستش
یازده
عجب مُخ ریاضیای هستی
هیچ سندی در اساطیر یونان نیست
که چیزی دربارهی یازده انگشت بودن پرسیوس بگه
ولی یه جایی رو میشناسم که میگه
بالای ایالت نیویورک، فینگر لیکز
یازده تا هستن
خیلیخب، اینم نقشهی اون منطقه
میتونی ببینی اون خالکوبی با نقشه جور در میاد؟
تمام خالکوبیها بُرداری هستن هر کاری میتونم بکنم
پس بذارین بزرگش بکنیم شمشیرش رو حذف کنیم
سر «مدوسا» رو هم برداریم
ببین، انگشتا با دریاچهها تطابق دارن
پرسیوس دو حلقه در هر دو دستش
با علائم مطابق هم داره
L-X-T و Y-1-7
شاید باید حروف رو تبدیل کنیم تا مختصات رو بدست بیاریم
نه، ولی هنوزم اگه علائم رو به هم وصل کنیم
شاید چیزی پیدا کنیم
نقطهی تلاقی
تصویر ماهوارهای نقشه رو نشون بده
زوم کن
اونجا کجاست؟
چیزی نیست یه زمین بزرگ متروک
وایسین، این خالکوبی کجای بدنمه؟
سینهی چپ، قفسهی سینه!
ناحیهی سینهی چپ
خب چی میشه اگه خالکوبیهای جدید رو بردارین
و اونو با خالکوبیهای قدیمیتر که تو ناحیهی
سینهی چپم هستن بپوشونید؟
تو نقطهی تلاقی چی هست؟
خالکوبیهای جدید با خالکوبیهای قدیمی برخورد میکنن
یه دایره
نه، اون یه شعاع جستوجوئه
ولی دنبال چی میگردیم؟
L-X-T و Y-1-7 چی هستن؟
- نمیدونیم - این تنها مشکل ما نیست
اینبار اوضاع فرق داره ما میدونیم رومن تو رو خالکوبی کرده
میدونیم انگیزههای پنهانی داره
بازی کردن بازی رومن خطرناکه
و بازی نکردنش هم خطر داره
نمیگم بازی نکنیم
فقط میگم دربارهش واقعبین باشیم
مراقب باشیم، اطلاعات بیشتری جمع کنیم
اگه انقدر زمان نداشته باشیم چی؟
من چیزی روی این نمایشگرها نمیبینم
که بگه باید همین الان بریم تو کارش
ما فقط نمیتونیم دوباره کورکورانه بریم دنبال خالکوبیها
نمیذارم این دفتر به بازی گرفته بشه
منظورت اینه من به بازی گرفتمش؟
من همچین حرفی نزدم
تموم بدنم منو به بازی گرفته
خطراتش رو میدونیم
هممون به این نیروی ویژه پیوستیم تا حلشون کنیم
تا حالا چند بار درست بموقع جایی رسیدیم؟
یا بعضی وقتا چند ثانیه دیرتر؟
ممکنه جون خیلیا در خطر باشه
باید الان اقدام کنیم
چیز خوبیه که الان اقدام میکنیم
یه چیزی این بیرونه فقط باید بازم بگردیم
داشتیم میگشتیم تموم روز
نذارین تا آخر شب بکشه
یه تیم میفرستم تا این کار خستهکننده رو تموم کنه
این کار کیفش کجاست؟
نمیخوام همینجوری بکشم کنار
اگه دستور باشه اسمش کنار کشیدن نمیشه
کارمون تمومه، بریم
هی...
تو فقط عصبانی شدی چون لباس مارک «گوچی» تو رو گلی کردم
من وقت اینو ندارم تا دنبال نخود سیاه بگردم زاپاتا
آروم باش، شوخی کردم
من باید دفترم رو بچرخونم
ببین، شاید شعاع جستجو رو اشتباه اومدیم
نه، همینجاست
- فقط هنوز ندیدیمش - چی رو ندیدیم؟
آخه چی اینقدر مطمئنت میکنه
که اینجا نقطهی درسته؟
فقط یه شک
یه ماهوارهست
هی،ببینین...
L-X-T-Y-1-7
درست مثل خالکوبی
دقیقاً برا همین اینجاییم
انگار یکی دیگه هم همینطوره
عقبنشینی به سمت ماهواره!
اونجا!
بخاطر نور چراغاش نمیتونم شلیک کنم!
من کالیبر پنجاه دارم!
رید! بخواب!
فهمیدی؟ نمیتونیم اینو برنده بشیم
بیا فقط توش زنده بمونیم، باشه؟
اینا دیگه کی هستن؟
دارن یه چیزی رو میبرن
خیلیخب، بریم!
پترسون...
یه تیم بازیابی بفرست اینجا
و یه ماشین
چی رو بردن؟
نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.