A Marine Story

A Marine Story

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

A Marine Story 2010 720p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-playWEB
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian A Marine Story 2010 زیرنویس فارسی فیلم

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-11-24
Загрузки: 7
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

سلام. سلام.

پس فرانک کی تعطیل شد؟

اوه، دو سال، سه سال پیش.

اوه؟ آره.

اشکالی نداره اینو اینجا بذارم تا خرید کنم؟

آره، بفرمایید، عزیزم.

یه پاکت سیگار بهم میدین؟

ام... حتماً. چه مدلی می‌خواین؟

اونایی که اونجاست چی نوشته؟

اینا لایت هستن.

اونایی که اون پایین هستن چیا هستن؟

فقط اون آبی‌ها.

اینا منتول هستن.

اون یکی‌ها که اونجا سمت راست هستن.

۶ دلار و ۲۴ سنت با مالیات.

ام...

می‌دونین... پولم رو خونه جا گذاشتم.

باید برگردم.

به ۹۱۱ زنگ بزنید!

این دستو می‌شکنم. می‌شکنمش!

تکون نخور.

تکون نخور!

اون پسر داره تو لجن‌زار غرق میشه.

انگار همه‌شون همین‌طورن.

وقتی ما هم‌سن اونا بودیم، آزمایشگاه مت اطرافمون نبود.

فکر کنم همه چیز همیشه رو به بهتر شدن نمیره.

نه، نمیره.

یادم نمیاد وظیفه تو باشه که در موردش کاری کنی.

دنبال دردسر نبودم، مکس.

اون این‌طوری نمی‌گه.

ببین، چهار بار اعزام شدن به جنگ، گاندی رو هم عصبی می‌کنه.

پس می‌فهمم که ممکنه تحت فشار باشی.

اما آروم باش، سرباز. این کارا رو بذار به عهده من.

می‌دونم، کار احمقانه‌ای بود، دیگه تکرار نمیشه.

تو یه نبرد مهم‌تر در پیش داری.

می‌خواستم برسونمت ولی یکم سرم شلوغه.

اشکالی نداره.

چند وقته اینجایی؟ یکی دو هفته.

خوبه.

وقتی با ژنرال صحبت کردی سلام برسون.

حتماً.

هی، مکس.

یه دختری بود.

قد بلند، موهای قهوه‌ای؟ آره.

تکیلا هم دارین؟

هنوز باز نشده.

وای خدایا! این یه اِوِرِتِه؟

سلام، شِلی.

آلکساندرا اورت، اینجا چه غلطی می‌کنی؟

مگه نمی‌دونی جنگه؟

بابات و برادرت چطورن؟ هنوز همه اعضاشون سر جاشه؟

آره، تا حالا که آره.

برای همین دعا می‌کنیم، آره، همین‌طوره.

مثل همیشه فوق‌العاده به نظر میای.

ممنون. شما هم همین‌طور.

اوه، خواهش می‌کنم. تفنگدارا که نباید دروغ بگن.

بذار یه نوشیدنی مهمونت کنم.

نه ممنون. فقط اومدم سلامی بکنم و برم دستشویی.

باشه، می‌دونی کجاست.

پیاده اومدی؟ می‌تونم برسونمت خونه.

نه، ممنون.

باید خستگی مسیر قطار رو با پیاده‌روی از تنم دربیارم.

ده مایل که پیاده‌روی نیست، عزیزم. یه راهپیماییه.

سه پیام جدید.

آلکساندرا، سلام.

تریسی فلورس هستم از املاک سان لوکاس.

میشه لطفا باهام تماس بگیری و فقط تأیید کنی.

که شما اونجایی و من نباید خونه رو رزرو کنم؟

ممنون.

الکس، منم پدرت.

داشتم سعی می‌کردم به گوشیت زنگ بزنم، اما موفق نشدم.

مشاور املاک چیزی در مورد اینکه تو خونه هستی گفت.

اگه هستی، زنگ بزن.

هی، الکس، جو هستم. تازه خبرو شنیدم.

واو.

و ما حق انتخاب داشتیم، یا حرف یه دیوونه رو باور کنیم.

یا برای دفاع از آمریکا و جهان وارد عمل بشیم.

در مواجهه با این انتخاب.

من همیشه از آمریکا دفاع خواهم کرد.

به طور کلی تصور می‌شد که خشونت‌های اخیر در عراق کاهش یافته بود.

یعنی تا به امروز.

یک خودرو بمب‌گذاری شده منطقه عمدتاً شیعه‌نشین را در هم کوبید.

شمال بغداد به نام الحریه.

این خودرو که کنار یک ایستگاه اتوبوس در ساعت شلوغی پارک شده بود.

انفجار در منطقه عمدتاً شیعه‌نشین.

مغازه‌ها و آپارتمان‌های مسکونی را در بر گرفت.

و باعث هرج و مرج و سردرگمی در میان خیابان‌های شلوغ شد.

انفجار آزمایشگاه مت آمفتامین در خانه‌ای در بِر ولی دیشب.

یک کشته و یک نفر دیگر با سوختگی شدید برجای گذاشته است.

این سومین انفجار آزمایشگاه مت در سال جاری است.

هی!

این رو خریدی؟

هنوز نفس داره.

می‌بینم که پرچم رو بالا بردی.

یکی از اورت‌ها خونه‌ست.

فعلاً.

یه نگاهی به صندلی عقب ماشینم بنداز.

اسمش زعفرانه. زعفران اسنو.

خانواده اسنو رو یادت میاد؟ آره.

در مورد تصادف شنیدی؟

راننده مست چراغ قرمز رو رد کرد.

هم پدر و مادرش رو کشت، هم برادرش رو.

ولی یه جوری زنده موند که خودش یه معجزه‌ی کوفتیه.

این مادربزرگشه.

خانم اسنو.

الکساندرا، منو یادت میاد؟

معلومه. شما با مادرم دوست بودین.

از وقتی اون فوت کرد، ندیدمتون.

خیلی بهت افتخار می‌کرد.

اون کلی نقشه برای اینجا داشت.

خب ببین...

داشتم فکر می‌کردم اگه ممکنه بهمون کمک کنی.

اون کارایی که اون روز کرد...

برای زعفران تقریباً آخرین باری بود.

قاضی بهش یه حق انتخاب داد.

یا بره ارتش یا بره زندان.

با این دوستایی که داره...

می‌ترسم زندان رو انتخاب کنه.

اون به اندازه کافی بزرگ شده، دیگه صحبت از کانون اصلاح و تربیت نیست.

تا آخر ماه وقت داره تا خودشو جمع و جور کنه.

و روی یه استخدام‌کننده تأثیر خوبی بذاره، وگرنه...

فکر کردیم اگه فقط چند کلمه باهاش حرف بزنی...

بهش انگیزه بدی.

من که استخدام‌کننده نیستم، مکس. می‌دونم.

ولی اون دختر خوبیه، الکس.

لطفاً.

دیگه حرف منو گوش نمی‌کنه.

دیگه نمی‌دونم چیکار کنم.

باشه.

بهتره قبل از اینکه تو اون ماشین کباب شه، بیارمش بیرون.

عالیه.

ممنون، ممنون.

می‌دونم که می‌دونی چه حسی داره.

حالا به حرف این خانم گوش می‌کنی، فهمیدی؟

هی، مکس، فقط بذارش اینجا.

خودم بعداً می‌برمش خونه.

اگه آب خواستی، اونجاست.

این کارا رو تو ارتش یاد گرفتی؟

تفنگداران دریایی.

قرار نیست یه جور سخنرانی انگیزشی برام داشته باشی؟

درباره‌ی ارتش یا همچین چیزی؟

فکر نکنم.

اوه، باشه. چرا نه؟

مادربزرگت گفت دیگه زیاد گوش نمی‌کنی.

فکر نکنم حرفامو هدر بدم.

تا وقتی که مطمئن بشم تمام حواست پیش منه.

ببخشید، چیزی گفتین؟

بهت بگم چیکار می‌کنی.

فردا صبح تنها برگرد اینجا.

اگه علاقه‌مند باشی، کمکت می‌کنم.

باشه. هرچی تو بگی.

ماشین دیگه‌ای داری؟

نه.

ولی شما گفتید منو برمی‌گردونید!

اوه، اون رو شنیدی، آره؟

خب پس می‌تونم از تلفنتون استفاده کنم؟

از پاهات استفاده کن.

من پنج مایل از اینجا دورم!

پس نباید زیاد طول بکشه.

می‌دونید که من چیزی ندزدیدم!

شما منو دیدید، می‌دونید که نکردم! من فقط اونجا بودم!

فردا صبح زود برگرد اینجا.

بدون اون پیرسینگ دماغت، بعد حرف می‌زنیم.

گورت رو گم کن!

پیام ما به فرماندهان حاضر در میدان

و به رهبران ما اینه که...

بر اساس مدل استقرار فعلی ما،

تعداد نیروهای مرتبط با افزایش،

نمی‌توانند برای مدت نامحدودی حفظ شوند.

با این حال، من شنیده‌ام...

این هم گزارش کانال پنتاگون شماست.

تعهدات دیپلماتیک ایران

برای کمک به ثبات و بهبود وضعیت امنیتی

در عراق، هنوز برآورده نشده‌اند.

این بر اساس گفته‌ی سرلشکر

همه بهم پیشنهاد رسوندن دادن، جز تو.

انگار به ورزش نیاز داری.

هی، دختر.

یه نوشیدنی دیگه براش میاری؟

منم همون رو می‌خورم.

پس حساب باز می‌کنیم؟

آره، چرا که نه.

خب دیگه چه خبر؟

هالی رو دیدی؟

فکر کنم الان فرزنو زندگی می‌کنه.

ولی از وقتی رفت دانشگاه، باهاش حرف نزدم.

و تو هم رفتی که تتو بزنی.

وای.

پس خیلی وقته گذشته.

عجیبه چقدر راحت آدما رو گم می‌کنی.

حداقل بعضی وقتا پرچم رو می‌بینم.

اون یه یادآوریه.

باید خیلی زودتر می‌اومدم سلام کنم.

متاسفم.

آها.

ازدواج کردی.

منم همینطور.

چیز زیادی رو از دست ندادی.

خب.

کی برمی‌گردی؟

More Farsi Persian subtitles for A Marine Story

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left