Первые 200 строк.
الان میافتی
خیلی کیف میده
متأسفم، اینجا تو منطقه ممنوعه هستین. پارکینگ بانک اونجاست
داشتم شوهرم رو پیاده میکردم. فقط میخوام یه چک نقد کنم
ممنون میشم اگه بذارین همینجا بمونه. مچ پام داغونه
بذار من ماشین رو پارک کنم
تو پشت چک رو امضا کن، من نقدش میکنم
خودم نقدش میکنم. چک خودمه
خودم امضاش میکنم و نقدش میکنم
میترسه پولها رو بردارم و فرار کنم
لازم نیست مثل یه پیرمردِ فزرتی باهام رفتار شه
کسی نگفت فزرتی هستی. خودت اینجوری نشون دادی
باشه، اشکالی نداره. میتونین همینجا پارک کنین
ولی لطفاً زود تمومش کنین
خیلی ممنون، جناب سروان. آدم با یه هیپی ازدواج کنه، اونوقت اونا میان چکهاش رو هم امضا میکنن
جورج، آدام، ۱-۷-۴-۲
چی؟ پلاکهای اون کانتیننتال
چهشون شده؟
نمیدونم. تقریباً مطمئنم این شماره رو تو لیست ماشینهای سرقتی دیدم
خب، استعلامش کن
سن میگل ۴، درخواست استعلام پلاک
جورج، آدام، ۱-۷-۴-۲
روز خوش، ریک. ممنون، خانم اَمبار
صبح بخیر. صبح بخیر، قربان
میشه لطفاً پشت این رو امضا کنین؟
اوه، بیاین، از خودکار خودم استفاده میکنم
با این بهتر مینویسم
بفرمایین. ممنون
اوم، آقای پتیس، شما اینجا حساب دارین؟
نه، ولی این چک معتبریه
حتماً همینطوره، آقای پتیس، ولی باید تاییدیه بگیرم
البته. ببخشید
خانم وِستا؟ جانم، عزیزم؟
میشه برای این از آقای یانگ تاییدیه بگیریم؟
اوه، بله
حتماً، شک نکن
۴ سلام، جسی. سن میگل
از اون پلاکهای کلرادو چیزی دستگیرت شد؟
هنوز نه. داریم چک میکنیم. الان بهت خبر میدم
آقای پتیس؟ بله، قربان
متأسفم قربان، ولی این بانک خارج از ایالته
ولی این چکِ تضمینیِ بانکیه، قربان. مگه مشکلی داره؟
حتماً مشکلی نداره. فقط یه چکیش میکنم
خانم وِستا. بله، آقای یانگ؟
میشه این رو تایید کنین؟
این چک هیچ مشکلی نداره! اوه
زود باش پیرمرد، برو چسبِ دیوار! هیچکدومتون از جاتون تکون نخورین
دستها بالا! اون گاوصندوق رو باز کن تا کسی صدمه نبینه
اوه، خدای من. خدای من
میخوای واسه پول بقیه بمیری؟
نه، ولی نمیتونم
بجنب! یالا
سن میگل ۴، مرکز صدات میزنه. رودی؟
سن میگل ۴. بگو جسی، میشنوم
انگار یه چیزی پیدا کردی. جورج، آدام، ۱-۷-۴-۲ پلاکِ سرقتیه
مال یه کاماروی سبزه که ۷ جولای تو دنور دزدیده شده
خب، ولی الان روی یه کانتیننتال مدل ۷۲ نصب شده
کلانتر داره میاد
همهش همین بود؟ پس بقیه پولها کجاست، آقا؟
همهش همینه. اینجا یه شهر خیلی کوچیکه، قربان
رقاص خوبی هستی؟ متوجه نمیشم، قربان
داری کجکج راه میری. اون پایین چی قایم کردی؟
اوه، هیچی. برش دار
اون تو چیه؟ اوراق قرضه
امیدوارم واقعاً اوراق غیرقابلانتقال باشه
زود بازش کن! چشم، قربان
صبح بخیر خانم. میشه گواهینامهتون رو ببینم؟
اوه، البته
ماشین رو نگه دار! کاپوت رو بده پایین! نگه دار
چارلی، اونجا رو ببین. لتوپارشون کردیم. ایول! پلیسها رو از پا درآوردیم
این رو روی فرکانس اضطراری اعلام کن
تو «ترس کروسس» از بانک سرقت شده
حالتون خوبه کلانتر؟ اوضاع بدجوری به هم ریخته
دو تا افسر تیر خوردن. کمک میخوایم. همه واحدها، یه آمبولانس هم بفرستین
جسی، شنیدی؟ بله، قربان
مظنونین آخرین بار در حال حرکت به سمت جنوب با یه کانتیننتال ۷۲ دیده شدن
یه ماشین چهاردر زرده با پلاکهای کلرادو
سه تا سرنشین دارن. راننده زنه، مسلح و خطرناک هستن
تمام، جسی
کلانتر، مطمئنین حالتون خوبه؟
اون چطوره؟ به هر حال هنوز زندهست
دووم بیار پسر. آمبولانس همین الان میرسه
شماره پلاکشون رو برداشتم! شماره پلاکشون رو برداشتم! جی. ای. ۱-۴-۷-۲
اه، نه، جی. ای. ۱-۷-۴-۲ بود
درسته! جی. ای. ۱-۷-۴-۲. ممنون
کلانتر، پیشونیتون خونی شده
قرار نیست بمیرید، درسته؟
الان دیگه برو خونه، پسرم. برو
در رو باز کنین. کلانتر هورتون هستم
چرا در ورودی قفله؟
در رو بشکنین
آخ! ادامه بده عزیزم
من... من
چی شده نادین؟
آروم باش عزیزم. واقعاً درد داره
خیلی... واقعاً... درد میکنه
خیلی خب
آروم باش عزیزم. آروم
باشه. آروم باش. آروم
باریکلا
آروم... آروم
بیست و هشت رو وضعیت لغزنده
یالا چارلی! نمیتونیم تمام روز رو اینجا بشینیم
چارلی! آروم باش. باشه
میبرمت پیش دکتر، نادین
میشناسیش؟
خدا نکنه
خب، خیلی زود هویتش رو میفهمیم
به محض اینکه اثر انگشتش رو بگیریم. تو با افبیآی تماس بگیر
ما جزو بانکهای فدرال نیستیم
اونا اینجا صلاحیتی ندارن
خب، پس بهتره با دفتر دادستان تماس بگیریم
خانم وستا. بله؟
فوراً با دفتر دادستان منطقه تماس بگیرین
بله، چشم
نذار معطلت کنن. خودم فوراً باهاشون صحبت میکنم
«مینارد بویل» رو تو رینو برام پیدا کن
برام مهم نیست داره چیکار میکنه، وصلش کن به من. چشم، آقای یانگ
چارلی
پرتش کن چارلی. پرتش کن. مواظب باش، این باروت سیاهه
خیالت تخت. با همین آشغالها کلی از این ویتکنگها رو فرستادم هوا و هنوزم زندهام
معرکهست. آره
چارلی
یه چیزی بهت بگم. چی؟
اونا حرفهایان
هیچ مدرک شناساییای ندارن
هیچی! یه صفرِ گنده
ولی میگیریمشون
عمراً بتونن از نیومکزیکو خارج بشن. حس ششمم این رو میگه
اون حرامزادهها رو به صلابه میکشم
چی شده، عزیزم؟
کارش تمومه. خودت هم این رو میدونی، نه؟
گوش کن چارلی، اگه بخوای لفتش بدی
اونوقت یه هلیکوپتر میاد و خفتمون میکنه
چارلی! آره؟
من
حق با توئه هارمن. کارش تمومه
آره
بسیار خب. تانک رو آماده کن و فندک رو بیار. منم کارِ باروت رو تموم میکنم
نه، خودم تمومش میکنم. فقط واسه یه بار هم که شده غافلگیرم کن و کاری که میگم رو انجام بده
باشه، باشه، حتماً
چارلی، جرقه نمیزنه
بذار ببینمش
اوه، فاصلهاش اینجا خیلی زیاده. آره
بیا، باید این فاصله رو کم کنی. میبینی؟ خوبه
تانک رو آماده کردی؟ درها رو ببند. آره
کامیون رو روشن کن
نادین رانندهی معرکهای بود چارلی
آره، همینطور بود
لعنتی، این دندونم داره من رو میکشه
فکر کردم هفته پیش درستش کردی
آره خب، رفتم پیش همون دندونپزشکی که معرفی کردی
واسه من و نادین که کارش خوب بود
خیلی عالی، چارلی. خوش به حالتون
میدونی، نادین یه بار بهم گفت که
تو و اون توی یه نمایش هوایی با هم آشنا شدین
فقط من و اون تو یه هواپیمای دوباله قدیمی
چیکار میکردین؟ اون روی بالها راه میرفت، منم نقش یه مست رو بازی میکردم
نقش مست؟ آره
مثل یه ملوان مست از بین تماشاچیها میومدم بیرون و یه بطری ویسکی رو تو هوا تکون میدادم
تلوتلوخوران میرفتم سمت هواپیما و همه داد میزدن: «جلوش رو بگیرین! جلوش رو بگیرین!»
چند باری تو ارتفاع کم دورِ زمین میچرخیدم
و درست جلوی جایگاه تماشاچیها پشتورو میشدم
وارونه؟ آره
دیوانهکنندهست چارلی. بعد یه روز نزدیک بود کشته بشم و
فهمیدم باید راهِ راحتتری هم باشه
سمپاشیِ مزارع. سمپاشیِ مزارع
آره. فرصتی بود واسه پرواز و مستقل بودن
بعدش هم که خب ما
نتونستیم با اون شرکتهای بزرگ رقابت کنیم
درسته. آره
واسه همین اومدیم سراغ تو و «ال داچر»
تصمیم گرفتیم ببینیم با چند تا بانکِ کوچک چیکار میتونیم بکنیم
بیدردسر. آره، بیدردسر
اونجا رو ببین. چی؟
روبرو رو
آره. سازدهنی بزن
میدونی، قدیما نونم رو از راهِ زدنِ همین درمیآوردم. باشه، بزن
حرفهای میزدم. فقط خونسرد باش
مرتیکهی حرامزاده داره برمیگرده این سمتی
اون واسه چیه؟ خودت چی فکر میکنی؟
هارمن، ما سمپاشیم. سمپاشها اسلحه دستشون نمیگیرن
اون رو زود قایمش کن
باشه. خیلی خب
هر لحظه ممکنه تو اون تپه یه انفجارِ حسابی راه بیفته. اون وقت چیکار کنیم؟
ببینیم چی پیش میاد. با همین روش به اینجا رسیدی؟
حرکت احمقانهای نکن
باشه، ولی این رو بهت بگم، اگه بخواد پشتِ ماشین رو زاغزنی کنه
مخش رو میریزم رو زمین
سلام
مشکلی پیش اومده، جناب سروان؟
میتونم گواهینامهتون رو ببینم؟ البته
این منم، چارلی واریک
از اول سال داریم تو «ریس» کار میکنیم
خیلی ممنون، آقای واریک. خواهش میکنم
اوم، اشکالی نداره یه نگاهی به اون تو بندازم؟
اون تو؟ حتماً
توی این بشکهها چیه؟
اون تو؟ فقط مالاتیون و کلردان
آفتکش، حشرهکش و از اینجور چیزها. علفکش
No comments yet. Be the first to leave one.