Red Sonja

Red Sonja

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Red Sonja 2025 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC
Red Sonja 2025 1080p WEB-DL DDP5 1 H264-AOC
Red Sonja 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-08-25
Загрузки: 128
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ در یک دوره قبل از تاریخ، دوران هایبوریا

‫ سرزمینی بود به اسم هیرکانیا

‫ جایی بسیار زیبا بود با طبیعتی بکر

‫ جایی که انسان ها با الهه زمین یکی بودند

‫ به نعمت هایش احترام می‌ گذاشتند ‫و نعمت هایش را به اشتراک می گذاشتند

‫ در آن دوران همه‌ چیز در صلح و صفا بود

‫ تا زمانی که پادشاه وحشی انزوس بپا خواست

‫ و همه‌ جا را با ترس و تخریب مملو کرد

‫خب، بیا سنگ‌ کاغذ-قیچی بازی کنیم.

‫فقط یه خواب بد بود، ویهور.

‫دیگه وقتشه راه بیفتیم.

‫امروز به سمت غرب میریم.

‫حسم میگه امروز همون روزه.

‫فداکاریت مبارک باشه.

‫مرسی جنگل.

‫الهه عاشرا، امروز بذار ‫قوم و قبیله‌ ام رو پیدا کنم.

‫اوهوم.

‫آه، بس کن.

‫بوی تو حتی یه راسو رو هم از پا درمیاره.

‫این‌ سمت رفتن! بیاین!

‫- نگاه کن، ردپا اونجاست! بجنبید! ‫- دنبالشون کنید، بچه‌ ها!

‫- دنبالشون کن! ‫- آره، اونجا! بجنبید!

‫ردشونو می‌ بینم! بجنبید!

‫دنبال من بیاید! نذارید در برن!

‫بیاید یه پولی به جیب بزنیم!

‫الهه عاشرا...

‫دعا می‌ کنم درد ‫این بچه جنگلت رو کم کنی.

‫و بهم قدرت بده اونایی که این کارو کردن پیدا کنم.

‫نمی‌ تونی بیای.

‫تو همین‌ جا بمون.

‫میرم چندتا گلو ببرم.

‫ویهور، گوشات هنوز پر آبه؟

‫ویهور، گفتم همین‌ جا بمون.

‫وقتی برگشتم، با یه کره‌ اسب عوضت می‌ کنم.

‫یه بشکه دیگه بده!

‫هنوز به اندازه کافی مست نشدم!

‫به نظر میاد روز خوبی داشتید، بچه‌ ها.

‫شاخ فانتاتریوم کلی طلا میاره.

‫آره، هنوزم کلی دیگه اونجا هست.

‫از اینجا میریم بیرون، پولدار می‌ شیم.

‫دیگه چیزی جز موش و لاشخور نمونده.

‫- مواظب پنجه‌ هاش باش! ‫- مواظب پنجه‌ ها!

‫مواظب باش. مواظب!

‫پاتو تکون بده!

‫برو تو! برو اون تو!

‫مواظب باش!

‫امپراتوره. امپراتور داره میاد.

‫خودشه با ماشیناش.

‫جلوی امپراتورتون زانو بزنید.

‫روی زانوهاتون بشینید.

‫چی؟

‫اوه.

‫مرسی.

‫مرسی، خیلی لطف کردی.

‫سرورم، یک ضیافت به افتخارتون آماده کردیم.

‫اوه، اوه. اول پیشرفت، بعد ضیافت، فرمانده...

‫- آرتران. ‫- فرمانده آرتران.

‫فقط می‌ خوام از پیشرفت بشنوم.

‫اوه، پیشرفت عالیه.

‫روزی نیم فرسخ پیش میریم.

‫نیم فرسخ؟ آخه ماشینای من ‫درست کار نمی‌ کنن؟

‫نه، نه، نه. ماشیناتون عالی‌ هستن، سرورم.

‫یه شاهکار اختراع هستن.

‫نشون‌ دهنده حکمت و بینش شماست.

‫هر کدومشون از صدتا برده سریع‌ تر هستن.

‫از نبوغ ذهنتون شگفت‌ زده‌ ام.

‫که حتی تونستید اینا رو تصور کنید.

‫بدون این ماشینا، نمی‌ تونستیم...

‫درختا رو به این سرعت قطع کنیم.

‫ولی جنگل خیلی بزرگه، ‫و کلی کارگر از دست میدیم...

‫- به خاطر هیولاهایی که اون تو زندگی می‌ کنن. ‫- آه، فرمانده آرتران، ببین...

‫ما به چوب نیاز داریم ‫تا کوره‌ ها رو روشن کنیم،

‫و سنگ معدن داره ‫شهرهای کامل میسازه.

‫خونه برای آدما. جاهایی که آدم ها ‫زندگی کنن، کار کنن، تجارت کنن.

‫می‌ فهمی؟ و رازهایی اون تو هست...

‫که من باید به دست بیارم.

‫نمی‌ خوای جلوی منو بگیری، مگه نه؟

‫- هر چیزی که بخواید بهتون میدم. ‫- خوبه.

‫چندتا هیولا برای میدونتون گرفتیم، قربان.

‫دندون‌ تیزها، گرگ‌ گاوها، ‫حتی یه مرگبار.

‫ولی یه غول تک‌ چشمم می‌ گیرم، نه؟

‫درسته، وزیر کلتار؟

‫اوه، بله، بله، امپراتور.

‫شکارچیاتمون الان تو جنگل های نوردهایم...

‫و بریتیوم هستن.

‫اونا ناامیدتون نمی‌ کنن.

‫حالا این پیشرفت واقعیه، فرمانده آرتران.

‫خب، اینا دیگه کی‌ هستن، ژنرال کارلاک؟

‫آخرین بازمانده‌ های شورشیان توران، سرورم.

‫بجنبید، بجنبید! ‫رو زانوهاتون بشینید!

‫آه، آه، آه، آه، آه! ‫مواظب باشین.

‫این مرد یه زمانی ‫بزرگ‌ ترین پادشاه توران بود.

‫اعلی‌ حضرت، بلند شید. ‫شما اشرافی بودید.

‫یه کم غرور تو شکست نشون بدید.

‫میدونی، ما قبلاً یه بار ‫همدیگه رو دیده بودیم، وقتی من...

‫یه پسر برده کوچولو بودم ‫که برای پادشاه انزوس آبجو میریختم.

‫آره، یادمه. ‫اوه، آره، آره.

‫یادمه حتی اون موقع هم ‫نشونه‌ های بزرگی در تو بود.

‫جدی؟

‫چون من یادمه چطور روم تف کردی.

‫- آه... ‫- ولی، ولی، اینا مال قدیمه.

‫شاید بتونیم جبران کنیم.

‫- جبران؟ من... ‫- آره.

‫- در خدمتم، امپراتور. ‫- آره.

‫آره، تو هستی. ‫سرزمینات کنار جنگل هیرکانیا بود.

‫میگن به اندازه کل دنیا بزرگه.

‫میدونی که دنبال یه چیزی اونجام.

‫نصفه گمشده کتاب رازها؟

‫میدونی کجاست؟

‫دریاگان باشکوه، جنگل هیرکانیا...

‫بی‌ انتهاست و پر از هیولا.

‫قبایل اونجا چی؟

‫هیچ قبیله‌ ای نیست، امپراتور. ‫اونجا زیادی خطرناکه.

‫هیرکانیایی‌ ها چی؟

‫هیرکانیایی‌ ها همه قتل‌ عام شدن...

‫توسط سلف شما، قربان.

‫انزوس، همونی که شما...

‫با ماشیناتون و نبوغتون شکستش دادید.

‫فقط خدایان اون تو زندگی می‌ کنن،

‫و فقط اونا تصمیم می‌ گیرن ‫کی می‌ تونه رد بشه.

‫فکر می‌ کنی خداهاتون ‫می‌ تونن جلوی منو

‫از فتح دنیای اون‌ ور بگیرن؟

‫حتی شما هم نمی‌ تونید ‫با خدایان دربیفتید، قربان.

‫جدی می‌ گی؟

‫من خداهاتونو نابود می‌ کنم.

‫می‌ خوای بدونی چطور؟ هوم؟

‫با دانش.

‫دانشی که بهم اجازه میده ‫جهانو کنترل کنم...

‫مثل همون هیولاهای وحشی.

‫دانشیه که تمدن رو برای وحشی‌ ها میاره.

‫تا حالا هیچ کدوم از خداهاتون این کارو کردن؟

‫- نه. ‫- نه؟ چرا؟

‫چرا؟

‫چرا؟

‫چون خداهاتون واقعی نیستن!

‫وجود ندارن، ولی تو هنوز باور داری.

‫واسه همین تو و همه هم‌ نوعات...

‫یه مشت عتیقه از گذشته‌ اید، ‫و من آینده‌ ام!

‫کارلاک؟

‫حکمتون چیه، امپراتور؟

‫این به دردم نمی‌ خوره.

‫اینجا چی داریم؟

‫این ماشین درست کار نمی‌ کنه؟

‫حال میده ببینیم یه پادشاه ‫سرشو از دست میده!

‫نذار امپراتور اینو بشنوه.

‫اون میمون میذاره ‫اون یکی میمونه سرتو ببره.

‫نه، ما براش یه هیولای خوب ‫برای میدون گرفتیم.

‫اومدی تو جنگلم ‫و مرگ و درد جا گذاشتی.

‫تو دلتون جز ظلم چیزی نیست.

‫فاحشه‌ ها باید تو اون چادر باشن.

‫بعداً میام پیشت.

‫به نظر میاد خوب تمیز می‌ شی.

‫قاتل‌ ها!

‫آروم باش، رفیق.

‫زود تو و خونوادت رو برمی‌ گردونم به جنگل.

‫به سلامتیش!

‫جرات داری چیزی که مال دریاگانه رو بدزدی؟

‫هیچ‌ کس نمی‌ تونه ‫موجودات جنگلو صاحب بشه.

‫هرکسی قدرت کافی داشته باشه، ‫هر چیزی رو می‌ تونه صاحب بشه.

‫دریاگان صاحب دنیاست.

‫از کدوم قبیله‌ ای، زن قرمز؟

‫من قبیله ندارم.

‫خونت کجاست؟

‫- این جنگل. ‫- دروغگو.

‫هیچ‌ کس نمی‌ تونه ‫تو جنگل هیرکانیا زنده بمونه.

‫همه اینو میدونن.

‫به هر حال، زودتر از این حرفا نابود میشه.

‫دروغگو! دروغگو! دروغگو!

‫آره.

‫آره، باید به خاطر دروغ هاش گلوشو ببرم.

‫اون موقع می‌ تونه به تو ملحق بشه.

‫چرا داری با هوا حرف میزنی؟

‫دیوونه شدی؟

‫"دیوونه"؟

‫حواست به گستاخیت باشه!

‫به نظر می‌ اومد بهتر از اینا باشی.

‫منم فکر می‌ کردم بهتر باشم.

‫ولی خب، با چاقو بهترم.

‫این دیگه واضحه.

‫اینجا چه خبره؟

‫بجنب!

‫ژنرال کارلاک، این یه سرگرمیه!

‫ویهور!

‫کارلاک، بهش کمک کن!

‫همون‌ جا بمون.

‫زنده می‌ مونه؟

‫بانوی آنیسیا عمیق زخمیش کرده، قربان.

‫زخمش ممکنه عفونت کنه.

‫- ویهور. ‫- میگی هیچ مهارتی تو جنگیدن نداره؟

‫- هیچی که به درد بخوره. ‫- پس چرا کارلاک مجبور شد نجاتت بده؟

‫تو هیرکانیایی هستی؟

‫- حرف بزن. ‫- میگه قبیله نداره.

‫چرا اینجایی؟

‫ژنرال کارلاک،

‫زبونشو باز کن.

‫حالا حرف بزن. به همه بگو.

‫یه نقشه از جنگل هیرکانیا.

More Farsi Persian subtitles for Red Sonja

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left