Первые 200 строк.
."قهوه، "برني
قهوه، آقاي "کوک"؟
،اگه ميخوايم در اين مورد صحبت کنيم .پس شروع کنيم
اما اونجا نشين و اخم کن، جوري که .انگار ميخوام سهچرخهت رو ازت بگيرم
.من اخم نکردم .فقط باهات مخالفم
!"اما "فرانک الجين
یه دفعه بیا نمایش رو !بده به دربون اجراش کنه
.فيل"، يکم واقعبين باش"
.ما الان 5روزه داريم تمرين ميکنيم
،هنرپيشهي نقش اول ما .براي گفتنِ اين جملات، افتضاح بود
.شايد تقصير من بود .شايد من کارگردان خوبي براش نبودم
.بهرحال، ديروز اخراجش کرديم
،از امروز صبح .ما هيچ جايگزيني نداريم
.ما در روز 28اُم در بوستون افتتاحيه زديم .حالا هم توي دردسر افتاديم
و من بدون طعنه زدن هم .ميتونم اينکارو بکنم
ببين، من فقط ميگم .بذار من ازش تِست بگيرم
فيل"، بالاخره، ضرر که نداره" .بذاري يه استنباطي ازش بکنه
نه، باهات موافقم، اما وقتي من ... ميخواستم "ري واستون" رو استنباط کنم
اين فقط وقت تلف کردن بود، و تازه .بازيگرِ خيلي بهتري هم از "الجين"ـه
من خيليها رو ميشناسم که ميتونن .بهتر از "الجين" بازي کنن
و خيليها رو هم ميشناسم ،که ميتونن بهتر بخونن
اما کسي به ذهنم نميرسه .که بتونه هردو کار رو به خوبي انجام بده
بيلي هرتز" چطور؟" - .اوه، اون کلهشق و مغروره -
«ببين "کوکي"، این نمايش «شاهزاده دانشآموز .يا «دوران طراوت» نيست
،کسي که اين نقش رو بازي ميکنه ... بايد لحظهي بازي کردن، بخونه
.و لحظهي خوندن، بازي کنه
.تو هيچوقت «شهر تنها و افسرده» رو نديدي
،الجين" دقيقاً يه همچين نقشي رو بازي کرد" .و توي اون فوقالعاده بود
.خيليخب، حرف منو قبول نکن .از "هنري" بپرس
.اون براي اون نمايش، پيانو زد
کِي بود؟ - .هفت يا هشت سال پيش -
اون موقع توي بارهاي مشروبفروشي .پلاس نبود
.شنيدم خيلي وقته مشروب نخورده
براي يه دائمالخمر .دَه دقيقه هم زمان زياديه
!من که نگفتم بيا باهاش زندگي کن !فقط ميخوام بهم گوش کني
!خيليخب! يالا !بگو ببينم
."لري"
."لري"
... همين که "الجين" اومد داخل، ميخوام - .اون همينجا منتظره -
... نميخواستم مزاحمتون بشم وقتي
.بفرستش بياد
.حالا، "کوکي"، مزه نپرون خواهشاً
،شما رفقا اونجا چه امتحاني ميگيرين نمايش جغد؟
.سلام فرانک
.برني داد" هستم" - اوه، حالتون چطوره؟ -
.ايشون تهيهکنندهي ما، آقاي "کوک" هستن - حالتون چطوره، آقاي "کوک"؟ -
سلام، چطوري؟
،"پال آنگر" .و "هنري جانسون" رو هم که ميشناسي
.سلام هنري - .سلام فرانک. خيلي وقته نديدمت -
ميدوني، چند سال پيش بهش گفتم ... انقدر از موزيکهاي بقيه استفاده نکن
.و براي خودش آهنگ بنويسه
پس به نصيحتم گوش دادي، ها؟ خانوادهت چطورن؟
.خوبن - ... فکر کنم پسر بزرگت
الان دبيرستان ميره؟ - .توي نيروي هواييه -
!نــه - .آره، هست -
.حالا شروع کنيد .يه قرار ناهار دارم
.فرانک، اين يه جور نمايش موزيکاله
داستان «سرزمين اطراف ما»ست .که به صورت نمايش در اومده
کتابش رو يادت مياد؟
.اوه آره، البته
خب، بچه ها ... با تغيراتي که من توش دادم
که تبديل به يه جور .انطباق موزيکال بشه، موافقت کردن
البته نه توي قطعات موزيکال؛ مثل اينکه موسيقي .قسمتي از پارچه شده که از زير و روي تار و پود عبور ميکنه
... ،اوه، اين بهترين راه براي جلب تماشاچيه
.اينکه يه چيز متفاوت بهشون بدي ...
.آره
ميشه چند قسمت رو براي آقاي "کوک" بخوني؟
.توي اولين ترانه، يکي هست - ،برني"، ببخشيد حرفت رو قطع ميکنم" -
اما يه لحظه پيش داشتي در مورد .شهر تنها و افسرده» حرف ميزدي»
شايد فرانک بتونه آهنگهاي .مَرد فروشنده رو بخونه
اينجوري "فيل" هرچي که لازم باشه .رو ميتونه ببينه
... خب، از نظر من که اشکالي نداره، اگه - ... خب، نميدونم يادم مونده يا نه -
تو آهنگش يادته؟ - .البته -
هفتهاي هشت اجرا .به مدت يکسال و نيم
شايد بايد آهنگها رو براي .آقاي "کوک" شرح بدي
.يه جور مقدمه براش بگو - .باشه -
،خب، چيز زيادي نبود ... جاي کوچيکي بود که اون آهنگ
.مَرد فروشنده رو خوندم
يه جور کاراکتر خيالي، فقط بجاي فروختن ... يه داروي اختصاصي
،يا يه چيزي مثل اين .فلسفه ميفروختم
،ميدوني .يه جور فروشندهي بَشاشي
و صحنهي نمايش هم ،در گوشهي يه خيابون در نيويورک بود
،و من زير يه تير چراغبرق ... مثل اين کار ميکردم، و يه
ميتونم يه لحظه از اين استفاده کنم؟ - .از هرچي ميخواي استفاده کن -
.ممنون
،حالا وقتي کارم رو شروع کردم ... داشتم يه
.باشه، باشه، فهميدم
.حالا شروع کن
... من
... فقط ميخواستم بگم
.داشتم يه چمدون خيالي رو حمل ميکردم .يکي از اون لوازم مَرد فروشنده
.خيليخب هنري
و بعد يه مشت آدم بد اخلاق .جمع شدن اونجا
عجله کنيد، عجله کنيد، عجله کنيد ... و
،اوه، يکم صداش برام بلنده هنري ميتوني يکم کمش کني؟
... عجله کنيد، عجله کنيد، عجله کنيد
... و نگراني رو فراموش کنيد، فراموش کنيد
... يه روزي، برادر
... يه نفر پُشتش به ديوار ميخوره
،گذشت زمان ... زندگيِ سخت و دشوار رو آشکار ميکنه
و کاریش هم نمیشه کرد
شاهان واژگون ميشوند و کشورها سقوط ميکنند
ثروتمند، فقير، رئيس سرخپوستان
.اون يه سرخپوست چپدسته، اين پسر من تمام شما رو حساب ميکنم
،سادهلوحها، ابلهها همهتون
اگه از شاهداروي من استفاده نکنيد
،حالا، دوستان .بهتون ميگم چکار ميخوام بکنم
من در اين چمدونم دارويي دارم که ،هر دردي رو درمان ميکنه، شاهدارو، اکسير
.مرهم، روغن و مايعهاي شفا دهنده
چي گفتي، پسرم؟ ميگي چمدون خاليه؟
.پسرم، اين چمدون پُره
،داري با چشمهاي خودت نگاش ميکني .فقط عينکهات کثيف شده
چي گفتي، رفيق؟
ميگي تو هم نميتوني چيزي ببيني؟ .خب، رفيق، بذار يه چيزي بهت بگم
،توي چيزي که خودت ميتوني ببيني .هيچ حُقهاي نيست
حقه توي چيزي هست .که نميتوني ببينيش
تو بايد بتوني چيزهاي ناپيدا .رو تصور کني
:براي مثال
اينجا يک پرتو ماه هست که ميخواد جوانه بزنه
اينجا يک مرغ نغمهسرا هست که آوازِ زيبايي ميخونه
اينجا يک شبِ گرم هست که به خواب ميره
بیا جلو و اجناس من رو امتحان کن
خانمها و آقايان، تمام جنسهاي ،اين چمدون، همونقدر که متعلق به من هستن
.متعلق به شما هم هستن
حالا ماه نقرهاي در آسمان بالاي سرمون هست
و همينطور چمنزار در فضاي جلوي خونهمون اوه، آره
چه ثروتي براي سهيم شدن هست
اين براي منه براي شماست
حالا، اگه شما رؤيايي داريد اوه، چقدر ارزشمنده
و اون بلند پروازيها رو تصور کنيد
ميشه کاري کرد اين دنيا براي همهي ما باشه
حالا اگه هميشه خواهانِ آسمان آبي و صاف هستي
تنها چيزي که هميشه در آخرين آناليز احتياج داري
اينه
يه آهنگ شاد و يه روز عاشقانه رو امتحان کن
و يه حس شوخطبعي که خيلي مفيده
اونوقت ديگه هيچوقت غصهدار نيستي و حس ميکني در يک دنياي عالي قرار داريم
و اين براي منه
براي توست
چي گفتيد، سرکار؟
آيا مجوزِ اين کار رو دارم؟
،بزرگترين مجوز دنيا رو دارم .جواز شعري
چي گفتي؟ اوه، داشتي به صداي من گوش ميدادي، ها؟
بايد به ايستگاه کلانتري بريم؟
اوه، شما اونجا سِمَتي داريد ،که يکم باعث غرورتون ميشه
،يکم روي ماهيچههاتون يکم هم روي اخلاقتون، ها؟
فهميدم، اينطوري بايد .اين موضوع رو حل کنيم
اوه، با يک آهنگ شاد و يک روز عاشقانه
و يه حس شوخطبعي که خيلي مفيده
اونوقت ديگه هيچوقت غصهدار نيستي و حس ميکني در يک دنياي عالي قرار داريم
و اين براي منه
براي توست
و براي اون خانمه
و براي اون آقاست
.از هر چيزي ميشه بهره برد، دوستان
،اگه از چيزي بهرمند شديد به ديگران هم بگيد استفاده کنن، ها؟
.ممنون، هنري ... پسر، تو هميشه استعداد خوبي
براي نويسندگي داشتي، ميدوني؟ - .باشه، فرانک، باشه -
.بايد اينو با يک گروه نوازنده بشنوي
.اون موقع خيلي خوب ميشه
ميشه چند لحظه بيرون منتظر بموني؟
.ميدوني، من چيز زيادي در اين مورد نميدونم
،براي چه کاريه؟ يه قسمت موزيکال يا يه نقش کوچيک؟
.نقش اصليه، فرانک
تمام نمايش .روي اين کاراکتر ميچرخه
.اوه
خب، نظرت چيه؟ حرف خودش رو نزد؟
برني"، احتمالاً اون اين نقشا رو" ... توي مهمونيها اجرا کرده
.براي 10سال اخير ...
يعني واقعاً الان ارزشش رو براي ريسک 200،000دلار ثابت کرد؟
ثابت کرد ميتونه يه نمايش کامل رو بگردونه؟
.اوه، برني، عاقل باش
اين يارو از وقتي تو بچه بودي .همهش توي دردسر بوده
«يه روزي يه نفر براي نمايش «باغ وحش شيشهاي ... روي بازيگري به اسم
،لورت تيلور" سرمايهگذاري کرد" .و ببين اون بازيگر چکار کرد
.برني، يه چيزي رو بهم بگو چي رو ميخواي ثابت کني؟
.تو يه کتاب خوب داري، موزيک خوب ... چرا نميتوني با يه
بازيگر معتبر، شايسته، عادي و کسيکه مَست نباشه، راضي بشي؟
چون اون ميتونه توي اجراش ،تمام اينکارا رو به خوبي انجام بده
و به اين خاطر نيست که مردم .6.60دلار پول ميدن
توي آخرين نمايش، براي تمام مراحل .با "دنلي"، تو با من جنگيدي
و هنوزم فکر ميکنم .تو اشتباه کردي
بجاي اينکه يه بازيگر بگيري ،و مُشتزني رو يادش بدي
"رفتي به باشگاه "استيل من ... و يه مُشتزن احمقِ مست رو گرفتي
.و بازيگري رو يادش دادي - .اون يه اجراي عالي رو بهت داد -
.آره، کُلي دردسر هم بهمون داد
اون ديوونه بود. اگه يه مبارزهي خوب ،توي "گاردن" بودن
اصلاً خودش رو براي نمايش .نشون نميداد
،کوکي، من بهت قول ميدم
با "الجين" تو ميتوني به چيزي برسي .که يه بار 20سال پيش اتفاق افتاد
،ميدونم کُلي کار داره .اما خودم درستش ميکنم
،تو کارِت خوبه، برني .اما نه اينقدر
،من از وقتي اينقدي بودم .مردم همينو بهم ميگفتن
.پس حالا ميخواي بهشون نشون بدي .به تک تکشون
.حالا ديگه فقط کارگرداني راضيت نميکنه
حالا، ميخواي يه جسد رو بگيري .و زندهش کني
،شايد من ديوونهم اما اين شماها رو نگران نميکنه؟
.اگه "برني" رو نگران نکنه، نه
.اون سنش براي اين نقش بالاست
.يکم گريمش ميکنيم .دَه سال جوونتر ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.