Первые 200 строк.
جین: والدینم را در خردسالی از دست دادم
مرا فرستادند تا با زنداییام، خانم رید، زندگی کنم
و فرزندانش در عمارت گیتسهد
نزدیک به ده سال نامهربانی و سنگدلیشان را تاب آوردم
آنها مرا دوست نداشتند، من هم نمیتوانستم دوستشان داشته باشم
تو هیچ پولی نداری! باید گدایی کنی
چرا باید اینجا بمانی و مثل ما غذا بخوری؟
تازه با خرج مامان لباس هم میپوشی
آه
تا صبح همانجا میمانی
اوه، زندایی، نه، نه! نمیتوانم تحملش کنم
هر چه به تو گفته میشود انجام میدهی
آه
آه
آه
نه
نه
نه
جناب کشیش بروکلهرست اینجا هستند، خانم
جان
عصر بهخیر آقای بروکلهرست
خانم رید
از این طرف بفرمایید
فرزندانم
دلانگیز است
چای میل دارید؟
شاید فقط همین یک بار
اوه، بفرمایید، بنشینید
جان عزیزم... اوه، میشود بروی
و آن دخترک ملعون را پیدا کنی و پایین بیاوری؟
بله مامان
البته این
تصمیم بسیار سختی برای من بوده است، آقای بروکلهرست
زود باش! دارد میرود! هورا
او دارد میرود! هیچوقت از آنجا خوشش نخواهد آمد
باورم نمیشود
مادرش، اوم، خواهر شوهر مرحومم بود
او با یک کشیش بیپول ازدواج کرد
هر دو والدینش بر اثر حصبه مردند
وقتی کودک تنها چند ماهه بود
آیا شما تنها خویشاوند زندهی او هستید؟
یک عمو دارد، برادرِ پدرش
اما او در خارج زندگی میکند، فکر کنم در مادیرا
اما من هیچ اطلاعی از او ندارم
برو دیگه
من هر چه از دستم برمیآمد برای این بچه انجام دادم
اما او طبیعتی... خودخواه و کلهشق دارد
اوه، آمد
این جین ایر است
جین... ایشان آقای بروکلهرست از مدرسه لووود هستند
حال شما چطور است، قربان؟
شنیدهام دختر شروری هستی، جین ایر
بگذار براندازت کنم
میدانی آدمهای شرور بعد از مرگ کجا میروند؟
به جهنم
جهنم چیست؟
میتوانی به من بگویی؟
گودالی پر از آتش
و آیا دوست داری در آن گودال بیفتی
و تا ابد در آنجا بسوزی؟
خیر قربان
برای دوری از آن باید چه کنی؟
باید سالم بمانم و نمیرم، قربان
همانطور است که گفتم
باید به معلمانش هشدار دهید
که به دقت مراقبش باشند
و بالاتر از همه، در برابر بدترین عیبش هوشیار باشند
تمایلش به فریبکاری
فریبکاری؟
ما در لووود چنین چیزی را تحمل نمیکنیم
برای همین بود که به شما نامه نوشتم
دلم میخواهد او طوری بزرگ شود
که در شأنِ آیندهاش باشد
مفید واقع شود و متواضع بماند
و در مورد تعطیلات
ترجیح میدهم آنها را در مدرسه بگذراند
البته
بیا
فریبکاری گناه است
مانند دروغگویی است
و تمام دروغگویان ابدیت را در آن دریاچه خواهند گذراند
که با گوگرد و آتش میسوزد
من فریبکار نیستم
عذر میخواهم، چی گفتی؟
من فریبکار نیستم
و دروغگو هم نیستم
چون اگر بودم، میگفتم که شما را دوست دارم
من شما را دوست ندارم
من از شما بیشتر از هر کسی در دنیا بدم میآید
به جز چند نفر
ساکهایت، جین ایر
میبینید... چه بچهی شروری است؟
نگران نباشید خانم رید
ما در لووود روح سرکش او را رام خواهیم کرد
هیس! هیس! هیس
آن چهارپایه
این بچه را روی آن بگذارید
آیا میبینید
این... دختر را؟
نام او جین ایر است
مراقب او باشید
از همنشینی با او دوری کنید
او را در گفتگوهایتان راه ندهید
این دختر، خوب نگاهش کنید
این دختر یک دروغگوست
بگذارید تمام روز روی چهارپایه بایستد
نباید به او غذا داده شود
و هیچکس نباید با او حرف بزند
دقت کنید
دوشیزه تمپل
برگردید سرِ درسهایتان
پروردگارا، به خاطر پسر عزیزت مرا ببخش
گناهی را که امروز مرتکب شدهام
تا با دنیا، با خود و با تو
پیش از آنکه بخوابم، در آرامش باشم
بگذارید با ما آواز بخواند
آه، باشد که روحم در پناه تو بیاساید
و پلکهایم با خوابی خوش بسته شود
خوابی که مرا توانمندتر سازد
تا پس از بیداری، خدایم را بندگی کنم
جین
جین
چی شده؟
کمی نان و پنیر
متشکرم
نام تو چیست؟
هلن برنز
متشکرم هلن. خدا خیرت بدهد
و همچنین به تو، جین
شب بهخیر
جین، جین، لباس بپوش
بیا این هم لباس فرمت. عجله کن
دستها
کلاه
پنجههای پا
دستها
کلاه
کلاهت را درست کن، جونز
برنز، کج ایستادهای
فوراً پنجههایت را صاف کن
و چانهات را دادی جلو. بده تو
سرت را بالا بگیر
اجازه نمیدهم با این وضع آشفته جلوی من بایستی
جلوی دهانت را بگیر
دختر کثیف و نچسب
امروز صبح ناخنهایت را تمیز نکردی
آب یخ زده بود
این بهانه نمیشود
تَرکه را برایم بیاور
دختر خیرهسر
هیچچیز... تو را... از این عادتهای شلختگیات... نجات نمیدهد
متأسفم، دوشیزه اسکاچرد
بگذارش کنار
نظافت
از نشانههای ایمان است
وقت درس است دخترها
بروید بنشینید. یک دقیقه دیگر میبینمتان
چه کسی نقاشی را به تو یاد داد؟
خودم یاد گرفتم
در خانه زنداییام به کتابها نگاه میکردم
و بعد سعی میکردم از روی تصاویرشان بکشم
تو خیلی خوب نقاشی میکشی
نه چندان
چرا، میکشی. تو استعداد داری. خوششانسی
هلن؟
میتوانم چهرهات را بکشم؟
من؟
بله
کلاهت را بردار. موهای خیلی زیبایی داری
پروردگار مصلحت دیده که بار دیگر ما را بیازماید
آن دختر موقرمز کیست؟
برنز است قربان. هلن برنز
برنز، بیا جلو
خودپسندی
این خودپسندی را میبینید؟
موهای بلند و فر، انبوهی از طرههای سرخ
این بر خلاف تمام اصول و مقررات این مدرسه است
خودت هم این را به خوبیِ من میدانی
تقصیر من بود، قربان
من به او گفتم کلاهش را بردارد
من کاری به کلاهش ندارم
بحث سرِ موهای اوست، آن فرها، آن خودپسندی
این خودپسندی نیست آقای بروکلهرست
موهای هلن به طور طبیعی فر است
و آیا او به طور طبیعی گناه هم نمیکند؟
من اینجا هستم تا به شما انضباط بیاموزم
من اینجا هستم تا طبیعت را اصلاح کنم. شما هم همینطور، دوشیزه تمپل
خب، من... اجازه دهید سعی کنم موهایش را طوری مرتب کنم
که باعث رنجش شما نشود
رنجش من مسئله نیست
این خودپسندی کودک است که باید سرکوب شود
«بیهودگی و دروغ را از من دور کن.»
۸ امثال، باب ۳۰، آیه
موهای این دختر باید کوتاه شود
نه
کسی چیزی گفت؟
چرا باید او را به خاطر چیزی که خدا آفریده مجازات کنید؟
قیچی را بیاورید
تو، جین ایر
شنیدی چه گفتم؟
No comments yet. Be the first to leave one.