Первые 200 строк.
« منزل خونآشامها »
پس، آره، تابستون پُرماجرایی بوده
بالأخره یه مستخدم جدید گرفتیم - آره -
ولی یه حادثه براش رخ داد و مُرد - آره -
« ناجا و لازلو »
یهخرده به چپ. یهخردۀ دیگه به چپ
یکدست نیست
اوه. تُف
پس یهدونۀ دیگه پیدا کردیم و یه حادثه هم برای اون رخ داد و مُرد
!اوه - اوه، گُه بگیرن -
من چیزی رو تجربه کردم که بهعنوان تابستانِ خودشناسی شناخته میشه
« نندور »
بخار شده بودم
و کشیده شدم توی یه دستگاه تصفیۀ هوا
،ولی سوای اون
تابستان نسبتاً بیجنبوجوشی بود
و بعد همون اتفاق با بعدی افتاد
انقدر در ادارۀ وسایل نقلیۀ موتوری وقت گذروندم که بالأخره بهم گواهینامه دادن
« کالین رابینسون، خونآشام انرژی »
من کاری که هر مرد خوشتیپی میکنه رو انجام ،دادم، رفتم یه خودروی کروکی کلاسیک خریدم
سقف رو جمع کردم، چندتا آهنگ ...با صدای بلند گذاشتم و، آ
ورودی «تونل لینکلن» رو سد کردم تونلی در زیر رود هادسن که نیوجرسی ] [ را به نیویورک متصل میکند
این روز من رو هم خراب میکنه، میدونید
و بعد بعدی - آهان -
امسال از حدود شش نفر... نه، از هفت تا مستخدم استفاده کردیم
هفت تا؟ - آره، جویی رو یادته؟ -
نه، عزیزـم، اونقدرها هم آشنا نیستم
نه، یادت نیست؟
رودههاش صاف از ماتحتـش زد بیرون
اوه، جویی. آره، آره - هوم -
خبر زیادی از من نیست. من زمان خیلی بیشتری رو در اتاقخواب طبقۀ بالا گذروندهام
« گییرمو، مستخدم خونآشام »
ولی غیر از اون، تابستونـم نسبتاً ملایم بوده و... اوه
این آقاکوچولو هست
بیا. کُل تابستون رو در تلاش بودم که باهاش دوست بشم
نترس. بیا تو
...اوه، تُـ
اون دهمین خونآشامی بود که این ماه کُشتم
این قاتلین خونآشام هی سعی میکنن نندور، ناجا و لازلو رو از زمانی که از «شورای خونآشامی» فرار کردن بکُشن
برای محافظت از اربابـم این کار رو میکنم
،ولی نمیتونم بهش بگم که یه خونآشامکُشام چون در اون صورت مجبور میشه من رو بکُشه
گییرمو، چیکار داری میکنی؟
گردگیری - خب، میشه لطفاً بیسروصداتر گردگیری کنی؟ -
من سعی دارم بخوابم - باشه -
من 72 ساعته که نخوابیدم. و دارم این
.دونههای اسپرسؤ روکششکلاتی رو میخورم بهقدر کافی بهت انرژی میدن که ادامه بدی
...و ادامه بدی و ادامه بدی و ادامه بدی و وانمود
!اه - گییرمو؟ -
کسیـه! لطفاً در رو باز نکنید
دوباره مستراح رو کثیف کردی؟
بـ... بله. یه حادثه برام رخ داد. ایوای
...خب، راستـش، فقط میخواستم - ...نه، ارباب، در رو باز نـ -
اوه، گییرمو
واقعاً باید آب بیشتری بخوری
« کاری که در سایهها میکنیم »
بگذریم، اونها همه مربوط به گذشتهست، چون بالأخره یه خوبـش رو برای خودمون پیدا کردیم
!توفر، بیا اینجا
این رو ببینید - !توفی -
جلای جمجمهتون، بانو
من همین بیرونام - اوناهاشـش -
به کارها میرسه. اوه
توفر از اون مستخدمهای مطلقاً خارقالعادهست که مثل آبخوردن کار انجام میده
و کارنامکـش
بیکموکاستـه - همینطوره. در «اِکسل» متبحره -
و دانشگاه «لیهای» رفته
حالا، من و همسرـم قدّ یه فاحشه سرـمون نمیشه که هیچکدوم اونها یعنی چی
ولی دوستـش داریم
کمک لازم نداری، جیمانی؟ واژهای که برای گنگسترها و گنگسترنماها به کار :(G)‐Money ] [ میرود که در اینجا به حرف اول اسم (گـ)ـییرمو هم اشاره دارد
نه، خودم میتونم
مثل حرفـیه که پدرـم قدیمها میزد
«هیچوقت از یه ایتالیایی حوله قبول نکن»
کاملاً درسته، عزیزـم - آره. توفر -
ارباب - تماشای کشوقوسدادن - ،جسم جوانـت در امتداد اون شومینه
میدونی من رو یاد کی میندازه؟ - کی، ارباب؟ -
من
بیاید بغلـم - !اوه -
شما بهتریناید
!گییرمو! گییرمو - بـ... بله، ارباب؟ بله؟ -
شنلـم رو دوباره روی یه مدفوع خیابونی کشوندم
قبل از اینکه متوجه بشم تا سه بلوک کشوندمـش
و خجالتزدهام که بگم بعد از اون هم تا هشت بلوک دیگه کشوندمـش
چرا اون کار رو کردید، ارباب؟ - خب، گفتم - کمک میکنه، میدونی، مدفوع ازـش کنده میشه
بگذریم، لطفاً بهش رسیدگی کن - ...هی، آ -
میخواید من یه دستی برسونم؟ - !نه -
در حقیقت خیلی گُه روـشه - این یه کار انفرادی خوب برای گییرموئه -
!ولی ممنون بابت تکاپو، توفرینیو
بپّا
تکاپو...؟ - فکر نکنم -
اینجا عالی به نظر میرسه - نه؟ -
میتونم کُل روز نظافتکردنـش رو تماشا کنم - بله -
بسیارخب، خوشحالام که میشنوم اون رو میگی
آها
خیلیخب
بسیارخب! خدافظ، بابی
تکاپوی ثانوی جزئیـمه
مالک نیمدرصدی این خط جدید معرکۀ سیبابۀ قویام
اسمـش «سیبابۀ قوی سیبهای چُرتی»ـه
هوشمندانهست، چون... با سیب درست میشن
باید بگیم طمعدهندۀ سیبی - لازلو و ناجا از این خبر دارن؟ -
چیزی که ازـش بیخبرـن که بهشون ضرری - ...نمیرسونه. درست میگم؟ بزن قدّش - من
بیخیال، مشتی. پادرهوا نگهم ندار - ...نمیدونم. آخه -
...با کار ما - مشتی. پادرهوا نگهم ندار، مشتی -
...و ما - ...مشتی. پادرهوا نگهم ندار -
...فقط فکر میکنم که - نه، بهتر بزن، مشتی -
...فقط فکر میکنم - !دوباره، بزن قدّش -
اوه، آره. بزن قدّش
احساس میکنم راهی برای باحالبودن ...وجود داره... که تو هستی، تو خیلی باحالای
ممنون - و همچنین، مؤدب باشی، میدونی؟... -
باید بهشون نشون بدی که ارزشـش رو داری که یک روزی تبدیل به خونآشام بشی
که دلیل اینجابودنمون هم همینه - بخوام روراست باشم، خونآشامبودن زیاد برام اهمیتی نداره -
ببخشید، چی؟
آره، آره، خیلی متعجب بودم که توفر نمیخواد خونآشام باشه
کی دلـش نمیخواد خونآشام باشه؟ اگه ...نمیخوای خونآشام بشی پس اینجا چیکار
چی میخوای باشی؟ - نمیدونم -
شاید یه جادوگر
اون باحال میشه - واقعاً باحال میشه -
اون یهجورایی بالاتر از خونآشامـه
!الا کازوم
و منفجری چیزی میشه
هنوز داره یاد میگیره. هنوز داره خودش رو پیدا میکنه
سربهراه میشه
پس، اینا مثل پولان
میری به هر فروشگاهی که «سیبابۀ ،قوی سیبهای چُرتی» میفروشه
،هزینۀ سیبابه رو با پول واقعی حساب میکنی، ولی بعدش این کارت رو به آدرسی که پشتـشه پست میکنی
و میتونم همزمان با اینکه دارم اینها رو پخش میکنم کُل روند رو توضیح بدم؟
اوه، آره. بعضی وقتها بیشتر از یه بار
میدونی، اگه بخوای، میتونی همین الآن من رو تخلیه کنی
من الآن یهجورایی بالاترین سطح انرژی رو دارم، میدونی؟
میتونی هرچقدر که بخوای خردوخاکشیرـم کنی. میتونم بیشتر به وجود بیارم
،من... آره، میخوام، توفر ولی در تقلام که تخلیهت کنم
،میدونم. ببخشید، آقای رابینسون. مثلاً ...میدونم سعی داری حوصلهم رو سر ببَری
صبر کن
بفرمایید تو
چیزهایی که بهم میگی آخه خیلی جالبان
میدونی؟
چه میشه کرد
کی پشت در بود؟ - نمیدونم -
باورنکردنیـه. توفر؟
توفر، تو بر حسب اتفاق دو تا خونآشام رو راه ندادی توی خونه؟
هی، گوشی دستـت، مشتی - ببین، مقرراتی وجود داره که باید ازـشون پیروی کنی -
...میدونم تازهکارـی، خیلیخب، ولی - ...ببخشید، فقط -
،با این یارو که قبلاً براش کارآموزی میکردم کنفرانس دارم این گرگینه معرکهـه... راستـش تو ممکنه بشناسیـش
،اولاً، گرگینهها معرکه نیستن پس من نمیشناسمـش
آ... این پسره خیلی معرکهست - نه -
ببین، قصد ندارم بهت سخت بگیرم، ولی مهمـه که برای امنیت همه از مقررات پیروی کنی
یه لطفی در حق من بکن و نزدیک استخر «کوی» نشو
...فکر کنم گرمکُن اتصالی کرده، پس فقط ازـش فاصله بگیر - خاموشکردن و دوبارهروشنکردنـش رو امتحان کردی؟ -
نه، فقط بهش دست نزن، توفر، باشه؟
دوشنبه قراره برقکار بیاد - برای من همیشه جواب میده -
...پس فقط کاری به کارـش نداشته باش
آره. ناراحتام که توفر مُرد
یه مستخدم دیگه هم مُرد، میدونی؟
ولی... کارـمون همینه دیگه
بهش عادت دارم
بَده، نه؟
مرگ به سراغ همهمان میآید
به سراغ زنبورها میآید
به سراغ درختان میآید
،به سراغ... اساساً همه از صفر سالگی به بالا میآید
...پس... یک
شوخیـت گرفته؟ - دو، سه، چهار... -
دهنـت رو گِل بگیر، کالین رابینسون
ما همینجوریـش ضعیف هستیم - شاید یه مستخدمکُش ولـه؟ -
چی؟ - ،خب، فقط داشتم فکر میکردم، میدونید -
اگه خونآشامکُش وجود داره، پس چرا مستخدمکُش هم وجود نداشته باشه؟
چیزی بهعنوان خونآشامکُش وجود نداره، هالو
...خب - چی گفتی، گییرمو؟ -
فقط دارم میگم که ضرر نداره محتاطتر و هوشیارتر بود
!بسه دیگه
این شاش اسبـه. ما خونآشامایم. بهتر از این برای توفرـمون از دستمون بر میاد
گییرمو، از زیر خاک درـش بیار
بله
لطفاً احترام گِلولایـش رو نگه دار
ساحر کسیـه که
میتونه مُرده رو احیا کنه
بخشی حقیقتاً خارقالعاده از هنرهای تاریکـه
و من بر حسب اتفاق یک رفیق قدیمی خوب دارم
...والِس - اه -
که تبحر شگرفی در هنر سحروجادو داره...
نه، در هنر تاریکِ کردن توی پاچهت شگرفـه
این افراد بیوجدانان
فکروذکرـشون بیشفروشیـه
مطمئنام کلبهش همین دوروبَرهاست
کلاهبرداری کلاسیک ساحرـیه
من رو در کلبهم ببین». چه کلبۀ کوفتیای؟»
اوناهاشش. ازـش مطمئنام
اون فلکزدههای درموندۀ رنگپریده رو ببینید که توی مهتاب بدوبدو میکنن
دانشکدۀ هنرهای نمایشیـه
هی، اثر دبیرستانی «شهر ما»ی تورنتون وایلدر»ـه با بعدش سؤالوجواب»
بدم نمیاد. بهبه - در پی ساحرـید؟ -
یعنی چـ...؟
من ایشانام
!سلام، والِس
!بیاید، همگی
یه قابلمه تاسکباب دلپذیر دارم اگه کسی گشنهشه - نه -
.میبینم که اجناسـم رو تحسین میکنید - چیزی هوستون رو قلقلک میده؟ - نه
هیس - این دستبندها چشم شور رو دور میکنن -
اوه. اوه - اینیکی چشم شور رو جذب میکنه -
و اینیکی بنیۀ جنسی رو افزایش میده. آره
نیازمند یاریای
No comments yet. Be the first to leave one.