A Series of Unfortunate Events

A Series of Unfortunate Events

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 2

Информация о релизе

A Series of Unfortunate Events S02 WEBRip x264-ION10
A Series of Unfortunate Events S02 720p WEB x264-METCON
A Series of Unfortunate Events S02 480p WEB x264-RMTeam
A Series of Unfortunate Events S02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
A Series of Unfortunate Events Season 2 S02 720p WEBRip x265-HETeam
A Series of Unfortunate Events S02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Series of Unfortunate Events S02 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Series of Unfortunate Events S02 All Episodes Webrip
Комментарий от Reza_potter7
فصل دوم کامل و ویرایش شده | NightMovie | DibaMoviez

Теги

webrip
web
x264
BRip
TS
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
1080
Опубликовано: 2018-12-31
Загрузки: 86
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 197 строк.

«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»

:مدرسه‌ی سختگیر بخش اول

،به بئاتریس ،تو همیشه در قلب منی، و در خاطر من

.و در قبر خودت

.احتمالا نباید اینجا باشین

اینجا یک مسیر مخفی در یک ...منطقه‌ی ممنوعه

تقریبا یک سوم از مسیری به سمت .یک داستان غم‌انگیز و هراسناکه

.اسم من «لمونی اسنیکت»ـه

،و اگر مثل بعضی آدما ،از نزدیک پیگیر این ماجرا بودین

.میدونین که هیچکس نباید اینجا باشه

چونکه اندیشیدن به تمام چیزهای مربوط به

،وضعیت بودلرهای یتیم .وحشتناکه

اندیشیدن به وضعیت بودلرهای یتیم

.کاملا دلپذیره، آقای تَمرلین

،اگه به داستان‌هایی با پایان خوش علاقه دارین

.به جای درستی اومدین

،در این داستان، نه تنها پایان خوشی داره بلکه آغاز خوشی هم داره

.و اون وسطا هم کلی اتفاق خوش داره

خوشایند و آموزشی‌ـه و ،کاملا برای خانواده مناسبه

"خوشایند و آموزشی" ،عبارتی که اینجا یعنی

این سه بچه بسیار خوش‌شانس، محبوب و باهوش هستن

.و شادترین اتفاقات براشون میوفته

،اسم کتابش «جشن اسب‌های کوتوله!»ـست !و نمیتونم زمین بذارمش آفای تمرلین

پو، هستی؟

حواستو جمع کن، پو. بودلرها چی؟ - .آه، بله، بودلرها -

.کتاب رو زمین بذار - .میذارمش زمین -

،حتما یادتون هست از لحظه‌ای که به بودلرها گفتم

،والدینشون در یک آتش‌سوزی وحشتناک خاکستر شدن

یک ماجراجویی هیجان‌انگیز .در مناطق عجیب و غریبی داشتن

،از خونه‌ای پر از مار، وسط ناکجاآباد

تا دریاچه‌ای پر از زالو ،در وسط فصل توفان

،و بنابه دلایل پیچیده‌ای .یک چوب‌بُری

مشخص نیست که چرا .تمام این قیم‌ها با مشکل مواجه شدن

یتیم‌ها درگیر این فکر هستن که

«بازیگری به اسم «کنت اولاف ،همه فکرش درگیر اوناست

.ولی نمیتونن روی قیافه‌ش به توافق برسن

!من توقف ناپذیرم

من تازه گذاشتمشون توی مدرسه شبانه روزی

،جایی که با کمترین شهریه ممکن .میشه بهترین آموزش رو دید

یه جفت یتیم ثروتمند دیگه هم اونجا هست .که باهاشون برخورد کردم

.ولی مطمئنم ربطی بهم ندارن

،با امنیت بودلرها در مدرسه‌ی شبانه‌روزی پروفراک

میتونم بهتون اطمینان بدم که .مشکلات بانک بالاخره تموم شدن

مدرسه‌ی شبانه‌روزی پروفراک؟ - .بله، الان همینو گفتم -

ژاکلین؟ - پو؟ -

حتما بازم رفت به یه مرخصی ناگهانی

.که قسم میخوره من اجازشو دادم

.چه کودنی

،بله، واقعا پیدا کردن دستیار خوب سخته .آقای تمرلین

.احساس میکنم چند ماهه روی این نیمکت نشستیم

اینقدر منتظر بودیم که

سانی دیگه شبیه به یه نوزاد نیست .و انگار بزرگ شده

"رشد ناگهانی؟"

.ما با شرارت و خیانت عذاب کشیدیم

.کودک‌کاری و زالو - .و حالا، یک مدرسه جدید -

.خب، مدرسه جدید هنوز عذابمون نداده

!«سلام «کِیک‌بوکشا

...سلام، آم - "...آم" -

چیه لال شدی، احمق خان؟ .همه میدونن من «کارملیتا اسپاتس» هستم

،من ویولت بودلر هستم .و اینا برادر و خواهرم، کلاوس و سانی

کیک‌بوکش» یعنی چی؟»

...یعنی شما کیک‌بوکشای احمق هستین

.ولی من خاص‌ترین دختر تمام مدرسه هستم

.من قراره مدرسه رو بهتون نشون بدم

.اینجا دفتر «معاون نیرو» هستش .یه نابغه‌ست. از همه منو بیشتر دوست داره

،لازم نیست یونیفرم بپوشم .چون خیلی بامزه هستم. یالا بیاین

.مدرسه باید جای امنی باشه

یک فصلی نو برای اکتشاف .رمز و رازهای اطرافتون

!یالا کیک‌بوکشا

.فکر نمیکنم حرف قشنگی باشه

.باید جایی باشه تا دوستای تازه پیدا کنین

.احساس میکنم چند ماهه روی این نیمکت نشستیم

باید جایی باشه برای آرامش و ،ماجراجویی که احساس خونه رو به آدم بده

.مخصوصا اگر خونه شما در آتیش از بین رفته باشه

ولی هم من هم شما میدونیم که .مدرسه اصلا این شکلی نیست

.بقیه دارن نگامون میکنن - .احتمالا چون تازه وارد هستیم -

.برای اینه که خونتون توی آتیش از بین رفت

،مثل این کلاس درس

،زندگی بودلرهای یتیم .ممکن کم و بیش بیخطر باشه

،ولی اگه به تماشای سریال اصرار دارین

.باید شعار مدرسه‌ی شبانه‌روزی پروفراک رو بدونین

،مثل خیلی شعارها ،روی خیلی چیزها مینویسنش

،از بنرهای سالن مدرسه گرفته

.تا تابلوی امتیازات زمین ورزشی

.اینجا زمین ورزشیه ،معلم ورزشمون رفته یک بازی خارج از خونه رو مربیگری کنه

!پس من میتونم هروقت که بخوام بگم پروانه بزنن

«ممنتو موری»

،وقتی معنیش رو بدونین

متوجه میشین که چرا این داستان .نمیتونه پایان خوشی داشته باشه

اینکه چرا هیچ داستانی .نمیتونه پایان خوشی داشته باشه

ممنتو موری» یعنی چی؟»

.به یاد داشته باش، تو خواهی مُرد

.لری، ممنون که زود خودت رو رسوندی

.لباس غواصی قشنگی داری

،توی فصلی که مسافر نیست از غواصی لذت میبرم. مامورت چیه؟

.اینو به بودلرهای برسون

.با پاسخ به تمام سوالاتشون حاشیه نویسی شده

وقتی بخوننش بالاخره همه چیز رو .درباره سازمان مخفی ما میفهمن

.ولی به شرطی که اینو بهشون برسونی .میتونی توی این مکان پیداشون کنی

.اوه - پس مدرسه پروفراک رو میشناسی؟ -

.اونجا درس خوندم

این سفر بیشتر از .یک ماموریت حیاتی برای یک سازمان مخفیه

.نوعی بازگشت به خونه هست - .موفق باشی -

...مدرسه‌ی شبانه‌روزی پروفراک

.خب، خب، خب

.به یاد داشته باشید، شما خواهید مُرد

،و وقتی بمیرید .به خانوادتون فکر نمیکنین

،به دوستان یا کارتون فکر نمیکنین

،یا به نمای غروب خورشید پشت کوه

به روزی فکر میکنین که یک تیم دیگه رو !توی ورزش شکست دادیم

!پروفراک !پروفراک! پروفراک

!پروفراک! پروفراک - .یکی توی جاده هست -

،سلام، ماشینم خراب شد

.و باید بلافاصله برم به مدرسه پروفراک

.میبینم یه چیزی آوردی که بخونی

.هیچوقت بدون کتاب سفر نمیکنم - .خرخون -

حالا کجا بودیم؟ ...درسته، نابودی کاملِ

.حتما لاستیک ترکیده

.میتونم درستش کنم .من سال 39 در برلین، معلم سال انتخاب شدم

.الان برمیگردم

یه قلابه؟

.قطعا همینطوره

.پسش میگیرم

اون اعضای تیمی که از اتوبوس بیرونشون انداختی چی میشن؟

.اون معلم ورزش داشت گریه میکرد - .همینطور راننده اتوبوس -

وقتی من به پروفراک میرفتم ...اون احساس مزخرف

.هیچ جایگاهی نداشت

مدرسه پروفراک درس خونده بودی؟ .تحت تاثیر قرار گرفتم

.بایدم بگیری .آیکیو من بالای صد تشخیص داده شده بود

این سفر فقط فرصتی برای بدست آوردن سه تا بچه

.و همچنین ثروت هنگفتشون نیست

.نوعی بازگشت به خونه هم هست

نمیدونم اون ساختمون چی هست و .هرگز به اونجا نمیرم

.«نوشته، «کتابخونه

.فقط یه کیک‌بوکش میتونه همچنین چیزی رو بدونه

.تشخیصش خیلی واضحه

.آه، سلام .شما حتما دانش‌آموزایی هستین که خیلی تعریفشو شنیدم

بودلرها، نه؟

،نباید با خانوم کتابدار صحبت کنین .چونکه بوی بدی میده

.کارملیتا، دیدنت همیشه باعث خوشحالیه

.یک کتابخونه مثل یک جزیره در دریایی از جهالت ـه

مخصوصا اگر اون کتابخونه بلند باشه .و اطرافش رو آب گرفته باشه

!بریم

...خب

.سر بزنین

،و اینجا دفتر معاون نیرو هستش

که شما باید ده دقیقه پیش اینجا میبودین .و حالا دیرتون شده

.اِهم

اهم؟ - .اهم -

ممنونیم؟ - .تشکر کافی نیست -

مرسومه که در آخر به کسی که .اطراف رو نشونتون داده، انعام بدین

انعام؟

!بله، انعام هم کری و هم کور، کیک‌بوکش؟

کی جرات کرده مزاحم !یک نابغه موقع تمرینش بشه؟

.بودلرها هستن .برای قرارتون با شما دیر کردن

!چطور جرات کردین دیر کنین؟

.ممنونم کارملیتا که بهم گفتی .در ضمن سنجاق خیلی خوشگلی داری

.صاحب اصلیش خیلی دوسش داشت

.چه دختر دوست داشتنی‌ای .به اندازه یک شیرینی شیرینه

.تازه پدر و مادرش هم زنده هستن

.خب بیاین داخل .نمیخوام تموم بعدازظهرم رو علاف شما بشم

حالتون چطوره؟

،وقتی یک اجرای ویولن بینظیر شنیدین

مرسومه که دست بزنین و !جیغ بکشین و داد بزنین، براوو

!آفرین - !براوو -

.ممنونم .خیلی ممنونم

.و دانش‌آموزای جدید، خوش اومدین

.بلا، بلا، بلا، بلا، بلا، بلا

،اسم من معاون نیرو هستش و دومین اولویت من اینه که

.از پس استانداردهای سخت پروفراک بربیاین

اولین اولویتتون چیه؟

.حِرفه‌ی من به عنوان نوازنده ویولن

.همه چیزتون رو میدونم

شما از یک قیم به قیم دیگری فرستاده شدین .و مصیبت همیشه دنبالتون بوده

."مصیبت یعنی "مشکل

.در مورد ما، یعنی کنت اولاف .اون مسئول تمام مشکلات ما بود

،اینجا در مدرسه‌ی شبانه‌روزی پروفراک

نمیتونین ضعف‌های خودتون رو .گردن کسی به اسم کنت اولاف بندازین

.این یک سیستم کامپیوتری پیشرفته هست .کلی پول بالاش رفته

ولی باید میدادمش تا برنامه‌ریزیش کنن .تا تمام نشونه‌های کنت اولاف رو بشناسه

.یک ابرو، خالکوبی روی مچ پا

.این کنت اولاف نیست

در طول ترم میذاریمش بیرون مدرسه

.و هیچ مشکلی براتون پیش نمیاد

".بعید میدونم"

مطمئن نیستم یک کامپیوتر پیشرفته .خیلی بدردمون بخوره

...کنت اولاف معمولا تغییر چهره میده - .نباید زحمت میدادم و توضیح میدادم -

امکان نداره یتیمای معمولی بتونن .نابغه‌ای مثل منو درک کنن

.این باشه به عهده مدرسه پروفراک

مدرسه پروفراک یک خوابگاه باشکوه داره

،به لطف موسس سخاوتمندمون .آقای باریمور فینت

داخلش، یک اتاق نشیمن بزرگ و یک قفس زیبایی پر از پرنده‌های استوایی

که میتونن روی انگشتتون بشینن .و اسمتون رو یاد بگیرن

قشنگ نیست؟ - .بیشتر از قشنگه -

.بهتر از هرجایی که این مدت توش زندگی کردیم

،اوه، خیلی خوشحالم که اینو میگی .هرچند که خیلی نمیتونن از اونجا دیدن کنین

،برای زندگی توی خوابگاه

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left