Первые 200 строк.
کی میتونه باشه؟
الو؟ سلام، سِلویتا، عزیز دلم
چطوری؟ خوبم
بیدارت کردم؟
نه، نه، نه. نه؟
نه
بیخیال، مهم نیست. طوری نیست
گوش کن، سِلویتا
زنگ زدم دعوتت کنم به مهمونی غافلگیرانهای
که داریم برای تولد مامانت میگیریم
آه، پس الان کارت شده مهمونی غافلگیرانه گرفتن
آره. خوشمون میاد
عموت قراره کبابِ سیخی راه بندازه
آه. راستی صحبت از عموت شد
میدونی که روز به روز داره بیعرضهتر میشه
خب از من چه کاری برمیاد؟ باهاش حرف بزن
بهش بگو اینکه فامیلشو بهت داده دیوانگیه
چرا خودت بهش نمیگی؟ بهش گفتم، ولی گوش نمیده
واسه همین فکر کردم، میدونی، خوب میشه اگه
وقتی اومدی، بتونی حضوری باهاش در این مورد حرف بزنی
نه، نه
نه، نمیتونم بیام چون اون موقع سفرم
اومم. چه سفری؟ یه قرار عاشقانه؟ خب، راستش
باید به یه سری کارام برسم، خب؟ بهش فکر کن سِلویتا
میای اینجا، با مامانت جشن میگیری
و در کنارش، یه گپی هم با عموت میزنی
باشه، باشه. با مامان جشن میگیرم و با بابا گپ میزنم
با عموت. باشه، فعلاً
درمان جایگزین
میگل آنخل؟
صبح بخیر سِلوا. خوب خوابیدی؟
تا جایی که میشد
یکی دیگه؟
یه گیاه اسطوخودوس کوچولوئه
میبینی؟ اینم از اون گیاههای معطره
کاری که میکنه اینه که هارمونی ایجاد میکنه و آرامشبخشه
تازه گلدونشو عوض کردم
خاکش از قبل هوادهی شده بود و حالا، خب، وقت آب دادنشه
اون... رو کجا گذاشتم؟ آه
بذار من انجامش بدم. ببینیم
بیا. خب، نه. بسه، بسه، بسه
خوبه. آه، خیلی ممنون
داری باغهای معلق بابل رو برام ردیف میکنی؟
آه. مگه از چیزی که داره میشه خوشت نمیاد؟
اون چیه؟
صدای زنگه
بذار ببینم. من میرم چک کنم
ببخشید، ها؟
باید فشار بدی. آه
داریوئه
آره، میدونم
ولی بهم نگفته بودی که میاد
تازه، فکر میکردم اون قضیه رابطه سهنفره
قیافهشو نگاه کن
قسمت ۴: "تنیس دو نفره"
الان حساب میکنم
اوم... آره، حتماً. چقدر میشه؟
همون همیشگی
چرا همون همیشگیه وقتی من... وقتی من تنها اومدم؟
ببخشید، یه لحظه برم چک کنم
سِلوا، داریو اون بیرون ازم میپرسه
چون خودش تنها اومده چرا باید همون مبلغ رو بده
زندگی پر از سورپرایزه
بهش چی بگم؟
خودت میدونی چی باید بهش بگی
داریو، اوم، دکتر میگه که قیمت جلسه همینه
باشه، ولی به نظرم خیلی زیاده. آخه من تنها اومدم
میتونم یه دقیقه باهاش حرف بزنم؟
این منو تو موقعیت سختی قرار میده. شرمنده
به نظرم مسخرهست
چطوری داریو؟
والا یه کم شاکیام، سِلوا
قبول ندارم وقتی تنهام پول سه نفر رو ازم بگیری
حسابکتابها با میگل آنخله
بیخیال سِلوا. چی؟ فکر کردی من هالوئم؟
دیدم که اومد پیشت و ازت پرسید
بشین لطفاً
ببخشید، خب؟ واسه
واسه اینکه اینطوریام
چطوری؟
یه جورایی... داغون
نمیدونم. تو... تو منو تو
تو حال خوبی ندیدی
این طبیعیه. آدمها وقتی حالشون بده میان سراغ من
وقتی حالشون خوبه و خوشحالن، نمیخوان ریخت منو ببینن
چرا امروز سِرِنا رو نمیخواستی؟
اغراقآمیزه
ولی تو اصلاً نمیدونی معنی این کلمه چیه
اوه، لطفاً. تو زندگی رو برام زهر کردی
چی؟ فکر کردی من پول دادم؟
میبینم که با همسایهها آشنا شدی
ویسکی میخوری؟
خیلی چسبه
ممنون
آمادئو رو دیدم
توی یه بار
تنها بود یا با سِرِنا؟
تنها
چه خبر؟ اوضاع چطوره؟ خب، خوبه
میتونست بهتر باشه، ولی خوبه. خوبه
رفیقت اونجاست. دوباره با همید؟
خب، "با هم بودن" یه مفهوم نسبیه
همون همیشگی رو برات ریختم، باشه؟ ممنون
چطوری؟ خوبم. تو چی؟
خوبم
خیلی عالیه که اومدی
از دیدنت خوشحالم
خب، چکار کردی؟ بردی؟
مسابقه رو؟ نه، باختیم
با پیتر بازی کردی؟
با پیتر بازی کردم، آره
افتضاحه
خب، پس چرا بهم زنگ زدی؟
دلم میخواست ببینمت
دلت میخواست منو ببینی؟
و خب، راه افتادیم
اون رفت یه طرف و منم رفتم یه طرف دیگه. همین
به سِرِنا گفتی؟
نه
خب، اولش نه
به سِرِنا گفتم که با پیتر رفتم شام بیرون
و به پیتر هم گفتم که با سِرِنا رفتم شام بیرون و
ولی بعداً، آره. بعداً بهش گفتم
یه کم شاکی شد
ولی
انگار نمیتونستم تو خودم نگهش دارم
نه اینکه عذاب وجدان داشته باشمها، نه
پس چرا؟
چون نمیخوام معشوقهی پیتر باشم
آه
آمادئو. ببخشید
قاطی کردم
قرار بود باهاش تنیس بازی کنم و... خب، اونم همینطور
اونم همینطور؟
یادمه
به عنوان بهترین سفر کل زندگیم. خوبه
وسط اپیدمی تب دنگی رسیدم ویتنام
آه. خوششانسیها، نه؟
من توی انتخاب جا استعداد خاصی دارم
و، اوم، بلافاصله عاشق شدم
عاشقِ... عاشقِ کشور، فرهنگ، با
عاشق کشور، فرهنگ و بعضی آدمها هم همینطور
آه. چی؟ عاشق یه دختر ویتنامی شدی؟
یه توریست؟
یه پسر ویتنامی
کوانگ. اسمش کوانگ بود
کوانگ؟ اوم-هوم
اسم قشنگیه، نه؟
به نظر اسم قشنگی میاد. میدونی... میدونی معنیش چیه؟
نه. "مرد تنومند"
اوم. از تو کمتر از اینم انتظار نمیرفت
آه. بیشتر ورزشکار بود تا تنومند. نه، دارم بهت میگم، ولی
ولی
چکار کردی... چطور... چطوری شد؟ چی؟
آه، چطور... چطور... چطور همهاش اتفاق افتاد؟
چطوری با هم آشنا شدید؟ آره
خب، توی یه بار
جزو معدود کسایی بود که انگلیسی بلد بود
و، اوم، خب، خیلی مست کردیم
و، بوم، دیگه قطعی شد
دعوتم کرد خونش که به نوشیدن ادامه بدیم
تمام مدت جوّ خیلی طبیعی بود، میدونی؟
یهو، من
خودمو روی مبل پیدا کردم
کوانگ تیشرتمو درآورد
منم مال اونو درآوردم و شروع کردیم به بوسیدن
یادمه که... که فکر کردم "خب، اینم بخشی از سفره دیگه، نه؟"
هزار کیلومتر از خونه دورم. باید یه کم تجربه کنم ۲۰
باشه. خب، هر از گاهی که به کسی صدمه نمیزنه، مگه نه؟
ولی فقط یه بار نبود
آه؟
تمام مدتی که هانوی بودم، خونهی کوانگ موندم
اوم
خب، نباید فراموش کنی دارو
که تو مردی هستی که داره یه بحران رو پشت سر میذاره
تو... تو مردی نیستی که باهاش مواجه شده باشی
وایسا. ولی این ماشین من نیست. نه، نه، مال منه
پس ماشین من کجاست؟
پیام
عزیزم، من امشب نمیام خونه، خب؟
فردا میبینمت. دوستت دارم
نه. نه، نه. نه، نه
و من از قبل میدونم. من میدونم. تو هم میدونی
آماده باشید برای شنیدن یه آهنگ فوقالعاده
که هیچوقت توی هیچ کشوری شماره یک نشد
ولی تبدیل به یه آهنگ جهانی شد. یه کلاسیکِ واقعی
و ازتون میپرسم، اون حس عجیب رو یادتونه
حسی که روزی که فکر کردید دارید عاشق میشید داشتید؟
نه
اه، اه، اه. خوبه، خوبه، خوبه
میتونم یه ویسکی دیگه داشته باشم سِلوا؟ لطفاً
آخریشه. اینجا بار نیستها
درسته
ممنون
سِره، چطوری؟ پیترم
میخواستم بهت بگم که، خب، دارو اینجا پیش منه
با تاکسی اومدیم خونه
چون اشتباه کردیم و موقع شام الکل خوردیم
که حسابی داغونمون کرد
کلاً تعطیلیم
No comments yet. Be the first to leave one.