Первые 200 строк.
*مرده مثل من* قسمت یازدهم از فصل دوم
بعضی ها رو نمیتونی فراموش کنی
. انگار در ذهنت حک شدن
افرادی هم هستن که هیچ خاطره ای ندارن
... انگار اونا اونجان
. و بعدش دیگه نیستن
کدوم یکی - اونی که خوابیده -
هیچکس اون زیر نیست
خودشو پیچیده تو پتو - پاهاش کجاست ؟ -
شاید اصلا پا نداره
روکسی - چیه ؟ -
هیچکس تو زندگی بی نقص نیست
ما نمیتونیم با زندگی در حومه شهر . آرامش و راحتی بدست بیاریم
. آرامش شاید ولی راحتی نه
وقت داره میگذره انتخاب کن
گمونم اون "سیمز" باشه
برو ازش بپرس . شاید یه تیکه از اون کباب موش هم گیرت بیاد
سلام به همگی ، صبح بخیر
. من دنبال خانم یا آقای " آ سیمز " میگردم
آ سیمز " ؟ "
کی " آ سیمز " ـه ؟
مگه کَر هستید ؟
خانمها و آقایون میشه لطفا توجه کنید ؟
ما کاری نکردیم ، نمیتونی دستگیرمون کنی ؟
آروم باشید ، برای یه کار خیر اومدم
" آ سیمز "
ما گزارش یه شخص گمشده با این نام . دریافت کردیم
... شما ممکنه توانگر باشید
... و اقوامی باشن
. که فکر میکنن شما مُردید
پس چی شد ؟
لعنتی
... اَه
همیشه گفتم زباله ها کار دست آدم میدن
عقب بایستید ، عقب بایستید
اینجا صحنه جرم ـه
مونتانا ؟
اون مونتاناست ؟
مونتانا کیه ؟
. مونتانا منم
لعنتی
چی شد ؟ من طرف رو اشتباهی بگا دادم
کارتی همراش نیست
پس این " آ سیمز " کدوم گوریه ؟
. من آرتور سیمز بودم
چی ؟
ولی از 19 سالگی به اینور دیگه از این . اسم استفاده نکردم
. خوب الان اون یه ناشناس بحساب میاد
جدی ؟ - آره -
ما هر روز با اینجور آدما برخورد داریم
نه هویتی و نه کسی که جسدشون رو بخواد . تحویل بگیره
برای اینجور افراد چه اتفاقی می افته ؟
. تو یه قبر بی نشان دفن میشن
لعنت
جورج ، همه مراسم یادبود ندارن
. یا تو قبرستون مهمی دفن نمیشن
گشنه ات نیست ؟ - یه خودکار بهم بده -
..، جورج
. جورج این مشکل تو نیست
الان دیگه نیست
دیگه ناشناس نیست
الان حالت بهتر شد ؟ - آره -
! هی
! اونو برندار
مامور قانون ؟ اون در حال دزدی ـه
بهش بگو بزاره سرجاش
نه ، نمیخواد
این بیرون خیلی سرده
اون به کُت نیاز داره
خیلی بیشتر از من
. خوش بحالت آرتور سیمز
این چرخه ی زندگیه
همه لبخند بزنید
. روحیه ی لینکولنی رو نشون بدید
آقای هامون ... با علامت من
. استیون پیل درست بایست
لطفا به دوربین نگاه کنید
رجی لاس ، چرا لبخند نمیزنی ؟
بچه ها گمونم همگی انقدر باید اینجا واستیم
. تا خانم لاس تصمیم بگیره بما ملحق بشه
هی لاس ! بهش بگو با تروریست ها . مذاکره نمیکنی
سندی میدونم تو شاگرد جدید هستی
. ولی ممکنه بیام اون دهنتو جِر بدم
. سندی اسم برده ی منه
منو " ریون " یعنی کلاغ صدا میزنن
من کلاغم
آقای هامون با شماره 3
یک
دو
چرا باید لبخند بزنه ؟ مگه خواهرش نمرده ؟
. میدونی "هاوارد هیوج "در یه جای متروکه مُرد
اون 5 سال تموم ناخن هاش رو نگرفته بود
آدمای پولدار حال میکنن
من عکسشو دیدم ، خیلی کثیف بود
نه اون موقعی که من میشناختمش . دمدمی بود ولی خوش تیپ
... وقتی "هاوارد هیوج" مُرد
. 400نفر ادعای ارث و میراثش رو کردن
میدونی چقدر ثروت داشت ، دیسی ؟
. 2ملیارد بین 22 کلّاش تقسیم شد
2ملیارد دلار ؟
بزار ببینم 2 ملیارد بین 22 نفر ... تقسیم بشه ..... میشه
میشه کلی پول تخمی
جورج تو باید بری به سردخونه و اسم . اون ناشناس رو براش بنویسی
. سعی کردم ولی فایده ای نداشت
میگیم که از اقوام دورش هستیم . اون ممکنه پولدار باشه
باید بریم اونجا . منم باهات میام
. تو در سردخونه هیچ کاری نداری
من تو سردخونه کاری ندارم ؟
. کار همه ما به سردخونه مربوط میشه
جورج ، لطفا فقط کارت رو بکن
. این حرفا برای رئیسی که خودش سرکار حاضر نمیشه زیادی جدی ـه
کی قراره به ما بگی تعطیلات کجا رفتی ؟
یا شاید یه سفر کاری بوده ؟
. بهتره دیگه درباره من صحبت نکنیم
. ما که درباره تو حرفی نزدیم
خوب وقتی شما شروع میکنید منم مجبورم . تو بحث شما شرکت کنم
. ولی کار مهم تری برای انجام دارم
میدونی چیه ؟
اگه دلت میخواد برو به اون سردخونه ی لعنتی
اون هیکل نحس و مست مُرده ات رو ببر یه جا که . یکی مثل خودت باشه
توی کیسه های جسد چُرت بزن . من اهمیتی نمیدم
اون عوض شده ، نه ؟
آره ، تو این چند روزه که نبود کجا رفته ؟
روکسی ؟
اون هیچی بمن نگفته ؟
ولش کن ، اون رفت
جورج تو باید یه چیزائی راجب افراد . ناشناس تو این دنیا یاد بگیری
بیخیالش شو ، من کلی کار دارم و میلی دیگه نمیتونه عذر و بهونه بیاره
پس به میلی بگو موقع ساعت ناهاری بره به سرخونه ، طبق روال همه
راستش امروز منم مشغولم
باید برم سر یه کاری
جندگی ؟
در یه برنامه تلویزیونی
با تهیه کننده ریختی روهم ؟
. این بین من و اونه
امیدوارم
پس درسته ؟
تو با " ری " میخوابی ؟
جورج من مثل اون دخترائی نیستم که . یه بوس بده به همه بگه
از کی ؟ - از الان -
من طلبه ام بازیگریت رو ببینم ، دیسی
پس باید بیای . ری ، دوست داره تو رو ببینه
میام
. تو هم همینطور جورج
من علاقه ای ندارم . از " ری " هم زیاد خوشم نمیاد
آره ، ری " یه عوضیه ، نه ؟
من باید برم سرکار
... جورج ، من و تو
تو سردخونه
. معدن طلا
. خودت تنها برو
. نمیدونم یارو چه شکلیه
همیشه دنبال یه راه برای نعشه شدنی
باشه
مردک بیچاره
بیچاره ناشناس میمونه
بی نشان
غمگین
از خاک به خاک
20دقیقه پیش یه جسد ناشناس رو آوردن اینجا
ایول
فقط باید بهتون هشدار بدم . دیدن جسد یه آدم خیلی سخته
ممنون
برای همین ما دونفری اومدیم بخاطر همدیگه
میسون ؟
میسون
! بیدار شو
میسون - چیه ؟ -
اشتباه شده
متاسفم
برادرم یه کم شوکه شد
ما خیلی نزدیک بودیم
. اون مثل عموی ما بود
فکر کردم ممکنه عموت باشه
ولی اون بیشتر از حرفا بود
. مجبورم نکن نگاش کنم
منو بگیر
. نمیتونم عمو آرتور رو اینجوری بینم
این نیست
میدونستم
.
رفیق ؟
مگه شما چند تا جسد ناشناس تو این سردخونه تخمی دارید ؟
5تا
خوب ؟ این میتونه باشه ؟
. من دارم از درون گریه میکنم
چیز شخصی ای تو صحنه حادثه از عموم بجا مونده ؟
چیه ؟ مثل کارت خرید یا کیسه ی خواب ؟
. چیز باارزشی نبوده اگه منظورتون اینه
خفه شو ، دروغگوی لاشی
هیچی غیر از لباساش وجود نداره
باشه ممنون ، بای جورجا نمیای ؟
فکر کردم اسمت میلی ـه
هیگن
درسته - جدی ؟ -
میخوام یه لحظه باهاش تنها باشم . و خداحافظی کنم
اینکه کی بمیره و کی زنده بمونه . تو حیطه کار من نیست
و برام اصلا مهم نیست که طرفم کی بوده و چیکار میکرده
کار من خیلی تخمیه
خانم هیگن ؟
No comments yet. Be the first to leave one.