Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
کوره؟ اونجاست.
چه غلطی باید باهاش بکنیم؟
- بهت گفته بودم اینطوری میشه. - فکر میکنی چجوری سر از اینجا درآورده؟
لعنتی چجوری اومده تو؟
اگه حرف بزنه بدبخت میشیم.
- اگه حرف بزنه چی؟ بعدش چی؟ - لعنتی. نمیتونیم این ریسکو بکنیم.
باید یه کاری بکنیم.
آره، همون سلیطه ای که تعلیق شده بود.
- آره خب، بهت که گفته بودم. - همه چی درست میشه.
بیا از اینجا بریم.
یه نفر حتما اونو با این وضع آورده اینجا.
تنهایی نمیتونست تا اینجا بیاد.
آره آره آره. شبیه خودشه.
ببرش... خودتو واسه یه پیاده روی تو جنگل آماده کن.
برو دیگه.
خفه شو!
آره، الو؟
- ایوار هستم. - ایوار؟
- خیلی وقت شده. چیه؟ - یه اتفاقی افتاده.
- باشه. - سیلاسه. غیبش زده.
چند وقته گم شده؟
چهار روزه که نیست. حس بدی دارم. و ببین...
- کسی بیرون هست که دنبالش بگرده؟ - آره، معلومه.
به پلیس چی، زنگ زدی؟
فکر کردی واسه چی دارم به تو زنگ میزنم دنی؟
این خارج از حوزه ماموریت منه ایوار.
خوب میدونی که من به پلیس زنگ نمیزنم. عمرا پاشونو بکشونم اینجا.
- چرا زنگ نمیزنی؟ - تا آخرین نفسم هم به اونا زنگ نمیزنم.
- گوش کن... - به پلیس زنگ بزن.
- پلیسها از ما متنفرن. - این تنها راهیه که...
- اونا از ما خوششون نمیاد. - پلیس از تو خوشش نمیاد...
تو هم از اونا خوشت نمیاد. ولی فرقی نمیکنه ایوار.
اگه گزارش مفقودی رد کنی، کمکت میکنن. باشه ایوار؟
تو باید بیای دنی. بخاطر سیلاس این کارو نمیکنی؟
نمیتونی بیای اینجا؟
ایوار، من نمیتونم همینطوری پاشم بیام بیاره.
چرا نه؟ چرا آخه لعنتی؟!
- میدونی که نمیتونم... - تو به ما مدیونی، میشنوی چی میگم؟
به اونم مدیونی.
اون همه گندی که زدی به زندگیمون چی؟
- باشه گوش کن... - بخاطر پسره این کارو بکن، میشنوی؟
خواهش میکنم دنی. خواهش میکنم. به کمکت احتیاج داریم.
الیور.
فقط اومدم یه سری وسایل بردارم.
شمارت عوض شده. سعی کردم زنگ بزنم.
هی. چرا یکم بیشتر نمیمونی؟
نمیتونم.
با آدمهای مرکز ترک اعتیاد حرف زدم. یه جا واست دارن.
الیور، بذار کمکت کنم.
سیلاس غیبش زده.
منظورت از غیبش زده چیه؟ از کجا میدونی؟
باباش بهم زنگ زد.
چند وقته نیست؟
چهار روزه.
اصلا میدونی کجا ممکنه باشه؟ این اواخر باهاش حرف زدی؟
اون آشغال هاتو پیدا نمیکنی.
چی؟
ریختمشون تو چاه.
الیور!
خب این دفعه کدوم گوری میخوای بری الیور؟
- اگه بری، قفل هارو عوض میکنم! - خفه شو!
باید بری مرکز ترک اعتیاد! الیور!
- حالت... حالت خوبه؟ - آره، خوبم!
خوبم! اون پسرمه، همین. لازم نیست به صاحبخونه زنگ بزنی.
من... من همسایه ات نیستم. اینجا زندگی نمیکنم.
در واقع، من همکار جدیدتم. منتظرت بودم.
من مالیکم.
پایین منتظرت میمونم.
آره، ولی...
نمیشد همون پاتریک یونگ رو بهم بدی؟
- اون الان دیگه جای دیگه ای مامور شده. - با کی مامور شده؟
- منتقل شده به بخش بازپرسی جنایی. - ای لعنت بهت روبان!
به لیرکا، توماس روگنیمو میرسه،
اونوقت سهم من یه تازه کار لعنتی میشه.
متاسفم دنی. ولی همینه که هست.
- این... بخاطر حرفهای لیرکا بود؟ - هیچ ربطی به تو نداره.
- پس دارم تنبیه میشم یا چی؟ - نه. این تنبیه نیست...
من همچین تازه کارم نیستم.
بیشتر از سه ساله که دارم کار میکنم، باشه؟
بیشتر از سه سال کار کردی. واو... تحت تاثیر قرار گرفتم. من رانندگی میکنم.
کسی رو داری که بتونی بهش تکیه کنی؟
پدری چیزی دور و برت هست؟
منظورت چیه؟
پدر پسرت.
واسه چی؟
- فقط داشتم میپرسیدم. - اون پدری نداره.
باشه.
چرا اومدیم اینجا؟
فقط یه چک کردن معمولی.
خودشه.
چی؟ دنی؟
جورما!
هی!
- همونجا که هستی بمون! - هی! هی!
ایست!
برو کنار!
پلیس! ایست!
جورما، واسه چی داری فرار میکنی؟
- تکون نخور. دستتو بده من. - چرا دارین دنبالم میکنین؟
چیز تیزی همراهت داری که بهم آسیب بزنه؟
نه، دیگه از سوزن و این جور چیزا استفاده نمیکنم.
- باشه... - سوزن؟! برگرد.
لعنتی، واسه چی داری فرار میکنی؟ چرا؟
چون این یارو رو نمیشناختم.
ایشون کارآموز منه.
خب، من که نمیدونستم. باشه؟
خب، اینا چیه؟
سوبوتکس و این آشغالا.
- جمعه کجا بودی؟ - من کجا بودم؟
آره. جمعه باحال تو لیمهام. وقتی که تو اون خونه همه چی به هم ریخت.
من نبودم. هفته هاست تو ترکم و دارم سعی میکنم هروئین رو بذارم کنار.
- پس واسه چی فرار کردی؟ - خب تو هم دنبالم دویدی.
برو! میتونی بری.
- وسایلشو بهش بده. - چی؟
وسایلشو.
- هوم. - ممنون. الان دیگه بیخیال شدین؟
- آره، آره. - دمت گرم.
- چیه؟ - این چه کاری بود؟
فکر میکنی باید مجبورش میکردیم تو بطری جیش کنه؟
- آره، چرا که نه؟ - ممم.
مم.
اصلا چه فایده ای داشت؟
دوباره زود آزاد میشد.
چی گیرش میومد؟
یه تخلف کوچیک و ۱۸۰۰ کرون جریمه واسه دولت؟
باید منو در جریان کارهایی که میکنی بذاری.
اگه بهش شلیک کرده بودم چی میشد؟
در ضمن، به من نگو کارآموز.
خب، اینم یه چک کردن معمولیه که بهم نگفته بودی؟
چی؟
کجا داری میری؟
دنی!
الیور.
واسه چی اینجایی؟
تو واسه چی اینجایی؟
- تو گذاشتی سیلاس غیبش بزنه. - اینطور نیست.
ولی خودت میدونستی...
- میدونستی که دوباره لغزش میکنه. - الیور...
نه، با این حال... باز گذاشتی بره.
میخواستم ازت محافظت کنم.
قرار بود با خدمات اجتماعی حرف بزنی. بهش قول داده بودی.
ولی این کارو نکردی، نه؟
خب، کردی؟
خانواده خودش میخواستن برگرده خونه.
بابت من نبود.
تو گذاشتی اونا ببرنش.
با اینکه میدونستی.
- چی رو میدونستم؟ - که اونجا همه رد دادن.
مامان، چرا این کارو با ما کردی؟
- باید برم. - نرو...
تو و سیلاس واسه هم خوب نبودین.
سیلاس کیه؟
- اوه، واو. - واو، اونجا رو ببین.
یا خدا.
اوه، خیلی باحاله.
- اوه، مراقب باش، خب؟ - میخوای با این چیکار کنی؟
فکر میکنی چیکار؟
- بیا، مزش کن. - بیا، امتحانش کن.
خیلی خوبه.
آره. پر از مواد مغذیه.
- تو الان از همه نزدیک تری. - راست میگه. تو نزدیک ترینی.
بگیرش سیلاس.
- این خیلی جالبه. - میدونم، مگه نه؟
و اینجا رو میبینی؟ این ملکه است.
اونجا اون وسط. میبینیش؟ ملکه همیشه معلوم نیست.
باشه؟ اون دوست داره دور از تابش مستقیم آفتاب بمونه.
- میبینیش سیلاس؟ - آره.
- دور تا دورش هم کارگرها هستن. - درسته.
کارگرها از کندو در برابر دشمن های بیرونی محافظت میکنن.
خیلی مهمه که ملکه تو مرکز کندو باشه.
جایی که بیشترین امنیت رو در برابر شکارچیا و هوا داشته باشه...
سیلاس کیه؟
اینجا دیگه کجاست؟
ما این کندوها رو چند سال پیش اجاره کردیم.
یه جایی هست که باید برم.
کدوم گوری؟
بیاره.
الان یه مخبر اونجاست.
همین الان راه میفتم برم اونجا باهاش حرف بزنم.
باشه. حله.
فعلا.
این مخبری که میخوایم بریم ببینیم کیه؟
آره. این ماشین واسم تازگی داره، ولی این خیابونا نه.
پس منو دور نزن.
باید یه چیزی رو حل و فصل کنم، خب؟
مسئله شخصیه یا مربوط به پلیس؟
مطمئن نیستم.
جفتش.
خب، اون کیه؟
سیلاس.
اسمشو آوردی.
داریم بخاطر اون میریم بیاره، درسته؟
- اون پیش من و الیور بود. - منظورت چیه؟
یعنی به عنوان فرزندخوانده.
پدر و مادرش چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.