Land of Sin

Land of Sin (Synden)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Land of Sin S01E01 1080p WEB h264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-01-02
Загрузки: 100
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫کوره؟ اونجاست.

‫چه غلطی باید باهاش بکنیم؟

‫- بهت گفته بودم اینطوری میشه. ‫- فکر میکنی چجوری سر از اینجا درآورده؟

‫لعنتی چجوری اومده تو؟

‫اگه حرف بزنه بدبخت میشیم.

‫- اگه حرف بزنه چی؟ بعدش چی؟ ‫- لعنتی. نمیتونیم این ریسکو بکنیم.

‫باید یه کاری بکنیم.

‫آره، همون سلیطه ای که تعلیق شده بود.

‫- آره خب، بهت که گفته بودم. ‫- همه چی درست میشه.

‫بیا از اینجا بریم.

‫یه نفر حتما اونو با این وضع آورده اینجا.

‫تنهایی نمیتونست تا اینجا بیاد.

‫آره آره آره. شبیه خودشه.

‫ببرش... خودتو واسه ‫یه پیاده روی تو جنگل آماده کن.

‫برو دیگه.

‫خفه شو!

‫آره، الو؟

‫- ایوار هستم. ‫- ایوار؟

‫- خیلی وقت شده. چیه؟ ‫- یه اتفاقی افتاده.

‫- باشه. ‫- سیلاسه. غیبش زده.

‫چند وقته گم شده؟

‫چهار روزه که نیست. ‫حس بدی دارم. و ببین...

‫- کسی بیرون هست که دنبالش بگرده؟ ‫- آره، معلومه.

‫به پلیس چی، زنگ زدی؟

‫فکر کردی واسه چی ‫دارم به تو زنگ میزنم دنی؟

‫این خارج از حوزه ماموریت منه ایوار.

‫خوب میدونی که من به پلیس زنگ نمیزنم. ‫عمرا پاشونو بکشونم اینجا.

‫- چرا زنگ نمیزنی؟ ‫- تا آخرین نفسم هم به اونا زنگ نمیزنم.

‫- گوش کن... ‫- به پلیس زنگ بزن.

‫- پلیسها از ما متنفرن. ‫- این تنها راهیه که...

‫- اونا از ما خوششون نمیاد. ‫- پلیس از تو خوشش نمیاد...

‫تو هم از اونا خوشت نمیاد. ‫ولی فرقی نمیکنه ایوار.

‫اگه گزارش مفقودی رد کنی، ‫کمکت میکنن. باشه ایوار؟

‫تو باید بیای دنی. ‫بخاطر سیلاس این کارو نمیکنی؟

‫نمیتونی بیای اینجا؟

‫ایوار، من نمیتونم ‫همینطوری پاشم بیام بیاره.

‫چرا نه؟ چرا آخه لعنتی؟!

‫- میدونی که نمیتونم... ‫- تو به ما مدیونی، میشنوی چی میگم؟

‫به اونم مدیونی.

‫اون همه گندی که زدی به زندگیمون چی؟

‫- باشه گوش کن... ‫- بخاطر پسره این کارو بکن، میشنوی؟

‫خواهش میکنم دنی. خواهش میکنم. ‫به کمکت احتیاج داریم.

‫الیور.

‫فقط اومدم یه سری وسایل بردارم.

‫شمارت عوض شده. سعی کردم زنگ بزنم.

‫هی. چرا یکم بیشتر نمیمونی؟

‫نمیتونم.

‫با آدمهای مرکز ترک اعتیاد حرف زدم. ‫یه جا واست دارن.

‫الیور، بذار کمکت کنم.

‫سیلاس غیبش زده.

‫منظورت از غیبش زده چیه؟ از کجا میدونی؟

‫باباش بهم زنگ زد.

‫چند وقته نیست؟

‫چهار روزه.

‫اصلا میدونی کجا ممکنه باشه؟ ‫این اواخر باهاش حرف زدی؟

‫اون آشغال هاتو پیدا نمیکنی.

‫چی؟

‫ریختمشون تو چاه.

‫الیور!

‫خب این دفعه کدوم گوری میخوای بری الیور؟

‫- اگه بری، قفل هارو عوض میکنم! ‫- خفه شو!

‫باید بری مرکز ترک اعتیاد! الیور!

‫- حالت... حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم!

‫خوبم! اون پسرمه، همین. ‫لازم نیست به صاحبخونه زنگ بزنی.

‫من... من همسایه ات نیستم. ‫اینجا زندگی نمیکنم.

‫در واقع، من همکار جدیدتم. ‫منتظرت بودم.

‫من مالیکم.

‫پایین منتظرت میمونم.

‫آره، ولی...

‫نمیشد همون پاتریک یونگ رو بهم بدی؟

‫- اون الان دیگه جای دیگه ای مامور شده. ‫- با کی مامور شده؟

‫- منتقل شده به بخش بازپرسی جنایی. ‫- ای لعنت بهت روبان!

‫به لیرکا، توماس روگنیمو میرسه،

‫اونوقت سهم من ‫یه تازه کار لعنتی میشه.

‫متاسفم دنی. ولی همینه که هست.

‫- این... بخاطر حرفهای لیرکا بود؟ ‫- هیچ ربطی به تو نداره.

‫- پس دارم تنبیه میشم یا چی؟ ‫- نه. این تنبیه نیست...

‫من همچین تازه کارم نیستم.

‫بیشتر از سه ساله که دارم کار میکنم، باشه؟

‫بیشتر از سه سال کار کردی. واو... ‫تحت تاثیر قرار گرفتم. من رانندگی میکنم.

‫کسی رو داری که بتونی بهش تکیه کنی؟

‫پدری چیزی دور و برت هست؟

‫منظورت چیه؟

‫پدر پسرت.

‫واسه چی؟

‫- فقط داشتم میپرسیدم. ‫- اون پدری نداره.

‫باشه.

‫چرا اومدیم اینجا؟

‫فقط یه چک کردن معمولی.

‫خودشه.

‫چی؟ دنی؟

‫جورما!

‫هی!

‫- همونجا که هستی بمون! ‫- هی! هی!

‫ایست!

‫برو کنار!

‫پلیس! ایست!

‫جورما، واسه چی داری فرار میکنی؟

‫- تکون نخور. دستتو بده من. ‫- چرا دارین دنبالم میکنین؟

‫چیز تیزی همراهت داری که بهم آسیب بزنه؟

‫نه، دیگه از سوزن ‫و این جور چیزا استفاده نمیکنم.

‫- باشه... ‫- سوزن؟! برگرد.

‫لعنتی، واسه چی داری فرار میکنی؟ چرا؟

‫چون این یارو رو نمیشناختم.

‫ایشون کارآموز منه.

‫خب، من که نمیدونستم. باشه؟

‫خب، اینا چیه؟

‫سوبوتکس و این آشغالا.

‫- جمعه کجا بودی؟ ‫- من کجا بودم؟

‫آره. جمعه باحال تو لیمهام. ‫وقتی که تو اون خونه همه چی به هم ریخت.

‫من نبودم. هفته هاست تو ترکم ‫و دارم سعی میکنم هروئین رو بذارم کنار.

‫- پس واسه چی فرار کردی؟ ‫- خب تو هم دنبالم دویدی.

‫برو! میتونی بری.

‫- وسایلشو بهش بده. ‫- چی؟

‫وسایلشو.

‫- هوم. ‫- ممنون. الان دیگه بیخیال شدین؟

‫- آره، آره. ‫- دمت گرم.

‫- چیه؟ ‫- این چه کاری بود؟

‫فکر میکنی باید مجبورش میکردیم ‫تو بطری جیش کنه؟

‫- آره، چرا که نه؟ ‫- ممم.

‫مم.

‫اصلا چه فایده ای داشت؟

‫دوباره زود آزاد میشد.

‫چی گیرش میومد؟

‫یه تخلف کوچیک و ۱۸۰۰ کرون جریمه واسه دولت؟

‫باید منو در جریان کارهایی که میکنی بذاری.

‫اگه بهش شلیک کرده بودم چی میشد؟

‫در ضمن، به من نگو کارآموز.

‫خب، اینم یه چک کردن معمولیه ‫که بهم نگفته بودی؟

‫چی؟

‫کجا داری میری؟

‫دنی!

‫الیور.

‫واسه چی اینجایی؟

‫تو واسه چی اینجایی؟

‫- تو گذاشتی سیلاس غیبش بزنه. ‫- اینطور نیست.

‫ولی خودت میدونستی...

‫- میدونستی که دوباره لغزش میکنه. ‫- الیور...

‫نه، با این حال... باز گذاشتی بره.

‫میخواستم ازت محافظت کنم.

‫قرار بود با خدمات اجتماعی حرف بزنی. ‫بهش قول داده بودی.

‫ولی این کارو نکردی، نه؟

‫خب، کردی؟

‫خانواده خودش میخواستن برگرده خونه.

‫بابت من نبود.

‫تو گذاشتی اونا ببرنش.

‫با اینکه میدونستی.

‫- چی رو میدونستم؟ ‫- که اونجا همه رد دادن.

‫مامان، چرا این کارو با ما کردی؟

‫- باید برم. ‫- نرو...

‫تو و سیلاس واسه هم خوب نبودین.

‫سیلاس کیه؟

‫- اوه، واو. ‫- واو، اونجا رو ببین.

‫یا خدا.

‫اوه، خیلی باحاله.

‫- اوه، مراقب باش، خب؟ ‫- میخوای با این چیکار کنی؟

‫فکر میکنی چیکار؟

‫- بیا، مزش کن. ‫- بیا، امتحانش کن.

‫خیلی خوبه.

‫آره. پر از مواد مغذیه.

‫- تو الان از همه نزدیک تری. ‫- راست میگه. تو نزدیک ترینی.

‫بگیرش سیلاس.

‫- این خیلی جالبه. ‫- میدونم، مگه نه؟

‫و اینجا رو میبینی؟ این ملکه است.

‫اونجا اون وسط. میبینیش؟ ‫ملکه همیشه معلوم نیست.

‫باشه؟ اون دوست داره ‫دور از تابش مستقیم آفتاب بمونه.

‫- میبینیش سیلاس؟ ‫- آره.

‫- دور تا دورش هم کارگرها هستن. ‫- درسته.

‫کارگرها از کندو در برابر ‫دشمن های بیرونی محافظت میکنن.

‫خیلی مهمه که ملکه تو مرکز کندو باشه.

‫جایی که بیشترین امنیت رو ‫در برابر شکارچیا و هوا داشته باشه...

‫سیلاس کیه؟

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫ما این کندوها رو چند سال پیش اجاره کردیم.

‫یه جایی هست که باید برم.

‫کدوم گوری؟

‫بیاره.

‫الان یه مخبر اونجاست.

‫همین الان راه میفتم ‫برم اونجا باهاش حرف بزنم.

‫باشه. حله.

‫فعلا.

‫این مخبری که میخوایم بریم ببینیم کیه؟

‫آره. این ماشین واسم تازگی داره، ‫ولی این خیابونا نه.

‫پس منو دور نزن.

‫باید یه چیزی رو حل و فصل کنم، خب؟

‫مسئله شخصیه یا مربوط به پلیس؟

‫مطمئن نیستم.

‫جفتش.

‫خب، اون کیه؟

‫سیلاس.

‫اسمشو آوردی.

‫داریم بخاطر اون میریم بیاره، درسته؟

‫- اون پیش من و الیور بود. ‫- منظورت چیه؟

‫یعنی به عنوان فرزندخوانده.

‫پدر و مادرش چی؟

More Farsi Persian subtitles for Land of Sin

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left