Small Prophets

Small Prophets

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Small Prophets S01E05 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Small Prophets 2026 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-02-18
Загрузки: 23
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

مایکل! مایکل

دیشب کباب راه انداخته بودن؟ کیا؟

همون، همسایه بغلی و دوست‌دخترش

اسمش مایکله، اونم دوست‌دخترش نیست

باشه، حالا هر کی هست. اصلاً تو از کجا می‌دونی؟

تو مغازه اتفاقی دیدمش

کیسی. دختر خوبیه. حالا هر چی

می‌گم کباب می‌پختن چون بوش رو حس کردم

فقط یه تیکه آتیش روشن کرده بودن

تو ورودیِ پارکینگ ما زغال ریخته

دیدی؟ زغال‌های کباب رو پرت می‌کنن تو ورودیِ ما

چی؟ آخه چرا؟

اصلاً نمی‌دونم چرا

آخه چرا یکی باید زغال کباب پرت کنه؟

اصلاً نمی‌فهمم تو کله‌ی اون مرد چی می‌گذره. خب؟

یه جورایی داره با من بازی می‌کنه. فکر می‌کنه می‌تونه حالم رو بگیره

می‌دونی، فکر می‌کنه می‌تونه بره رو مخم

داری به کی زنگ می‌زنی؟

به شورای شهر. به خاطر رفتارهای ناهنجار

الان که فقط ساعت هشته. هیشکی اونجا نیست

باشه. من دیگه باید برم

برو درِ خونه‌اش رو بزن و بهش بگو بیاد اینا رو جمع کنه

ولی اول عکس بگیر، خب؟ واسه مدرک

بعدش هم زنگ بزن شورا و گزارش بده

رفتار ناهنجار

بله قربان

آهنگِ مرد دانا، اثر سیندر ولز

# می‌دونم دیگه پیر شدیم

# و دوباره گم شدیم

# اون پایین، تهِ بن‌بست

# تو رفتی، رفیق من

# می‌شه برگردی؟ دوباره برگردی؟

# می‌شه برگردی؟ دوباره برگردی؟

# کتری رو گذاشتم روی گاز

# مردِ دانا واست آواز خوند #

سلام، هیلاری

باشه، میام اونجا

اوه، سلام عزیزم

ممنون که زنگ زدی. حالش خوبه؟

نیمی‌دونم عزیزم. سر یه چیزی استرس داره

ولی سردرنمیارم چی. فکر نکنم خودش هم واقعاً بدونه

تو اتاقشه. دستت درد نکنه

اوه... تویی. امیدوارم اونا بهت زنگ نزده باشن

بهت زنگ زدن؟ نه، مثل همیشه فقط اومدم ببینمت

بهشون گفته بودم مزاحمت نشن

چی شده بابا؟ هیلاری می‌گه کلافه‌ای

نگران چیزی هستی؟

همه‌اش تقصیر این آشغال‌واشغال‌هاست، دورم رو گرفتن

با-با-باید یه سروسامونی بهشون بدم. هیچی رو پیدا نمی‌کنم

باشه، من می‌تونم کمکت کنم

دنبال چیز خاصی می‌گردی؟

آره، خب، اون چی گفت که گم شده؟

یه چیزِ مخفی

ببخشید، کی رو می‌گی؟ اون رو

همونی که اومده بود دنبال یه چیزی می‌گشت

یه کتاب، کتابِ پرنده‌شناسی

بابا، داری خودت رو اذیت می‌کنی. حسابی گیج شدی

مدام بهم پیله می‌کنن که چیزها رو پیدا کنم

باشه، ببین چی می‌گم، می‌تونم امروز یکم از اینا رو با خودم ببرم

بیا یه کارتن رو پر کنیم از چیزهایی که فکر می‌کنی لازم نداری، منم

می‌ذارمشون تو خونه‌ی خودم تا وقتی که دوباره لازمشون داشته باشی

نه، همه‌اش رو بریز دور. هیچ‌کدوم رو نمی‌خوام. همه‌اش آشغاله

بیخیال بابا، بیا یکم از اینا رو سوا کنیم، بعد ببینیم چی می‌شه

اونجا چی داری؟

رفیقِ قدیمی‌م، ویک ویفن

فوت کرده

دیگه... دیگه از ماها زیاد کسی نمونده

اوه، متاسفم بابا. همون دوستت که تو کانادا بود؟

آره، آره. همین یه هفته پیش ازش نامه داشتم

همیشه می‌خواستم برم ببینمش ولی خب، دیگه دیر شده

این رو همین الان پیدا کردی؟

هوم؟

هیچی

گفتی هفته‌ی پیش ازش نامه داشتی؟

همین دو سه روز پیش. اون گوشه گذاشتمش

حالت رو پرسیده بود

همیشه حالت رو می‌پرسید

آدم حسابی‌ای بود

ببخشید

سلام عزیزم. لونه‌ی چرخ‌ریسک دارید؟

لونه‌ی چی؟

بله

لونه واسه...؟ چرخ‌ریسک

هوم

چرخ‌ریسک آبی؟

مثل لونه‌ی پرنده؟ بله

اگه داشته باشیم، باید تو بخش باغبانی باشه. اون... اِ

شرمنده، انگار نداریم

اوه، خب باشه

ببین چی می‌گم، شاید بتونم کمکت کنم

واقعاً؟ آره، فکر کنم

می‌تونی مثلاً یک ساعت دیگه برگردی؟

آره، حتماً. می‌رم بقیه‌ی خریدهام رو انجام بدم

عالیه. پس همین‌جا می‌بینمت

یک ساعت دیگه؟ آره، همینه

آهنگِ چکشِ نُه پوندی، اثر لیتل گرسکالز

# اوه، چکشِ نُه پوندی یکم زیادی سنگینه

# عزیزم، واسه هیکلِ من

# گلم، واسه جثه‌ی من

# تند برو رفیق، انقدر لفتش نده

# چطوری تند برم وقتی چرخ‌ها نمی‌چرخن؟

# پس تند برو رفیق، انقدر لفتش نده

# چطوری تند برم وقتی چرخ‌ها راه نمیفتن؟ #

مایکل، چه خبره اینجا...؟

چه مرگته...؟

داری چیکار می‌کنی؟

لونه‌ی چرخ‌ریسک

مشتری می‌خواست

مایکل، چت شده؟ اینجا که

ما... اگه چیزی رو نمی‌فروشیم، خودمون نمی‌سازیمش... اوه، اومد

اوه، اومد

سلام خانم. بفرمایید، اینم از این

اوه، چقدر قشنگه، ممنون

سلام، گوردون

سلام، خانم استوارت

مامانت چطوره؟ حالش خوبه؟

خوبه، ممنون، خانم استوارت

قیمتش چنده؟

قابلی نداره خانم استوارت، مهمونِ ما باشید

ممنون! سلام من رو به مامانت برسون

خداحافظ عزیزم

چرا دیروز برنگشتیم سر کار؟

«ما»؟ منظورت خودته

تو گفتی «دیگه لازم نکرده برگردی»

اون یه تهدید بود

یعنی «اگه بری، دیگه برنگرد چون اخراجی»

کارفرما اجازه نداره به کارمندش مرخصیِ منطقی نده

اونم وقتی یه اتفاق غیرمنتظره واسه یکی از اعضای خونواده‌اش افتاده

خب... چون اون‌وقت می‌شه اخراجِ غیرقانونی

من... و اون‌وقت تو مقصرِ اخراجِ غیرقانونی هستی

من... و منم واسه اخراج غیرقانونی ازت شکایت می‌کنم

اینجا رو تمیز کن

فهمیدی؟

آره

بیا، این رو گوش کن

بابام این نامه رو از دوستش تو کانادا گرفته. خب

«برایانِ عزیز، ممنون بابت نامه‌ی قبلی‌ت»

«این‌ورِ آب همه چی روبه‌راهه، هرچند زمستون هنوز...»

یکم طولانیه

بعدش می‌گه: «پسر ردیفت، مایکل چطوره؟»

«همیشه دوست دارم بدونم چیکار می‌کنه. حالش خوبه؟»

«بالاخره یکی رو پیدا کرد که باهاش سروسامون بگیره؟»

«این روزها خوشحاله؟ امیدوارم که باشه.»

فلان و فلان... «دوستِ عزیزت، ویک.»

خب، که چی؟

اولاً، فکر نکنم اصلاً این یارو رو دیده باشم، پس نمی‌دونم

چرا انقدر پیگیرِ کارهای منه

خب، فقط می‌خواد محبتش رو نشون بده

و دوماً، این آدم بیشتر از ده سال پیش مُرده

مُرده؟

فوت شده، سال ۲۰۰۹ تموم کرده

نامه مالِ کِیه؟

دو هفته پیش نوشته شده

کانادا؟ آره

مطمئنی مُرده؟

برنامه‌ی مراسم ختمش رو دیدم

تو گوگل سرچ کردم، آگهی ترحیمش رو پیدا کردم. شک ندارم که مُرده

عجیبه

مگه روح‌ها هم نامه می‌نویسن؟

می‌دونم که حداقل نمی‌تونن تمبر رو لیس بزنن

روبه‌راهی، مایکل؟

سلام، بریگهام

کیسی؟ بریگهامم

گوردون دیروز داشت پشتِ سرت بد می‌گفت. اوه، جدی؟

وقتی برنگشتی سر کار. می‌گفت می‌خواد اخراجت کنه

آره؟ زیاد برام مهم نیست

مهم نیست اگه اخراج بشی؟

راستش رو بخوای، نه واقعاً

نکن

نباید بذاری

خوبی؟

اخراجت کنن رفیق

چرا نه؟

پس کی من رو بخندونه؟

کی با اون دوچرخه‌ی درازش بیاد سر کار؟

بدونِ تو اینجا خیلی مزخرف می‌شه رفیق

باشه. اِم، دمت گرم بریگهام

بیخیال

الو؟ روی هستم

می‌تونی حرف بزنی؟ نه واقعاً

باید با یه نقشه‌بردار بیام اونجا سراغِ خونه

چرا؟ کی؟

خودت می‌دونی چرا

کِی؟

کِی برات مناسبه؟ هیچ‌وقت! اصلاً وقت ندارم

باشه. پس من همین الان میام. نمی‌تونی... ببین، آخه الان

هی، چطوری مایکل؟

آره، بد نیستم. اِم، می‌خواستم ببینم خبر جدیدی داری

درباره‌ی وضعیتِ اون پرچین‌ها؟

آره. اِم، نه. شرمنده، خبری ندارم

خب، فکر کنم اون سِهره‌ها تا الان دیگه رفته باشن، واسه همین

اون روز یه کتابِ پرنده‌شناسی دستت بود

آره. واسه همون سِهره‌ها

از کجا آوردیش؟

کتاب رو؟ آره

اِم، فکر کنم مالِ بابام بود

مالِ بابای من؟

نه، بابای خودم

رفتی بابای من رو دیدی؟

بابای تو رو؟ آره. تو خانه‌ی سالمندان؟

Small Prophets subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Small Prophets

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left