Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
به خدا اعتقاد داری؟
خدای پدر، که همه چیزو آفریده، آسمون و زمینو خلق کرده؟
به نام عیسی مسیح، پروردگارمون، تنها پسرش اعتقاد داری؟
کسی که از مریم باکره به دنیا اومد؟
کسی که به صلیب کشیده شد، دفن شد،
از مرگ زنده شد،
و حالا کنار دست راست خدا نشسته؟
به روح القدس اعتقاد داری؟
به کلیسای مقدس کاتولیک،
جامعه قدیسان، بخشش گناهان،
رستاخیز بدن و زندگی ابدی؟
رزا، تو رو غسل تعمید میدم
به نام پدر...
...پسر...
...و روح القدس.
تو دیده شدی، تو دوست داشتنی هستی،
و نجات پیدا کردی.
بهت افتخار می کنم.
خیلی بهت افتخار می کنم.
نمی تونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم.
تو لیاقتشو داری.
اگه کسی لیاقت داشته باشه، اون تویی.
خدا بهت برکت بده.
تبریک می گم. چه روزی! فوق العاده ست.
الیوت کجاست؟
اونو دیدی؟
نه.
باشه.
حالا میره!
گرفتمت. تموم شدی.
هی! نگاه نمی کردم.
رفت تو؟
نمی تونیم دنبالش بریم. اونجا نه.
کی گفته؟
مامانمون. همه.
چرا؟
الیوت.
فرار کن!
تو رو غسل تعمید می دم
به نام پدر...
...پسر...
...و روح القدس.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
همینه.
خب، همون طور که می بینید،
اینا خیلی فرق ندارن، مگه نه؟
مونتانیا، کوه.
کوه.
ریو. رودخونه.
- رودخونه. - اوه...
ولکان؟ آتشفشان.
آتشفشان.
دیوس؟
سؤال خوبیه.
این دوتا خیلی شبیه هم نیستن.
دیوس... خدا.
خدا.
مرسی.
بازم می خوای؟
عدس؟
زود برمی گردم.
کجا داری می ری؟
- می خوای باهات بیام؟ - نه.
- نه؟ خودت می تونی؟ - آره.
نه؟
می خوام همین جا بمونی.
گرسنه تونه، آقا؟
لوبیا؟ برنج؟
شب بخیر.
سرده.
غذای گرم داریم.
بفرما.
هی، سلام.
وای!
روزا.
سلام، اینتی.
امیدوارم بدونی هر روز از خدا
بخاطر تو و خانوادت تشکر می کنیم.
کلیسا، آب، درمانگاه.
همه اینا به خاطر توئه.
هر روز از خدا تشکر می کنیم.
مرسی.
سروصدا.
اونا خیلی سروصدا می کنن.
وقتی خداتون ساکته، شما نمی تونید ساکت باشید.
اون یکی، اون یکی. اونجا.
رائول! توماس!
رائول!
باید بریم.
فردا می تونیم بازی کنیم؟
آره، آره.
هی. هی، هی.
هیس.
الیوت.
سلام.
این... چی گفته بودم؟
این چه بازی ایه؟
اون چیزی که باهم توافق کردیم نیست.
و گفتیم هیچ وقت بیرون خونه نه.
این... فقط یه بازیه.
ببخشید.
هی.
می دونم سخت بوده.
می دونم خیلی از خونه دوریم،
ولی این چیزیه که خدا از ما می خواد.
با کلیسای جدید تقریباً تموم کردیم.
مراسم تأییدت فرداست.
همه چیز داره درست می شه، مگه نه؟
ساعت بابابزرگ کجاست؟
خونه ست.
فردا می ندازیش؟
آره، آره.
عالیه.
غذا داره سرد می شه.
فکر کنم فقط می رم خونه.
مطمئنی؟
آره، مطمئنم.
شب بخیر. دوستت دارم.
منم دوستت دارم.
نکن...
هیچ چیز قشنگ تر از نجات نیست.
الیوت؟
الی؟
- الیوت کجاست؟ - تو اتاقشه.
نه، نیست.
نمی تونه دور باشه.
من خونه جوزف ها رو چک می کنم، تو پایین رودخونه رو نگاه کن.
دیشب با الیوت دعواتون شد؟
نه. نه واقعاً.
خواهش می کنم بگو مثل دفعه قبل بد نبود.
نه، دعوا نکردیم.
باشه، عزیزم، باید قبول کنی،
بعضی وقتا یه کم با پسر سخت گیری.
خب، یکی باید باشه.
این یعنی چی؟
دعوا نکردیم.
رائول.
خانم ویلیامز؟
الیوت رو دیدی؟
رائول، لطفاً.
اگه چیزی می دونی...
لطفاً.
صبح بخیر.
همه چیز روبه راهه؟
نمی تونه الیوت رو پیدا کنه.
چی؟
منظورت چیه؟
خونه نیست.
ولی امروز مراسم تأییدشه.
ما هم نمی فهمیم.
چیزی درباره این ماجرا می دونی؟
رائول، این جدیه.
چیزی نگفت.
- ولی... - چی؟
کجاست؟
بهش بگو.
الیوت!
الی!
الی؟
الی؟
الیوت؟
اینجا جای تو نیست.
من به عنوان یه مادر اومدم، دنبال پسرم می گردم...
همین و بس.
دوستش بهم گفت اینجا بوده.
دیگه نیست.
بیا.
لطفاً کمک کن. استخونام درد می کنه.
فردا بهت کمک می کنم.
یه چیزی از وسایلت بهم بده.
لطفاً.
این به سفرمون کمک می کنه.
مرسی. مرسی.
الی!
الی؟
چی شده؟
زخمی شده بود. بهش سوپ دادم.
بیدارش نکن.
باید وقتی آماده ست خودش به هوش بیاد.
بذار روحش بهمون بگه.
الیوت؟
الیوت، عزیزم.
چیزی نیست. بیا از اینجا بریم.
نباید بدون گفتن به ما فرار کنی.
به چی فکر می کردی؟
دنبال ساعت بابابزرگ بودم.
همه چیز روبه راهه؟
همه چیز خوبه.
اوه نه، زخمی شدی.
بیا.
نه، لطفاً. نگران نباش.
بعداً می گیرمش.
باشه.
برو. برو.
برو.
- اینتی؟ - برو!
اینتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.