Первые 167 строк.
هی, هنوز ناهار نخوردی؟
من به یه فروشگاه مواد غذایی رفتم, اما اونا رولت ناتو نداشتن
به خاطرهمین مجبور شدم ساندویچ کاتسو بخرم
ببخشید. چی گفتی؟
چت شده؟
اوه, صبرکن!
اینقدر به خاطر نگهبان ماه گریه نکن, تو دیگه یه بچه کوچولو نیستی
نگهبان ماه مال زمان جوونیمه!
اگه اونا کل مجموعه دراگون بال رو نشون میدادن, دوست داشتی نگاشون کنی, درسته؟
و گریه هم میکردی, درسته؟ حتی اگه سرکارت بودی!
من اونارو سرکارم تماشا نمیکنم, و گریه هم نمیکنم
منظورم اینه که, تو این سن چه فایده ای داره که بشینی و به خاطر یه انیمه گریه کنی؟
من خیلی شگفت زده شده بودم, من خیلی شگفت زده شده بودم
خیلی ناراحت کننده ست درسته؟
این درست به همون اندازه دراگون بال ناراحت کننده ست درسته؟
عشق برای اوتاکو سخته
"حالا, بیا باهم شروع کنیم"
"ازجایی که دیروز تمومش کرده بودیم"
"هیچ شادی و لذتی بدون درد و رنج نیست پس بزار داستانمونو شروع کنیم"
"از عمق دریا خارج بشیم"
"حالا میتونیم دربالای شهر پرواز کنیم و دیگه نمیتونیم به زمین برسیم"
"یه طرح بدون انسجام این داستان تنها و فقط یه بار شروع میشه
"همیشه خاطرات خوب رو به یاد داشته باش"
"بزار احساساتت آزاد بشن این کار واقعا عالیه"
"به آرامی, به نرمی"
"صفحه های داستان رو ورق بزن"
"منم اجازه میدم احساساتم رها بشن"
"به آرامی, به نرمی"
"صفحه های داستان رو ورق بزن"
"به نظرمیرسه هیچ وقت تموم نمیشن"
"آیا تا به حال به پایان رسیده؟"
"هیچ نظری ندارم"
"خیلیم بد نیست"
!اون خیلی خوشگله
تو منو خجالت زده میکنی نه, اون دختره سمت راستیه
میدونی که, این عکس کاسپلای؟
جدی؟ این دخترم یه اوتاکوئه؟
برام مهم نیست که اون یه کاسپلائه, بهم معرفیش کن
!شوخی کردم
شنیدی چی گفت, هیروتاکا؟
هاه؟ فکرکنم
من میتونستم همسرکسی باشم هاه؟
پس به این یکیم یه نگاه بنداز
بفرما هاه؟ اوه, خدای من!
من دیروز یکم مست بودم به هرحال, اینکه یه فتوشاپ نیست
این چیه؟ این دیگه چیه؟ خیلی ناز و دوست داشتنیه
!تو خیلی زیبا و بانمکی
درسته؟ چون خیلی دوستش داشتم به خاطر همین به عنوان یه پوستر ازش استفاده میکنم
هی! داری بهش چی نشون میدی؟
اوه, وای...
روز بعد
زودباش درمورد این عجوزه زشت یه کاری کن, موموسه! زود باش درمورد این احمق بی مصرف یه کاری کن, نیفوجی!
اه... امروز دیگه مقصرکیه؟
اون اون
به هرحال, میتونین توضیح بدین؟
خلاصه ای از جزئیات!
من فقط میخواستم سرگرمیای مشابهمونو با کاباکورا به اشتراک بزارم!
میخواستم اونو به یه کاسپلای تبدیل کنم
من از سرگرمی کویاناگی انتقاد نمیکنم
اما به اشتراک گذاشتن سرگرمیای مشابه؟ !داستانش به کل فرق داره
من فقط دوست دارم افراد دیگه ای رو که کاسپلای هستن تماشاشون کنم
تو هیچ وقت نمیفهمی مگه اینکه امتحانش کنی, درسته؟ تو هیچ وقت تسلیم بشو نیستی!
این تنها شانسته بدبخت
!تو خیلی ظالم و بی رحمی
شخصا, فکرمیکنم این واقعا میتونه یه کار خوب باشه
کاباکورا و هانا چان میتونن اینکارو کنن؟
بس کن! اینقدر همه چیزو پیچیدش نکن!
فهمیدم, فهمیدم
من یه شخصیت زن میشم, باشه؟ با اینکه دیگه مشکلی نداری, درسته؟
نه ندارم! تو درهرصورت یه زنی!
نه, این چیزی نیست که دارم درموردش حرف میزنم!
من فقط احساس شرم میکنم
من خیلی خوش قیافه نیستم به خاطرهمین نمیخوام بقیه منو ببینن
اینقدرمنو مجبورنکن چیزای ناراحت کننده ای مثل این بگم
!این درست نیست
یه بازیگر باچهره ی متوسط میتونه ازطریق ابراز عشقش شخصیت خودشو تشکیل بده
!خفه شو
تو خیلی ترسناک و بی احساسی
من بهت نمیگم که آرایش کن یا مثل یه دختر لباس بپوش
!مسئله الان این نیست
هی, نیفوجی! یه چیزی بگو!
خب, من...
انجامش دادم میخوام الان یه عکس بگیرم, باشه؟
من واقعا هیچ فکری درموردش ندارم فهمیدم!
بدون کراوات؟
!مطمئنم که میتونم کاباکورا رو به همون اندازه نیفوجی بامزه و خوش قیافش کنم
تو انگار هیچ وقت تسلیم نمیشی, ولش کن دیگه!
با کمال احترام, باید بگم که من یکمی بامزه بودم, میدونین که؟
اینقدر تشویقش نکن! قبلا که بهت گفتم, من اینکارو انجام نمیدم!
پس بزار بهت نشون بدم یه بازیگرواقعی چطوری میتونه خیلی خوب بازی کنه وقتی که تو کارش جدی باشه
اصلا شماها میشنوین من دارم چی میگم؟!
من فکرمیکردم خیرسرت مثلا یه اوتاکو بودی باورم نمیشه که نمیتونی به بازیگرباشی
منم باورم نمیشه که حتی یه ذره هم احساس شرم نداشته باشی
!اوتاکو بودن به اندازه کافی خجالت آورهست
این خیلی حرص منو درمیاره که چطوری میتونی اینقدر عادی رفتارکنی بااینکه یه اوتاکوئی!
افرادی که از سرگرمیای اوتاکوئی خودشون درخفا لذت میبرن حتی خیلی بیشتر شرم آورن! فهمیدی ترسو!
افرادیم که هیچ اهمیتی نمیدن خیلی شرم آور و بدبختن
به خاطر همینه که مردم عادی فکرمیکنن همه اوتاکوها عجیب غریبن! من اینکارو مخفیانه انجام نمیدم
من برای انجام دادنش تعادل رو رعایت میکنم, درست برعکس تو!
بایدم اینطورباشه, اونا دوستای خیلی خوبی هستن که دارن باهم میجنگن
من فقط موندم تو چطور میتونی تو همچین وضعیتی همچین چیزی رو بگی
شماها خیلی خوش شانسین, چون برای هم دوستای خوبی هستین و هیچ وقت باهم دعوا نمیکنین
خب, ما دقیقا دوستای خوبی برای هم نیستیم...
هیروتاکا بازی کردن رو دوست داره, و من مانگا و انیمه رو دوست دارم
ما از چیزای متفاوتی لذت میبریم, با اینکه هردومون یه اوتاکوئیم
ما به علایق همدیگه احترام میزاریم
منظورم, باهاش کناراومدیم
یه همچین چیزی
البته خوب حدس میزنم
فکرمیکنم دیگه خیلی دیرشده تا نارومی رو نجات بدم, به خاطرهمین تسلیم شدم
!حالا بهت نشون میدم برای کی خیلی دیر شده
آروم باش, نارو! شما قبولش کردین, درسته؟ درسته؟
آروم باش! موموسه!
منظورش این نبود که بخواد حالتو بگیره!
دارم حقیقت رو بهش میگم, منظورم صدرصد همون بود
خفه شو, نیفوجی!
سه روز بعد
خیلی خب, بیا سعی کنیم یه عکس طبیعی بگیریم
هرگز! مشکلی پیش نمیاد, نگران نباش
خوش قیافت میکنم
!این چیزی نیست که من نگرانشم
من همه اینارو فقط برای تو آمادشون کردم
نو درمورد چی اینقدر ناراضی هستی؟ همه چی!
بی خیال, تو یه بازنده به دردنخوری
توافقمونو فراموش کردی؟
خیلی بامزه شدی, کاباکورا
داری میخندی
و شب بعد
چت شده, کاباکورا؟
اصلا نپرس
!بفرامایید
این کاباکوراست؟
واوو! درست مثل یه شخصیت بازی ویدئویی شده!
بهش رشوه دادم-- منظورم, با رشوه دادن متقاعدش کردم
از یه کلاه گیس موجدار برای پوشندن سرش استفاده کردن
یه سایه ی چشم مارکدار و جدید خریدم, اتاقمم به یه استودیو عکاسی تبدیل کردم
دوربین رو تنظیم کردم, چراغها و نورشونم تنظیم کردم
بهش یاد دادم که یه مدل چطوری باید عمل کنه, و ازرنگهایی که بهم ارتباط داشتن استفاده کردم
و بعدش تصاویرو دوباره روتوش کردم
!همه اینکارا رو تو یه شب انجام دادم
واقعا؟ ایول داری!
به هرحال, اون بدون کلاه گیس مثل یه هیولا به نظرمیرسه کاباکورا, میتونم یه سوالی ازت بپرسم؟
بستگی داره چه سوالی بپرسی, ممکنه که بکشمت, اما سوالتو بپرس
رشوه ای که قبول کردی چی بود؟
تندیس یوداچی کای2
کیفیت یوداچی کای2ای که رشوه گرفتی چطوربود؟
عالییی
هاناکو کویاناگی متولد 28 آگوست
عشق برای اوتاکو سخته
سن: 28 قد: 167 سانتیمتر
نوع گروه خونی: ای بی
جلسه بدون هیچ نکته و تذکری تموم شد
کارت رو پرونده ها عالی بود واقعا؟
از طرف هیروتاکاست
هی, هی
پیشرفتت تو کار چطوری بود؟
دوست داری بعد کار برای نوشیدن بری؟
آقای کاباکورا هم امروز باهامون میاد
سعی کن خانم کویاناگی رو هم دعوت کنی
به هرحال, سعی نکن امروز خیلی زیاد درمورد بدبختیات حرف بزنی
اگه کاراتو سریع انجام ندی, گردنتو میزنم
مسته؟ یا گوشیش مشکل داره؟
نه مشکلی نداره, اون همیشه حرافه, و خیلیم دوست داره بانمک باشه
فقط به خاطر اینکه درطول مکالمه نمیتونه حالت چهره ش وحالت درونیشو نشون بده
ولی به نظرم باید یه مشکلی داشته باشه
نیفوجی, میتونم چندلحظه باهات حرف بزنم؟ حتما
کارتو انجام بده
No comments yet. Be the first to leave one.