Первые 152 строк.
رستوران چینی هِیآن
غذا عالی بود! دمتون گرم که اومدین
شب بخیر! باز هم میایم
مراقب باشین. شب بخیر
خیلی زیاد خوردم
ممنون که اینقدر خوشخوراکی
خب، دیگه بریم خونه
آها، راستی
بله؟
خوب بود
ممنون
ولی خب، تنها کاریه که از دستم برمیآد
بازم میام. حتماً
روزمرگیهای آدمکشهای جوون
روزمرگیهای آدمکشهای جوون
میدونی
دارم به این فکر میکنم که این کارو ببوسم بذارم کنار
چی؟ چقدر یهویی
میخوام برم توی همبرگرفروشیِ «دام دام» کار کنم
چرا حالا همبرگرفروشی دام دام؟
حالا حتماً هم نباید اونجا باشه
یه سوپرمارکتی یا کتابفروشی هم باشه اوکیه
کلاً جایی که با مردم در ارتباط باشی
و اونا ازت تشکر کنن
اینا مهمترین شغلهای دنیا هستن
خب، شاید یه جورایی حق با تو باشه
اصلاً ما چرا آدمکشیم؟
ولی بازم، تو اصلاً برای کارِ مشتریمداری ساخته نشدی
بیخیال، دیگه اونقدرها رو که بلدم
منظورت اینه که قبلاً امتحان کردی؟
دوران دانشگاه یه هفته رفتم. دیدی که! دووم نیاوردم
مدیرش رو مخم بود، با دستگاه کارتخوان هم نمیتونستم کار کنم
دیدی وقتی «بیپبیپ» میکنه و باز میشه؟
همهاش میخورد توی شکمم
آخرش هم روزِ آخرم
کلید رو داخلِ دستگاه جا گذاشتم، هول شدم و فرار کردم
منم دقیقاً همین کارو کردم. از سر کار فرار کردم و دیگه هیچوقت برنگشتم
مگه نه؟ غیرممکنه. کارهای خدماتی و رستوران هم همینطوره
درسته
ما چون نمیتونیم کارهای معمولی رو انجام بدیم، آدمکش شدیم
یادت رفته بود؟
آره
انگار یادم رفته بود
چرا اینجوریه
که نمیتونیم یه زندگیِ معمولیتر داشته باشیم؟
بقیه همه انگار یه جوریان، انگار عجیبغریبن
چه میدونم والا
اوه
خودشه
فوکاگاوا، هدفمونه
حله
اَه، چندش
فکر نمیکردم مزهاش اینقدر افتضاح باشه
دفعه بعد توش شربت بریز
مفهوم بود
ده ثانیه تا مرگم مونده، نه؟
وقتِ کافی برای نفرین کردن ندارم
خب
خداحافظ
هدف ایپِی کاواهارا: انجام شد
پوشهی تکمیلشدهها
چیساتو
بهت سخت میگذره؟
متأسفم که توی همه چی اینقدر افتضاحم
اصلاً اینطور نیست
صدات نکردم اینجا که دعوات کنم
فقط مسئله اینه که
کمکم
دلم میخواد کارها رو به روشِ ما انجام بدی
درست وقتی فکر کردم میتونم زودتر برم
اشکالی نداره بخورم؟ نه، راحتی باش
اون ۳۰ تا سفارشی که از هوکایدو گرفت و بهت گفتم رو یادته؟
به چیساتو بگو چطوری انجامش دادی
آها، اگه درست یادم باشه
یکی از پیمانکارای کلّیمون برای سفارشِ قتل تردید داشت
برای همین به زنِ رئیس حمله کردیم
و شایعه انداختیم که کارِ یاکوزاهای محلی بوده
بعدش که از کوره در رفت، من پیگیری کردم و معامله رو جوش دادم
ایده خوبی بود
صبر کن، داریم درباره چی حرف میزنیم؟
منظورم از تفکرِ منحصربهفرد همین بود
صاحبِ رستورانِ دیروزی؟
اون که راحت بود
من فقط به خانوادهی قربانی اطلاعاتِ غلط دادم
شایعه کردم که طرف توی اون تصادف و فرار مقصر بوده
بعدش هم پیگیری کردم. صبر کن، چی؟
منظورت از این حرف چیه؟
به خاطر همین کشته شد؟
اطلاعات غلط چیزِ جدیدی نیست
یه بار یکی به آدمکشهای پارهوقت گفته بود
که اگه یه تیمِ رسمی رو بکشن، میتونن استخدامِ تماموقت بشن
اونا عملاً دو تا برادرِ کارتنخواب بودن، نه؟
همون بود که این ایده رو به ذهنم انداخت
اونی که اون کارو کرد یه احمقِ واقعی بود
اسمش چی بود؟ آکاگی، نه؟
شوخی میکنی؟
کاری که دارین میکنین خیلی کثیفه
مطمئنی؟
شماها همونایی هستین که چون بهتون دستور میدن، آدم میکشین
به نظرِ من این خیلی کثیفتره
خیلی خب دیگه، آروم باشین! آروم باشین
تو هم آروم باش
واقعیت اینه که از وقتی تیمِ ما تشکیل شد
سفارشها به شکلِ وحشتناکی بالا رفته
با این حال، کلهگندهها تأییدش نمیکنن
برای همین مخفیانه انجامش میدیم
ولی اونا خودشون اون سهمیههای عجیبغریب رو تعیین میکنن
باید ممنوندارمون هم باشن، مگه نه؟
پس چیساتو، تو هم... عمراً
روشی که پیش گرفتین خیلی کثیفه
افتضاحه
خیلی لجنلجنه
گوش کن، خودتو گول نزن
وقتی بحثِ قاتلها وسط باشه، درست و غلطی وجود نداره
اگه بخوای به کشتن به عنوانِ خیر یا شر نگاه کنی
یعنی رسماً مغزت تعطیله
فکر میکنی این زندگیِ بیدغدغهای که داشتی رو مدیونِ کی هستی؟
ها، ای قاتلِ لعنتی؟
بسیار خب، پس
بیاین تمامِ تلاشمون رو بکنیم
خاص باشین
چیساتو، اگه با ما کار کنی نونت تو روغنه
آقای یاماشیتا حتی از آقای کانهناری هم دختر میگیره، مگه نه؟
دهنتو ببند احمق. بیا بریم
مثل اون دختری که روی عکسِ زمینهی گوشیت بود. آره
اگه دخترِ واقعیِ خودم بود، فکر کردی بهت نشونش میدادم؟
چقدر بدجنسی
خوش اومدی. من اومدم
دارم شام درست میکنم
گیوزاست. دستت درد نکنه
فقط یه کم صبر کن، باشه؟
خب
در موردِ اون روز
فقط مسئله اینه که
خیلی نگرانت بودم
اگه... میمردی چی؟
من باید چیکار میکردم؟
ولی متأسفم
که به احساساتِ تو فکر نکردم
خوبی؟
آره
چی شده؟
نه، اون نه
چی شده؟
ببخشید، منم که باید معذرتخواهی کنم
معذرت میخوام
دیگه نمیتونم تحمل کنم
چرا داشتم برای اون کثافتها کار میکردم؟
اونا افتضاحن. فراتر از افتضاح
نه اینکه من
حق داشته باشم گریه کنم
منو ببخش
No comments yet. Be the first to leave one.