Heartland

Heartland

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 16

Информация о релизе

Heartland CA S16E03 1080p WEBRip x264-BAE en
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 3 Heartland CA S16 1080p WEBRip x264-BAE زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-02-26
Загрузки: 12
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

: آنچه در «هارت‌لند» گذشت

اوه

این کیه؟ - اسمش «بلو»ئه

فکر کردم بد نیست یه اسب دیگه هم اینجا داشته باشیم

از اونایی که از گاوچرونی سردرمیارن

آه

گفتم بیام خودم رو معرفی کنم

سام لنگستون هستم، تازه مزرعه «بیگ ریور» رو خریدم

پس جرالد چی شد؟ پارسال اونجا رو به اونا فروختن

خب، فکر کنم فهمید اداره کردن اونجا از پسش برنمیاد

خیلی هم برای فروختنش عجله داشت

راستش، متوجه شدم چندتا اسب جدید آوردین اینجا

آره... چندتایی هستن

: سلام بلو. (شیهه اسب)

اسم من جکه

از دیدنت خوشحالم

تو یه چیز دیگه‌ای، بلو. واقعاً تک هستی

لنگه نداری

عالیه، قشنگ واسم گرمش کردی

تو سوار بلو نمی‌شی. - چرا، می‌شم

امروز می‌خوام به «چمپ» استراحت بدم، پس آره، سوار این می‌شم

نه، نه، نه، شاید بهتر باشه «بادی» رو برداری

کنترل کردن بلو سخته. - منظورت چیه؟

چی، یعنی نمی‌تونم سوار بلو بشم؟ نمی‌تونم از پسش بربیام؟

بی‌خیال، من اسب‌های چموش‌تر از این رو هم آروم کردم

باشه، اگه فکر می‌کنی از پسش برمیای، بفرما

یالا

بجنب پسر

صبح بخیر پسرا

سلام

چیکار می‌کنین؟

سام داره یه مقدار علوفه به مدرسه رودیو اهدا می‌کنه

لطف می‌کنی سام

کار خاصی نیست، ضمن اینکه من اینجا خیلی بیشتر از این حرفا دارم

بیشتر از اون چیزی که اینا بتونن بخورن. (خنده)

می‌دونی، بعضی از این اسب‌ها

برای اینکه فقط تو چراگاه ول بگردن، خیلی جوونن

آره، احتمالاً باید یه کار دیگه‌ای بکنن

به جز اینکه تمام روز علف بجون

شرط می‌بندم بتونم چندتاشون رو بکنم اسبِ رودیو

جدی؟ - آره. مثلاً اون یکی که اونجاست

گزینه خوبیه

اسمش «هاک»ئه

لقبِ آندره داسون

بچه که بودم، بازیکن بیسبال موردعلاقه‌م بود

اسم قشنگیه

ولی حق با کیلیبه، جثه‌ش به اسبِ کمندزنی می‌خوره

اتفاقاً ما تو مدرسه رودیو دنبال چندتا از همین اسب‌ها هستیم

اجازه می‌دی یه امتحانی بکنم؟

حتماً. تماشای تلاشت باید جالب باشه

اوه، نه، نه، این یه نمایش مجانی نیست

اگه موفق بشم، یه ناهار بهم بدهکاری

باشه، قبوله

قبل از اینکه سوارش بشی، چندتا چیز هست که باید بدونی

خودم می‌فهمم چی به چیه. (خنده)

فقط به حرفم گوش کن، اونقدرها هم ساده نیست

جک، این اولین تجربه‌م نیست، واقعاً دارم می‌گم

باشه

خودت خواستی

خب، رام شده

به نظر میاد می‌دونه چطور تعادلش رو حفظ کنه

انگار هاک از آقای اودل خوشش اومده

مثل آب خوردن می‌مونه

همون ناهاری که قراره مهمونم کنی

جوجه رو آخر پاییز می‌شمارن! (خنده)

اوه، دسر! اونم می‌خورم، عاشق دسرم

هی کیلیب، من اگه جای تو بودم فعلاً این کار رو نمی‌کردم

همه اسب‌ها وقتی طناب رو می‌چرخونی یه کم می‌ترسن

ولی زود عادت می‌کنه

وای! آروم

وای، آروم باش بلو

آروم

وای

هاک، آروم باش

آروم، آروم. شل کن. راحت باش

یالا بلو، آروم! - بلو، راحت باش، آروم

یالا. باریکلا. حالا آروم، آروم باش

قشنگ و آروم

وای، وای! آروم باش

آروم! (شیهه اسب)

آه

کیلیب؟ حالت خوبه؟

آه! - باشه، آروم

می‌دونستم فکر بدیه. - اوه

داری اسبم رو خراب می‌کنی

معلومه که این اسب درست آموزش ندیده

با سوارکارِ درست، مشکلی نداره

حالا برو «بادی» رو بردار، همون‌طور که اولش گفتم

وای، وای، آروم! آروم باش

اوه، آروم

چیزی نیست، فقط یه طنابه. بهت آسیب نمی‌زنه، باشه؟

هی، حالت خوبه؟ - خوبم

ولی این حیوون خیلی ترسویه

برای یه اسبِ کمندزنی، ویژگی ایده‌آلی نیست

واقعاً؟ یعنی به همین راحتی می‌خوای جا بزنی؟

من بیخیالِ هاک نمی‌شم

فقط بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کردم زمان می‌بره

ایمی، می‌شه... بهم کمک کنی؟

چون دوست دارم کارِ کسی رو ببینم که واقعاً می‌دونه داره چیکار می‌کنه

با کمال میل

آخ! همون‌جاییه که... افتادم. (خنده)

و مامانم، باید ببینی پشت تلفن چطور رفتار می‌کنه

منظورم اینه که مدام منظره‌های محشر رو نشون می‌ده

از اقیانوس یا کوهستان، یا

آدمایی که با لباس‌های نئونیِ چسبون اسکیت‌سواری می‌کنن

مگه اینا چه اشکالی دارن؟

من قبلاً ونکوور رفتم

ویدیوهای گردشگری لازم ندارم، فقط باهام حرف بزن

به خدا تازگی‌ها خیلی حواس‌پرت شده

تنها دلیلی که بهم زنگ می‌زنه اینه که حس می‌کنه مجبوره

بی‌خیال کیتی، این‌طور نیست

هی لوگان

انگار این روزها توجه همه رو به خودم جلب می‌کنم

همه‌چی ردیفه؟

آره. آره، همین الان با دوستم «مایلز» تلفنی حرف زدم، اون

برنامه‌مون برای جشن فارغ‌التحصیلی رو بهم زد

اوه، چه بد. - اوهوم

آره، قرار بود بریم قایق‌سواری (رافتینگ)

فارغ‌التحصیلی اتفاق مهمیه، باید یه کاری بکنی

چطوره بریم... پیکنیک؟

پیکنیک؟ امم... باشه، بد نیست

می‌دونی چی حتی بهتر می‌شه؟

ما هم می‌تونیم با تو بیایم رافتینگ

واقعاً؟ پایه‌ هستین؟

آره، معلومه. همیشه دلم می‌خواست امتحانش کنم

باشه، فکر کنم بتونم یادتون بدم

تازه، تمام تجهیزات رو هم اجاره کردم

پس حتماً، چرا که نه؟

آره، چرا که نه؟

باید می‌ذاشتیم ایمی بهش آموزش بده

اونوقت می‌تونستیم بدیمش دست کارگرای مزرعه، همون هدفی که براش خریدیمش

ولی الان به جز تو، هیچ‌کس نمی‌تونه بهش نزدیک بشه

تهِ حرفت چیه؟

فکر کنم باید قبول کنیم که این کار جواب نمی‌ده

ما از شرِ بلو خلاص نمی‌شیم. - فقط به حرفم گوش بده جک

گوش کن. بلو پتانسیل زیادی داره، خب؟

شاید با یه سوارکار که باهاش راحته، بهتر کنار بیاد

یه دامدار که بتونه اون رو اسبِ همیشگی خودش کنه

و بین این و اون دست‌به‌دستش نکنه

این در موردِ مصلحتِ بلو نیست

موضوع اینه که اون به غرورِ شکننده‌ت لطمه زده

هر چی تو بگی

ولی اگه نفرِ بعدی‌ای که زمین می‌زنه

جاییش بیشتر از غرورِ شکننده‌ی من آسیب ببینه چی؟

ما حوصله این دردسرها رو نداریم، بهش فکر کن

به زودی می‌بینمت. - خداحافظ لوگان

رافتینگ تو رودخونه؟ جدی می‌گی؟

ایده پیکنیکِ من چه عیبی داشت؟

ببخشید، ولی این خیلی هیجان‌انگیزتره

من سوار اون قایق‌های قراضه نمی‌شم که تو موج‌های خروشانِ آب تخته‌گاز برم

یعنی نمیای؟

قیافه‌م به آدمایی می‌خوره که آرزوی مرگ دارن؟

علاوه بر این، مطمئنم پدر و مادرم اجازه نمی‌دن برم

حتی اگه خودم دلم بخواد

آره. حدس می‌زنم منم باید از مامانم بپرسم

دقیقاً. فکر نکنم «لو» از این ایده خوشش بیاد

تو این راه موفق باشی

و... شام چی خوردی؟

شپردز پای، قبلاً که بهت گفتم

درسته، ببخشید. من... امروز چیکارا کردی؟

شروع تعطیلات تابستونیت چطور می‌گذره؟

داری چیکار می‌کنی مامان؟

متأسفم، من... یهو یه عالمه ایمیلِ کاری ریخت رو سرم

باید به چندتاشون جواب بدم، ولی

دارم گوش می‌دم، قول می‌دم

باشه. خب، برای ناهار با پارکر رفتیم غذاخوری

اوه، چه خوب

تو سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌مون سوسک بود

عالیه

آره؟ به نظرت خوبه؟

کاملاً

هی، می‌دونی، اگه فردا بارون نیاد

داشتم فکر می‌کردم شاید برم رافتینگ

اینجا کلِ هفته رو بارون نیومده

چه خوب

پس مشکلی نداری که من برم؟

امم... آره. آره، حتماً

مامان؟ - بله؟

امم... فکر کنم بهتره بذارم بری به اون ایمیل‌هات جواب بدی

به هرحال منم باید برای خواب آماده بشم

خیلی ببخشید. ام

دوستت دارم، نخ دندون یادت نره

منم دوستت دارم. خداحافظ

اوه، نگاهت کن

امروز «تیم» رو حسابی اذیت کردی، چرا اون کار رو کردی؟

البته شروعِ رابطه ما هم همچین تعریفی نداشت، مگه نه؟

ولی الان با هم رفیقیم

بعدش، پریِ رنگین‌کمون درِ کوچولوی پری‌ها رو زد

همون دری که پایین درخته؛ در باز شد

و اون باورش نمی‌شد چه کسی روبروش ایستاده

دا، دا، دا

پایان فصل. - یکی دیگه هم بخون، لطفاً مامانی

نه، نه امشب عزیزم، از وقت خوابت گذشته

فردا می‌فهمیم کی تو خونه درختیِ پری‌ها بود

فردا، باشه؟ - ای بابا

یالا، برو دندون‌هات رو مسواک بزن و آماده خواب شو

باشه

شب بخیر جی‌جی، دوستت دارم! (خنده کوتاه)

منم دوستت دارم کوچولو. شب بخیر

وقتی آماده خواب شدی من رو صدا کن، باشه عزیزم؟

Heartland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Heartland

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left