Первые 200 строк.
وقتِ ناهاره
هرچی شما حیوونا بیشتر وقوق کنین، ناهارتون سردتر میشه
یالا، بزنین به چاک. تو هم همینطور، اون پایین
هی، ابله
"آی احمق
واقعاً فکر کردی اونقدر احمقم که خودم رو بکشم؟"
"خودم رو بکشم؟"
یالا دیگه
داره میآد
فرانسیس، قفل رو باز کن
قفل. دسته رو ول کن
دسته دستِ من نیست! قفل رو باز کن
جیک، بیا بالا
یالا، حرکت کن! سوار شو! یالا
دمت گرم، مامان
داره میآد
کمرشکن
خب بچهها. بیاین هرمِ پیروزی رو امتحان کنیم
خیلی خب، بریم. درسته
ردیف بعدی، یالا. دستاتون رو ببرین بالا
دستاتون رو ببرین بالا. لبخند بزنین. خوبه، ردیف شد
اون تلویزیون رو خاموش کن پسرم. اصلاً نمیتونم تمرکز کنم
آره، باشه بابا
ها؟
آب داره پایین میره، پسرم؟
اِم، نه
الان چی؟ داره میره پایین؟
اوه، ایول، تعقیب و گریز پلیسی
اوه، لعنتی
ما چه غلطی داریم اینجا میکنیم؟
اوه، به مادر پیرتون اعتماد کنین، پسرا
بزنش رو دنده چهارچرخ و کلاهتون رو سفت بچسبین
اوه، ضدحال
هیچ اتفاق هیجانانگیزی نمیافته
کلاً اینطرفا خبری نیست
کی به "گون داکس" احتیاج داره؟
کی این خونه رو میخواد؟ لحظهشماری میکنم از اینجا بزنم بیرون
واقعاً؟
نه بابا
فقط داشتم سعی میکردم خودم رو "دِلیت" کنم
نه، نه
میدونی؟ اوم، اِ
خودم رو "دیکته" کنم
اون "دِلوود" کردنِ خودته، خِنگول
منم که همین رو گفتم
دمت گرم، برند
میدونم چه حسی داری، ترسو
منم دلم واسه اینجا خیلی تنگ میشه
اوه! هه
بچه سرراهیِ لوس
"بچه سرراهی؟" من سرراهی نیستم
میکشمت، برند
آه، این که "ماوثه"
هی، مایکی
چطوری، مایکی
هی مایکی، آدرین رو ندیدی؟
هی بچهها، چه خبرا؟
همین الان پات رو از رو میز بردار
حله. خب چه خبرا، بچهها؟
هی، شما رو چه مرگتونه؟
یالا، چی شده؟ این دیگه چیه؟
شنبهی اتمیه یا چی؟ بیخیال بچهها
این آخرین آخرِ هفتهایه که با همیم
آخرین آخرِ هفتهی "گونیها"
باید با کلاس تمومش کنیم
لب ساحل بگردیم و دنبال دخترا باشیم
نوشیدنی بزنیم تو رگ، ولی نه
اون برادر بزرگه باید میزد همه چی رو خراب میکرد
تو امتحان گواهینامه رد شدی؟
نمیدونم با تو چیکار کنم، بچه
هی، بچهها باید منو راه بدین تو
اعلام حضورِ یه الاغ
دروغ نمیگم. "چانکه"
همین الان عجیبترین چیزی که تو کل عمرم دیدم رو دیدم
اول، باید "ترافل شافل" رو بری
یالا
انجامش بده
بجنب
انجامش بده
آه
تمومش کن، ماوث
بیا تو
اوه بچهها، دمتون گرم. خیلی ممنون
بچهها، باورتون نمیشه
این بار دارم راستش رو میگم
مایکی. کثافت
تو امتحان گواهینامه رد شدی. خفه شو، ماوث
گوش کنین، باشه، شماها هیچوقت باورتون نمیشه
دو تا ماشین پلیس بود، خب؟
و داشتن یه ماشین چهارچرخ رو تعقیب میکردن
یه شاسیبلندِ خیلی باحال
و همه جا گلوله بود که شلیک میشد
خفنترین چیزی بود که تا حالا دیدم
خفنتر از اون موقعی که مایکل جکسون
اومد خونهتون که بره دستشویی؟
خفنتر از اون موقعی که اون پیرمرد پیرزنا رو
از آتیشسوزیِ خانهی سالمندان نجات دادی؟
آره، و شرط میبندم حتی خفنتر از اون موقعی بود که
هموزنِ خودت پیتزای "گادفادر" خوردی؟
مگه نه؟ باشه، برند
مایکل جکسون نیومد خونهی ما
که بره دستشویی
ولی خواهرش اومد
خب، "دیتا" این یکی رو خراب نکن
و برای "بالهای پرواز" آماده باش
اوه-هو
توریِ در! مایکی
توریِ در رو بپایین
هی! شرط میبندم فکر کردین میخوام بندازمش، نه؟
ها-ها. میدونم از "چانک" پیر و مهربون چنین انتظاری دارین
ای احمق! وای خدای من
اوه! ببین، نشکسته
سالمه. ها-ها. سالِ
وای خدای من! چی؟
این مجسمهی موردعلاقهی مامانم بود
چی؟ اوه
وای خدای من
اگه اینطوری نبود که الان اینجا نبودی
خفه شو، ماوث. خفه شو
هی، هیچ کدومتون تا حالا اسم دیترویت رو شنیدین؟
نه. معلومه که نه
جاییه که سبک "موتاون" از اونجا شروع شد
بیشترین آمار قتل رو هم تو کل کشور داره
خب، بذار یه چیزی بهتون بگم
قراره بریم اونجا زندگی کنیم
وقتی فردا خونهمون رو از دست دادیم
تو در مورد این چیزا خفه شو
هیچوقت این اتفاق نمیافته. بابام ردیفش میکنه
آره، حتماً میکنه
اگه ۴۰۰ تا فیش حقوقیِ بعدیش رو
تا فردا بعدازظهر بگیره
اشتباه میکنی، برند! این اتفاق نمیافته
اوه، سلام مامان. سلام مامان
سلام، سلام، سلام
میبینم که "دیتا" هم سر زده
سلام خانم والش. حالتون چطوره؟ سلام، حالتون خوبه؟
پسرا، ایشون "روزالیتا" هستن
روزالیتا قراره تو بستهبندی وسایل کمکمون کنه
فقط تا وقتی که دستم خوب بشه
اِم، پسرا، روزالیتا
یک کلمه هم انگلیسی بلد نیست
و میدونم بعضیهاتون تو مدرسه اسپانیایی خوندین
خب خانم والش، من اسپانیاییم حرف نداره
و اگه کمکی از دستم برمیآد
خوشحال میشم با روزالیتا ارتباط برقرار کنم
تو فرشتهی نجاتی، کلارک. با ما بیا، میشه؟
اوه، حتماً، خانم والش
مایکی، دیگه چیپس نخور. بهت که گفته بودم
لباس زیرت رو بکش بالا مایکی عزیزم
این برنده، مامان
فکر میکنی مامانت متوجه میشه؟
چی؟
با خودم گفتم نکنه متوجه بشه. همینو گفتم
معلومه که میفهمه. اون همه چی رو میفهمه
شلوارها و پیرهنها توی کشوی دومیان
فقط همهشون رو بریز توی این کارتنها
بیخیالِ چمدونها شو
کلارک، میتونی همهی اینا رو ترجمه کنی؟
خب حتماً، خانم والش. اوه، عالیه
ببین، چطوره؟ چطور شده؟
ای احمق! سر و ته چسبوندیش
اسکل، اگه خدا میخواست اینجوری باشه
الان همهتون داشتین تو صورت خودتون جیش میکردین
به نظر من که خوبه
هی روزالیتا، اینجا اتاق زیرشیروانیه
آقای والش دوست نداره هیچکس بیاد اینجا، هیچوقت
لابد واسه همینم همیشه درش بازه
اینجا کمد وسایل منه. هر چی لازم داشته باشی همینجاست
جارو، خاکانداز، اسپری حشرهکش
واقعاً دلم میخواد وقتی خونه رو خراب میکنن، تمیز باشه
کلارک، میتونی ترجمه کنی؟
حله روزی؟ باشه؟
اینجا بهت خیلی خوش میگذره
یالا کلارک، هنوز کلی کار داریم
تو چقدر به زبانها مسلطی
اسپانیایی رو چقدر روون حرف میزنی
خیلی لطف کردی
"لطف" اسم دوم منه، خانم والش
پسرا، من دارم روزالیتا رو میبرم سوپرمارکت
حالا گوش کنین، من تا یه ساعت دیگه برمیگردم
مایکی، میخوام تو خونه بمونی
برند، اگه آسمش عود کنه
نمیخوام تو بارون بیرون باشه
باید بذاریمش تو یه حباب پلاستیکی
جدی میگم، براندون. اصلاً خندهدار نیست
اگه فقط یه قدم بذاره بیرون
اونوقت تو بدجوری، یعنی واقعاً بدجوری تو
گند میزنی، مامان. از این لحن حرف زدن خوشم نمیآد
ولی دقیقاً همونجایی میری که گفتم
و تو دیتا، د-دیتا، دیتا
از این به بعد از درِ پشتی استفاده کن
باشه؟ خیلی خب
اون چیه؟
اوه لعنتی، چی؟
اون دیگه چیه؟
اونجا خیلی کثیفه. میخوام تمیزش کنین، پسرا
اوه-هو. آره. حتماً
ح-حله. حتماً، آره
یه ساعت دیگه برمیگردم بچهها
خداحافظ عزیزم. روزی؟
No comments yet. Be the first to leave one.