Первые 200 строк.
الان از مقابل زندان ایالتی مریلند گزارش میدم
جایی که قاتل محکوم، مایکل بیگلو
قراره با تزریق مرگبار اعدام بشه
امشب رأس نیمهشب
بیگلو دومین نفریه که اعدام میشه
توی ایالت مریلند در طول ۳۴ سال گذشته
بیگلو به جرم قتل درجه یک محکوم شد
و سال ۱۹۷۹ حکم اعدام گرفت
با اینکه آلت قتل هیچوقت پیدا نشد
و بیگلو ۱۶ ساله که سرسختانه پای بیگناهیش ایستاده
تمام درخواستها برای لغو محکومیتش رد شدن
دنبال کارآگاه بولندر میگردم
فعلاً اینجا نیست. وکلای بیگلو پروندهش رو بردن
به تمام سطوح سیستم قضایی مریلند... من کارآگاه مانچ هستم
کمکی از دستم برمیآد؟ ...و همینطور دادگاه عالی
در تلاشی ناموفق برای توقف حکم اعدام. نه، اشکالی نداره
زود برمیگرده. درخواست لحظهآخری از فرماندار هم رد شد
و حالا که دیگه تمام راههای تجدیدنظر بسته شده
حکم اعدام بیگلو اجرا میشه
طبق برنامه، امشب نیمهشب
کمکی از دستم برمیآد؟
دنبال مسئول اینجا میگردم
خودم هستم
در حالی که فقط هفت ساعت تا اعدام بیگلو مونده
دهها نفر از مخالفان حکم اعدام
بیرون زندان جمع شدن
ما همینجا میمونیم تا شما رو در جریان بذاریم
همزمان با ادامه شمارش معکوس برای اعدام
بولندر کجاست؟ کاپیتان راسرت
یه زنی همین الان بارنفادر رو گروگان گرفت
جدی؟ آره، مسلحه
تیم واکنش سریع و مذاکرهکنندهها دارن میآن
بولندر رو پیدا کن، همین الان. زنگ بزن پاتوقش، منم به آپارتمانش زنگ میزنم
حدود یه ساعت پیش، یه زن جوان
وارد اداره پلیس بالتیمور شد
و روی سرهنگ تازه منصوبشده، جورج بارنفادر اسلحه کشید
خیلی خب، آماده باشین چراغها رو خاموش کنین
حالا
اسلحه رو دیدی؟
یهو اومد تو
اسلحهش رو کشید
و سر من داد زد که این پیام رو به همه شما برسونم
بهم گفت: "جلوی اعدام رو بگیرین"
سراغ من رو گرفت؟
اسمش لی بیگلوئه
میگه تو پدرش رو فرستادی پای چوبه دار
به خاطر قتل پیت لارسن
بیگلو قراره امشب نیمهشب اعدام بشه
آخرین درخواست تجدیدنظرش هم رد شده
ال، این تیم مذاکره با گروگانگیره
مذاکره بیمذاکره
مذاکره بیمذاکره. چی؟
میگه اگه کسی سعی کنه باهاش حرف بزنه
هم «بارنفادر» رو میکشه هم خودش رو
اَل، به نظرم باید سعی کنیم باهاش حرف بزنیم
منم میگم نباید ریسک کنیم
اون میخواد «استن» پرونده پدرش رو دوباره به جریان بندازه
ادعا میکنه که اون بیگناهه
آره خب، دیگه چی میخواست بگه؟
من افسرِ این پروندهم
ولی نه قاضیام، نه هیئت منصفه
اصلاً مگه این مالِ چند سال پیشه؟
سال. ۱۶ سال پیش ۱۶
این چیزی رو عوض نمیکنه
این یارو «بیگلو»، بابای زنه
مغز «لارسن» رو پاشیده بود کف زمین
میگه مادرش پنج سال پیش مُرده
از غصه دق کرده
میگه که تو مادرش رو کُشتی
ببین، این آدم کسی نیست که بشه باهاش مذاکره کرد
وقتی میگه چیزی برای از دست دادن نداره، حرفش رو باور میکنم
اگه بابای من توی صف اعدام بود و چی
کمتر از ۶ ساعت تا مرگش مونده بود و فکر میکردم بیگناهه
اونوقت فقط دخل خودم و سرهنگ رو نمیآوردم
استن، «بو» و «کِی» رو بردار و پرونده قتل «لارسن» رو دوباره باز کن
اونطوری مُردن توی وان حموم
لختِ مادرزاد
«مارتا» اگه میفهمید کلی خجالت میکشید
جسد رو همینطوری پیدا کردین؟
اون حوله رو من انداختم روش
حس کردم این کمترین کاریه که از دستم برمیآد
نه اثری از درگیری هست، نه کبودی
احتمالاً مرگ طبیعیه
مجبوره اونجوری بهش ور بره؟
ور نمیرم، دارم معاینهش میکنم
کارتون اینجا تمومه، کارآگاه؟ بله
بیا بریم
میریم پایین در موردش حرف میزنیم، باشه؟
میریم پایین
اثری از ورود به زور نیست
خانم «هایند»، چطوری با جسد مواجه شدید؟
اومده بودم برای «مارتا» شیرینی لیموییهایی که پخته بودم رو بیارم
پس خانم «اودانل» منتظرتون بود؟
بهش زنگ زدم و گفتم که دارم میآم
گفت یه قوری قهوه درست میکنه
که یه دورهمیِ زنونه داشته باشیم
«سام» رفته بود بازیِ پوکر
وقتی زنگ در رو زدم کسی جواب نداد
واسه همین نگران شدم
سام؟ منظورتون همون آقای اودانله؟
سام خبر نداره
حتماً هنوز سرِ بازیِ ورقشه
آقای اودانل کجا پوکر بازی میکنه؟
تو کانون کهنهسربازها، اونورِ خیابون مکلدری
زود باشین رفقا. پولا رو بیارین وسط
ایول، یه جفت ده. بهترین دستِ کلِ شبم بود
ریچارد، یه ورق واسه تو
هنک، یه دو و یه سه
جیم... اِم، هیچی
و
ببخشید. آقای اودانل؟
سام اودانل؟ آره. آره، خودمم
چه کاری از دستم برمیآد؟
امیدوارم زیاد طول نکشه
چون دارم جیبِ اینا رو خالی میکنم
من کارآگاه بیلیس هستم
و ایشون هم کارآگاه پمبلتون هستن
سلام. سلام
موضوع چیه؟
دربارهی همسرتونه. اوه، مگه چی شده؟
جناب، متاسفم که باید اینو بهتون بگم، اما
همسرتون فوت کرده
داری چی میگی؟
من همین الان دیدمش
وقتی داشتم میاومدم سرِ بازی، بوسیدمش و باهاش خداحافظی کردم
حالش خوب بود
توی وان حموم پیداش کردن
علت دقیق مرگ رو نمیفهمیم
تا وقتی که کالبدشکافی بشه
توی وان حموم؟ آخه چطور ممکنه توی وان بمیره؟
عاشق حموم کردن بود. متاسفم
میدونید، بعضی از پیرمرد پیرزنها توی حموم سُر میخورن
لگنشون میشکنه و
ولی آدم توی وان جاش امنه
نشستی اونجا
هیچ اتفاقی برات نمیافته
نمیخوام کسی اینجا باشه
دور شید. اینجا چیزی واسه دیدن نیست
لطفاً حرکت کنید، برید کنار
هی
ببین چی پیدا کردم
یه کیسه بدین به من، لطفاً
نظرت چیه، دکتر دی؟
خب، با توجه به زاویهی جای گلوله
این قطعاً میتونه خودکشی باشه
دستها رو برای ردِ باروت چک میکنیم
اونوقت مطمئن میشیم
یه شاهد برات پیدا کردم، کارآگاه
شاهده یا مظنون؟
دیدین اینجا چه اتفاقی افتاد، جناب؟
بستگی داره. به چی بستگی داره؟
بستگی به این داره که این کفشها رو برای خودم نگه دارم یا نه
کفشهاشو دزدیدی؟
آقای زویک هدیهشون داد بهم
میشناسیش؟ با هم آشنا شدیم
اون جفری زویکه
خب، تو و آقای زویک در مورد چی با هم حرف زدید؟
بهم گفت میتونم این کفشها رو بردارم
بعدش این اسلحه رو درآورد و شلیک کرد تو سر خودش
جلوی چشم تو این کار رو کرد؟ آره
ازش پرسیدم میخواد من برم یا نه
فکر کردم شاید میخواد تنها باشه
اون چی گفت؟
گفت با بودنم مشکلی نداره
میتونم کفشها رو برای خودم نگه دارم؟
آره، کفشها مال خودت
باید یه سوابقی ازش باشه
مایکل بیگلو. ب، ی
این کامپیوتر چیزی نشون نمیده
آخه چطور ممکنه هیچ سوابقی از این پرونده نباشه؟
وایسا، وایسا. با اسم استن تو اینجا هم چک کن
تمام پروندههاش باید توی بایگانی باشه
مال ۱۶ سال پیشه
باشه، "پارک خیابون تیمز" رو بزن
شاید بر اساس موقعیت مکانیش اونجا باشه
آخه چطور ممکنه لعنتی هیچ سوابقی از این جریان نداشته باشی؟
پیداش شد. "بولندر، پارک خیابون تیمز"
لارسن، پیتر. بیگلو، مایکل؛ محکوم شده
پرونده مختومه. بیگلو، حکم اعدام
من باید مدارک اظهارات شهود رو داشته باشم
گزارشهای پزشکی قانونی، آدرسها
اینجا هیچی نیست
یه جایی باید یه سوابقی ازش باشه
کلش همینه که میبینی
پوشههای پروندههای قدیمی رو نگه میدارن
توی یه انبار تو خیابون بیدل شرقی
بریم یه سری بهش بزنیم
یه ساعت پیش زن جوونی
وارد ستاد مرکزی پلیس بالتیمور شد
و روی سرهنگ جورج بارنفادر که تازه منصوب شده، اسلحه کشید
این زن تقاضا داره که پدرش، مایکل بیگلو
یه دقیقه وقت میخوام، ال. باشه
که قرار بود امشب با تزریق کشنده
توی زندان ایالتی مریلند اعدام بشه
بهش توقف اجرای حکم داده بشه
ما منتظر میمونیم تا شما رو در جریان جزئیات
این گروگانگیری قرار بدیم
۸ ریچارد گیلروی هستم، از اخبار شبکه
تو، اِم
بدجوری پامو بریدی، ال
No comments yet. Be the first to leave one.