Первые 200 строк.
!هي
رفيق !هي! هي
!خداي من
!لعنت به تو
لعنتي
چي شده؟
نميدونم رفيق
يهو خاموش شد
گندت بزنن
باز شو ببينم
اوه خداي من
چيه؟
هيچي، يه ظرف پاستا "کاپليني" تو کاپوته، ميخواي!؟
...آم
بيا استارت بزن بينم
نشد؟
نه نشد
خيله خب
اوه، خيلي افتضاحه
خيلي خب
...خب
...آم
چرا اصن خودتو زحمت دادي در کاپوت رو وا کني؟
فکر کردم يه صدايي از توش شنيدم
آره خب، مگه اينکه يه چراغ چشمک زني اين تو باشه
،و بگه "مشکل از اينجاست"
ما که هيچي حاليمون نيست آخه
لعنتي، داغ بود
مراقب باش
تونستي شماره بگيري؟
آنتن نميده گوشي تو چي؟
،مال من که تو شهر به زور آنتن ميده
!وسط برّ بيابون که ديگه بماند
،بــله منم آنتن ندارم رفيق
ما الان دقيقاً کدوم قبرستوني هستيم؟
...آم
بذار ببينم
خيلي خب
...ما، آم ...از اين نقطه حدودِ
يه ساعت پيش رد شديم
فکر ميکنم الان بايد يه جايي اينجاها باشيم
اين يعني با اونجا صد کيلومتر فاصله داريم
واي - تا نقطه بعدي 160 کيلومتر مونده -
الان دقيقاً چرا ما رو از يه جاده وسط بيابون برهوت آوردي؟
،درباره ي جاده ي خوش منظره حرف زده بوديم يادته؟
آره ولي فکر کنم منظورمون از ...خوش منظره
چه ميدونم، دار و درخت و کوه و آدما بود
جايي که نقطه هاي توقف بهم نزديک تر باشن
،ولي منظور من از خوش منظره مناظر نادر بود
وقتي برگشتيم حتماً واست يه ديکشنري ميگيرم
خيلي خب
،لعنتي اينجا خيلي داغه پسر
بايد 50 درجه اي باشه
ميدونم خودم
!هنوز ظهر نشده انقدر گرمه
تعجبي نداره ماشين خاموش کرده
حتماً يه چيزي اون تو آب شده
اصلاً ماشيني تو جاده ديدي؟
،او، نه
،ولي، آم جاده ست ديگه، درسته؟
منظورم اينه که بالاخره يکي بزودي از اينجا رد ميشه
خب، فکر کنم 20 تا دونه آبنبات ژله اي
و 170 گِرم هم يخ آب شده داريم
!فکر کنم با اينا ده دقيقه دووم مياريم
اوه، خوبه
خيلي خوبه
آره خوبه
!اَه
!اَه
اين ديگه چه طعمي بود؟
مخلوط بيکن و "مارگاريتا" بود
!اوه خداي من
اون دو تا رو فقط واسه تو نگه داشته بودم
مزه ش عين همون کيکي بود که با پياز درست کردي
يادته چه آشغالي بود؟
آره، يادمه
فکر ميکنم اين کاملاً تو رو سه سوت
ياد خاطرات پنهانِ کارايي که من با "کارن" کردم ميندازه
بنابراين لطفاً ادامه نده
تو هيچوقت درباره ش فکر نميکني رفيق؟ اصلاً؟
شايد به همون اندازه که
اون بهم فکر ميکنه بهش فکر ميکنم
خب، اون خيلي به تو فکر ميکنه رفيق
،هفته ي پيش ديدمش و، آم
فقط درباره تو حرف ميزد
ميگفت شاخ درآورد وقتي شنيد که تو زن و بچه داري
آره خب، خودمم بعضي وقتا شاخ در ميارم
تو حالت خوبه؟
آره
زيادي تقلا نکن
باورم نميشه ما رو از جايي که آنتن ميده دور کردي
هان؟
هيچوقت از محدوده آنتن دهي دور نشدم اصلاً ممکنه؟
کجا ميري؟ چيکار ميکني؟
ميرم اون بالا ببينم آنتن ميده يا نه
نرو! بيا يه چند دقيقه اي ميشينيم منتظر ميمونيم رفيق
واسه چي؟
نميدونم
صبر ميکنيم تا يه ماشين رد شه ديگه
نه، تو بشين و منتظر بمون
من ميرم اون بالا و چک ميکنم
اَه، گندت بزنن
آخرين باري که از جاده هاي غيرمعمولي رفتيم
،و کلي رانندگي کرديم فکر کنم نزديک 320 کيلومتر رفتيم
چونکه خيلي غرق در افکارمون بوديم، نه؟
آره، و حالا هيچکدوم از ماها حتي يادش نمياد درباره ي چي بود
...فکر کنم وقتي بود که، آم
فکر کنم وقتي بود که ادعا ميکردي هنر ميتونه به نقطه اي برسه
که کيفيت تبديل به واقعيتي بيشتر از يه نظريه بشه
فکر کنم اون تنها چند ساعتي از زندگيم بود
که دلم ميخواد دوباره بهش برگردم
شايدم داشتيم درباره ي دفاع بهتر تيم ها حرف ميزديم
تيم "خرس ها" سال 85 يا "پرده فولادي"؟ نام مسعتاري که به چهار نفر معروف خط دفاعي تيم ) (فوتبال آمريکايي "پيتزبورگ استيلرز" داده بودند
آه، اصلاً جاي بحث نداره آقا جان
خرس ها" ديگه" - !آره -
خب، ولي اين دفعه ازش خبري نبود
از چي؟ از مکالمه هاي بي هدف؟
کلاً هيچ مکالمه اي نداشتيم
اوضاع معاملات مالي بزرگ و پيچيده چطوره؟
...بذار اينطوري بگم
يه پوستر تو دفترم هست که خيلي به آدم انگيزه ميده
،روش عکس يه عقابه
تو اوج آسمون داره پرواز ميکنه
آره
بعضي روزا رو صرف ،زُل زدن به اون ميکنم
و سعي ميکنم بالاخره به اين نتيجه برسم
که اون روز قراره خودکشي باشه يا آدم کشي
!خوبه
خب استعفا بده
استعفا بدم؟ و چيکار کنم؟
ببينم تا حالا وقتي کلاس دوم بودي
يه نقاشي هايي از اينکه
از... اينکه وقتي بزرگ بشي ميخواي چيکاره بشي نميکشيدي؟
من شنيدم که اون نقاشي ها، حقيقي ترين انعکاس چيزي هستن که واقعاً ميخواي
مثلاً، اگه کاريو بکني که اون موقع نقاشيش کردي
اونوقت شايد بتوني خيلي خوشحال زندگي کني
آره؟ تو چي کشيده بودي؟
من؟
فکر ميکنم يه نويسنده ي ،گنده ي بيکار رو کشيده بودم
بخاطر همين دارم ميکشمش
زود باش
هيچي نيست
پس "جوآن" از موسيقي تو خوشش نيومد، هان؟
ما سليقه هامون با همديگه فرق ميکنه
،بيشتر شبيه اينه که هميشه سليقه ي اونه
ولي من ازش خوشم اومد
کارن" ازش خوشش اومد"
ميشه لطفاً تمومش کني؟
مگه چيه رفيق؟ ...منظورم اينه که
جوآن" موسيقي تو رو دوست نداشت"
و وادارت کرد که از شرّ گيتارهات خلاص بشي
فقط دارم سعي ميکنم واقعيت ها رو بهت بگم
نه، اون وادارم نکرد کاري بکنم
کاملاً واضح بود که من نميتونم
،شانس زيادي واسه گيتار زدن داشته باشم
بخاطر همين بيخيالش شدم
ميدوني، اون منتقد موسيقي نيست
اون يه منشي ـه
،اون زن منه کارتر"، زن من"
همينجوري گفتم
دقيقاً ميدونم منظورت از اينا چيه
و دارم بهت ميگم تمومش کني
ديوي" گفت که شماها رو" توي فروشگاه ديده
ولي شماها بدون هيچ توجهي از کنارشون رد شدين
آره؟ خب بهش سلام برسون
چرا خودت بهش سلام نميرسوني؟
خونه ت کمتر از 15 کيلومتر باهاش فاصله داره
آره، ما واقعاً سرمون شلوغه
خب، اون فکر ميکنه که زنت ازش متنفره
نه - نه؟ -
اون فقط خيلي اهل برو بيا نيست، همين
پس خونه ي پدر مادرت چي؟
هيچوقت کمتر از صد نفر آدم اونجا نيست
زياد اونجا سر نميزنيم
خيلي خب
،"آم، خب پس نه "ديوي نه خونواده ت
بنظر مياد ليست کسايي که اون ازشون خوشش مياد
خيلي کوتاهه اميدوارم لااقل تو توش باشي
،جيد ميگم ميشه تمومش کني؟
تو حتي اونو نميشناسي
راس ميگي رفيق من نميشناسمش
،هروقت ميام بهتون سر بزنم خيلي سرتون شلوغه
اصن شاخ درآوردم گذاشت باهام بياي
!بدو بريم! بدو بريم
اوه، خدا رو شکر زود باش. بيا بريم
هي، وايسا ببينم
اوه، لعنتي وايسا. وايسا
!وايسا! وايسا! وايسا! وايســا
!خدا لعنتت کنه
!آآآي! آخ
!لعنتي
رفيق، تو حالت خوبه؟
!وايسا
!وايسا ديگه
!لعنتي !وايسا
!صبر کن، صبر کن
!هي! وايسا
!هي
!نگه دار
!هي
No comments yet. Be the first to leave one.