Foyle's War

Foyle's War

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 3

Информация о релизе

Foyles War S03E03 They Fought in the Fields 1080p ITV WEB-DL AAC2 0 H 264-WILLOW
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 3 Foyles.War زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-23
Загрузки: 7
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

هواپیمای دشمن، ۲۶۰ درجه. در چه ارتفاعی؟

سخته بشه گفت

لعنتی! تیر خوردیم! گوتلیب

داریم سقوط می‌کنیم. دیگه نمی‌تونم کنترلش کنم

گوتلیب مرده

باید بپریم بیرون

نمی‌تونم هواپیما رو کنترل کنم

کارمون تمومه. داریم سقوط می‌کنیم

موقعیت‌مون ۴۶ درجه شمالی، ۴ درجه جنوبیه

تمومه

راه بیفتین

اوهوی! آروم باشین پسرا. همینه

پسرای خوب

بیاین. زود باشین

دخترای خوب. همینه

باورتون می‌شه بهار شده، قربان؟

اونم با این حملات هوایی و سقوط هواپیماها

جاده‌های بسته. از چند تا گذشتیم؟ شش تا، قربان

دیشب بمباران بود و امروز صبح بره‌ها به دنیا میان! بهار

و بوی باروت توی هوا

اصلاً با عقل جور در نمی‌آد، نه قربان؟ موافقم

بسیار ممنونم، جناب سرهنگ

نیروهامون خیلی کم و پراکنده هستن

سه تا از هواپیماهای اونا سقوط کردن و یکی از مال ما

بهتره نگاه نکنید خانم. چترش باز نشده. بدجوری داغون شده

بریده شده؟ این‌طور به نظر می‌رسه

دو نفر دیگه از اونا اون طرف دره به سلامت فرود اومدن

چترها رو پیدا کردیم ولی آلمانی‌ها جیم شده بودن

سگ‌ها ردشون رو گرفتن. حالا به نظر می‌رسه

داشتن به اون سمت می‌رفتن. دوباره به طرف هواپیما؟

بله. بله، این‌طور به نظر می‌رسه

باید یه نگاهی بندازیم

حالتون خوبه؟

خدا آمریکا رو حفظ کنه! پولش رو که نقد دادیم

یانکی‌ها هم مثل بقیه دارن از این جنگ پول پارو می‌کنن

چرا باید این‌قدر بددهن باشی؟ چرا باید اینجا بمونی

و نه توی خوابگاه؟ چون ارتشِ زمین منو اینجا اسکان داده

رُز و جون اینجا می‌مونن. ساعت ۵ صبح باید شیر گاوها رو بدوشیم

می‌خوای بهمون کمک کنی؟

چطوری تونستی اون رو جور کنی؟

ماه پیش برای یکی‌شون درخواست داده بودم ۱۴

اگه مزرعه‌ات رو ازت بگیرن، دیگه بهش احتیاجی نداری

اگه تو و رفیقات توی انجمن، من و مزرعه‌ام رو تهدید کنید

اگه پاتون رو توش بذارید، مغزتون رو داغون می‌کنم

از حیاط من برو بیرون، کرلینگ

ولش کن! بیا کنار

از زمین من برو بیرون، پسر

از دُمش معلومه، یه دورنیه است قربان

سه تا خدمه داشته

یکیشون هنوز اون توئه

یه سری خرت‌وپرت از توش کشیدم بیرون

سه تا خدمه؟ بله قربان

نمی‌فهمم چرا اون دو نفری که سالم فرود اومدن

داشتن به سمت اینجا برمی‌گشتن

من اگه بودم می‌رفتم سمت ساحل، شما چطور؟

اون منطقی‌تر بود

باید بریم دنبالشون بگردیم. با من میاین؟

بله، قربان

محض رضای خدا، عقب نمونید

تام پس‌فردا میاد خونه. که البته برای تو اهمیتی نداره

فکر کردی می‌تونی پسرم رو به دام بندازی؟

آره. چرا که نه؟

نه دستت به پسرم می‌رسه و نه به مزرعه

من خیلی زحمت کشیدم. همیشه می‌تونی برگردی لندن

قربان، از اون طرف

کمرم داره می‌ترکه

با اون پسرِ عاشق تنهات می‌ذارم

می‌دونم. معرکه راه ننداز

محض رضای خدا، رُز

ایست

همین قدر بود

مسلح نیست

این‌قدر لوس بازی در نیار

چتر نجات نزدیک بود دستم رو بشکنه

هر دوتون انگلیسی بلدین؟

بله. طبیعیه

اون یکی خلبانی که با شما پرید

متأسفانه زنده نمونده

به دلیلی به نظر می‌رسه طناب چترش بریده شده بوده

اون چتر خراب سهم من بود

داری در مورد چی حرف می‌زنی؟ من خیلی چیزها می‌دونم

در مورد دستگاه رادار. ساکت باش

تو اون چتر خراب رو به من دادی

لعنتی! ساکت باش. اسم‌هاتون چیه؟

ستوان یکم شیمِل

و شما؟

سابارتوفسکی. بسیار خب

به نظر می‌رسه هواپیمایی که باهاش اومدین فقط سه نفر خدمه لازم داشته

شما چهار نفر بودین. یکی توی هواپیما، یکی توی دره و شما دو تا

داشتم فکر می‌کردم که شما

خب. دست‌ها بالا. دست‌ها بالا

سرباز جکسون، بس کن. با همون احترامی که شایسته‌اش هستن باهاشون رفتار کن

سرگرد کورنوال، واحد بازجویی اسرای جنگی

خوش آمدید، آقایان

سرباز جکسون

اگه زحمتی نیست؟

می‌تونم چند لحظه وقت‌تون رو بگیرم؟

بله، البته. با این دو نفر که حرف زدم

معلوم شد همه چیز اون‌طور که باید باشه نیست

ممنون بابت گزارش، جناب سرگرد

از کمک‌تون خیلی سپاسگزاریم

اما ترجیح می‌دیم افراد متفرقه با زندانی‌ها حرف نزنن

ما متخصص این کار هستیم. روش‌های خیلی پیشرفته‌ای داریم

البته کارآگاه‌بازی‌های آماتورگونه قابل درکه

اما... کمکی نمی‌کنه. بله

ممنون

اوهوی

سلام، پسرِ عاشق

هی

اون باربارا رفته بیرون. و تام اینجاست

می‌دونم

پس بیا تمومش کنیم

اوه

صبح بخیر، قربان

صبح بخیر

همین‌جوری پیداش کردین؟ بله، قربان

خب، چرا نباید خودکشی باشه؟

هیچ یادداشتی نیست. وقتی هم از تفنگ شکاری استفاده می‌کنن

معمولاً کله‌شون رو نمی‌ترکونن؟

به تازگی شلیک شده؟ بله قربان، به تازگی

به نظر میاد اخیراً مست هم کرده بوده، درسته؟

ویسکی؟ همسری داره؟

نه قربان. اما پسری به اسم توماس داره. اون جنازه رو پیدا کرد

خب، حدود ساعت ۶ صبح بود

تازه از پادگان رسیده بودم

مرخصی ۲۴ ساعته داشتم. با دوچرخه‌ام اومدم

پدرم رو دیدم که روی صندلیش تموم کرده بود

به نظرت چرا باید خودش رو می‌کشت؟

نمی‌دونم.

هی! صدای اون گاوها رو نمی‌شنوی؟

این دوست کوچولوت نمی‌ذاره بریم به کارمون برسیم و شیرشون رو بدوشیم

خب، بدوشین. بفرمایین. واقعاً خیلی ممنون

اگه امکانش هست، این رو هم با خودمون می‌بریم. حتماً

شما با اینا نیستی؟ نه. من اینجا کار نمی‌کنم

درسته. ولی عضو ارتشِ زمین هستی، نه؟

نه. این رو برای شرط‌بندی پوشیدم

من مأمور انتخاب تیرهای چوبی هستم

تیرها رو انتخاب می‌کنم

جنگل رو بررسی می‌کنم تا درخت‌های مناسب برای قطع کردن رو پیدا کنم

برای ستون‌های معدن، راه‌بندها و تیرها

درسته

آقای جکسون رو می‌شناختین؟

نه واقعاً. فقط چند روزه که اینجام

برداشت اول‌تون چی بود؟ تفاوت چندانی با بقیه مردها نداشت

بددهن

تنبل. هیز

و نادان. بله، می‌فهمم

خیلی ممنون

خب، بیش از این وقت‌تون رو نمی‌گیرم

اما اگه بهمون بگین کجا می‌شه پیداتون کرد، ممنون می‌شم

پس توی خوابگاه زندگی نمی‌کنید؟

بعضی وقت‌ها آره، ولی چون کارمون صبح زود شروع می‌شه، گاهی همین‌جا می‌مونیم

توی خونه اصلی؟ توی کلبه

درسته. ببخشید، اسم‌تون جون بود...؟ جون دیلون

جون دیلون. و رُز...؟ رُز هنشال

ممنون. و آقای جکسون توی خونه تنها زندگی می‌کرد؟

آره

فکر کنم با اون حمله هوایی، شنیدن صدایی مثل شلیک گلوله

غیرممکن بوده، نه؟ هه! ما کلی صدا شنیدیم

واقعاً؟ کرلینگ داشت خرگوش شکار می‌کرد

کرلینگ توی زمینِ درست بغلِ اینجا کشاورزی می‌کنه

درسته. تمام شب داشت شلیک می‌کرد

اونم خیلی نزدیک. مردِ احمق

از دست هیو -آقای جکسون- عصبانی بود

اوه. چرا؟ بهتره از خودش بپرسین

بسیار خب

راستی

خانم جکسون کجاست؟ منظورتون چیه؟

مادرِ توماس. ۱۰ یا ۱۲ سال پیش

با یه کارگر مزرعه جیم شد و رفت

اوه. خیلی خب. ممنون

آه. ستوان سابارتوفسکی

می‌بینم که یه دست لباس خشک بهت دادن بپوشی

بله. ممنون، جناب سرگرد

خب، مقامات مربوطه رو در جریان گذاشتیم که زنده و سلامت هستی

ممنون، قربان

باید چند تا سؤال روتین ازت بپرسم

تو ناوبر نیروی هوایی هستی؟ بله، قربان

و جزو خدمه اون دورنیه بودی؟

دوست دارم کمک کنم، جناب سرگرد

اما وظیفه من فقط اینه که نام و درجه‌ام رو بهتون بگم

اوه، کاملاً درسته. نگران نباش. ما اینجا طبق قانون عمل می‌کنیم

۱۹۲۹ کنوانسیون ژنو، سال

وظیفه تو اینه که چیزی به من نگی

و وظیفه من هم اینه

که ازت بخوام همه چیز رو بهم بگی

خب؟

خوب پیش رفت

اثری از بطری ویسکی نیست، قربان. نیست؟

نه. اون چیه؟

یه گلوله‌ست. غرق خونه

مال یه هفت‌تیره

نظرت چیه؟ از اینجا شلیک شده. از بدنش رد شده

بعد با یه تفنگ شکاری تمومش کردن تا شبیه خودکشی به نظر برسه؟

هوشمندانه است. اما نه اون‌قدر

هوشمندانه که بتونه ما رو گول بزنه، مگه نه میلنر؟

با توجه به اینکه ما کارآگاه‌های آماتوری هستیم. خب، دقیقاً

اما تا جایی که به بقیه مربوط می‌شه، روی همون خودکشی پافشاری می‌کنیم

تا وقتی کسی خلافش رو بهمون بگه. آره، یه همچین چیزی

قربان

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left