The Breslau Murders

The Breslau Murders (Breslau)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Breslau S01E02 1080p WEB h264-NESTED
Комментарий от NESTED

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-09-21
Загрузки: 58
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫کی میتونه جلوی خشمش وایسه؟

‫کی میتونه خشم تندشو تحمل کنه؟

‫من درست مثل توام، پودولسکی. ‫دارم شهر رو تمیز میکنم.

‫خوش اومدین به برسلاو، آقای سفیر.

‫- رئیس پلیس جنایی. ‫- لئوپولد بارنز.

‫سفرت از برلین چطور بود، ‫عالی جناب؟

‫وقت برای تعارفات نیست.

‫بیا دنبالم.

‫کی اینو بهت داده؟

‫کی اینو به من داده؟

‫اینو تو کیفت پیدا کردم با...

‫شورتت و کوکائین.

‫رفتی تو وسایلم گشتی؟

‫به پرونده ام ربط داره.

‫میدونستی این تو کیفت بود؟

‫آه...

‫خب وقتی گشتی، ‫اصلاً به پرونده ات ربطی نداشت؟

‫اون شهروند جمهوری بود.

‫حق دارم جزئیات رو بدونم.

‫آقای سفیر، ‫همون طور که قبلاً گفتم، امکانش نیست.

‫اگه فاشش کنیم، ‫کارمون به خطر می افته.

‫امروز با نخست وزیر صحبت کردم.

‫داریم به تحریم بازی ها فکر می کنیم.

‫بیخیال هیستری نشیم، آقای سفیر.

‫همکاری بین ملت هامون ‫نباید با این اتفاقات مختل بشه.

‫- بذار ببینم. ‫- این مدرکه.

‫- باید اثر انگشت بگیرم. ‫- نشونم بده.

‫این حتماً یه جور شوخیه.

‫دو نفر کشته شدن. ‫شوخی خنده داری نیست.

‫و مردی که اینو بهت داده ‫تو هر دو قتل دست داره.

‫میخوای شلوارمم بازرسی کنی؟

‫این مهمه، لنا.

‫کی اینو بهت داده؟

‫«وظیفمونه که خارجی ها رو متقاعد کنیم

‫که کشور امنمون ‫با قانون اداره میشه،

‫و ملت آلمان صلح می خواهد.»

‫«می خوایم به دنیا ثابت کنیم

‫که ادعاهای آزار و اذیت یهودیان دروغ است.»

‫البته که دروغه.

‫این دستور رسمیه، ‫برای همه فعالای حزب نازی فرستاده شده.

‫اگه بازی ها رو تحریم کنیم، ‫موضوع بالا میگیره.

‫جهان درباره رایش سوم می فهمه

‫که ورزشکارای یهودی رو میکشه.

‫تا آخر هفته قاتل رو پیدا می کنیم.

‫قول میدم.

‫اول رفتی به رز شرق.

‫چیزی از اونجا یادت میاد؟

‫فرد مشکوکی دیدی؟

‫کیفتو جایی گذاشتی؟

‫بعدش رفتی لوکسوس. ‫کسی رو دیدی، نمی دونم، عجیب؟

‫کی باهات بود؟

‫- اوا. ‫- و اون جوونا، می شناختیشون؟

‫دنبالم کردی؟

‫دنبالت میگشتم.

‫- مریضی، می دونی؟ ‫- کوکائین رو تو خونه دیدم.

‫و هر دومون میدونیم آخرش چی میشه.

‫گمشو، کارآگاه.

‫یه زوج تو لوکسوس بهت ملحق شدن؟ ‫براون ها، فکر کنم؟

‫یادم نیست. مست بودم.

‫بعدش رفتی کازینو.

‫- با کسی حرف زدی؟ ‫- یادم نیست. مست بودم.

‫لعنتی لنا، تمرکز کن.

‫یادم نیست. مست بودم.

‫با دوستات حرف میزنم. ‫شاید اونا چیزی یادشون باشه.

‫فرانتز، نمی تونی این کارو بکنی!

‫فرانتز، نمی تونی منو ‫جلوی اونا ضایع کنی!

‫فرانتز!

‫زنگ زدم.

‫سفیر لهستان و اوبراشتورمبان فوهرر ‫اس اس هولتز تو کلانتری ان.

‫رئیس بارنز بهم گفت ‫زودتر بیارمت اینجا.

‫بعداً می برمت. ‫حالا به تو و ماشین نیاز دارم.

‫- اما کارآگاه، این... ‫- اروین.

‫لنا راست میگفت، فرانتز.

‫مثل بچه ها حسودی میکنی.

‫نه، رو یه پرونده ام.

‫همون طور که گفتم.

‫پرونده ی زن خیانتکار؟

‫تحقیقات قتل دو نفره.

‫بگیر که دنبال مصرف کوکائین ‫نیستم تحقیق کنم.

‫خنده ات میگیره؟

‫یادت میاد وقتی از اتریش برگشت؟

‫اون موقع خنده دار بود؟

‫امیدوارم به ما مشکوک نباشی؟

‫فرانتز، بی خیال.

‫نه، نیستم.

‫ولی این یه قتل وحشتناکه ‫با پس زمینه سیاسی.

‫شاید قاتل رو دیده باشی.

‫شاید افسران اس اس، ‫که قطعاً میخوان باهات حرف بزنن،

‫فکر کنن یکی از شماها قاتله.

‫داری ما رو تهدید میکنی؟

‫تو رو؟

‫اگه با لنا ازدواج نکرده بودی، ‫هیچ کس بودی.

‫هرگز نمی ذاشتن پاتو تو این خونه بذاری.

‫- لیندا... ‫- ولی راسته.

‫فکر میکنی تو وین باهاش راه می اومد؟

‫تا حالا فکر کردی ‫چرا باهات ازدواج کرد؟

‫تو؟

‫لیندا، بس کن. اون دوست ماست.

‫کی از لوکسوس رفتی؟

‫چی بگم؟

‫خب، من میرم.

‫همکارامو می فرستم اینجا.

‫چه همکارایی؟

‫این یه پرونده قتل جدّیه.

‫خونتونو میگردن.

‫شوهرتو بازجویی میکنن.

‫می ترسم به اس اس گزارش بدن.

‫خدا میدونه چند تا جرم ‫میتونن به یه نفر بندازن.

‫صبر کن، فرانتز.

‫همه چیزو بهت میگم. ‫حداقل چیزی که یادمه.

‫لنا با کلارا بعد از نیمه شب رفتن.

‫بعد از ترک لوکسوس کجا رفتی؟

‫اوه...

‫رفتم خونه. یه تاکسی جلوی کلوب گرفتم.

‫و لنا؟

‫نمی خواست بخوابه. ‫ولی نمی دونم کجا رفت.

‫ساعت چند بود؟

‫یه کم بعد از نیمه شب.

‫مطمئنی بعد از ساعت ۲ بود؟

‫شاید لنا زودتر تو کازینو بود، ‫ولی تو ندیدیش؟

‫گروه موسیقی تموم کرد، ‫اونا همیشه ساعت ۲ تموم می کنن.

‫رفتم بیرون یه کم هوا بخورم.

‫لنا داشت تو خیابون راه میرفت.

‫حالا می خوای خونمونو بگردی؟

‫به خدا اعتقاد داری؟

‫- آره. ‫- نه.

‫کتاب ناحوم رو می شناسی؟

‫«کی میتونه جلوی خشمش وایسه؟»

‫«کی میتونه خشم تندشو تحمل کنه؟»

‫«خشمش مثل آتیش میریزه. ‫صخره ها جلوش خرد میشن.»

‫فرانتز...

‫مطمئنی سکته نکردی؟

‫انتظار سرگرمی بیشتر ‫بعد از دیدار سفیر نداشتم.

‫اندرو فاکس. ‫اون جزئیات عجیبی میدونست.

‫مطمئنم، هیچ کدوم از آدمای من نبودن.

‫یکی از آدمای تو ‫از صبح سرکار نیومده

‫و رو پرونده ایه ‫که حتی فوهرر ازش خبر داره!

‫تا حالا یه کارنامه عالی داشتی.

‫حیف میشه اگه این قدر بد تموم بشه.

‫برادرت، با همچین زندگی پرشکوهی.

‫مطمئنم تو هم همون ژن ها رو داری.

‫مطمئن بودم اشتباه شده،

‫ولی ظاهراً تو هنوز به حزب ملحق نشدی.

‫یه قلم خوب استفاده کن.

‫مهمه.

‫معمولاً درباره بلشویک ها مینویسه. ‫با خاندان سلطنتی نسبتی داره.

‫چند ماهه تو برسلاوه.

‫تو کازینو قمار می کنه. مشروب می خوره.

‫چند تا زن برده تو اتاقش.

‫خاموشش کنیم؟

‫نه.

‫برعکس.

‫لوکسوس کنار میدون بازاره، درسته؟

‫آره، کارآگاه.

‫کازینو حدود ۶۵۰ فوت اون ورتره.

‫یه ساعت و نیم.

‫تو این یه ساعت و نیم چی کار میکرد؟

‫میدونی که من سؤالای بی مورد نمی پرسم، رئیس.

‫ولی شاید اگه بدونم چرا، بتونم کمک کنم...

‫اینو رو لنا پیدا کردم.

‫آدمای کمی از چشمای سوخته خبر دارن.

‫کت وشلواری های سیاه این پرونده رو ‫بهتر از کون فوهرر محافظت می کنن.

‫قاتل اینو پیشش گذاشته.

‫بده به گدولا ‫تا اثر انگشت چک کنه.

‫چشم، قربان.

‫بارنز لازم نیست اینو بدونه.

‫دقیقاً چرا؟

‫میگه قاتل یه ارتباط احساسی باهام داره

‫و منو از پرونده میندازه بیرون.

‫انگار نمی فهمی ‫چه چیزی تو خطره، پودولسکی.

‫میفهمم، ولی از زیادی ‫هیجان زده شدن متنفرم.

‫امروز خواب موندم.

‫دیگه بحث بازگشتت به کار نیست.

‫اگه تا سه روز دیگه قاتل رو پیدا نکنی،

‫بزرگ ترین پروژه تبلیغاتی رایش سوم ‫شکست میخوره.

‫این منو به کار سخت تر تشویق نمیکنه.

‫سفیر لهستان امروز صبح اومد پیشم.

‫مطبوعات بریتانیا ‫دارن درباره پرونده گزارش میدن.

‫اندرو فاکس، یه احمقه.

‫تو هتل مجارستان دیدمش. ‫بهش گفتم گمشو.

‫اگه قبل از اینکه قاتل رو پیدا کنی ‫خبرش پخش بشه،

‫هر دومون نابود می شیم.

‫الو؟

‫با اجساد تموم کردن.

‫تو سردخونه منتظرتن.

‫میخوام کراکاور کالبدشکافی رو انجام بده. ‫شنیدم دارن اذیتش میکنن،

‫و می دونی که اون بهترینه.

‫یهودیا نمیتونن پست دولتی داشته باشن.

‫- مطمئنم یه کاری میتونی بکنی. ‫- نمیتونم.

‫دولت قانون تصویب کرده.

‫این چند ماه کجا بودی، پودولسکی؟

‫دولت، امپراتور، ‫نخست وزیر، فوهرر.

‫یکی همیشه داره سعیمی کنه

‫زندگیمونو سخت تر کنه. ‫- حالا فرق داره.

‫اگه نفهمی، احمقی، فرانتز.

The Breslau Murders subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Breslau Murders

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left