Первые 200 строк.
هیچی واقعی نیست
منظورت چیه که هیچی واقعی نیست؟
واقعیتی وجود نداره
جدی؟
مثلاً رنگ سبز رو در نظر بگیر. خب؟
تو سبز میبینی، منم سبز میبینم
اسمشم میذاریم سبز
چون این جامعه تصمیم گرفته که این چیز
این رنگ، اسمش سبز باشه
منظورم اینه که ما فکر میکنیم یه تجربه مشترک از رنگ سبز داریم
اما، خب، کی میدونه؟
میگم شاید سبزِ من از سبزِ تو سبزتر باشه
خب، مثلاً آدمای کوررنگ رو در نظر بگیر
اونا باید با یه انگ و بدنامی زندگی کنن، چون چیزی که میبینن
اون چیزی نیست که ما بهش میگیم سبز
میگم، ولی شاید، فقط شاید درک اونا درست باشه
اونا دارن سبزِ خالص رو میبینن
اونا سبزِ واقعی رو میبینن
میدونی استن، اینم از شانس منه
بهم زنگ میزنن، پارتنرم نیست
یه نگاه به اتاق عملیات میندازم
هاوارد رو میبینم، نه. مانچ رو میبینم، نه
فلتون، نه. لوئیس، نه. با خودم میگم، بولندر
بولندر رو انتخاب میکنم، چون بولندر مخم رو تلیت نمیکنه
دارم مخت رو تلیت میکنم؟
داری فلسفه میبافی، استن
تو که به فیلسوف بودن معروف نبودی
وقتی تیر بخوره تو سرت، به فکر فرو میری
خب پسکولی، چی داریم؟
اسم مقتول «حکمت گرسل» هستش
گ-ر-س-ل
ساله ۱۷
دانشجوی بورسیه از ترکیه
ترکها مگه گریم سفید میکنن؟
یه جور رسم مذهبیه؟
صاحبخونه فکر کرده دزده
بهش شلیک کرده
صاحبخونه کجاست؟
داخله. خودش و زنش رو تو اتاقای جدا گذاشتم
بهعلاوه یه دوستِ این پسره
دوستش میگه داشتن میرفتن مهمونی
و آدرس رو اشتباهی اومدن
هوم، باشه. بیا یه نگاهی بندازیم
اسم طرف جیم بیلیس هستش
استنلی
این یارو، بیلیس... این پسرعموی تیمه
شما حق دارید سکوت کنید
هر چی بگید ممکنه و میتونه در دادگاه علیه شما استفاده بشه
متوجه هستید؟ بله
لازمه بیشتر توضیح بدم؟ نه، نه. من وکیلم
باید بپرسم. البته
شما حق دارید وکیل داشته باشید
اگر در حال حاضر تصمیم بگیرید با یک وکیل صحبت کنید
هیچ سوالی از شما پرسیده نمیشه
متوجه هستید؟ جیم؟
بله. اگر تصمیم بگیرید با ما صحبت کنید
اون کجاست؟ ...میتونید هر زمان که خواستید متوقفش کنید. متوجه هستید؟
بله. تیم! یه لحظه صبر کن
اگر مایل به داشتن وکیل باشید، یکی براتون تعیین میشه
متوجه هستید؟ حالت خوبه؟
خوبم. تیم؟ تو اجازه نداری بیای اینجا
اون پسرعمومه. دقیقاً واسه همینه که اجازه نداری بیای اینجا
گوش کن فرانک، من دارم باهات حرف میزنما، خب؟
قوانین رو به رخم نکش، دستورالعملها رو چپ و راست به خوردم نده
تیم، بیا بریم. باشه؟
به من نگو آروم باش فرانک
باشه، حالم خوبه. مشکلی نیست
اذیتش نکن، فرانک. خداحافظ، تیم
باشه. باشه
تکرار میکنم، اگه وکیل بخواید
یکی براتون تعیین میشه. متوجه هستید؟
آره
شنون؟ شنون؟
سلام عمو تیم. اوه، تیم
سلام بچهها. سلام. تیم! اوه
اوه
خوبی؟ یه کابوسه
آره. آره. به پدر و مادرم زنگ زدم
ازشون خواستم بیان پیش بچهها
کارآگاه میگه باید برم اداره تا بگم چه اتفاقی افتاده
خیلی خب
اون، خیلی با ملایمت برخورد کرد
آره؟ پمبلتون بود؟
اون... اون سفیده
بولندر، آره
قهوهای چیزی میخوای؟
نه، نه، نه. فقط میرم یه دست به آب برسونم
باشه؟ همه چی درست میشه
اوکی؟
فقط یه لحظه
اوه
خب جیم، این مامور تو رو میبره
به اداره تا اونجا اظهاراتت رو ثبت کنیم
من قبلاً به اون... به همون
اولین ماموری که اومد همه چی رو گفتم
حتماً، ولی میخوام خودم هم بشنوم
آخ. جیم، باور کن این یه روال عادیه
آره، میدونم
فقط تا حالا بهم دستبند نزده بودن
رستوران داره ضرر میده؟
رستوران ضرر نمیده، ما داریم ضرر میدیم
تمام پولمون رو
نمیفهمم چطور ممکنه؟
بار هر شب پر از مشتریه
درسته، بار هر شب پره
ولی رستوران خالیه. باید مردم رو بکشونیم که غذا بخورن
میخوای بدونی چطور مردم رو بیاریم غذا بخورن؟
خیلی سادهست. غذای خوب بدیم دستشون
ما که غذای خوب میدیم
سرآشپزمون، آنری، کارش افتضاحه
اصلاً فکر نمیکنم واقعاً فرانسوی باشه
هی پسر، تو از غذای ما خوشت نمیاد؟
راستش رو بگم؟ آره
از وقتی اون یارو قورباغهخور رو استخدام کردی، فقط یک بار اونجا غذا خوردم
یه کروک موسیو سفارش دادم
و بقیه شب رو تو دستشویی گذروندم
من میگم کلاهش رو بدیم دستش و راه خروج رو بهش نشون بدیم
اون اجنبیِ کوتوله رو
هی، هی، هی، تیم باید یه گپی بزنیم
بعداً. گوش کن، فقط میخوام یه چیزی بگم
بابت رفتارم تو خونه پسرعموم واقعاً معذرت میخوام
باشه، درک میکنم. نه... واقعاً متاسفم
ولی فقط باید درک کنی
ببین، من و جیم
ببین، ما درست دیوار به دیوار هم بزرگ شدیم
اون و برادرش، کورت... میدونی، اونا مثل برادرام بودن
و جیم، پدرش وقتی ۱۳ سالش بود فوت کرد
تیم، آخه... نه، نه، گوش کن فرانک
گوش کن چون دارم همه اینا رو بهت میگم
تا درک کنی
تا بدونی با چه جور آدمی طرفی
ببین، اون آدم لاابالیای نیست
مرد شریفیه
انسان خیلی خوبیه
تیم، من شک ندارم
نمیذارم به خونوادهام صدمه بزنی، فرانک
من همه کلکهات رو بلدم. تیم... تیم
پس یه قدم هم کج بر ندار
فهمیدی پارتنر؟
این منم که داری
هی. هی، فهمیدم
سلام
خیلی خب جیم. همینجا بشین
میخوایم دستت رو برای باقیمانده باریوم تست کنیم
این همون پودریه که روی دست آدم میمونه
بعد از اینکه با اسلحه شلیک میکنه
آره، میدونم فرانک، ولی تو که میدونی من شلیک کردم
اوم، قصد توهین ندارم جیم
ولی تو میگی شلیک کردی
من حرفت رو باور میکنم، اما مدرک ندارم
شاید داری میگی شلیک کردی تا از کس دیگهای محافظت کنی
نه، من شلیک کردم
بعد از تست
مدرک داریم که نشون میده حرفت راسته
بشین، جیم
باور کن تو پروندهای مثل این، مهمه که مطمئن بشیم
صد در صد از تکتک جزئیات مطمئن بشیم. متوجهی؟
مـ... متوجهام. اوکی
میتونم بپرسم اسلحه رو از کجا آوردی؟
همین یه ماه پیش خریدمش
توی محله چند تا سرقت شده بود
دست و پای یه زن و شوهر رو بسته بودن و به زنه تجاوز شده بود
واسه همین فکر کردم این روزا باید آمادگی داشته باشم
قبلاً هیچوقت اسلحه نداشتم
حتی قبل از امشب باهاش شلیک هم نکرده بودم
تیج برام انتخابش کرد
اون اسلحه رو میشناسه. هوم
آره، اسلحه رو خریدم تا خونوادهام احساس امنیت کنن
خندهداره، وقتی بچه بودم، ما
حتی در ورودی رو هم قفل نمیکردیم
آره
منم اون دوران رو یادمه
زیاد طول نمیکشه
جی؟
جی، میخوام وقتی پمبلتون داره از پسرعموم بازجویی میکنه، توی اتاق باشم
ببین، میدونم این اولین چیزیه که توی آکادمی بهمون یاد میدن
وقتی پای یه فامیل در میونه، باید بکشیم کنار
قبول، ولی من به یه کم ارفاق نیاز دارم، جی
باشه؟ منظورم اینه که
اون قراره با پمبلتون توی اون اتاقِ بازجویی باشه
و تو میدونی پمبلتون توی اون اتاق چه بلایی سر آدم میاره
پس دارم ازت خواهش میکنم جی، یه فرصتی بهم بده، باشه؟
بذار پیش پسرعموم باشم. بذار اونجا پشتش باشم
ما باید طبق مقررات پیش بریم تا بعداً حرف و حدیثی نباشه
داری میگی نه؟
دارم میگم نه
چرا به تیم میگی «تیج»؟
یه اسم مستعار خانوادگیه. تیم و جیم
ت و ج. تیج. احمقانهست
نه، نه، برادرم بهم میگفت باکی
درک میکنم
نمیتونم تیم رو توی زنگ ورزش تصور کنم
کمدش چه شکلی بوده
تیج، هان؟
تیج
تو و تیج، لابد ستارههای بزرگ بسکتبال بودین، هان؟
خب، ما دو تا قدبلندترین پسرای مدرسه بودیم
با هم بزرگ شدیم و همیشه هم تو حیاط پشتیشون
بسکتبال بازی میکردیم
واسه همین حرکات همدیگه رو خوب میشناختیم
No comments yet. Be the first to leave one.