Первые 200 строк.
خداوندا، نذار هرگز ازت روگردون بشن و بذار توی هر کاری، فقط دنبال عشق تو باشن
خداوند متعال، پدر، پسر و روحالقدس پشت و پناهتون باشه
مراسم تموم شد. در پناه خدا برید و به پروردگار خدمت کنید
خدا رو شکر
صبح بخیر مری. چطوری؟
صبح بخیر الیزابت. تو چطوری؟
صبح بخیر برنی
پدر، میشه برای دخترم یه دعا بخونید که خدا بهش رحم کنه؟
چی شده؟ کسی مریضه؟ نه
فقط میخوام دعا کنید گواهینامهاش رو باطل کنن
پرونده شماره ۳۷۴۲۲: ورونیکا گِرین
حدود ۱۲۰۰ تا جریمه پارک
مارس، جریمه سرعت غیرمجاز ۱۰
مایل بر ساعت ۱۰۸
همین ماه پیش هم یه جریمه سرعت دیگه، ۱۰۴ مایل بر ساعت
خب، جناب قاضی، به نظرم این نشون میده موکلم داره پیشرفت میکنه
باید به مادرها هشدار بدم که دیگه امنه بذارن بچههاشون بیان تو خیابون
جناب قاضی، من... حقم اینه که این پرونده رو ببازم. کاملاً منصفانهست
اما اگه نتونم رانندگی کنم، نمیتونم کارم رو انجام بدم. من خبرنگار «ساندی ایندیپندنت» هستم
همه میدونیم کی هستی خانم گرین. ولی این باعث نمیشه از قانون معاف باشی
من برنی گرین هستم. الان نمیتونم جواب بدم. لطفاً پیام بذارید
مامان، دارم رانندگی میکنم! باورت میشه؟ ولم کرد
واقعاً گذاشت برم. دوستت دارم مامان. بعداً حرف میزنیم
آره جون خودت! داری سربه سرم میذاری
نه به خدا قسم. فقط ۱۰۰ پوند جریمه و یه اخطار. دوباره پشت فرمونم
اینم از مامان جنایتکارت. سلام مامان
خب، امیدوارم درس عبرت گرفته باشی و آدم شده باشی دختر جون
هی، الان که داری تند نمیری، هان؟ نه، معلومه که نه
خب، شاید یه ذره
به اون قاضی خرفت چی گفتی؟
بهش گفتم تا خرخره گناهکارم
اون وقت گذاشت بری؟ واقعاً سیستم قضایی نیاز به اصلاحات داره
آره. یه مجرم سابقهدار دیگه به جامعه محترم برگشت
کارآگاه گارد، کریس مالیگان هستم. لطفاً پیام بذارید
کریس، این دفعه هم دستت بهم نرسید. هنوز ماشین زیر پامه
جریمه شدم... از این خوشت میآد... ۱۰۰ پوند. باورت میشه؟
یه ناهار بهم بدهکاری. خودت گفتی هر جا دلم بخواد، یادت نره که منم آدم گرونقیمتی هستم
ورونیکا؟
ورونیکا؟
عقابِ لعنتی نشست
چطوری رئیس؟
گمشو اونور، آشغال کوچولو
زود باش، پولت رو حاضر کن. ۵ پوند
حالت چطوره؟
اسمم ورونیکاست. برای «ساندی ایندیپندنت» مینویسم
میتونم چند تا سؤال ازت بپرسم؟ اشکالی نداره؟
برای یکی از اینها چقدر پول میدی؟
چند پوند. در هر صورت، کرایه کردن سرنگ یکی دیگه ارزونتر درمیآد
قیمت چنده؟
اولیش مجانیه. خب، شنیدم ۵ پونده
پول اینها رو از کجا میاری؟ به یکی مثل تو میگم
«پولِت رو بده وگرنه با سرنگ ایدزی بهت تزریق میکنم.»
چند سالته؟ به تو چه؟
دارم یه مطلب برای روزنامه مینویسم. میخوام بدونم جنسها رو از کجا میگیری
من کارتو انجام میدم. هر وقت پول داشتی برگرد
چاقالو، این رو خرج شکمت نکن. بعداً چکش میکنم
گم شدی، نه؟ تو دیگه کی هستی؟
نگهبان محله. آره خب، بهتره چشمت رو باز کنی
شنیدم چند تا عوضیِ مشکوک این دور و بر پلک میزنن
به خدا قسم
آخ جیمی، جیمی، جیمی
میدونی چه آدم کثافتی هستی؟
برای چی رفتی پیش پلیسها و پشت سر من بلبلزبونی کردی؟
فکر کردی نمیفهمم کار تو بوده؟
میدونی، داشتم فکر میکردم بکشمت
بعد با خودم گفتم هر روز کلی آدم کشته میشن
و هیچکس هم عین خیالش نیست
واسه همین تصمیم گرفتم فقط یه ذره بهت آسیب بزنم
در واقع، قراره خیلی بهت آسیب بزنم
اما خبر خوب اینه که خودم این کار رو میکنم. آره، شخصاً
منظورم اینه که نمیخوام مردم فکر کنن
فقط چون اسمم رفته توی روزنامهها و این حرفها
مارتین کیهیل دیگه خیلی باکلاس شده و کارهای کثیفش رو خودش انجام نمیده، مگه نه؟ هان؟
لعنتی
اون پارچه رو از دهنش دربیار
بذار این آشغال جیغ بکشه. کارش همینه دیگه، مگه نه؟ جیغ بزن
التماس میکنم
متأسفم. چطوری؟
ناهار درست کردی. چقدر تو خوبی! لابد هستم دیگه
سلام. سلام جیمی
داری میری دنبال یه خبر داغ، نه؟
یالا رونی، یه خبر دسته اول بهمون بده. آشغالِ این هفته کیه؟
برو روزنامه بخر داداش کوچولو. آمادهای؟
مگه من چیزی گفتم؟ به من نگاه نکن. اون خواهر توئه
گرمت هست؟ آره
شب بخیر. شب بخیر عزیزم. اگه کاری داشتی من تو اون یکی اتاقم
باشه
امشب راحت میخوابه
چون تو زمین فوتبال حسابی خستهاش کردی
آره
چی شده؟ هیچی
واقعاً هیچی یا یه چیزی هست؟
این چیزایی که مینویسم چرت و پرته
یه بار هم که شده به خودت اعتماد داشته باش. حالا هر چی. پس یه چرت و پرتِ نسبتاً خوبه
سبکِ، در مورد مسائل مردمیه
چرت و پرته
چه وضعیه توی خیابون. همه جا پر از سرنگ بود
دقیقاً همونجایی که بچهها بازی میکردن. یا عیسی مسیح
باید این عوضیها رو میدیدی. با مرسدسهای نو ایستاده بودن اونجا
مگه چقدر باید بستههای ۵ پوندی بفروشی تا بتونی یه مرسدس نو بخری؟
حساب کتاب کن. این یعنی خونِ چند تا بچه؟
هیچکس در موردش نمینویسه. هیچکس اهمیت نمیده
یه نفر باید بیفته دنبال این حرومزادهها
دارن پول پارو میکنن. این همون چیزیه که باید در موردش بنویسم
این دیگه چرت و پرت نمیشه
مواد فروشها دارن از بچههای زیر سن قانونی برای کارهاشون استفاده میکنن
میدونن پلیسها به بچهها دست نمیزنن. همه میدونن اینجا چه خبره
پارسال فقط از همین بلوک، هشت تا بچه به خاطر مواد مردن. هشت تا
همهشون زیر ۱۵ سال. چهارتاشون بچههای خواهرم آیریس بودن
وای خدای من. متأسفم
نمایندهها و پلیسها چشماشون رو میبندن و میگن این یه مشکل خانوادگیه
اما برای بعضی خانوادهها، این بچهها همین الانش هم مُردن
واسه همین ما گروه «والدین نگران علیه مواد مخدر» رو تشکیل دادیم، تا خودمون حلش کنیم
ممنون میشم اگه در موردمون بنویسی
چند وقت یک بار راهپیمایی میکنید؟ هفتهای یه بار
تعهد بزرگیه. مشکل بزرگیه
هی. منو یادت میآد؟
اونهایی که توی ون بودن، آدمهای کیهیل بودن؟ کدوم ون؟
اون میتونه کمک کنه، تیمی
میشناسیاش، مارتین کیهیل. «ژنرال»
میشناسیاش؟
سهم تو چیه؟
بهتره برم. نباید با شماها دیده بشم. بذار کمکت کنیم تیمی
میتونم برای امشب یه جای خوب برات پیدا کنم. فردا
میخواید باهام بخوابید؟
من گرون نیستم
صورتحساب رو بیارید لطفاً. اون کیف پولت رو زد
چی میخوایم؟ موادفروشها بیرون
کی میخوایم؟ همین حالا
چی میخوایم؟ موادفروشها بیرون
کی میخوایم؟ همین حالا
این راهپیماییها همیشه همینقدر خلوته؟
امیدواریم با کمک تو، آدمهای بیشتری باخبر بشن
آره، امیدوارم
حتماً این کار رو میکنم
برو بیرون مالن! کثافت، تامی مالن
چی میخوایم؟ موادفروشها بیرون
کی میخوایم؟ همین حالا
چی میخوایم؟ موادفروشها بیرون
کی میخوایم؟ همین حالا
موادفروش، موادفروش، موادفروش... برو بیرون، برو بیرون، برو بیرون
ببین کی واسه خودش یه دوستدختر جدید پیدا کرده
پس اونجا میبینمت جان. آره، تو برو
چه مرگته؟ این چه طرز حرف زدن با یه خانومه؟
خانومها سرزده نمیرن دیدن یه جنتلمن
پس الان دیگه واسه خودت جنتلمن شدی، نه؟
پس ادب و نزاکتت کجاست؟ منو به دوستات معرفی نکردی
اگه دنبال اون هستی. داری زود تعطیل میکنی؟
یکی از مزایایِ خویشفرما بودنه
تو معرکهای جان. نه واقعاً، تو الگوی... سوددهی هستی
چطوری توی بیزنس بدون مشتری موفق بشیم
کار و بارم خوبه. آره خب
لابد از اون فاحشهخونههای خیابون راثگار کلی پول درمیآد
الان چقدر میارزن، جان؟
تو یه سلیطه خطرناکی. خب، تمام تلاشم رو میکنم. برامون یه نوشیدنی میخری؟
جان، این از مزایای خویشفرما بودنه. تو رئیس خودتی، مگه نه؟
کاملاً اشتباه میکنی. مارتین کیهیل تو کار مواد نیست. منم نیستم
مطمئنی؟
ما فقط چند تا مجرم معمولی و شریفیم
اگه حرف منو باور نمیکنی، چرا از خودِ مارتین نمیپرسی؟
اون خیلی از خانومها خوشش میآد. آره، دقیقاً. پس برام ردیفش کن
چرا افتادی دنبال مواد؟ باید بری سراغ میخانهها
اونها بیشتر از مواد ضرر میرسونن. آره، حتماً
بله؟
نه. اون رو امتحان کردم. بنبست بود
بعداً بهت زنگ بزنم؟ عالیه
خب، همزمان داری روی چند تا سوژه کار میکنی؟
یه آدمِ خسیستر ممکنه بگه تو خیلی نمکنشناسی
نسبت به چیزهایی که تا حالا بهت دادم
دزدیدن تابلوهای قدیمی، گروگان گرفتن خانواده بانکدارها. الان دیگه اینها کسر شأنت شده، نه؟
من با اون داستانها مشهورت کردم
آره، تو یه سری مزخرفاتِ سطحی بهم میدی
منم باعث میشم خوشتیپ به نظر بیای. عکس خوبیه
بیخیال. برای رسیدن به کیهیل به کمکت نیاز دارم. برام یه توصیهنامه بنویس
برای یه قرار دیرم شده
یه نصیحت بهت میکنم. دور و بر مارتین کیهیل نپلک
ببخشید مزاحم شدم
شما خانم کیهیل هستید؟ فرانسس کیهیل؟
درسته
شما فرانسس کیهیل هستید؟
بله خودم هستم. سلام. من ورونیکام
از دوستهای جان ترینور هستم. میدونم کی هستی
شوهرتون خونهست؟ فقط میخوام یه درخواستی ازش بکنم
مارتین کیهیل برای خبرنگارها کاری انجام نمیده
پس گمشو
یه شایعه پیچیده که اون داره مواد پخش میکنه. نظری ندارید؟
میدونم چند روز پیش یه آدمفروش رو کف یه آپارتمان میخکوب کرده. به مواد ربط داشت؟
ببین، من فقط یه نظر کوتاه میخوام. غیررسمی
دیگه مزاحمتون نمیشم
آقای کیهیل. نمیتونید یه لطفی در حقم بکنید؟
اسم اون بچههایی که براتون مواد میفروشن رو میخوام
منم در عوض یه لطفی میکنم. چیزهایی که مردم در موردتون میگن رو نمینویسم
میدونید، اینکه از خواهرهای زنتون هم بچه دارید
این شماره منه. بهم زنگ بزنید
فعلاً
خب، ورونیکا، چیکار میتونم برات بکنم؟
چطور ممکنه یه جسد رو گم کنید؟
این واقعاً بیمبالاتیه. خب یه سری رو پیدا میکنی، یه سری رو هم گم میکنی
پیدا میشه. این جسدها همیشه پیدا میشن
پس تو هم میخوای به اونهایی که اعتراض دارن ملحق بشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.