Первые 200 строк.
دنیا در بهت و حیرت فرو رفته
ارول فلین، ستاره سینما و بتِ محبوبِ پرده نقرهای
زنبارهی بدنام، درگذشت
در سن ۵۰ سالگی
قهرمان یک نسل
کسی که به یک اندازه برای ماجراجوییهایش در انظار عمومی و زندگی خصوصیاش شهرت داشت
او همانطور که انتظار میرفت، در آغوش معشوقهای بسیار جوانتر از خودش جان باخت
حالا تمام آمریکا میپرسند: «این دختر کیست؟»
فقط چند تا سوال دارم
فقط یکی دو تا سوال
خیلی خب، اول همگی برید عقب
و به دوشیزه آدلند کمی فضا بدید، خواهش میکنم
دوشیزه آدلند! دوشیزه آدلند! خودش است
درسته که ارول فلین توی آغوش شما فوت کرد؟
آخرین کلماتش چی بود؟ چند وقت بود که میشناختینش؟
دوشیزه آدلند، به مراسم تدفین میرید؟
دوشیزه آدلند، فلین توی وصیتنامهاش چیزی برای شما گذاشته؟
دوشیزه آدلند
بورلی
چند سالته؟ بـو
به مراسم تدفین میری؟
بورلی
دوشیزه آدلند، توی ونکوور چیکار میکردین؟
هل ندید! هل ندید! بیاید کنار
داره از حال میره
بورلی
خواهش میکنم، فقط برید عقب
هی! صبر کن
بورلی
رابطهتون چی بود؟
دختره غش کرد
آره، اینجا اوضاع خیلی بههم ریختهست
هی، بذار بعداً بهت زنگ میزنم
ببخشید خانم
شما مادرش هستید؟ بله
سلام، من تد تومی هستم، این کارت منه
میخواستم بدونم ممکنه فقط
چند تا سوال درباره دخترتون و ارول فلین بپرسم؟
عجله دارم. من
درسته که توی وصیتنامه ازش نام برده شده؟
خب، اون میخواست مطمئن بشه که به خوبی از دخترم مراقبت میشه
خب، فکر میکنید باردار باشه؟
باردار؟ همین الان دیدید که غش کرد
داریم درباره تفاوت سنی زیادی حرف میزنیم
فکر میکنید واقعاً عاشق هم بودن؟
یکدل نه صد دل عاشق بودن، بله
منظورم اینه که، این اولین عشق دخترم بود و آخرین عشق ارول
من هیچ کاری برای متوقف کردنش نمیتونستم بکنم
حتی اگه میخواستم
همه اینها از قبل مقدر شده بود
خانم آدلند، این طرف رو نگاه کنید
بیا، این رو بگیر
و چشمت رو پاک کن
عالی شدی. ممنون
یکی دیگه میخوای؟
عزیزم، آماده شدی؟
دارم تا جایی که میتونم تند انجامش میدم
بذار ببینم. صبر کن
فکر کردم روی لباس بولرو توافق کرده بودیم، همون پائولا لین
این مگه چشه؟ هیچی
خیلی نازه، ولی سنِت رو خیلی پایین نشون میده. به من اعتماد کن
حالا این خیلی بهتره
اونا همین الان هم رسیدن
خیلی خب، هرب
بفرما
کلاس رقست رو برای سه هفته آینده کنسل کردم
ولی هنوز میتونی به کلاس بازیگری برسی
به شرطی که بیشتر از وقتت اونجا نمونی
مجبورم برم؟ بله، مجبوری
من گفته بودم با بچهها میرم بولینگ
خب، اون رو بیخیال شو
میدونی، خانم مورگان خیلی هیجانزدهست
وقتی بهش گفتم، باورش نمیشد
که توی یه فیلم با جین کلی بودی
من فقط توی گروه رقصِ پسزمینه بودم
میدونم، ولی اون فقط واسه الانه
مگه اون دختره، ناتالی وود، چی داره که تو نداری؟
تاکسی منتظره. خیلی خب، هرب
حالا، آدابت رو رعایت کن
ولی نذار نادیده گرفته بشی
دختر خودمی. زیبا شدی
خداحافظ. خداحافظ عزیزم
ببخشید، میتونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟
البته. حال شما چطوره؟
خیلی خوبم، ممنون
من اوری کلی هستم
طراح لباسِ فیلم «خیلی زیاد، خیلی زود» توی استیج هشت
و اونجا یه نفر هست
که خیلی دوست داره شما رو ببینه
کی؟ ارول فلین
میشناسی که کیه، مگه نه؟
البته
رابین هود
وضعت مرتبه؟
هیچوقت، بیا تو
سلام به همگی
من ارول فلین هستم، و شما ممکنه کی باشید؟
من بورلی آدلند هستم. از دیدنتون خوشحالم
خوشبختم از آشناییتون
و دقیقاً چه کاری انجام میدید، دوشیزه آدلند؟
بازیگر، خواننده، رقصنده
واقعاً؟ هر سه تا؟ این فوقالعادهست
بله، از هر انگشتم یه هنر میباره
بهت حسودی میکنم، من هیچوقت نتونستم برقصم
یا آواز بخونم
یا حتی بازی کنم
چند وقته که توی این حرفه هستید، دوشیزه آدلند؟
تقریباً از وقتی که یادم میآد
پس یه حرفهایِ کهنهکار هستید
حدس میزنم
بهتره دیگه برم. چی؟ نه، نه، نه
بمون اوری. بمون
این موجودِ نفیس و بینظیر نیست؟
فکر نمیکنی برای این نقش عالی باشه؟
بله. بله ارول. عالیه
منزل آدلند
سلام مامان. - سلام
امشب نمیتونم بیام کلاس بازیگری. یه تست بازیگری دارم
چه جور تستیه؟
برای یه تئاتره
«اربابِ» فلان... امم، با ارول فلینه
کی؟ - ارول فلین
نترس، فقط خودت باش
باشه
و جلوی اون سیگار نکش. - باشه مامان
شنونده خوبی باش. باشه، باشه
باشه. - خداحافظ
خداحافظ
میل داری؟ نه ممنون
از این کلبهای که داریم میریم خوشت میآد
اون یه
متعلق به هانتینگتون هارتفورده
اون تهیهکننده تئاتره
بله، من و همسرم از هم جدا شدیم
و اون دلش برای این آوارهی بیخانمان سوخت
ترکش برام سخت خواهد بود
هر احساس پاک، صادقانه و پرشوری که دارم
ناخودآگاه حول محور او میچرخد
میدانم، باید احساساتم را پنهان کنم
باید امید را در نطفه خفه کنم
باید به یاد داشته باشم که او نمیتواند چندان اهمیتی به من بدهد
باید مدام با خود تکرار کنم که ما برای همیشه
جدا... جدا افتادهایم
جدا افتادهایم. بله
جدا افتادهایم. خیلی خوب بود
در واقع خیلی عالی بود
از این دیالوگ خوشت میآد؟
خب
فکر میکنم یه کم لوس و قدیمی باشه
هست، مگه نه؟
بیخیال
حتماً یه چیزی بوده که باعث شده شک کنی
خب، اگه معلوم بشه کارِ یکی از ماست
اون گردنِ قرمزِ لعنتیش رو خرد میکنم
آره، شاید همین الان هم داری خردش میکنی
من جواب میدم
چی؟ من یه شهروند درجه یک آمریکاییام، فهمیدی؟
حتی فکرش رو هم نکن که من
منزل آدلند
سلام مامان. - اوضاع چطوره؟
همه چی خوبه، داریم شام میخوریم
شام؟ خب، پس تست بازیگری باید خیلی خوب پیش رفته باشه
آره، فکر کنم
فقط شما دو نفر هستید؟ اون که
فکرهای بدی به سرش نزده، زده؟
مامان، معلومه که نه
بعدش مستقیم میآی خونه
باشه، امم، یکی هست که میخواد باهات سلام و احوالپرسی کنه
سلام، آیا من دارم با مادرِ دلربایِ
یک بانویِ جوان و بسیار دلربا صحبت میکنم؟
من اون صدا رو هر جایی بشناسم
خیلی خوشحالم که
تلفنی با شما آشنا شدم، خانم آدلند
البته خیلی دوست دارم شما رو از نزدیک ببینم
شاید بتونید هفته آینده یه سری به کلبه بزنید
ممنونم. عالی به نظر میرسه
عالیه. میگم دستیارم باهاتون تماس بگیره
و همه هماهنگیها رو انجام بده
پس قرارمون این باشه. - بله
کیه؟
تهیهکننده تئاتره
کدوم تئاترِ لعنتی این موقع شب تست میگیره؟
داریم دنبال
رابین میگردیم
مطمئنی یه کم شامپاین نمیخوری؟
باعث میشه تماشای فیلم خیلی راحتتر بشه
نه، ممنونم
باشه، شاید خوردم
آمادهایم؟
قبلاً این رنگ رو دیده بودی؟
میلیونها بار
میلیونها؟
فقط یه اصطلاحه
تو مثل یه فرشتهی کوچولویی. میدونستی؟
یه پریِ جنگلی
کسی تا حالا این رو بهت گفته؟
نه. قطعاً نه
بله، در واقع، فکر میکنم
قراره «وودزی» صدات کنم
خوشت میآد؟ نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.