Первые 190 строк.
اینجا شیرینی عسلی دارن؟ - .لعنتی -
.هی، بکش کنار حرومزاده
.رفقیم برام اینجا جا نگه داشته، هی
.چقدر حیف که با همدیگه وقت بیشتری نگذروندیم
.میتونستیم چند تا بچه بسازیم
.هیچکس هیچ کوفتی ندیده
برای رسوندن یه پیام چطور بود؟ - .بد نبود -
.فقط اینکه جایزه برای سرت چهار رقمی نیست، پنج رقمی ـه
.برای همچین پولی، شاید باید خودم کارمو بسازم
خب جایزه رو کی میده؟
."یه خلافکار غربی به اسم "مارلو
.مارلو"؟ نمیتونم بگم میشناسمش"
.تو رو میشناسه - میتونی برام یه زنگ بزنی؟ -
.میتونم بهتر از این برات انجام بدم
به کی میخوای زنگ بزنی؟
.پلیس - پلیس؟ -
.یه یارویی بهم بدهکاره
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
:مترجم High bury
آره، همون قانون طلایی بانک
فصل چهارم قسمت هفتم برای دیگران
،جنایت، خشونت، مواد مخدر .اعتیاد، مدرسههای متروکه
تمام این مشکلات اجتماعی در شهر بالتیمور .دوباره و دوباره تکرار میشن
و در هشتم ژوئن، وقتی مجبور ...بودم برای ستون روز بعد چیزی بنویسم
...آماری به تازگی از اف.بی.آی رسید
که نشون میداد برخی از .جرمهای بالتیمور افزایش داشته
و همینطور سیلی از پنج قتل .در یه دوره دو تا سه روزه داشتیم
...و میدونی، این فکر که دوباره بشینم
،و یه ستون دیگه در مورد این موضوع بنویسم ...نمیدونم که مهم است یا نه
...با اینحال اینجام، یه شهروند بالتیمور
و شهروند بودنم رو به اندازه اعتبارم به عنوان .یه ستوننویس جدی میگیرم
با خودم گفتم: چی میخوام بگم؟ در این مورد چی میتونم بگم؟
،اگر این کشتار ادامه داشته باشه ...بین 250 تا 300 جنایت در سال
.بالای دنیایی - .بالای دنیام -
."من یه شهردار وقت رو کنار زدم، "تونی .آسون نیست
.حزب ملی باید توجه کنه
.چونکه جوون و زیبایی مطمئنم فکرهایی دارن
.تنها کاری الان باید بکنی اداره کردن این شهره
.تونی"، باید یه چیزی ازت بپرسم"
چرا بعد از دوره اول دوباره نامزد نشدی؟
منظورم اینه که، هیچکس .مثل تو اعتبار و سازمان خوبی نداشت
."بذار بهت داستانی رو بگم "تامی
...اولین روزی که شهردار شدم، منو نشوندن پشت میز
...یه صندلی بزرگ و چوب تیره
.با کلی چیزای قشنگ
فکر میکردم، بهتر از این چی میتونه گیرم بیاد؟
...یکی در گوشه اتاق رو زد
...و "پیت" اومد داخل
،جام نقرهای خیلی خوشگل "سروره" دستش بود .کار دست بود
.به این بزرگی بود
...میگفت از طرف اتحادیههاست
...خب فکر کردم که یه هدیهس
.یه چیزی برای یادگاری از اولین روز شهردار شدنم
.رفتشو و گذاشتش روی یه میز
.بهش نگاه کردم
.منزجرکنندهس گفتم این دیگه چه کوفتیه؟
گفتش، به نظر چه کوفتی میاد؟
.گفتم شبیه گه میمونه
ازم میخوای باهاش چه کار کنم؟
.گفتش، بخورش
گفتش: بخورش؟ آره .تو شهرداری و باید بخوریش
خب، پس، این اولین روز .شهردار شدنم بود و "پیت" بیشتر از من خبر داره
.پس منم حسابی مشغول شدم
.و وقتی کارم تموم شد، یه بار دیگه در اتاق رو زدن
...و "پیت" با یه جام نقرهای دیگه اومد تو
.و این یکی از طرف سیاهها بود
.این یکی هم؟ و اونم سرشو تکون داد. منم شروع کردم به خوردن
و وقتی تموم شد، یه بار دیگه در زدن .و یه جام دیگه
.این یکی از طرف لهستانیها بود
.و بعد از اون، از طرف کشیشها
و میدونی چیه "تامی"؟ .اوضاع همینطوریه
میشینی، تمام روز ...روز به روز
.سال به سال گه میخوری
...وقتی اینو فهمیدم
...تصمیم گرفتم یه وکیل بشم
و هر شب خانوادهم رو ببینم .و زندگی خوبی داشته باشم
.فقط یه زندگی خوب
.اینجا اسب سیاه دارم، مرد .اسب سیاه
.اسب سیاه
مرد، همه میدونن کاکاسیاهش قرار نیست بیخیال بشه، مگه نه؟
.اسپایدر"، "اسپایدر"، صبر کن"
.بیخیال مرد
چرا دیگه به باشگاهم سر نمیزنی؟
.هفتههاس که منتظرتم
.باهام حرف بزن پسر - .تو که پدر کوفتیم نیستی -
...اتفاقی که بین مامانت و من افتاد
.هیچ ربطی به استفادهای که تو از باشگاه میکنی نداره
حالا، مرد، فقط میگم تو یکی .از بهترین شاگردامی، پسر
...اگر فکر میکردم این کار اذیتت میکنه - !گاییدمت -
.هیچکس نمیتونه اذیتم کنه. گاییدمت
.پس راهتو بکش و برو عمو
.باید به مشتریهام برسم
.اسب سیاه
.اسب سیاه
.پنج تا، و پنج تا بیشتر
.لعنتی. کارش همینه
.مدیر "ویترز"، لطفا به کافهتریا مراجعه کنین
آخرین کارتتو بازی کردی، یادته؟ - .اوه، آره، اشتباه از من بود -
.هی، بچهها
میدونی از نظر من اشکالی نداره ...که بیشتر روزها بیاین اینجا ناهار بخورین
.اما گفتم که نمیتونین قمار کنین
...هی، آقای "پرزبو" این بازی میدونی یه جور یادآوریکنندهس
.یادم میندازه که فقط 25 تا پوست پسته دارم
.همین .زود باش، بذار ببینم چی داری
.لعنتی. همه کارتهات از یه نوعند
.اما سه نُه تو رو که نمیبره - .چرا، میبره -
میبره؟ - .میبره -
.میبره
.بهتر بود بیشتر روی شرطبندی احتیاط میکردی
.احتمالات رو درنظر بگیر
.الان وقت ناهارمونه، بهمون درس نده - .صبر کن، بذار حرفشو بزنه -
.خب، برای شروع، باید حواست به تعداد کارتهای خشت باشه
میدونی تو یه دست چند تا کارت خشت وجود داره؟
.13تا
.13تا، درسته .تو بازی با کارتها اعداد خیلی اهمیت دارن
.با اعداد، میتونی احتمالات رو حساب کنی
.حالا، "مایکل" چهار تا کارت خشت رو کرده - .صبر کن، صبر کن -
تاس چی؟
منظورم اینه که، تاس هم احتمالات داره؟
.چونکه بیشتر با اون بازی میکنیم
.تاس؟ آره، معلومه
پس، میتونی بهمون نشون بدی احتمالات تاس چیه؟
.آره، مرد - .آره، مرد، بهون تاس رو درس بده -
.سخت میشه مرد - .واقعا -
.ریک" از زندان داره میاد"
پرونده "برادداک"؟
فکر کنم الان اجازه داریم این پرونده ...کوفتی رو حل کنیم
.حالا که همگی رای دادنشون تموم شده
.حلش کنین، ای فرماندهان جسور و شجاع
کاری برای انجام دادن نداری؟
.تا وقتی که یه تماس تازه داشته باشم، نه
اونو چقدر میفروشی؟ - .مجموعهای باشه، 300 تا -
.لعنت به من. منم یه سرگرمی لازم دارم
.سعی کردم، اما باهام دعوا کرد
فقط فکر کردم شاید .بعد از یکی دوبار بگرده
شرود" تو فهرست بچههایی ـه" ."که از مدرسه فرار کردن، آقای "کازینز
.از آخرین باری که شما اوردینش برنگشته
خب، اگر از اینجا رد شد ...بهش بگین تو خونه منتظرشم
و اگر بخواد میتونه بیاد خونه؟
.ببخشید که وقتتونو گرفتم
.میبینم اینجا مامور مخفی شدی
.باشه، نگران نباش، رفیق، دهنمو بسته نگه میدارم
خانم "دانلی"؟
مدرسه هر نوع بازی فکری داره؟
پارچیسی، ترابل، مونوپولی؟
هنوزم دارین ریاضی درس میدین درسته؟
.سعی میکنم. آره
.کتابخونه طبقه پایین
..."در برنامه آموزشی بمونین آقای "پرزبولسکی
وگرنه باعث میشین .یه بازرس بیاد سراغمون
اینو یادته، پسر؟
.در مورد من نه
اونایی که روی پرونده کار میکنن .واقعا حال گوش کردن ندارن
همینطور که میبینی، هنوز ...کارت خانم وکیل رو دارم
،و اگر یادم باشه .مدتی قبل از اسلحه پلیس شلیکی انجام شد
.تنها دلیلی که اینجام به خاطر اون تفنگه
...تا جایی که به "آیلین نیتن" ربط داره
قول داده با یکی .دو تا جرم کوچیک از زندان آزاد بشی
اینی که اینجاست قتل .یه شهروند عادی با یه شاهد عینی ـه
.شاهد عینی دروغ میگه، پسر .زود باش دیگه
...کی تا حالا دیدی من تفنگمو
روی کسی بگیرم که تو بازی نبوده؟
!"عمر" - .آندره صورت قدیمی" در موردم دروغ میگه" -
صاحب مغازه، چرا باید دروغ بگه؟
.آندره" تو مغازه مواد میفروشه"
...آدمای اینطوری
معمولا بدجوری .از دست آدمایی مثل من عصبانین
...اگر این یکی کار تو نبوده، بقیه بوده
...لعنتی، پارسال دو پرونده قتل باز داشتم
.تو هر دو صحنه جرم پوکه شاتگان بود
تیراندازی اون انبار چی؟
استرینگر بل" چی" و قلدرش که تو انبار کشته شد؟
،اگر این یکی کار توی نیست .یه دوجین دیگه احتمالا کار تو ـه
،و اگر این یکی به دادگاه برسه .میتونی به هیئت منصفه بگی چقدر غیر منصفانهس
خیلی قبل از اینکه به خدا .تو جایگاه قسم بخورم میبینمش
.منو تو دادگاه ول کنی کارم ساختهس
.میدونی که - جدی؟ -
.پس دوستی نداری
.برای سرم جایزه گذاشتن، مرد، پنج رقمیه
اگر میدونستم ...منم یک چهارمشو با شما سه تا سهیم میشدم
احتمالا اینقدر .لازم نبود ازشون دزدی کنم
.آره. همون قانون طلایی
خب، از اونجایی که حسابی طرفدار انجیل ...و درستکاری هستی
.روی این فکر کن
.اگر "عمر" اون خانم باربر رو نکشته، یکی دیگه کشته
اما الان آزادش میکنی درسته، مگه نه؟
.یارو برای خودش قانونی داشته
چه خبر؟
.فقط تاس
.تاس رو از هر بازی که تاس داره بردار
No comments yet. Be the first to leave one.