Первые 200 строк.
توی عرضهای جغرافیایی اسبی، اسب هست؟
نه عزیزم
میگن سالها پیش، وقتی اسپانیاییها به سمت هند غربی بادبان کشیدن
اسبهاشون رو با خودشون به دنیای جدید بردن
و گاهی باد قطع میشد و بعدش آب شیرینشون هم تموم میشد
فقط میتونم از قول خودِ کوهنورد بزرگ، سر ادموند هیلاری بگم که
«انسانها تصمیم نمیگیرن که خارقالعاده باشن
بلکه تصمیم میگیرن کارهای خارقالعادهای انجام بدن.»
درود بر شما. به بیست و پنجمین نمایشگاه سالانه قایقرانی ارلز کورت خوش اومدین
که با حمایت «ساندی تایمز» و جان کوریج برگزار میشه
حالا که حرف از شجاعت شد، بدون معطلی
میخوام به یکی از بزرگترین قهرمانانمون خوشآمد بگم؛
اولین کسی که به تنهایی دور دنیا رو با قایق طی کرد
و شوالیه کنونی قلمرو، سر فرانسیس چیچستر
متشکرم
ممنونم
خب، تنها چیزی که میتونم تصور کنم که یه مرد رو به چالش بکشه
اون هم بیشتر از دریانوردیِ تنها دور دنیا
و فقط یک بار توقف کردن؛ اینه که اصلاً توقفی در کار نباشه
و «ساندی تایمز» امروز از من خواسته
تا شروع چنین چالشی رو اعلام کنم
برای کسی که اول بشه، جایزه نقدی در نظر گرفته شده
و یه جایزه هم برای کسی که سریعترین رکورد رو بزنه
و فکر میکنم جزئیاتش در نسخه فردای روزنامه چاپ بشه
سر فرانسیس، شما هم شرکت میکنید؟
نه، نه، من سهم خودم رو بردم
هیچ نیرویی نمیتونه من رو دوباره به اون اقیانوس جنوبیِ شوم برگردونه
به قول یکی، اونجا موجها رو با فوت و اینچ اندازه نمیگیرن
بلکه با میزان ترس اندازه میگیرن
مردی که توی قایق تنهاست
از هر آدم زندهای تنها تره
پس چرا کسی باید بره؟
خب، این واقعاً سوال بهجاییه
چون فقط تکرارِ کارهای بقیه
یعنی زندگی کردن زیر سایه دیگران
و فقط به همین دلیل
باید شکرگزار وسعت دریا باشیم
و نجوای فریبندهاش که ماجراجوها رو به سمت خودش میکشه
سپاسگزارم
سوالی که هر کسی که رویای فراتر از افق رو داشته
باید از خودش بپرسه اینه که «من دارم کجا میرم؟»
و احتمالاً بلافاصله بعدش میپرسه: «خداوندا، چطوری برگردم؟»
دقیقاً؛ و این دستگاه به هر دوی این سوالها جواب میده
چون طول و عرض جغرافیایی رو
درست کف دستتون قرار میده
«ناویکیتور» مطمئنترین همراه هر دریانوردیه
ناویکیتور
طراحی و ساخته شده در شرکت «الکترون یوتیلیزیشن» شهر تینموث
ساختهی خودمون؛ درست توی حیاط خونهمون
چطوری کار میکنه؟ در عین سادگی، نبوغآمیزه
با مقایسه قدرت سیگنالِ فانوسهای رادیوییِ خشکی
میتونید بفهمید کجای دریا هستید
جیمز، اینجا، نقش فانوس رادیوییِ «لندز اِند» رو داره
و سایمون هم از اونجا، از «لا روشل» پیام میفرسته
و کافیه ناویکیتور رو به اون سمت بگیرید و اینطوری فعالش کنید
و بفرما! موقعیتتون مشخص میشه
و برخلاف بقیه جهتیابها
قطبنمای داخلی داره و اونقدر کوچیکه که
میشه فقط با یه دست باهاش کار کرد
تا اون یکی دستتون آزاد باشه که موقع باد موافق، بادبان رو بکشید بالا
یا اینکه یه نوشیدنی بزنید بر بدن
امکاناتش بیپایانه
کاپیتان چیچستر اگه توی «عرضهای چهل درجه» این رو داشت، خیلی به دردش میخورد
شاید. ولی به نظر میرسه سر فرانسیس بدون اون هم راهش رو خیلی خوب پیدا کرده
همهمون که نمیتونیم کاپیتان چیچستر باشیم
دَن
خیلی هوشمندانهست ولی ما زیاد به دریا نمیزنیم
بیشتر توی آبراههای داخلی میمونیم
ممنونم
با چه جور شناوری دریانوردی میکنید؟
بچهها، مطمئن بودم این یکی رو دیگه میخره
باید همهشون رو قبل رفتن به خونه بفروشیم؟
خوب میشه اگه مامان رو خوشحال کنیم، نه؟
شاید اون یکی روی پیشخوان بهتر دیده بشه
جنوبِ جنوب شرقی. به سمت جزایر آزور
جبلالطارق و اون طرفش، آفریقا. خب، بریم؟
من نمیخوام برم. قرار بود خانوادهی میلبورن رو توی میخونه ببینیم
فکر کنم دیرمون بشه. میشه به جای آفریقا بریم خونه؟
خونه از کدوم طرفه؟
دقیقاً به سمت شرق. طبق گفتهی ناویکیتور
خیلی عالیه. به مادرت بگو چطوری کار میکنه
ناویکیتور از سیگنالهای رادیوییِ ساحلی استفاده میکنه
واقعاً تموم شده؟
آخرین شاهکارِ نبوغِ شرکت الکترون یوتیلیزیشنِ تینموث
فکر میکنی بازاری براش هست؟ هر کسی که گم شده باشه
هوم
فوقالعادهست
یه روزی از ناویکیتور استفاده میکنم تا یه جزیره پیدا کنم
یا حتی یه قارهی جدید، مثل کتاب «ناخداهای دلیر»
مراقب باش. یادت نره اون پسره توی داستان، از کشتی افتاد توی آب
مواظب باش. برگرد اینجا
مشکل اینجاست که کل سیاره کشف شده
تمام گوشه و کنارش بازرسی شده، ابرهاش هم بررسی شدن
هیلاری قلهها رو فتح کرد
اسکات هم به دلِ قطب زد. به قیمت جونش تموم شد، نه؟
ولی موفق شد
توی خاطراتش نوشته بود: «همه خیالبافیها باید از بین برن.» حیف شد
«رویاها بذرهای عمل هستن.» بهتره همهمون این رو به یاد داشته باشیم
آماده باش برای دور زدن
این رو بخون. مسابقهی انفرادی دور دنیا
به نظر رنجآور میاد. به نظر عمیق میاد
قهرمانانه. تا حالا کسی امتحانش نکرده. این بار بدون توقف
این بالاترین پلهست
هر کی شرکت کنه، باید عقلش رو معاینه کرد
تا دلت میخواد معاینه کن. من فرم ثبتنامم رو فرستادم
کلر، تو از این خبر داشتی؟
معاینه کنه یا یه گوشمالیِ درست و حسابی بهت بده؟ دونالد، منظورت چیه...؟
من اون جایزه رو برات میبرم عشقم. ۵۰۰۰ پوند
نُه ماه تنهایی توی قایق؟ یا مستی یا دیوانه
باید یه لیوان دیگه بنوشیم تا احتمال دیوانگی رو رد کنیم
به قول چیچستر: «هر احمقی میتونه در حالت هوشیاری دور دنیا رو بگرده
ولی یه دریانوردِ واقعاً خوب میتونه در حالت مستی این کار رو بکنه.» باز هم میخوری؟
چرا که نه؟ بله، لطفاً
اِم، به اندازه سه پوند لطفاً. چشم قربان
اوضاع کسب و کار چطوره آقای بِست؟ هاه
اِم، انگار اینا خودشون دارن فروش میرن
همه میخوان برن یه جای دیگه
و وقتی رسیدن هم جایی برای خوابیدن داشته باشن
کاروان محصولِ معرکهایه. هر جایی رو به خونهات تبدیل میکنه
بله، گمانم همینطوره
امروز چقدر دور میری؟ همین دور و بَر میمونم
ولی دارم برای یه سفر طولانیتر تمرین میکنم. واقعاً؟ جای خاصی مد نظرته؟
دور دنیا
هوم
عزیزم، میشه به چند مورد درباره این ماجراجوییِ خاص اشاره کنم
که ممکنه مشکلساز بشه؟
خب، اولاً که تو قایقی نداری که از پسِ چنین سفری بربیاد
فعلاً نه، ولی این قضیه قابل تغییره
یه زمانی هم همسر نداشتم
ولی الان یه همسر زیبا دارم
ثانیاً، تو تا حالا از فالماوث دورتر نرفتی
تا حالا پیاده هم به لندن نرفتم
ولی فکر کنم همون قدمهایی که هر روز برمیدارم، بتونه من رو به اونجا برسونه
اگه وقت کافی داشته باشم. دریانوردی هم فرقی نداره
خب، در ضمن این واقعیت هم هست که این مردی که «داره به سمت لندن قدم برمیداره»
زن و بچه داره
که برای این سقفی که بالای سرشونه به اون تکیه کردن
و همینطور برای اون سه وعده غذایی که جلوشونه
البته
ولی اینها مفروضاتِ معادله هستن؛ تعهداتِ آدم
چه رمانتیک! این رو همون «تعهدی» میگه که اینجا نشسته
توی تمام این سالها چه کار کردم؟
دان
تو کارهای زیادی انجام دادی
به کشورت خدمت کردی
توی شورای شهر پست داشتی. چیزهایی رو... اختراع کردی
اونها رو فقط با قدرتِ تخیلت طراحی کردی و ساختی
نمیخوام وسایلی بسازم که بقیه باهاش به ماجراجویی برن
خیلی خب، ولی تکلیف شرکت چی میشه؟
اگه تو راهت رو بگیری و بری، چه بلایی سر الکترون یوتیلیزیشن میاد؟
خب، فقط یه لحظه به اعتباری که چنین سفری داره فکر کن
مگه همه اون اعتبار مستقیماً به ارزش شرکت اضافه نمیشه؟
هوم. به ارزش ما چطور؟
خونهی بزرگتر، حسابهای بانکیِ پُرتر
اوه، دان، ما اصلاً نیازی به خونهی بزرگتر نداریم
فراتر از سود مادی
باعث میشه بچهها به پدرشون افتخار کنن
برای انجام کاری که هیچ مرد دیگهای توی این منطقه حتی فکرش رو هم نمیکنه
کلر، فکر میکنم بتونم این مسابقه رو ببرم
دان هنوز داره درباره ساختن قایق حرف میزنه؟
بله. «کلر، باید جلوش رو بگیری.»
جلوش رو بگیرم که... رویا نبافه؟ خب، پیشنهادت چیه؟ چطوری این کار رو بکنم؟
نه، نه رویاپردازی. رویاپردازی یه بحثه
ولی اینکه یه روز آفتابی با قایق بذاری و بری، یه بحثِ دیگهست
خب، من کاملاً ایمان دارم که اون از این خواب و خیال بیدار میشه
قبل از اینکه اون روز آفتابی واقعاً از راه برسه
اون معمولاً بیدار میشه. «فکر میکنی نظرش عوض میشه؟»
خب، این همون چیزیه که توی دان تحسین میکنم
ذهنی داره که قدرتِ تغییر کردن رو داره
میخوای یه قایق بسازی؟
این قایق، یه تریمِران (قایق سه بدنه) خواهد بود
یه شناورِ سه بدنه بر اساس طرح پیور
گنجینهای از نوآوریهای فنی در اون به کار میره
که همهشون ابداعِ الکترون یوتیلیزیشنه
شاملِ ناویکیتور و دوازده تا نوآوریِ بزرگ دیگه
یه دستگاهِ شناوریِ بادی بالای دکل نصب میشه
به طوری که اگه قایق دچار مشکل شد
در صورت واژگونی، کپسولِ دیاکسید کربن فعال میشه
به سمت بالای دکل شلیک میشه و کیسه شناوریِ اون بالا رو باد میکنه
اینطوری اگه برگرده، دوباره سریع صاف میشه و میاد روی آب
بدون شک سریعترین قایقِ مسابقه خواهد بود
ما با این قایق توی مسابقهی «گلدن گلوب» شرکت میکنیم
بزرگترین مسابقهی دریانوردیِ تاریخ، میشه کمپین تبلیغاتیِ ما
«ما» شرکت میکنیم؟
آقای بست، من اینجا نیومدم صدقه بگیرم
دارم یه چیز جدید پیشنهاد میدم
کی قایق رو هدایت میکنه؟ من
تو؟ تا حالا کاری شبیه به این انجام دادی؟
نه، ولی نکتهاش همینه. پیشنهادِ تجاری من هم همینه
اگه من بتونم انجامش بدم، پس هر کسی که با حسرت به افق خیره میشه هم میتونه
اگه قراره من پولش رو بدم
تو چی وسط میذاری؟
هر چیز دیگهای که لازمه
پس تو واقعاً دریانورد نیستی؟
به نظر من، عملِ دریانوردیه که از آدم یه دریانورد میسازه
شما چی آقای هالورث؟ چطور شد که مدیر روابط عمومی شدی؟
اوه، من یه مدتی خبرنگار بودم. خبرنگارِ حوادث
پس ظاهراً تجربهی شما در روابط عمومی با تجربهی من در دریانوردی برابری میکنه؟
زدید به هدف، آقای کروهورست
ولی ببین، تبلیغات رو میشه پشت یه میزِ امن انجام داد
No comments yet. Be the first to leave one.