The Golden Hour

The Golden Hour (Het gouden uur)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 2

Информация о релизе

The Golden Hour S02E02 1080p WEB h264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-10
Загрузки: 52
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫اون پلیسی که اون ون رو میروند.

‫اون افسر پلیس رو ‫ما هیچوقت پیدا نکردیم.

‫نه فیلمی، نه شاهدی.

‫اون فقط اعتراف تو وجود داره.

‫ماردیک ۹۰ روز بازداشت میشه.

‫اون مظنون به شرکت در ‫یک سازمان تروریستیه.

‫- مریض بره داخل، دو نفر بیرون. ‫- اون چیه؟

‫تا حالا کسی بهت گفته که ‫روی دیوار خونتون چی نوشته بودن؟

‫جنده‌ تروریست!

‫یه لگد بزنی میکشمت.

‫- پیاده شو! ‫- همین الان یه ماشین از نرده ‌ها رد شد.

‫- رضا که تو کتکش زدی؟ ‫- ما هیچوقت اونو پیدا نکردیم.

‫تو اینجا چی کار میکنی، احمق!

‫اینجا امنترین جای هلنده.

‫پی ۱، ببین چطور خودتو میرسونی.

‫آقای دِ کونینک.

‫اگه حساب ایکست رو باور کنم، ‫قراره یه شب سخت باشه.

‫یه حمله دیگه در راهه. ‫هفته پیش تازه شروع کار بود.

‫سرها پایین

‫- پیداش کردی؟ ‫- نه هنوز.

‫دست ها پشت گردن

‫ما تردید نمیکنیم...

‫برای کشتنتون.

‫بیا.

‫آره! آره، ممنون.

‫لعنتی، قفله!

‫- تلفنت پیشته؟ ‫- نه،پیش دستیارمه.

‫ اوه، گندش بزنن!

‫باشه، باشه!

‫- باید دنبال کمک بگردیم. ‫- چی؟

‫- دنبال کمک بگردیم، ‫- دیوونه شدی؟

‫فکر میکنی چه اتفاقی میافته!

‫- خفه شو. ‫- حالا من گیر تو افتادم،

‫باز این بلا سر من اومد!

‫از بین همه...

‫- اینجا که پیدام نمیکنن، نه؟ ‫- اون آدما...

‫اونا انقدر ادامه میدن ‫تا تو رو پیدا کنن.

‫میتونی رو این حساب کنی.

‫- چیه؟ ‫- گزارش اولویت ۱،

‫همین الان به مرکز تماس رسید.

‫احتمال حمله جدید.

‫گزارش‌ های متعددی ‫از گروگان ‌گیری افراد هست.

‫کمک! خواهش میکنم، کمک! ‫اونا اسلحه‌ های خودکار دارن.

‫همه مردای نقاب ‌دارن، ‫دارن همه رو میکشن. خواهش میکنم!

‫نمیدونم از اینجا سالم بیرون میام!

‫- کجا؟ ‫- سی ‌جی‌ بی.

‫بریم.

‫واقعاً نمیتونستم ۹۰ روز دیگه اونجا بمونم.

‫- نزدیک بود گند بزنی، رفتن به اسخیپول! ‫- باید اونا رو میدیدم.

‫- کجا رفتن؟ ‫- جایی که امنه.

‫و این یعنی منم نمیدونم ‫اونجا کجاست.

‫- کجا؟ ‫- اونا امنن.

‫بیخیالش شو فعلاً، باشه؟

‫دی ‌اِن ‌اِی من روی اون بمب، ‫میتونی تحقیق کنی...

‫من نمیتونم کاری کنم.

‫- من هیچ کاری نمیتونم بکنم. ‫- چرا نمیتونی؟

‫خب، مرخصی اجباریم.

‫- نایجل؟ ‫- آره.

‫باید خودمون بیگناهیمون رو ثابت کنیم.

‫باید حساب اون عوضیایی که ‫پشت این قضیه‌ هستن رو برسیم.

‫ ‫قسمت دوم

‫هی ما خیلی وقت پیش ‫باید از اینجا میرفتیم

‫- اگه این آدما تصمیم بگیرن که... ‫- بِه برنامه بچسب

‫پیداش کن.

‫ولی بذار اول یه کم سر و صدا کنیم

‫همگی برین کنار...

‫بلند شو

‫اونایی که وسط هستن، میمونن

‫- ۱۱۲، مورد اضطراری شما چیه؟ ‫- کمک!

‫کمک، خواهش میکنم!

‫اینجا مردایی با اسلحه هستن ‫و دارن ما رو میکشن.

‫ما میدونیم، خانم.

‫اونا دارن میان!

‫همینجور ادامه بده. نگاه نکن.

‫خواهش میکنم!

‫هر کی توی این طبقه هست رو بزن بکش...

‫به جر از اون سیاستمداره

‫چی شده؟ فرار کرده؟

‫نه، اون یه جایی همین دور و بر ‫تو این ساختمون قایم شده.

‫چرا همینجوری نکشتیمش؟

‫رئیس اونو زنده میخواد.

‫فکر کردم زود تموم میشه

‫آره، میدونم.

‫امیدوارم واسه این همه ‫مسخره ‌بازی بهم بیشتر پول بده.

‫شاهدان عینی میگن ‫حدود هفت تا ده مرد هستن.

‫اسلحه ‌های خودکار، نقاب زدن.

‫چندین قربانی گزارش شده. ‫دی‌اس‌آی در راهه.

‫همین. آره، باشه.

‫- ریاض! ‫- بله؟

‫من به همه افراد تو و تمام ‫نیروهای یونیفورم‌ دار

‫تو سی‌جی‌بی نیاز دارم.

‫محاصره، تحقیقات محلی، ‫همه در آماده ‌باش کاملن.

‫حله.

‫اون گفته بود که یه حمله

‫- بزرگ جدیدی قراره اتفاق بیفته. ‫- کی؟

‫کارآگاه تو، ماردیک.

‫ولی حالا اون رفته.

‫خیلی عجیبه، نه؟

‫نمیخوای جواب بدی؟

‫- سلام عزیزم. ‫- خب، بالاخره! چرا اینقدر طول کشید؟

‫ماردیک فرار کرده...

‫و یه حمله جدید ‫تو آمستردام شرقی انجام شده.

‫- چه حمله‌ ای؟ ‫- خدایا، ژو، حواست کجاست؟

‫ده ‌ها نفر تو ساختمان کنگره ‫گروگان گرفته شدن.

‫همین الان چندین قربانی کشته شدن.

‫ناپدید شدن ماردیک ‫به این حمله ربط داده میشه.

‫اون ربطی بهش نداره.

‫مطمئن شو که اون بیاد ‫و اینو توضیح بده.

‫- آره، من نمیدونم کجاست. ‫- آره و منم دیوونه‌ ام.

‫گوش کن، ژوئل، همه دارن دنبالش میگردن. ‫کاری کن که خودشو معرفی کنه.

‫چی کار میکنی؟ ‫دستاتو بذار پشت گردن لعنتیت!

‫نمیتونم.

‫- دستاتو قسم میدم بذار پشت گردنت. ‫- نمیتونم.

‫من گیر افتادم.

‫من مخالف شاه هستم.

‫این قرار بود ‫یه اعتراض مسالمت ‌آمیز باشه.

‫ازش متنفرم.

‫خب، فکر کنم اونم همینطور.

‫اونا دنبال اون اومدن اینجا، نه؟

‫نه دنبال ما.

‫چرا نمیذارن ما راحت بریم؟

‫فهمیدم. کیفو بده

‫باشه، همگی. ‫گوشی‌ هاتونو بردارید

‫بجنبید، عجله کنید

‫بجنبید، گوشی هاتون رو دربیارین

‫- همه گوشی ‌هاتون رو میخوایم. ‫- بذارش توی کیف.

‫گوشی‌تو بده به من، بجنب!

‫تو، دستات پشت سرت.

‫گفتم دستات پشت سرت

‫نمیتونم.

‫ببخشید ...

‫چسبیدن.

‫آخ! آخ!

‫آخ!

‫آخ! آخ!

‫لعنتی، دستاتو بذار پشت سرت

‫تیم آر‌آرتی در محله. میخوام ‫هر طرف ساختمون، چشم داشته باشم.

‫تیم براوو، آماده‌باش ‫برای ورود مستقیم.

‫میخوام همه ای‌پی‌اس‌ها در سریع‌ترین زمان ممکن ‫به سی‌اوپی‌آی وصل بشن.

‫یه کمربند امنیتی دور اون ساختمان. ‫به سمت همکارا با اسلحه خودکار شلیک شده.

‫فرض رو بر یک پرونده تروریستی ‫میگیریم، ولی برای همه چیز آماده‌ایم.

‫یه تیرانداز و یک دیده ‌بان روی پشت ‌بوم ‫طرف مقابل سی‌جی‌بی.

‫میخوام نظارت دائم ‫روی ورودی اصلی باشه.

‫- براوو و چارلی، آماده برای ورود. ‫- اما ام-اسکوادران هماهنگ میکنه.

‫میخوام از همه تیم ‌های نظارتی ‫یه تصویر متصل داشته باشیم...

‫تا مرکز تماس بتونه ببینه.

‫ما آماده ‌ایم.

‫سامیا، افراد من در موقعیت هستن. ‫تصویری دارین؟

‫لینک وصله.

‫هک سیستمی فعال شد.

‫راه نفوذ مخفی رو هک کردم. ‫وارد سیستمشون شدم.

‫- عالیه ‫- میتونیم همه چیزو ببینیم و بشنویم

‫طبقه اول، هیچ حرکتی نیست.

‫چیز عجیبی میبینید؟

‫از بیرون چیز خاصی نیست، ‫جز اینکه درها بسته‌ هستن.

‫باشه. آیا هیچ ایده‌ای داریم ‫که با کی طرفیم؟

‫آیا اونا تماس گرفتن؟ ‫آیا خواسته‌ ای مطرح کردن؟

‫آرتی‌آی‌سی داره ‫همه تماس‌ های تلفنی و

‫اطلاعات رو جمع میکنه. ‫تماسی از داخل نبوده.

‫میتونیم به سیستم ‫امنیتی داخلی نفوذ کنیم؟

‫غیرممکنه. یه سیستم بسته‌ هست، ‫هاب داخل ساختمونه.

‫اونا تو ثبت عمومی هم ثبت نشدن.

‫- ای‌سی‌تی‌سی آپدیت میخواد. ‫- اوهوم.

‫ژول، سامیا هستم.

‫ما هنوز تو ساختمون چشمی نداریم. ‫قربانی ‌های متعددی گزارش شده.

‫احتمالاً یه گروه سازمان ‌یافته ‫با سلاح‌ های سنگین هستن.

‫ما به چشم و گوش نیاز داریم

‫میدونیم چی میخوان ؟ ‫جزئیاتی هم مشخصه؟

‫قراره یه حمله دوم بشه؟

‫نمیدونیم. نمیدونیم کین ‫و چی میخوان.

‫منو در جریان بذار

‫فیدها رو وصل میکنیم.

‫میخوایم به همه CTC های ‫دیگه تو اروپا هشدار بدیم

‫و من مسئول مستقیمتم، ‫سامیا. تا وقتی که این قضیه تموم شه، من اینجام

‫منم همینطور، میترسم.

‫من میرم دنبال رضا. ‫اون باید بیشتر بدونه.

‫اون نمیتونه همینطوری ‫یهو ناپدید شده باشه.

‫اون ون رو اجاره کرده بود، نه؟

‫به دستور فیصل ، گفتی؟

‫آره. فیصل...

‫اونم فقط یه مهره بود.

‫ببین چی داره میشه.

‫خیلی بزرگتره.

‫همه اون مهره‌ ها توسط ‫یکی هدایت میشن.

‫من میرم خونه رضا، ‫ببینم میتونم چیزی پیدا کنم. باشه؟

‫تو دنبال اطلاعاتی ‫درباره اون پلیس قلابیمون بگرد؟

‫من همه منابع اوپن سورس رو ‫از طریق فریم‌ ورک چک میکنم.

‫وایسا.

‫بیا. شماره من توشه.

‫صد یورو. بهتر از هیچیه.

‫هی، مواظب باش.

‫اگه دنبال من بیان، ‫دنبال تو هم میان.

‫حسنا.

‫چی کار میخوای بکنی؟

‫- امیلی. امیلی، ‫- نه. هیس.

‫زودتر ما رو میبینن.

‫هیس.

‫چی میبینی؟

More Farsi Persian subtitles for The Golden Hour

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left