Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
اون پلیسی که اون ون رو میروند.
اون افسر پلیس رو ما هیچوقت پیدا نکردیم.
نه فیلمی، نه شاهدی.
اون فقط اعتراف تو وجود داره.
ماردیک ۹۰ روز بازداشت میشه.
اون مظنون به شرکت در یک سازمان تروریستیه.
- مریض بره داخل، دو نفر بیرون. - اون چیه؟
تا حالا کسی بهت گفته که روی دیوار خونتون چی نوشته بودن؟
جنده تروریست!
یه لگد بزنی میکشمت.
- پیاده شو! - همین الان یه ماشین از نرده ها رد شد.
- رضا که تو کتکش زدی؟ - ما هیچوقت اونو پیدا نکردیم.
تو اینجا چی کار میکنی، احمق!
اینجا امنترین جای هلنده.
پی ۱، ببین چطور خودتو میرسونی.
آقای دِ کونینک.
اگه حساب ایکست رو باور کنم، قراره یه شب سخت باشه.
یه حمله دیگه در راهه. هفته پیش تازه شروع کار بود.
سرها پایین
- پیداش کردی؟ - نه هنوز.
دست ها پشت گردن
ما تردید نمیکنیم...
برای کشتنتون.
بیا.
آره! آره، ممنون.
لعنتی، قفله!
- تلفنت پیشته؟ - نه،پیش دستیارمه.
اوه، گندش بزنن!
باشه، باشه!
- باید دنبال کمک بگردیم. - چی؟
- دنبال کمک بگردیم، - دیوونه شدی؟
فکر میکنی چه اتفاقی میافته!
- خفه شو. - حالا من گیر تو افتادم،
باز این بلا سر من اومد!
از بین همه...
- اینجا که پیدام نمیکنن، نه؟ - اون آدما...
اونا انقدر ادامه میدن تا تو رو پیدا کنن.
میتونی رو این حساب کنی.
- چیه؟ - گزارش اولویت ۱،
همین الان به مرکز تماس رسید.
احتمال حمله جدید.
گزارش های متعددی از گروگان گیری افراد هست.
کمک! خواهش میکنم، کمک! اونا اسلحه های خودکار دارن.
همه مردای نقاب دارن، دارن همه رو میکشن. خواهش میکنم!
نمیدونم از اینجا سالم بیرون میام!
- کجا؟ - سی جی بی.
بریم.
واقعاً نمیتونستم ۹۰ روز دیگه اونجا بمونم.
- نزدیک بود گند بزنی، رفتن به اسخیپول! - باید اونا رو میدیدم.
- کجا رفتن؟ - جایی که امنه.
و این یعنی منم نمیدونم اونجا کجاست.
- کجا؟ - اونا امنن.
بیخیالش شو فعلاً، باشه؟
دی اِن اِی من روی اون بمب، میتونی تحقیق کنی...
من نمیتونم کاری کنم.
- من هیچ کاری نمیتونم بکنم. - چرا نمیتونی؟
خب، مرخصی اجباریم.
- نایجل؟ - آره.
باید خودمون بیگناهیمون رو ثابت کنیم.
باید حساب اون عوضیایی که پشت این قضیه هستن رو برسیم.
قسمت دوم
هی ما خیلی وقت پیش باید از اینجا میرفتیم
- اگه این آدما تصمیم بگیرن که... - بِه برنامه بچسب
پیداش کن.
ولی بذار اول یه کم سر و صدا کنیم
همگی برین کنار...
بلند شو
اونایی که وسط هستن، میمونن
- ۱۱۲، مورد اضطراری شما چیه؟ - کمک!
کمک، خواهش میکنم!
اینجا مردایی با اسلحه هستن و دارن ما رو میکشن.
ما میدونیم، خانم.
اونا دارن میان!
همینجور ادامه بده. نگاه نکن.
خواهش میکنم!
هر کی توی این طبقه هست رو بزن بکش...
به جر از اون سیاستمداره
چی شده؟ فرار کرده؟
نه، اون یه جایی همین دور و بر تو این ساختمون قایم شده.
چرا همینجوری نکشتیمش؟
رئیس اونو زنده میخواد.
فکر کردم زود تموم میشه
آره، میدونم.
امیدوارم واسه این همه مسخره بازی بهم بیشتر پول بده.
شاهدان عینی میگن حدود هفت تا ده مرد هستن.
اسلحه های خودکار، نقاب زدن.
چندین قربانی گزارش شده. دیاسآی در راهه.
همین. آره، باشه.
- ریاض! - بله؟
من به همه افراد تو و تمام نیروهای یونیفورم دار
تو سیجیبی نیاز دارم.
محاصره، تحقیقات محلی، همه در آماده باش کاملن.
حله.
اون گفته بود که یه حمله
- بزرگ جدیدی قراره اتفاق بیفته. - کی؟
کارآگاه تو، ماردیک.
ولی حالا اون رفته.
خیلی عجیبه، نه؟
نمیخوای جواب بدی؟
- سلام عزیزم. - خب، بالاخره! چرا اینقدر طول کشید؟
ماردیک فرار کرده...
و یه حمله جدید تو آمستردام شرقی انجام شده.
- چه حمله ای؟ - خدایا، ژو، حواست کجاست؟
ده ها نفر تو ساختمان کنگره گروگان گرفته شدن.
همین الان چندین قربانی کشته شدن.
ناپدید شدن ماردیک به این حمله ربط داده میشه.
اون ربطی بهش نداره.
مطمئن شو که اون بیاد و اینو توضیح بده.
- آره، من نمیدونم کجاست. - آره و منم دیوونه ام.
گوش کن، ژوئل، همه دارن دنبالش میگردن. کاری کن که خودشو معرفی کنه.
چی کار میکنی؟ دستاتو بذار پشت گردن لعنتیت!
نمیتونم.
- دستاتو قسم میدم بذار پشت گردنت. - نمیتونم.
من گیر افتادم.
من مخالف شاه هستم.
این قرار بود یه اعتراض مسالمت آمیز باشه.
ازش متنفرم.
خب، فکر کنم اونم همینطور.
اونا دنبال اون اومدن اینجا، نه؟
نه دنبال ما.
چرا نمیذارن ما راحت بریم؟
فهمیدم. کیفو بده
باشه، همگی. گوشی هاتونو بردارید
بجنبید، عجله کنید
بجنبید، گوشی هاتون رو دربیارین
- همه گوشی هاتون رو میخوایم. - بذارش توی کیف.
گوشیتو بده به من، بجنب!
تو، دستات پشت سرت.
گفتم دستات پشت سرت
نمیتونم.
ببخشید ...
چسبیدن.
آخ! آخ!
آخ!
آخ! آخ!
لعنتی، دستاتو بذار پشت سرت
تیم آرآرتی در محله. میخوام هر طرف ساختمون، چشم داشته باشم.
تیم براوو، آمادهباش برای ورود مستقیم.
میخوام همه ایپیاسها در سریعترین زمان ممکن به سیاوپیآی وصل بشن.
یه کمربند امنیتی دور اون ساختمان. به سمت همکارا با اسلحه خودکار شلیک شده.
فرض رو بر یک پرونده تروریستی میگیریم، ولی برای همه چیز آمادهایم.
یه تیرانداز و یک دیده بان روی پشت بوم طرف مقابل سیجیبی.
میخوام نظارت دائم روی ورودی اصلی باشه.
- براوو و چارلی، آماده برای ورود. - اما ام-اسکوادران هماهنگ میکنه.
میخوام از همه تیم های نظارتی یه تصویر متصل داشته باشیم...
تا مرکز تماس بتونه ببینه.
ما آماده ایم.
سامیا، افراد من در موقعیت هستن. تصویری دارین؟
لینک وصله.
هک سیستمی فعال شد.
راه نفوذ مخفی رو هک کردم. وارد سیستمشون شدم.
- عالیه - میتونیم همه چیزو ببینیم و بشنویم
طبقه اول، هیچ حرکتی نیست.
چیز عجیبی میبینید؟
از بیرون چیز خاصی نیست، جز اینکه درها بسته هستن.
باشه. آیا هیچ ایدهای داریم که با کی طرفیم؟
آیا اونا تماس گرفتن؟ آیا خواسته ای مطرح کردن؟
آرتیآیسی داره همه تماس های تلفنی و
اطلاعات رو جمع میکنه. تماسی از داخل نبوده.
میتونیم به سیستم امنیتی داخلی نفوذ کنیم؟
غیرممکنه. یه سیستم بسته هست، هاب داخل ساختمونه.
اونا تو ثبت عمومی هم ثبت نشدن.
- ایسیتیسی آپدیت میخواد. - اوهوم.
ژول، سامیا هستم.
ما هنوز تو ساختمون چشمی نداریم. قربانی های متعددی گزارش شده.
احتمالاً یه گروه سازمان یافته با سلاح های سنگین هستن.
ما به چشم و گوش نیاز داریم
میدونیم چی میخوان ؟ جزئیاتی هم مشخصه؟
قراره یه حمله دوم بشه؟
نمیدونیم. نمیدونیم کین و چی میخوان.
منو در جریان بذار
فیدها رو وصل میکنیم.
میخوایم به همه CTC های دیگه تو اروپا هشدار بدیم
و من مسئول مستقیمتم، سامیا. تا وقتی که این قضیه تموم شه، من اینجام
منم همینطور، میترسم.
من میرم دنبال رضا. اون باید بیشتر بدونه.
اون نمیتونه همینطوری یهو ناپدید شده باشه.
اون ون رو اجاره کرده بود، نه؟
به دستور فیصل ، گفتی؟
آره. فیصل...
اونم فقط یه مهره بود.
ببین چی داره میشه.
خیلی بزرگتره.
همه اون مهره ها توسط یکی هدایت میشن.
من میرم خونه رضا، ببینم میتونم چیزی پیدا کنم. باشه؟
تو دنبال اطلاعاتی درباره اون پلیس قلابیمون بگرد؟
من همه منابع اوپن سورس رو از طریق فریم ورک چک میکنم.
وایسا.
بیا. شماره من توشه.
صد یورو. بهتر از هیچیه.
هی، مواظب باش.
اگه دنبال من بیان، دنبال تو هم میان.
حسنا.
چی کار میخوای بکنی؟
- امیلی. امیلی، - نه. هیس.
زودتر ما رو میبینن.
هیس.
چی میبینی؟
No comments yet. Be the first to leave one.