Первые 200 строк.
حالا ترس این وجود دارد .که اشتباه وحشتناکی رخ داده باشد
.مقامات اتریشی از وقوع بدترین اتفاق ممکن میترسند
.هواپیمارباها پردههای هواپیما را کشیدند
بعد از برقراری ارتباط اولیه .نه چیزی دیدیم و نه چیزی شنیدیم
.اطلاع داریم که یک مهماندار را به قتل رساندند
کارشناس ترروریسمی ...که با ایشان در حال گفتگو هستیم اظهار دارد که
...غیرممکن است گروه کوچکی از جهادگران
به تنهایی این هواپیماربایی را .به مرحلهی عمل رسانده باشند
!سرهاتون پایین باشه !همگی، سرهاتون پایین باشه
!همگی، سرهاتون پایین باشه -
!پایین رو نگاه کنید -
!ساکت باشید
!ساکت باشید
!ساکت باشید
!ساکت
!پایین رو نگاه کنید
...اینجا در وین اتفاق افتاده...
.ترس ما وقوع غمانگیزترین سیر تکاملی این وضعیت است
...گروگانها به قتل رسیدن در کنار
همین الان یه فیلم از داخل هواپیما .تو اینترنت پست کردن
.حالا وقتشه پیاممون رو بفرستیم
.خودتون این بلا رو سر خودتون آوردید
.ما از طرف تمامی قربانیان سراسر جهان حرف میزنیم
.ما به زبان افراد ناتوان حرف می زنیم
...تا وقتی که موشکهاتون به مردم ما حمله کنه
.ما هم دست از حمله نمیکشیم
.الله اکبر
.الله اکبر
.اتریشیها میگن اونا مُردن
.هواپیمارباها، مسافرین، خدمهی پرواز
.همه
!سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین @Bamabinofficial :تلگرام، توئیتر، اینستاگرام
بامابین | فهیمه داوری، زهرا حاجیپور
!سیلیا
«هشت سال بعد»
اونا تحقیقات روی پروندهی پرواز 127 رو .در لنگلی باز کردن
.هیچکس دلش نمیخواد در یه قوطی کرم رو باز کنه
.نه بعد از گذشت هشت سال
.مرکز فرماندهی اینجوری فکر نمیکنه
.قبلاً این مراحل رو پشت سر گذاشتیم
،مرتکب چه اشتباهاتی شدیم .چه جوری میتونستیم بهتر عمل کنیم
.از اون موقع داریم خودمون رو سرزنش میکنیم
.الیاس شیشانی رو دستگیر کردن
.سه هفتهی پیش در افغانستان
گفته یه نفر از پایگاه خودمون در وین .بهشون کمک می کرده
حرفش رو باور میکنیم؟
.مرکز فرماندهی حرفش رو باور میکنه
.تنها چیزی که اهمیت داره همینه
.من رو بفرست
فقط خودم میتونم حقیقت رو .از زیر زبون الیاس بکشم بیرون
.اون مُرده، هنری
.در شرایطی نبود که بشه ازش بارجویی کرد
.یه نفر مرتکب اشتباه شده
حداقل اسم کسی رو گفته؟
.باید یه بار واسه همیشه پروندهی پرواز 127 رو ببندیم
.بفهمیم داخل پایگاهمون جاسوس داریم یا نه
.این شمارهی تهرانه
.از تلفن بیل
.فقط بیل از اون خط داخلی استفاده نمیکرد
.خودت هم میدونی
.سلام
.سلام، خوشگله
...و اگه خودش باشه
هنوز هم سنگ سیلیا هریسون رو به سینه میزنی؟
.الان دیگه سیلیا فاوروئه
.شوهر و دوتا بچه داره
درضمن، هیچ عشقی بدون امید .هشت سال دووم نمیاره
.سلام، سی. دارم واسه یه کنفرانس میام کالیفرنیا .شام بخوریم؟ با عشق فراوان، هنری
به نظرت اصلاً باهات حرف می زنه؟
.میتونیم مک رو بفرستیم کالیفرنیا - همه چی مرتبه؟ -
.اگه سیلیا دروغ بگه اون متوجه نمیشه
...آه
.کلاس باله
.باز دیرمون شد
تو متوجه میشی؟
مگه به همین دلیل نمیخوای من رو بفرستی؟
بیل تو لندنه، درسته؟
.درسته
اول با اون حرف میزنم .بعدش ترتیب کالیفرنیا رو میدم
سیلیا: رستوران وین دِ ویه جادهی ساحلی بیست و ششم .واسه دیدنت لحظهشماری میکنم
...پس، اگه مشخص بشه حقیقت داره
ازم میخوای چیکار کنم؟
.نمیتونیم بیآبرویی یه تعقیب قضایی رو به جون بخریم
میخوام بدونم مردی که دارم میفرستمش .میتونه کاری که لازمه رو انجام بده
میخوای به زبون بیاریش؟
.نه، هنری .نمیخوام
.تربل
پیکولو، چطوری؟
هنوز قرارمون سر جاشه؟
.کارمل-بای-د-سی .رسیدم
.احتمالش هست لازم نشه
.قبل از انجامش باهات مشورت میکنم
.فقط باید بگی آره یا نه
رزرو داشتید؟ - .بله، البته زود اومدم -
به اسمه؟ - .فاورو -
.اگه مایل باشید الان میتونید بشینید
.تو بار منتظر میمونم
وودکا مارتینی؟ برند تیتو رو دارید؟
.شرمنده، ما فقط شراب داریم
واقعاً؟
.شراب محلیه - .البته -
...ام
.بیا یه چیز خیلی سرد رو امتحان کنیم
سفید یا قرمز؟
.تلخ
.هنری
.سیلیا
.خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم
.همینطوره
.سفید کردی
.آره - .بهت میاد -
...تو اصلاً
.عوض نشدی
.بیا اینجا
.ممنون اومدی
بریم؟
.جای قشنگیه
.آره
.آخرهفتهها نمیتونی میز گیر بیاری
.ولی وسط هفته، کاملاً خالیه
زندگی در کارمل-بای-د-سی، چطوره؟
حسابی با افراد سالمند عشق میکنی؟
.از پسش براومدی
.همه چی رو فراموش کردی
.آره
.این جا وین نیست
.متوجهش شدم
.مزهی جالبی داره
شیر سویای معروفته، مگه نه؟
.آرسنیکه
امروز سرت شلوغه؟
.اوه
.لعنت .آره
.ویک
ویک ازم خواسته در مورد .یه قضیهی پولشویی تحقیق کنم
بانکدارها؟ - .آره -
مگه نه؟
می تونی صبحانه بخوری؟
.بانکدارها سحرخیزن
.گمونم منم باید برم
هوم؟ - .اوهوم -
به سلامتی چی؟
.به سلامتی دوستان قدیمی
.اوه، حرفهای تر از این حرفایی
.باشه
.به سلامتی عشاق قدیمی
اداره چطوره؟
.مثل همیشهس
.ویک مثل یه ملک شخصی ادارهش میکنه .خودت که میدونی
.پس هنوز مامور عملیاتی هستی - .نه، نه -
.الان به طور کامل پشت میز نشین شدم
کی فکرش رو میکرد؟
.هنری پلهام بشه یه کارمند اداری خستهکننده
.ویک ازم خواسته در مورد پرواز 127 تحقیق کنم
چرا؟
.تناقضات زیادی وجود داره
.پس این یه بازجوییه
...من سانتا کلارا بودم
...و همین جور که داشتم رانندگی میکردم
.دلم هوای دیدنت رو کرد
.ولی همچنین میخوام پروندهی این قضیه رو ببندم
پیش خودم فکر میکردم اومدی اینجا .که ببینی هنوز اون کشش سابق بینمون هست یا نه
«لندن، دو هفته پیش»
.بیل کامپتون
.خدای من
.هنری
اینجا چیکار میکنی؟
انتقالی گرفتی؟ - .نه -
میشه بشینم؟ - .البته، آره -
.ازم خواستن در مورد پرواز 127 تحقیق کنم
.یه ماجرای قدیمیه
.ترتیبش داده شده
.هم آره و هم بعدش نه
...این
ایدهی بزرگ ویکه؟
.مرکز فرماندهی
.صحیح، صحیح
.الیاس شیشانی رو دستگیر کردن
.نه
!عجب - .آره -
این خبر خوبیه، نه؟
.همینطوره - .آره -
.باید شامپاین سفارش بدیم
.گفته از داخل پایگاه یکی بهش کمک کرده، بیل
پایگاه خودمون؟ - .اوهوم -
.داره دروغ میگه
چی میخوری؟
.خب، ویسکی مخلوط با آبجو
.منم همین رو سفارش میدم
چیز دیگهای میخوای؟ - .نه -
الیاس قبل از اینکه بتونیم .از زیرزبونش اسمی بیرون بکشیم، مُرده
و الان تو مرکز فرماندهی یه تحلیلگر هست ،که میخواد از این دروغ بهره ببره
فکر میکنه ما باید دقیق احساسات .و انگیزههای خودمون رو بررسی کنیم
همون موقع به طور جدی احساسات و .انگیزههای خودمون رو بررسی کردیم
.نقشه از این قراره، سی
،من یه گزارش مفصل مینویسم ...از شکستها و موفقیتها
.یه تحلیل دقیق و پر از نقطهنظر رو انجام میدم
.یه کاری میکنم اون لعنتیا حسابی گیج بشن
.این جوری دست از سرمون برمیدارن
.من به طور کامل تحت اختیارتم
No comments yet. Be the first to leave one.