Первые 200 строк.
یکی هم واسه تو راه، جناب سروان؟
آره، حتماً
نمیدونم چرا آخر هر شیفت
باید یه فنجون دیگه از این قهوه آشغالِ کلانتری بخورم
شبکاری که میکنم، بدنم کلاً بهم میریزه
اصلاً کل زندگیم بهم ریخته
تا حالا دادی کسی فالِ صورتت رو بگیره؟
ببخشید، چی؟ صورتم رو بخونه؟
آره، یه پیرزنِ سیسیلی توی خیابون اسپرینت هست
صورتخونی میکنه
حالا، اینطوری کن
شست و انگشت اشارهت رو اون شکلی بذار
آهان. خب
بعد اینطوری کن. آها
و اگه فاصلهشون دقیقاً یکی باشه
یعنی روحت با کائنات در هماهنگیه
هوم، مرسی. خیلی بهتر شدم
ولی من نه. صورت من اینقدر اختلاف داره
صورتم هم که قرار نیست تغییر کنه
یعنی هیچوقت با کائنات هماهنگ نمیشم؟
به نظرم تنها راهت عمل زیباییه
آره، یکی دیگه هم بلدم
یه راز کوچولو دارم که دخترا میدونن
میدونستی که توی مردا
فاصله اینجا تا اینجا
به اندازه طولِ آلتشونه؟
روز خوبی داشته باشین، بچهها
بعداً چک میکنم. آره، منم. خامه میخوری؟
نمیتونم تکون بخورم
باید برم سر کار ولی نمیتونم تکون بخورم
اوه، ببخشید اگه جات تنگه
نه، نه، نه. بحث نتونستن نیست
فقط دلم نمیخواد تکون بخورم
تابوتت به طرز عجیبی راحته
واسه دو نفر طراحیش کردم
انگار که
خدا و منظومه شمسی
همینجا پیش ما هستن
دارم نفس میکشم
بدون اینکه نفس بکشم
باید زود خودم رو برسونم به اون سردخونه
شاید هم نه اونقدر زود
پاک دیوونه شدی. جای نیش پشه نیست
اگه نیش پشه بود، یه نقطه قرمز کوچیک اونجا میموند
چیزی پیدا نیست. آره، پیچک سمی چی؟
آلرژی؟ گال؟
مگه هر چیزی باید توضیح داشته باشه؟
یه خارش با منشأ ناشناختهست. یه خارش مرموزه
شاید کک باشه. اوه، اگه چیزی باشه، حتماً یه واکنش عصبیه
خریدن این کافه یه باتلاق از دردسر بوده
پر از استرس و اضطراب شدید
لوئیس و بیلیس از هم متنفرن. چطوری، دکتر شاینر؟
خوبم. البته برات مهم نیست، درسته؟
زندگیم داغونه و تو اصلاً عین خیالت نیست
بعداً، مانچ. خیلی بعداً. خب اینجا چی داریم؟
یه جای گلوله توی شقیقه راست
یکی پشت گردن و دو تا هم توی کمر
نه میلیمتری
به یه تیراندازی معمولی میخوره
از اون معاملههای مواد که طبق معمول خراب شده
نمیدونم، استن، به نظر من که شبیه یه شهروند مالیاتبدهست
خب، بیایین بچرخونیمش
لعنتی، این بچه رو میشناسم
اسمش ریموند لایدهله
داشتم یه سری مقاله درباره کارتل کوکائینِ کالی مینوشتم
و اینکه چطوری دارن توی بالتیمور رخنه میکنن
این بچه واسشون جنس جابهجا میکرد
داشت بهم کمک میکرد اسمها رو پیدا کنم
خب، حدس میزنم اسمهایی رو که میخواستی پیدا کرده
فقط اونا نمیخواستن اون اسما به دست تو برسه
پس از شراکت توی کافه کشیدی کنار، درسته؟
آره، نمیتونم با کسایی که بهشون اعتماد ندارم کاسبی کنم
و بیلیس بهم خیانت کرد
منظورم اینه که میدونست من چه حسی به اِما دارم
اون وقت رفت پشت سر من باهاش خوابید
تو بهش گفتی، مگه نه؟
اوه! صبح تو هم بخیر، بو
هی، موضوع چیه؟ میشه ما رو تنها بذاری؟
فرض کن من رفتم
تو به بث درباره مگان گفتی. اینکه با هم میخوابیم
داری چی میگی؟ چه خبره؟
اون ترکم کرد، کِی. هر چی داشتم رو برد
خونه رو خالی کرد. بچههام رو برد. اوه، لعنتی
اصلاً روحمم خبر نداره کجاست، بچههام کجان
تو بهش گفتی، نه؟ راستش رو بگو
میشه دیگه سرم داد نزنی؟
من به بث هیچ غلطی نگفتم
خودش حتماً قضیه مگان رو فهمیده
تو تنها کسی بودی که میدونستی
من... من یه کارآگاه دیگه لازم دارم
کاش میتونستم کمکت کنم، ال. واقعاً میگم
لوئیس از وقتی کروسِتی مُرده بدون شریک کار میکنه
نمیتونی ازم توقع داشته باشی با یه نفر کمبود نیرو، همونقدر پرونده ببندم
دست من نیست. بحث بودجهست. ردیف بودجه رو بستن
خب پس کی قراره باز بشه؟
ال، من فقط تا جایی که از دستم برمیآد میتونم کار کنم
پس چطور از من توقع داری کارم رو انجام بدم؟
خدا، چه بویی میآد اینجا
خب، به چی برخوردیم، دکتر؟
با قضاوت از روی وضعیت تجزیه جسد
تقریباً دو هفتهست که مُرده
دو هفته؟
خب، با توجه به شرایط، قیافهش اونقدرها هم بد نیست
با توجه به چی؟ اینکه میتونست شبیه توتعنخآمون باشه؟
اسمش سِیدی بالانتاینه
یه همسایه زنگ زد و از بو شکایت کرد
باید با اون همسایه صحبت کنیم
خب، نظرت چیه دکتر؟
مگر اینکه توی کالبدشکافی چیزی پیدا بشه
وگرنه میگم مرگ طبیعیه
اوه، اینجا رو ببین. گل رز
خب که چی؟
آخه اینا تازهان
فرانک، بیا، بیا بریم بیرون حرف بزنیم، باشه؟
چی شده؟ موضوع چیه؟
نمیتونم نفس بکشم فرانک. این بوی گند اذیتت نمیکنه؟
نه، اذیتم نمیکنه چون بهش اجازه نمیدم اذیتم کنه
آره، حتماً فرانک. تو و جی. گوردون لیدی و هنری رالینز
همسایهشون ادنا واشبورنه. جلوی دره
باشه
سِیدی بالانتاین رو میشناختید؟
چرا نشناسم؟ ۲۲ سال دیوار به دیوار هم بودیم
آقای بالانتاین هم هست؟
آرتور شوهرشه
قدیما توی آسفالتکاری بالتیمور کار میکرد
بازنشسته شده
الان فقط از سِیدی مراقبت میکنه. اوه، مریض بود؟
یه ماه اخیر اصلاً ندیدم از خونه بیاد بیرون
ولی آرتور، اون همش همونجا بود و ازش پرستاری میکرد
همین دیروز واسش گل رز آورد
دیروز واسش گل رز آورد؟
خانم واشبورن، سِیدی دو هفتهست که مُرده
اوه، آرتور بیچاره
بفهمه قلبش میشکنه
بگو کی ریموند لایدهل رو کشت
نمیدونم. نمیدونی؟
شما مظنون دارید. سرنخ دارید
بگو داری چیکار میکنی، ال
داریم میگردیم. تنها کاری که از دستمون برمیآد همینه، گشتن
رفتی پیش بچههای مبارزه با مواد مخدر؟
آره، رفتم اونا گفتن بیام پیش تو
میدونی، عاشق این بازیای هستم که شماها راه میاندازین
ژست آدم خوبا رو میگیرین و هیچی نمیگین
بعدش میگین "برو پاپیچ اون یکی شو"
الان دارم پاپیچ تو میشم، ال؟ موضوع اینه؟
آره، داری رو مخم میری، سم. ببین، من... من دیگه چیزی نمونده
دارم گزارش نفوذ کلمبیاییها به بازار مواد مخدر محلی رو تموم میکنم
اگه این مقالهها رو چاپ کنم شاید یه اتفاقی بیفته
شاید یه چیزی عوض بشه
هیچ اتفاقی نمیافته. هیچچی عوض نمیشه
بیآخیال پسر. داری ادای آدمای بدبین رو درمیآری ولی من خیلی وقته میشناسمت
تو هنوز به برابری و عدالت اعتقاد داری
و تمام اون شور و حالِ دوران بچگیمون
اینم ببین. هنوز حتی روزنامه من رو میخونی
من هیچوقت دستخالی دستشویی نمیرم. خب، میدونی چیه؟
شاید باید روزنامه رو به همه توالتهای بالتیمور برسونم
اینطوری بقیه میتونن با یه مطلب خوب حال کنن
من... اصلاً میدونی چیه؟ کاری میکنم کاغذش توی طبیعت تجزیه بشه
و اینطوری همه سود میکنن
پسر، دیشب خیلی بهم خوش گذشت
به اندی درباره تو گفتم
کی؟
اندی، همون مردی که باهاش میپریدم
همون پلیس بخش بالتیمور رو میگی؟
دربارهش بهت گفته بودم. آره
آره بابا، میدونم بهم گفتی
ولی آخه چرا درباره من بهش گفتی؟
چون من و اندی با هم کاملاً صادقیم
درباره حسی که به هم داریم
خب، که چی؟
هیچی، اونم خیلی صادقانه واکنش نشون داد
عصبانی شد
من رو زد زمین
زدت زمین؟
این مرتیکه زدتت؟
خب، فقط یکم هُلم داد
منظورم اینه که واسش شوک بزرگی بود، قضیه من و تو
این یارو کجاست؟ میخوام بکشم این مادرقهوه رو
نه، نه. اون... اون دلش شکسته. اون دوستم داره
باورم نمیشه داری ازش دفاع میکنی. آخه چرا؟
من... منظورم اینه که قبلاً گفتی میخوای با این یارو بهم بزنی
همچین چیزی نگفتم
به خاطر حسی که به تو دارم به اندی درباره خودمون گفتم
و، اوم
چه حسی به من داری؟
این شکلی
چی داریم؟
یه تیر تمیز، مدل اعدامی، پشت سرش
پوکه مالتِ ۴۵ بود
کسی چیز زیادی ندیده
رستوران پر از آدمه
اون وقت هیچکس سرش رو از توی بشقابش بلند نکرده؟
یعنی مانیکوتی اینجا اینقدر خوبه؟
کارآگاهها
ایشون صحنه رو دیده
میشه اسمتون رو بگین، خانم؟
روبرتا گارستی
خانم گارستی، چی دیدین؟
اوانجلین تازه غذای سم رو آورده بود
که یه مرد جوون اومد تو
No comments yet. Be the first to leave one.