Первые 200 строк.
تقديم به پارسي زبانان جهان
ارائه اي از تيم ترجمه ايران فيلم
خواهر روحاني 2 دوباره در لباس راهبه
مرتضي و پوريا Mortezadead & PMT
و اکنون . خانما و آقايون ، ستاره بزرگ در هتلمون در لاس وگاس
پيشکش به شما ، صداي باورنکردني
. براي آخرين اجرا
" ! خانم دلوريس ون کارتر "
اما ننــم بهم گفت ! که همين دور و اطراف خريد کنم
! پس همين کار رو کردم . خريد کردم
. خريد کردم و خريد کردم
. و يه چيز مخصوص پيدا کردم
. و يه کت " هاستل " جديد گرفتم
ديديد چطوري با من رفتار ميکنند ؟ . اون پسرعموم رو ازم گرفت . کتم رو ازم گرفت
. و وقتي خواستم برش گردونم ... اون
! جــــادو
. شما اين آهنگو ميشناسيد . پس باهم بخونيم
! اون داره مياد
. اينا دوستاي منن . خانما ، اينو بخونيد
بيايد بالا و بهمون ملحق بشيد . يالا . يالا ! عجله کنيد ، خانما
! مراقب باش
داري چيکار ميکني ؟
! ممنونم
شما خارق العاده بوديد
اوه خدا ! لباس قشنگيه
. خوشحالم که براي خودم رو نپوشيدم
! آخرين دقيقه ها عالي بودند
. من طرفدار پروپاقرص شمام . آلبومتون رو هم دارم
! اين مديربرنامه هامه ، جوي
چي ميخواي ؟ - کسي رو داريد ؟ -
. اونها راهبه ن . خدا رو دارند
آيا خدا ميتونه بهتون اتاق پروف بده ؟ . شما عالي بوديد
. اون بهم ياد داد بخونم
.خيلي خوشحالم که شماها رو ميبينم اينجا چيکار ميکنيد ؟
. اومديم تو رو ببينيم
زياد ميمونيد ؟
. امشب بايد برگرديم .وقت زيادي براي وراجي کردن نداريم
شايد يکم حرف بزنيم . اما بايد . برگرديم . اما الان معلم ــميم
و اينا همش بخاطر توئه . تو روح تازه اي در ما و انجمنون دميدي
. و به همسايه ها کمک کردي ! اوه خداي من
چيزي براتون بيارم ؟ . بشينيد
اونهايي که ته کلاس نشستن ميتونن صداي تو رو بشنون ؟
. دارم بهتر ميشم
ما تو يه مرکز اموزشي تو سان فرانسيسکو . درس مي ديم
... من به اون مدرسه رفتم . اونجا . اونا به معلم هاي خوبي نياز دارند
. ما زياد ميخنديم
. فکر ميکنم بچه هاش يکم سرکش شدند . در واقع ، خارج از کنترلن
خيلي بد بود ، هفته پيش . خواهر مريم پاتريک ! دوبار به گا رفت
بريم سر اصل مطلب - . ببخشيد -
. من اصل مطلبم - . نه ، تو ببخشيد -
. اينا دوستاي منن . من دارم باهاشون صحبت ميکنم
. من دارم با دوستام حرف ميزنم - ! من مدير برنامه هاتم -
ببخشيد مارو . ببخشيد . ادامه بده -
. ممنون
تا اينجا اومديد ، اومديد که منو ببينيد . چه خبر شده ؟
مادر ارشد ميدونه که شما اينجاييد ؟
... اون خودش ما رو به اين ماموريت فرستاد
. ما بدون تو برنمي گرديم
اون چي ميخواد ؟
. دقيق نمي دونيم
اما اون تو رو ميخواد و ميخواد که ما . تو رو برگردونيم
عقلش درست کار ميکنه ؟
. اون خوبه . فقط يکم افسرده
!افسردست ؟
! من برش ميدارم . برش ميدارم
. من ميارمش - چي ؟ -
! بشين ، بشين
. خوش آمدي
. خيلي خوشحالم که مي بينمت
...خواهر مريم کلار . اوه . شرمنده ، دلوريس
. منم خوشحالم که تو رو مي بينم
متاسفم که نتونستم با . خواهر ها به لاس وگاس بيام
. شنيدم که خواننده ي بزرگي شدي
. آره خب ، ميگذره
مطمئنا الان متعجبي که چرا من از . خواهران خواستم که تو رو بيارن
يکم کنجکاوم . سر اين ماجرا چيه ؟
خب ، همونطور که مي بيني دلوريس ... ما به کمکت احتياج داريم
. در فرانسيس
ما واقعا به يکي نياز داريم . تا سرمون رو بالا بگيريم
چي ... ميخواي ؟
! با معلم شدن به ما کمک کني
! معلم ؟ من ؟ اوه ، نه . معلمي در جايگاه من نيست
بايد به کيا درس بدم ؟ چي اصلا بايد درس بدم ؟
. به بچها . موسيقي رو درس بده
تو براي راهبه شدن هم زاده نشده بودي اما در صومعه مون
تو روح تازه اي به صومعه . و انجمن مون دادي
. تو ... مسر بودي . تو ميتوني اينجا هم مفيد و مسر باشي
. داري منو قاطي ميکني
ما با يه انجمن که سعي داره نوميدي . را گسترش بده مبارزه ميکنيم
ما اين مدرسه رو مثل همون . بازسازي هامون در نظر گرفتيم
. اما وضعيت يکم بد و نوميدکننده شد
. ما هيچ چاره اي نداريم . ما زنان بي چاره اي هستيم ، دلوريس
. ما بهت نياز داريم - ... من -
. به بچه ها فکر کن
. بايد تو آينده شون تاثير بزاريم و کي بهتره از تو ؟
. من يه خواننده ي تنبلم
تو دقيقا مثال عالي از کسي
. هستي که از پائين به اوج معرفت رسيدي
. خب شايد يکم اغراق هم کردي
. منظورم اينه کرير من شروع شده
. ميخوام که موفق بشم
موفقيتي که اگه بخاطر دوست هاي
. پشتيبان بي نامت نبود ، بدست نمي آوردي
خب ميخواي منو تو آمپاس بزاري ؟
. آمپاس ؟ من اينکار رو نميکنم . نا سلامتي يه راهبه ام
. خيلي خوب . بخاطر تو اينکار رو ميکنم
ممنون . ميدونستم که ميتونيم . روت حساب باز کنيم
فقط يه هفته ديگه ؟
! فکر نمي کنم زمان برامون مهم باشه
! خواهران
دلوريس قبول کرد که به برنامه ي . آموزشي ما بپيونده
ميتونيد اون رو تا اتاقش همراهي کنيد ؟
. البته ، قطعا
يکي بهم بگه براي چي من دوباره اينطوري لباس پوشيدم؟
. پدران ارشدي که اينجا هستند خيلي سخت گيرند
اگه بفهمند که تو يه معلم يا يه راهبه ... نبودي ، ممکنه که تو رو
عذرم رو ميخوان ؟ - . دقيقا -
. دوباره من مخفي شدم
. ميتونه جالب باشه - . صومعه ترسناکه -
همه چيزي که من ميخوام يه . تخت خواب و جايي براي دعا کردنه
! واستا تا ببيني که تو اتاق چي برات داريم
! خدا کنه کار احمقانه اي نکرده باشيد تو اتاق چي گذاشتيد ، يه توالت فرنگي ؟
يه چـي ؟ - مهم نيست . اون چيه ؟ -
. صبر کن تا خودت ببيني
. بهش نگو . اين يه سوپرايزه - . اوه بيخيال -
. يک ، دو ، سه
! پــرده
. بعضي وقت ها مثل جنگ مي مونه
. بيشتر بچها رفتار خوبي دارند
. يه راهبه جديد
! خواهر مريم نميدونم چي ! اسم ها رو يادم ميره
اون کي بود ؟ - پيرتره ارشد ما بود -
. پدر ماريس . اون يکي آقاي کريسپ ـه
. اون يه چند ماهي که اينجاست
. فکر ميکنم قبلا اون رو جايي ديدم
. به نظر ميرسه از ما خوششون نمياد
. بچه ها بهش ميگن شيطان ! اون يک تخسي که نگو
اهميت نميدم که اون کيه . فقط ميخوام . با ماشين زيرش کنم
. اگه ماشيني مونده باشه
منظورش چي بود ؟ جوک گفت ؟
دوست دارم خواهر جديدمون در امور
آموزشي رو بهتون معرفي کنم ... خواهر مريم
. کلارنس
... که ميخواد درس
. موسيقي بده - هنوز مگه کلاس موسيقي هست ؟ -
. در حال برنامه ريزيه - چرا اون سوال رو پرسيد ؟ -
خواهر مريم کلارنس موسيقي . رو آموزش ميده
حالا فکر ميکنم . هر کدوم از شما . بايد خودش رو معرفي کنه
من شروع ميکنم
من پدر ايگناتيس هستم . رياضي درس ميدم
. من توماس هستم . علوم درس ميدم
. معلم زبان ــه . اوه عالي شد -
. ببخشيد
. ايشون آقاي کريسپ هستند . و اين هم خواهر مريم کلارنس
. اوه بله ، راهبه جديد
خواهر مريم کلامونس
کلارنس . من معلم . موسيقي هستم
معلم موسيقي . موسيقي ؟
... دست م درد کرد
. اوه شرمند
آره فقط خواستم قرار بعداز ظهر
. رو بهتون ياد آوري کنم
خب ، ورود سر زده م رو ببخشيد و . اوقات خوبي داشته باشيد
. کوکو سبزي
. ايشون پدر ولف گانگ هستند
. که غذاي ما رو تامين ميکنند
براي غذاي اصلي ! سبزي کوکو با آرد سمولينا
. اون فقط تو پختن يه چيز خوبه . سس الماني
سوسيس . کالباس . همبرگر
. بدتريناشه
! اوه . نه . نه
اوه کوکتل . دوست ندارم . ممنون
. اينها ... شکر نياز دارند
خواهر کلارنس ، دوست دارم که چند . کلامي خصوصي باهاتون بگم
... نه . من
. نه ، لطفا
. البته
. ممنونم
نمي شينيد ؟
خواهرا به من گفتند که آخرين سمت شما
. در يه زندان رواني در لوسيانا بوده
چي ؟ - مگه اينطور نبوده ؟ -
نه . نه . همين بود . درسته . البته که همين بود
. زندان به هم سخت ميگذشت
و من تلاش ميکنم که خاطرات اون روزا رو از ذهنم پاک کنم چون وحشتناک بود
واقعا ؟ - . بله -
اونها بهم گفتند که از اينکار . لذت مي بردي
خب آره خوب بود . يه تجربه ي . لذت بخش بود
و من نبايد اون رو ميداشتم و من . قدر دان اينم که يه راهبه ام
راهبه بودن به معناي داشتن تجربه هاي لذت بخش نيست چون
اون تجربه ها ممکنه شما . رو به هر موقعيتي ببره
. که واسه همينه اينجام . ميدونم که درک ميکني
. خب ميفهمم که منظورت چيه
. ميدونستم
و مثل بقيه ي معلم ها بايد چندتا
از تئوري هام درباره ي آموزش رو با شما به اشتراک بزام
. که حاصل سالها تجربه ي منــه
. گوشام در اختيار شماست
. نظـــم
ديگه چيزي نبود ؟ فقط همين ؟ نظم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.