Первые 200 строк.
آنچه در ...ديو و دلبر" گذشت"
زنجير کجاس؟
استخدام شدم .تا بدزدمش
ميخوان باهاش چي کار کنن؟
.با جواهر کامل ميشه
،پنج دقيقه، حداکثر .که جواهر رو از صندوقش خارج کني
سر راهم سبز نشو، کترين، باشه؟ .جدي ميگم
آره، خب، مجبورم نکن که بازم .بهت شليک کنم، وينسنت
.جدي هم ميگم
چه بلايي سرت اومده؟
اين همون جواهريه
که دنبالش بودن؟
.لندن، 1836
اين همون جواهره؟
.ببين کي داشته به اسکاتلند يارد کمک ميکرده
.ربکا رينالدز
به نظرتون با اين زن نسبت دارم؟
.يه يقهس
چي کار ميکنه؟
خيلي بده که نميتوني از کسي که
.گروه رو اجير کرده تا پيداش کنن، بپرسي
.خب، ميپرسم
.پيداش ميکنم
،چون مشخصه خيلي بيشتر از من
.در مورد سمت هيولاييم خبر داره
،وقتي ميکروفونم قطع شد .بهم اعتماد کردي
.اينو ببين
توري و وينسنت ،توي دوتا مهموني جدا
.اون وقت همون گردنبند رو گردنش ميکنه
،اين پسر با خودش چي فکر کرده اونو با يه جواهر سرقتي
اين طرف و اون طرف ببره؟
.فکر "نميکنه"، مشخصه
.يا شايدم فکر ميکنه
،يه نفر داشته گروهها رو استخدام ميکرده
.آدم ميکشته تا بتونه به دستش بياره
وينسنت خودش گفت
.که ميخواد بفهمه که اون شخص کيه
.پس شايد سعي داره فريبشون بده
يا شايد با دوستدختر جديدش ،بيرون داخل شهره
.دارن از آزادي اخيرشون لذت ميبرن
در هر صورت، داريم براي تس
يه مهموني سورپرايزي رو ظرف کمتر از ،شيش ساعت ديگه برگزار ميکنيم
و بايد بفهمم که کجا بايد ...اين سردر افتضاح رو
.آويزون کنم
اونو واسه اين خريدي؟
...خب، گفتي که تس ميميره واسه جشن تولدش، پس
...گيب
.قيمتش 4.99 دلار بوده
نه، ولي قشنگ ...و هوشمندانهس
.حالا داشتم به در ورودي فکر ميکردم
،يا اينکه بده تس اينو ميبينه؟
.نه، سورپرايز رو خراب ميکنه
...خيلي خب، ام
دير اقدام کردم؟
،منظورم اينه که تازگيا
مشخص بوده که
حس ميکني که انگار ارتباطمون ...بيشتر از اين حرفاس، ولي
.همين طوره
.وجود هم داره
...فقط اينکه، به...به نظر مياد که تو
چي؟
اين قضيه به اين خاطره که اون کاغذ دستم بوده؟
.حسودي نميکنم
.وينسنت رو فراموش کردم
.باورم نميشه که اصلاً با همچين آدمي بودم
،منظورم اينه که، هفته پيش .يه گردنبند رو به جون يه نفر ترجيح داد
.نميشه شناختش
ميخواستم بگم که انگار
.يه عصبانيت حلنشده داري
،آره، خب شايد به اين خاطره
که داره يه تحقيق رقابتي رو
.با گردنبند "من" انجام ميده
گردنبند تو؟
.اينا پروندههاييان که مأمور لندن بهم داده
معلوم شده
،که خويشاوندم ،ربکا رينالدز
.صاحب اون گردنبند بوده
.درسته، 200 سال پيش
آره، وقتي داشته يه رشته از
آدمکشيهايي رو که به نظر .آسيب جدي مياومدن، بررسي ميکرده
حالا اين قضيه در مورد
.احساسات حلنشده نسبت به وينسنت نيست
کمکم دارم حس ميکنم که انگار .اين قضيه به اينکه کي هستم، ربط داره
بايد هم بفهمم که همه اينا .چه معنياي ميدن
ولي اون گردنبند؟
.تنها سرنخ منه
پس، بله، عصبانيام
.که دست اونه و دست من نيست
.مأمور لندن
شايد يه چيزي داره که از .عصبانيتت کم کنه
.اينو ببين
سرنختون اينه؟
...فقط اينکه .اين توري ويندزره
.ميشناسيمش، روي پرونده آدمرباييش کار کرديم
.خب، ازت ميخوام دستگيرش کني
بيارمش اينجا؟
به اداره؟
رد گوشيشو
.به طرف استريت بوت بيسين 79 گرفتن
گردنبندي رو که استفاده ميکنه، نميبيني؟
.واي
واي"؟"
دفتر مرکزيم تأييد کرده که همون گردنبنديه
.که از کنسولگري روسي سرقت شده
اگه توري ويندزر کسي نيست
،که پشت اين سرقتاس پس قطعاً به شخص مورد نظر
.مرتبطه
نميفهمم که چرا شماها .اين قضيه رو فيصله نميدين
،فکر کنم چيزي که داري حس ميکني، دينا
اينه که هممون مطمئن نيستيم که
آوردن کسي مثل توري .بهترين استراتژي باشه يا نه
،منظورم اينه که، از وکيل کمک ميگيره و بعدش به کجا ميرسيم؟
...آره، و اگه اشتباه کنيم، اين معاشر جوون رو
...آره، که به تازگي قرباني يه آدمربايي بوده
.پدرش مرده
،اسناد ميگن که اذيتش کرديم .بعدش مطبوعات نفسمونو ميگيرن
.خيلي خب، حرفتون قبوله
.با سؤال شروع کنين - .عاليه -
.بهترين تصميم عمرم
.فقط اون گردنبند رو بيارين
متوجهي که وينسنت
،قرار نيست همين جوري تحويلش بده درسته؟
.چارهاي نداره
.دينا گروه ويژه رو ميفرسته تا تحويلش بگيره
،خوبيش اينه که .گردنبندتو پس ميگيري
چرا فقط نميذاريم گروه ويژه حلش کنه؟
.چون اگه کسي صدمه ببينه، مقصرش ماييم
.سلام
،اوه، اوه، راستي
.من، اه...کيک رو گرفتم
کدوم کيک؟
...ام
بعد از کار ،برميگرديم اينجا
،يه کيک کوچيک داريم درسته، فردي؟
،آره، دقيقاً ...منظورم همين بود، اه
.بعداً همين جا واسه کيک ميبينيمتون
.باشه
شماها دارين برام مهموني ميگيرين؟
کدوم مهموني؟
بدون شک .دارين برام مهموني ميگيرين
.الان هم دارم به بوت بيسين ميرم
.حتي دوش نگرفتم - .خيلي خب، حق با اونه -
،به جاي دوش گرفتن
،رسيدن به موهاش و پيدا کردن يه لباس قشنگ
واسه پوشيدن ،توي جشن تولدش
با يکي از ،خرابکارياي وينسنت سر و کار داره
.و، بله، من...سورپرايز رو به خاطر اون خراب کردم
آره، يه جورايي از قبل ...در موردش ميدونستم، پس
.خب، بهتر از اين نميشه
.شايد بايد بيميلي نشون بدي
.نه، مشکلي ندارم - مطمئني؟ -
،چون زماني که وارد خونه قايقيش بشيم
.بايد خونسرد بمونيم
.بله، مشکلي ندارم
در زمان اقدام ميتونم ،وارد شم
.مشکلي هم ندارم
.اگه من بودم، داشتم
،نه اينکه بهش استناد کردم
.ولي جالبه که اونجا رو رفتي
.باشه، ولي خودت گفتي خونه قايقي
،همش هم دارم بهت ميگم .مشکل حلنشده نيستم
.وو، وو، وو، وايسا
،شماها، مثلاً يه گفتگوي رابطهاي داشتين؟
.بله
ميشه اين بحثو الان انجام نديم؟
.ديدين، خونسردم
.خودمو تخليه کردم...ديگه خونسردم
.يه خونه قايقيه
.در سراشيبي جي 25 هستن
خيلي خب، اول يادت باشه که بفهمي
که دارن واسه کي کار ميکنن، باشه؟
!اوه، نه. توري
!توري
.روي زمين - .نميدونستم تويي -
.نميدونستم تويي - .دستاتو ببر بالا -
وگرنه چي ميشه، به اونم شليک ميکني؟
.نميتوني به يه افسر حمله کني
.همه بايد خونسرد بمونن
.اون کسيه که تفنگ دستشه
اه، وسط يه کاري هستيم، باشه؟
"،پس شما "افسرها .بايد برين
آره، خب، ما هم وسط
...يه کاري هستيم، پس
.کت، تفنگ
فقط ازتون ميخوايم .که گردنبند رو تحويل بدين
.قضيه اينه
.آره ميخواستين آدم بدا رو با اون
عکساي تابلو از دو نفرتون فريب بدين؟
.خب، تبريک ميگم
،اف.بي.آي رو هم فريب دادين
.که دستور داده که پسش بگيريم
اف.بي.آي، هان؟
.درسته
،اگر هم نبريمش
.برميگردن
اون وقت بعدش چي؟ فرار رو ادامه ميدين؟
،ديگه مهموني، لباساي شيک ...فرشاي قرمز در کار نيست
.نبايد روي لو رفتن ريسک کنين
،فقط گردنبند رو بهمون بدين .بعدش از سر راهتون ميريم کنار
.اه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.