Первые 200 строк.
شو جولیا وایه
صبح بخیر
بازم باید درباره این قاتل سریالی حرف بزنیم
که سایهاش رو شهر بارسلون سنگینی میکنه
دیشب، مائوریسیو ناوارو تو همین شبکه فاش کرد
که یه همچین پرونده حساس و پیچیدهای
داره توسط یکی از گروهبانهای پلیس "موسوس د اسکوآدرا" هدایت میشه
که دو ماهه به خاطر تخلفات جدی، تحت پیگرد انضباطیه
امروز خودِ مائوریسیو رو تو استودیو داریم
تا از آخرین جزئیات پرونده برامون بگه
قراره بگه که پلیس بالاخره سرنخی پیدا کرده یا نه
درباره ناپدید شدن اون تاجر، فلیکس تورنس
که طبق گزارشها، سه روزه که دزدیده شده
رسماً داری برنامهاش رو میچرخونی. اصلاً حرف دیگهای بلد نیست بزنه
تماس ورودی - شماره ناشناس
الو؟
مائوریسیو ناوارو؟
بله، خودمم
یه چیزی دارم که لازمش داری
شما؟
من
سایهام
ببخشید، باید
شمارهام رو از کجا آوردی؟
یه ویدیو دارم
چه ویدیویی؟
فلیکس تورنس
زندهست؟
مونجوئیک، باغهای لاریبال
همون دیدگاهی که ته سایهبونهاست
نیمهشب
ولی من الان مادریدم
این همون چیزیه که دنبالشی
از کجا بدونم داری بازیم نمیدی؟
لااقل بگو واسه چی
بر اساس رمان "جلادِ گائودی"
شهر سایهها
فصل سوم: سردابه کولونیا گوئل
۲۰۱۰ بارسلونتا، پنجشنبه، ۲۸ اکتبر
روز بعد از آدمرباییِ فلیکس تورنس ۳
هوی، میلو
باستوس میخواد ببینتت. تو اتاقشه
راستی، اتفاق دیروز رو دیدم
چطوری؟ رو به راهی؟ خوبم
ببین، اصلاً به یه ورت هم نباشه. شنیدی چی گفتم؟
این خبرنگارهای عوضی
بشین لطفاً. میلو، مستقیم ازت میپرسم
تویی که داری به اون برنامه اطلاعات میدی؟
من؟ مگه فقط اسم منو میارن؟ اصلاً با عقل جور درنمیاد، نه؟
اسمت رو نیاوردن
مگه چند تا گروهبان اینجا پروندهشون زیر ذرهبینه؟
شاید خودت لو دادی که ما شک نکنیم کار توئه
این دیگه خیلی تخیلیه
دقیقاً تو سبک خودته
واسه جواب سوالت... نه
کار من نیست
من اینجا نیومدم که زیرآب همکارم رو بزنم
موافقم
میلو آدم دردسرسازیه
همیشه همینطور بوده
به نظرم
اشتباه بود که تو رو با اون همکار کردیم
بهتره برگردی همون ستاد "اگارا"
من خیلی دوست دارم رو این پرونده بمونم
و فکر میکنم اینجا مهره مفیدی باشم
میتونی پرونده رو از همونجا دنبال کنی
ما گزارشها رو برات میفرستیم، تو هم یافتههات رو به ما بگو
ترجیح میدم همینجا بمونم
گاریدو
میلو پلیس خوبیه، ولی الان تو وضعیت مناسبی نیست
شاید تنهایی مفیدتر باشی
تونی، ربکا کجاست؟
تو اتاق سینگلا
باشه
کجا داری میری؟
چی شد؟ گزارش روزانهت رو به رؤسا دادی؟
سینگلا فکر میکنه تو داری آمار میدی بیرون
میلو. چیه؟
نمیخوان به تحقیقات ادامه بدیم. باید تمرکزمون رو حفظ کنیم
امروز نباید میاومدم
ببین، باید یه کم قدم بزنم. تنها
اگه خبری شد بهم بگو
موزه هنرهای معاصر بارسلون (ماکبا)
سلام، کاتا
چی میخوای؟
میشه یه کم حرف بزنیم؟
ببین، تابلئه که الان به عنوان یه پلیس ازت نمیپرم
مارک تو کار خلافی بود؟
موادی چیزی؟
روحمم خبر نداره
فکر نمیکنم
مطمئنی؟
ممکنه ازت قایمش کرده باشه؟
نمیدونم
شما با هم بودین، مگه نه؟
کاتا
باید بهم کمک کنی، لطفاً
لابد منتظری بگم ولش کرده بودم
یا یه همچین چیزی؟
که با هم به هم زده بودیم و واسه همین حالش داغون بود
اینجوری خیالت راحت میشه؟
هیچ اتفاقی نیفتاده بود
همهچی عادی به نظر میرسید
تا وقتی که تو زنگ زدی
"بارسلون آغوشش رو به دریا باز میکنه."
اون موقعها اینو میگفتن
تو زمان کوتاهی، کاربری زمینها عوض شد
محلههای صنعتی قدیمی مصادره و تخریب شدن
همونهایی که شهر رو از ساحل جدا میکردن
واسه المپیک؟ آره
ولی فقط بحث ساختن دهکده المپیک یا هتل نبود
یه تحول تاریخیِ تمامعیار بود
پینتو این وسط چیکاره بود؟
اواخر دهه ۸۰، اون یکی از مدیران ارشد "آدکوئنسا" بود
و شرکت ساختمونیش، بخش زیادی از اون زیرساختها رو ساخت
تو بعضی محافل
به ساختن جادههای کمربندی و اتوبان سی-۳۱
میگفتن "طرح پینتو"
واسه خیلیا، کل شهر تبدیل شد به یه بیزینس
زمینی که باید فتح میشد
هیچکس نمیتونست جلوی مدرنیته قد علم کنه
کل دنیا داشت تماشا میکرد
همه هم سود بردن
یا حداقل اینطور به نظر میرسید
ولی هزاران نفر خونههاشون رو از دست دادن
گروهبان! گرفتیمش
جاش رو پیدا کردین؟
آره، تو یه مدرسه متروکه تو "کُلسرولا" که پاتوق خلافکاراست
باید کل عملیات رو برنامهریزی کنیم
چی داریم؟
یه مظنون. کی هست؟
یه فعال ضدسیستم، از طرفدارای استقلال
اسمش ژوان گرائوئه. یه ولگردِ سابقهدار با یه پرونده قطور
روخو، سریع پرونده رو آماده کن بفرستیم دادگاه
سروِرا، تو با من بیا
میلو، کجایی؟
آب
آب
آب
چرا داری با من این کارو میکنی؟
منو بکش، خواهش میکنم
منو بکش
ولی زجرم نده
این ژوان گرائوئه
این عکس جدیده؟
چند سالشه؟ سی سال
از وقتی به دنیا اومده با بدبختی زندگی کرده
خانوادهش اهل "لا وِرنِدا" هستن
محلهی داغونیه
ساکنینش دهها ساله که دارن واسه یه سرپناه درست و حسابی میجنگن
سرقت و زورگیری - ما دنبال راه حل هستیم
ژوان تو یکی از فقیرانهترین خونههای اون منطقه به دنیا اومد
طبق این گزارش، مادرش راه پله تمیز میکرد
و پدرش هم چند سالی با کارگری ساختمون نون میآورد خونه
یه روز اخراج شد و دیگه هیچوقت نتونست کار پیدا کنه
مادرش مریض شد و پدرش مجبور شد تو خیابون گدایی کنه
آروم باشین. برید تو. برگرد عقب
و ژوان رو هم تا ۱۸ سالگی فرستادن کانون اصلاح و تربیت
چهار سال پیش، تو اوجِ بحران
حکم تخلیه خونهی پدر و مادرش صادر شد
بانک مجتمع رو تصاحب کرد
و فروختش به شرکتِ پینتو
هوی! اونجا خونهی منه
اونا هم کوبیدنش تا جاش آپارتمان بسازن
یه معاملهی پر سود
واسه ژوان گرائو همهچی روشن بود
مقصر اصلی سیستم و قدرتی بود که ازش حمایت میکرد
از اون موقع، بارها زندانی شده
به خاطر اخلال تو نظم عمومی و درگیری با مامورا
اتهام ضرب و جرح و تعرض به اموال خصوصی
واسه خودش لیدری شد
پلیس خوب میشناستش
دلایل زیادی واسه اعتراض داره
و ارادهی انجامش رو هم داره
چرا فکر میکنین به قتل مشکوکه؟
خیلی خشنیه
از بانکها و شرکتهای ساختمونی متنفره
عادت دارن بریزن تو ادارهها و همهچی رو داغون کنن
تهش هم یه آدمک از نمای ساختمون آویزون میکنن
و بعد آتیشش میزنن
آهان، یه چیز دیگه
گرائو چند بار علناً پینتو رو تهدید کرده
اون رو مسئول مستقیم بیخانمان شدنشون میدونه
میدونیم کجاست؟ آره، تو یه مدرسه متروکه
مدرسه "اسکولاپیوس" تو کلسرولا
این وقت شب تو مونجوئیک میخوایم از چی فیلم بگیریم؟
مائوری
بزن بریم
نمیخوای بگی کیه؟
کی هست اصلاً؟
اینجا باهاش قرار گذاشتم. قایم شو که نبینتت
آدم معروفیه؟
از اون بالا میتونی نمای خوبی بگیری؟
باشه، همونجا میایستم. ولی اون کیه مائوری؟
اون عوضی کیه؟
قاتل. همونی که پینتو رو سوزوند
شوخی میکنی! اینجا؟ همین الان؟
هر لحظه ممکنه برسه. زود باش دیگه
برو! یا ابوالفضل
لوکاس
No comments yet. Be the first to leave one.