Первые 141 строк.
من نمیخوام اون بیرون مثل یه ابله به نظر بیام
تنظیم من کلاسیکه. نیازی نیست اون آشغالا رو اجرا کنیم
بچهها، خانم لوسی ردیف اول نشسته
اون عاشق هر کاریه که من انجام میدم
عالی شد، تنها طرفدارش هم که اینجاست
اون که حساب نیست، ملیسا. گوش کنین
بابای من کلی پول پای این گروه ریخته
که توی سال اول مسابقات جا نزنیم
میریم اونجا و بهشون نشون میدیم چند مرده حلاجیم
بعضی چیزا همون بهتر که یه راز بمونن
خانم، این لباسا
جوریان که انگار قراره از آیپد جدید رونمایی کنیم
ای نمکنشناس
انجامش میدیم
چی؟ انجامش میدیم
ببخشید، معذرت میخوام برادر
اینجا فقط مخصوص کشیشهاست
اسقف هدلی، من
مرد، واقعاً باعث افتخاره که میبینمتون
البته که همینطوره
اوم، جیمز گودمن هستم. ایشون هم همسرم ناتالی هستن. -خواهر، خواهر
بهم میگن «پیجی»
من... من یه کشیش هستم
واقعاً؟
فکر میکردم همه واعظهای این شهر رو میشناسم
با اون خالکوبیها
پسر، بهت بگم که، اصلاً فکرش رو هم نمیکردم که
قرار بود کشیش بشم
واسه همین کل داستان زندگیمو رو بدنم پیاده کردم
ولی شکر خدا، به لطف رحمتش
تونست رو بعضی از اون فصلهای زندگیم سرپوش بذاره
میدونی چی میگم؟
آره، رحمتش
اوه، به مسابقات خوش اومدید بچهها
این تیپا واقعاً معرکهست
خب حالا آیفون جدید کی میاد بازار؟
برو کنار
بیگ لاو، حالا میخوایم چیکار کنیم؟
جس، تمام شب رو دعا کردم
خدا خودش ردیفش میکنه
تو یه جورایی میتونی رپ بخونی، نه؟
یعنی میگم، رپ میخونم. م-من رپ میخونم. رپ میخونم. رپ میخونم
باشه. پس اگه اوضاع بد پیش رفت و جمعیت بر ضد ما شد
فقط برو تو دلش. منم هواتو دارم
به امید خدا
از پسش برمیایم. خیلی خب، حله
خدایا خودت رحم کن
چی؟ اینم نُته؟
اوه، نتش اشتباه بود، عزیزم
هوو! خدا بهتون حس خیلی خوبی نمیده؟
به من که حس خیلی خوبی میده
داره چیکار میکنه؟ یه «آمین» میشنوم
همین الان تو کلیسا، عزیزم؟ آمین
آمین! پیجی و ناتالی: آمین
اوه
بیا پایین از صحنه. بیا پایین
ممنون، ممنون
مستقیم تا تهِ جهنم. خدا شفات بده
همون پایین بمون. بمون... همونجا بمون
تو دیگه کی هستی؟ نه! نخون دیگه
اه، افتضاحه. کی بود زمین خورد؟
دیگه بلند نشو. نُچ. به نام عیسی
فکر کنم شیطان میخواست برگردی پیشش، عزیزم
اوهوم
تیم بعدی، لطفاً
سم؟
سم
ببین، نمیدونم فکر کردی با حرف نزدنت
تمامِ راه از لسآنجلس تا اینجا داری کفرمو درمیاری یا نه، ولی من حالم خوبه
با آوردنت به اینجا، دارم کار درست رو انجام میدم
فکر میکنی مامانت تنها کسی بود
که باورت داشت، ولی اینطور نیست
من پدرتم
دوستت دارم و بهترینها رو برات میخوام
حتی اگه الان اینطوری به نظر نرسه
این مثلاً قراره پیامی رو به من برسونه، آره؟
خیلی خب. میخوای برسونمت خونه خاله و شوهرخالهات
یا مستقیم ببرمت بازداشتگاه؟
چون توی لسآنجلس داشتی مستقیم میرفتی همونجا
سم. سلام عزیزم
اوه. اوه. چطوری؟ سلام
از دیدنت خوشحالم. خیلی وقت بود ندیده بودمت. -ممنون
منم همینطور، لری. دمت گرم که این کار رو کردی
خانواده واسه همین وقتهاست دیگه، نه؟ -اوهوم
آره. درست مثل خواهر کوچولوی خودم
سلام
این بهترین روز زندگیمه
قراره همه چی عوض شه
آبجی-دخترعموم اینجاست
جس: سَم
ای جان
وای خدای من. تو راه خوش گذشت؟
عاشق استایلتم
این کاپشنت رو از کجا خریدی؟
وینتیجه؟ آره؟
داره شروع میشه. چی داره شروع میشه؟
ما. همیشه دلم یه خواهر میخواست و حالا تو اینجایی
خب، ما دخترعمو هستیم، جس
دخترعمو، خواهر، چه فرقی داره؟ اینجا جنوبه دیگه
اصلاً مهم نیست
سینههات عالی شدن
من الان سایزم «سی» شده. تو سایزت چنده؟
من «بی» هستم
واقعاً؟
ولی بهشون میخوره «سی» باشن. جدی میگی؟
به خاطر سوتینِ پوش-آپه
منم باید از اینا بگیرم
میخوای بری کالج اسپلمن؟ براش درخواست دادی، نه؟
خانمها، بیایین بریم تو
همش از خودم میپرسم: اگه مامانش بود، با این وضعیت چیکار میکرد؟
دلم براش تنگ شده. آره، منم همینطور
یک سالی میشه که فوت کرده
ولی میدونی، کار درستی کردی که سم رو از الاِی آوردی بیرون
اما میبینم که اونم یکم از اینکه اینجاست استرس داره
ولی نگران نباش. من روانشناسم
کارم همینه
بذار یه حرفهای بهش برسه
مواظب کفِ زمین باش. تازه واکسشون زدم
باشه
سم، بیا درباره اینکه چرا اینجایی گپ بزنیم
خیلی دلم میخواد، عمو لری
واقعاً دلم میخواد
این بابای من فکر کرد ایده خوبیه که
منو از خونه بندازه بیرون و ولم کنه وسطِ
این دهاتِ عقبمونده
خاله جون، ببخشیدا. این جنوبِ خرابشده
این زندگی منه. اوه، بیایین درباره زندگی اون حرف بزنیم
بیا دربارش حرف بزنیم
بهم گفت که میخواد یه سال وقفه تحصیلی داشته باشه
حالا اصلاً میدونی اون یعنی چی؟
چون من که اصلاً روحمم خبر نداشت
یه سالیه که هیچ غلطی توش نمیکنی
اوه، باز شروع شد
داشتم رو موسیقیم کار میکردم. داشتم مفید بودم. - اوه، نه بابا
بهم قول داد که واسه دانشگاهها اقدام میکنه
فرمهای پر شده رو هم بهم نشون داد
ولی هیچوقت تحویلشون نداد
نکته اصلی تو همین جزئیاته
آره، تازه بعدش هم بازداشت شد
یه جرمِ سبک بود. اوه، واقعاً اینطور بود؟
چند بار باید بهت بگم که آندره تهیهکننده موسیقی منه؟
No comments yet. Be the first to leave one.