Первые 179 строк.
"Crazy, Stupid, Love" فيلم .يه فيلم احساسيه
.گريه کردن که اشکال نداره - .آره ولي عزيزم تو ديگه زيادي گريه کردي -
.آره دوتا مردن که ميرن لباس ميخرن .منم که دلم از سنگ نيست
.جني. جناب موير - .جناب منزفيلد -
.صبح بخير قربان - .آره جالبـه -
.شماها دقيقاً همزمان رسيدين سرکار
يا تصادفاً اينجور شده يا اينکه .ديشب رو با همديگه گذروندين
،که با توجه به حرف پدرم .اين به اين معنيه که شماها ازدواج کردين
ديشب ازدواج کردين جني؟
چي؟ - .شوخي کردم -
برودي بهت نگفته که من حس شوخطبعي دارم، ها؟
.بهش بگو من حس شوخطبعي دارم - .اوه اون آدم جوکيه -
.من جوکـم - .آره -
جني
برودي
."تـرون" فيلمي سينمايي که شخصيت آن) (سوار بر موتوري بدين شکل ميشود
.شماها دقيقاً همزمان رسيدين سرکار
...يا تصادفاً اينجوري شده
يا...؟
.يا هيچي .دقيقاً تصادفي بوده
.سلام بچهها - .خودشه، چرخک رو آورده -
.ميخواد دفتر رو جمع و جور کنه .يه نفر داره اخراج ميشه
.ميخوام بدونم کدوم حرومزادهي بدبختيه
چي؟ چرا؟ - !نــه -
.بيخيال رفيق .فقط دارم بند کفشمو ميبندم. تخم داشته باش
.من هميشه دوتا گُندشو دارم، ممنون
.جناب منزفيلد ميخواد شمارو ببينه
.کارل ده ساله که اينجا کار ميکنه - .دنبال همکار بود -
.ميدوني که اين يعني چي
!دفـتر خـالي
چي؟ راست ميگي رفيق؟ - ...من نميتونم -
.سلام کارل
.اوه کارل، بنظر ناراحت مياي داداش .خيلي متاسفم داداش
!دفـتر خـالي
Translated By HameD
.من به اين شرکت به چشم يه خانواده نگاه ميکنم
و مثل هر خونوادهاي، اگه وظيفهتون رو .انجام ندين اخراج ميشين
،همونطور که بدون شک متوجه شدين .ما يه دفتر خالي داريم
!من ميخوامش
.تبريک ميگم، مال توئه
شرافتاً؟ - .نخير -
.جناب موير، همراه من بيايد
حالا ناگفته ميشه فهميد کي واسه داشتن اون دفتر .توي اولويته
.ممنون قربان - اوه نکنه فک کردي منظورم تويي؟ -
.دقيقاً همين الان فهميدم
...دخترم ليسا واسه آخر هفته از کالج مياد
.اوه لبخندش رو نگاه کن
لبخندش 12 هزار دلار واسم خرج برداشت .اما انصافاً ارزششو داشت
.دختر بيچاره دهنش مث کوسهي شني بود
.اين خودشه قبل از ارتودنسي - .همه مواظب انگشتاتون باشين -
اون الان دانشگاست و يه دنيا ايدهي جديد داره
.که بدبختانه ازشون خوشش مياد
اون داره درگير يجور فازِ
.حمايت نابخردانه و روزافزون از محيط زيست ميشه
هرچيزي رو که من رد ميکنم ،اون قبول ميکنه
و از اونجا که من تحمل هيچکدوم ،از مزخرفاتش رو ندارم
.ميفته گردن تو
البته، منظورم اينه که نميخوام لاف بزنما؛
.ولي هيشکي مث من توي اينکار ماهر نيست
.مث اينکه تعريف لاف درنظر من و تو خيلي فرق داره
حالا از اونجا که ليسا ميدونه هر فرصتي واسه مخالفت با من
،منجر به پيروزيش ميشه واسه همين براي کار کردن
ما بايد کاملاً متقاعدش کنيم .که من از تو متنفرم
اوه و قربان اين نياز به يه نقشبازي کردن .ماهرانه و قوي از سمت شما داره
.بهم دست نزن - .هميــنه -
!اينم دخترم
!بابايي - !ليسا -
."درواقع من اسممو تغيير دادم به "ليـسا Lisa به جاي Lyssa
.هرجور تو خوشحال بشي ليسا
.نه اسمم "ليـسا"ست. نه ليسا
- Lisa. Lisa. Lisa - Lyssa. Lyssa. Lyssa
- Lisa. Lisa - Lyssa. Lyssa
.برودي - .بله قربان -
.متاسفانه من تمام وقتي که اينجايي درگير کارم
.و جناب موير تنها کسيه که ميتونم جاي خودم بزارم
.پس اون همه جارو نشونت ميده
چهخفر دخترجون؟
تلاش خوبي بود بابا. اون مشخصه که .کارمند محبوب شماست. من خودم ميتونم
الان مثلاً اونو ترغيب کردي، نه؟
"چهخفر دخترجون؟"
بچهها اينطوري حرف ميزنن، درسته؟
،و دربارهي اولويت اون دفتر
.نااميدم کردي
.از اين آسونتر نميشه .احساس ميکنم عزراييلم که چرخک دستمه
اين سه چرخه چي ميگه اينجا؟ - .اين سه چرخه نيست -
.يه دوچرخهي تکامل يافتهست .مرکز ثقلش اومده پايينتر، بدنه هم شيک شده
دوسش دارم. يجورايي مث يه دوچرخه .واسه آدماييه که نميتونن سکس کنن
.ديدي؟ اين دخترم متوجه شد
.سلام - سلام، بغل ميخواي؟ -
آره ميخوام. چرا؟ اين واسه چي بود؟ - .يه نفر توي طبقهتون اخراج شده -
.اوه آره درسته
پس... ناهار؟
.اون اين بي عاطفگيـه .اون اسم داشت پسر
وايسا بينم. تو مدال و نشونهي هرکسي که اخراج ميشه رو برميداري؟
.آره، دريک يه مراحل و برنامههايي داره
هرکس اخراج ميشه دربارش اطلاعات ميگيره .و يادبود واسشون برگزار ميکنه
ميدوني، اون در آن واحد .هم کشيشه و هم جلاد
،بجز وقتي که "فاينستاين" اخراج شد .بعد از اخراجش خاخام شد
.هي اين يکي از ده فرامين موسي بود
من بهش ميگم "تابلوي احمقانِ ازميانِمارفته"
.باشد که احمقان طبقات بالا را فراموش نکنيم
ميدوني که منم جزو همونام؟ - .آره واسه همين گفتم -
.هي هاروارد، اون جزو اون احمقا نيست
.اين پسر موقع فيلم گريه ميکنه - .عزيزم -
.فيلماي مردونه
.عزيزم - ...ولي... مث -
.فيلماي پورن. سکس خشن - .لطفا بس کن -
.خواهشاً بس کن. خدايا
ضمناً من اصلاً از حرفاي نرهخري که .روي چرخ نشسته باشه ناراحت نميشم
.اين زنگ آيندهاست حدس بزن چي ميشه؟
.اون دختر مال من ميشه
.اون دقيقاً اينجاست پسر - .آره واسه همين گفتم -
.اوه هي اينو داشته باش
من يه راه مطمئن پيدا کردم .واسه بدست آوردن اون دفتر
...ميخوام منزفيلد رو
.تحت تأثير قرار بدم
.ترسيدم منظورت چيز ديگه باشه
.اين يه حرکت جديد قدرتيـه
اجازه ميده که من وارد دفتر منزفيلد بشم و بدون اينکه چشم از چشمش بردارم
.بشينم جلوش. بـــوم
."خب؟ من به اين ميگم "ريکر
"به احترام فرمانده "وليليام ت.ريکر "توي فيلم "پيشتازان فضا - نسل بعد
نظرت چيه؟
...گمونم .تو بايد حتماً اينکارو انجام بدي
آره خداييش باورم نميشه .که به فکر خودم نرسيد
بخاطر اينکه زماني که تو داشتي ،وقتت رو با دخترا حروم ميکردي
من وقتم رو گذاشتم پاي فيلماي .پيشتازان فضا
جناب منزفيلد، من دربارهي اون دفتر خالي .باهاتون صحبت دارم
.موافقم، بگير بشين
هميشه قبل از اينکه اداي .ريکر" رو دربياري صندليت رو چک کن"
!دارم رد ميشم !دارم ميرونم
.شما پيادهها فک ميکنيد سالن مال شماست
.دوچرخه قشنگيه
رفيقم "فلوئر" هر آخر هفته .با دوچرخه اين شکليش ميره مغازه وسايل کشاورزي
.نون توي مغازههاي وسايل کشاورزيـه .من عضو تيم جستجوي خوراک دام هستم
اين هفته به جز قارچ و شاهدانه .چيزي واسه خوردن نداشتم
.و کاملاً هم الکيخوشم
ميتونم سوار شم؟ .Y اسمم ليـساست با
."منم هارواردم با "چرا که نه؟
پس هيجانزدهاي چونکه سر بهترين رفيقت رو شيره ماليدي
تا بهدست خودش خودشو بدبخت کنه و تو بتوني به اون دفتر برسي؟
.آره
چه مرگت شده برودي؟ ميدوني...؟
.چيه؟ خب يه دفترخصوصي مسأله خيلي مهميه
،توي طبقه فقط 12تا ازشون هست
.و منزفيلد يکيشونو گذاشته واسه اتاق "پرس سينه"ـش
خب؟ نميدونم منظرهي باحال .به چه درد پرس سينه ميخوره
.يا يه دستشويي خصوصي، واسه همون موضوع
آره، ولي ميدوني چيه؟ اين پايين از اين خبرا نيست، خب؟
...ما دفتر خصوصي يا دستشويي خصوصي .يا... دستشويي نداريم
،مجبوريم از دستشويي اتاق ماساژ استفاده کنيم
که اونم توي طبقه سومـه، و واسه يه شاشيدن .بايد اينهمه وقت بزاري بري تا اونجا
.ببين تو اصلاً نميدوني جايي که من کارميکنم چطوريه
،اگه نجنبي بهترين رفيقت ازت جلو ميزنه
و تهش اين ميشه که عکسم ميره روي ديوار کنار "کارل"، اوکي؟
.منزفيلد پارسال 7 نفرو اخراج کرده
و تو هم نميدوني چه فشاري رو متحمل ميشيم
.چون اين پايين کسي اخراج نميشه
.نه درست نيست
"و صداتو هم بيا پايين چون "توري .رو بيدار ميکني
باورکن. اگه شماها هم چيزي .واسه رقابت داشتين، همينکارو ميکردين
.يا شايدم ما نسبت به شما آدماي بهتري هستيم
اه جدي؟ واقعا؟ .باشه پس بيا تهتوش رو دربياريم
!هي بچهها - !من بيدارم -
.هي پسر من دارم روي سخنراني "کارل" کار ميکنم .خداکنه کاري که داري از اون مهمتر باشه
همينطوره. من به شماها ...يه چيزي ميدم که ارزش جنگيدن داره
.يه کارت دسترسي به گاراژ پارکينگ .من پياده ميام سرکار پس نيازي بش ندارم
.من واست ساک ميزنم
منظورت اينه منو تحت تأثير قرار ميدي؟ - ها؟ -
جني تصميم اينکه اين کارت .مال کي بشه با توئه
باشه، اين ديگه چکاريه؟
.دارم بهتون يه چيزي ميدم که واسش رقابت کنين
.من طبقه همکف رو مث طبقه بالا ميکنم
،اين بچهها ميفهمن که مث من بودن چطوريه
.و تو هم ميشي مث منزفيلد عزيزم
.بعد از حرفي که زدم، بوسيدنت حس عجيبي داشت
.من خوشم نيومد - .آره خيلي عجيب بود -
...صبح بخير قربان. شما بنظر خيلي
.بزار يه چيزي بهت بگم جناب موير
No comments yet. Be the first to leave one.