Первые 200 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
در تمام دنیا، آدمیزاد داره نسبت به یک حقیقت ساده واکنش نشون میده
اینکه گونه ای که قبل از ما بود، بیدار شده.
میخوایم...
با اون حرف بزنیم...
داریم یه فشار خیلی زیاد رو دوش یه نفر میذاریم.
نمونه های بافتی.
"دشمنت رو بشناس."
این کار، به نابودی صنعت انرژی و، امرار معاش شما منجر میشه.
داریم وارد رکود میشیم.
نه میتونیم بشنویم، نه ببینیم، نه نفس بکشیم،
پس به من بگین چرا باید فقط یه روز دیگه هم اینجوری زندگی کنیم؟
- مامان! - خدای من!
دارن اقیانوس رو تمیز میکنن.
پلاستیک ها، آلودگی ها همشون رو دارن پس میدن.
در تمام منهتن، از آسمون پلاستیک میباره.
دارن اعلام جنگ میکنن.
جلسه بعدی ما اینجا خواهد بود.
گودال رومنش، یکی از عمیقترین آب راه های سیاره.
بارکلی، ما رو ته اقیانوس ملاقات میکنی؟
باشه.
قسمت سوم
بجنبین، بچه ها.
به بلک پورت خوش اومدین.
وقت زیادی نداریم، ولی بهترین کادر آموزشی نیروی دریایی رو
برای آماده سازی ما واسه رفتن به عمق، آوردن.
اونا هر کاری از دستشون بربیاد واسه آماده کردن ما انجام میدن،
هم از نظر جسمی و هم ذهنی...
...تحمل، ضربان قلب و فشار خونمون رو تحت نظر میگیرن...
...و کمک میکنن به آب عادت کنیم.
ما با این زیردریایی برای محل قرارمون
تا عمق 8,000 متر، یعنی پنج مایل پایین، میریم.
سفر ما 2 ساعت و 17 دقیقه طول میکشه.
زیردریایی الان بر روی یه کشتی پرتاب با اسکورت ناو جنگی هستش،
که داره میره سمت نقطه فرود.
در این غواصی، سفیر حضور دارن،
خودم، کاپیتان مکی واسه ارتباطات،
خانم تسو واسه علم و فناوری،
و دو تا نماینده دیپلماتیکمون، آقای سینگ...
راوی.
...و آقای کمپبل.
تد. باعث افتخاره.
تا حالا اینقدر تو عمق بودیم؟
مأموریت های کوچیکتر با یه نفر یا دو نفر.
نه در این ابعاد.
و شرط میبندم اونا متخصص های آموزش دیده بودن
با سال ها تجربه.
فقط چند روز وقت داریم واسه این آماده بشیم.
آره، معلومه که ریسک داره.
کاری که امروز داریم میکنیم بی سابقه هست،
ولی این سرسخت ترین زیردریایی در کل سیاره هست.
کیت لتبریج-استیورات هستم به کشتی پرتاب.
کاپیتان گیتز، در چه حالیم؟
داریم بررسی های آخر رو تموم میکنیم.
بررسی های قبل از پرتاب کامل شد.
زیردریایی واسه عملیات آماد هست.
همچی همیشه خراب میشه.
اگه سوراخ بشه چی؟
اون مدل فشار، لهت میکنه،
تو یه لحظه پودر میشی.
فقط صداتو بیار پایین، میشه؟
اگه این کارو بکنی، ممکنه هیچوقت برنگردی.
فشار اعماق دریا فضای پر از هوا تو بدن رو متراکم میکنه،
که باعث فشردگی ریه و احتمال فروپاشی میشه...
حالا، وقتی به نقطه فرود برسیم،
هومو آکوآ ما رو به محیط خودشون منتقل میکنه.
خب، فرود چی؟ اونا تو اونم کمکمون میکنن؟
واسه فرود، ما تنهاییم.
تنها نیستیم. هیچوقت تنها نیستیم.
ببخشین؟
یه تیمیم.
- باشه. - آره.
انتقال با هلیکوپتر ساعت 6 هستش.
فرم های غرامت باید امضا بشن،
و بخش حقوقی گفته شما به ایمیل هاشون جواب ندادین.
شما باید مطمئن بشین که وصیت نامتون به روزه.
اون چیزی که اون تو تجربه و تخصص کم داره،
دوپونت انگار با اشتیاقش جبران میکنه.
سبک ارتباط غیرمتعارفش
تو این مذاکرات مهم صلح...
پس، قضیه اینه.
...انگار سفیر آکواکایند رو متقاعد کرده...
- یه بغل واسه رفتن به من نمیدی؟ - ...ولی سؤال هایی باقی میمونن...
شاید تمیز کردن جادهها هفتهها طول بکشه.
شهر تعطیل شده. نمیتونی جایی بری.
آره، خب، شانس آوردی اینجایی، مگه نه؟
ما تو جنگیم.
میدونم. میخوام درستش کنم.
چجوری؟!
چجوری میخوای یه چیزی رو درست کنی؟
میدونی تو تیک تاک بهت چی میگن؟
- واقعاً برام مهم نیس... - میگن تو به دردنخوری.
خائن. پاچه خوار.
عروسک خیمه شب بازی دل رحم، که واسه مذاکره زیادی احمقی.
- این درست نیس! - مهم نیس چون در هر حال، ما به فنا رفتیم!
یا... یا اونا ما رو میکشن، یا خودمون خودمونو میکشیم!
از همتون متنفرم!
از نگرانی دارن میمیرن.
آره، میدونم.
ببخشید، ولی بهت قول میدم، من خوب میشم.
نه، نه، نه، نه، نه، خواهش میکنم، خواهش میکنم.
لطفاً، نکن.
از پسش برمیام، باشه؟ میتونم این کارو بکنم.
آخه، به خاطر خدا، من از مامان تو سرطانش پرستاری کردم، مگه نه؟
مگه نه؟ لعنتی، اگه بتونم از اون بگذرم،
از پس هر چیزی برمیام، مگه نه؟
باید واسه بقیه قوی باشم، درسته؟
چون همه رو من حساب کردن.
کیت، سالت و کربی...
کل دنیا!
لازم نیست واسه من قوی باشی.
باربارا...
باربارا، من خیلی میترسم!
ببخشید، بابا.
خوب، بسه. باشه، حالا.
حالت خوبه؟ آره؟
آره، ببخشید.
راوی؟
من سه ماهه که دیپلمات شدم!
سه ماه! من... واسه این کار ساخته نشدم.
معلومه که هستی.
قراره مثل یه قهرمان برگردی.
این رو میدونی، نه؟
این کار تا آخر عمر زندگیمون رو ردیف میکنه.
سخنرانی، قرارداد کتاب – از همهچی.
فکر میکنی یه دوست دختر پیدا کنم؟
قراره واست صف بکشن، رفیق!
تو فقط باید تحمل کنی.
میدونی، بعضی وقتا صدای مربی زندگیمو میشنوم. "تد، مقاومت کن."
این چیزیه که تو لحظه هایی مثل این، میگفت،
لحظه های ترس، شک به خود.
به خودت باور داشته باش، به سرنوشت اعتماد کن و مقاومت کن.
با صاعقه زدگی فوت کرد. تو 50 سالگی.
جدی؟!
تو جعبه چیه؟
هدیه دیپلماتیک...
...از طرف همه ملت ها.
و هومو آکوآ قراره با یه کره زمین چی کار کنه؟
اونا دنیا رو از زیر میبینن، نه؟ از اعماق.
هیچوقت اینجوری نه.
کجا میخوان بذارنش، تد؟
کی میدونه؟ شاید مثلاً شومینه مرجانی داشته باشن.
تو اصلاً از این قضیه جا نخوردی؟
ما خوب میشیم. چوب شناور میمونه.
به قول یه آدم بزرگ...
..."ما میتونیم قهرمان باشیم."
بریم دنیا رو نجات بدیم.
دریچه رو ببند.
کنترل به همه واحدها.
آزادسازی رو شروع کردیم.
قفل شدن رو تأیید کن.
کاپیتان گیتز، کنترل رو به شما واگذار میکنم.
باشه، بریم جلو.
بریم که حرکت کنیم.
الان داریم شما رو از کشتی جدا میکنیم.
موفق باشین، همگی.
واسه همهتون آرزوی موفقیت دارم.
قربات، شناور پایدار به نظر میرسه. تمام.
عملیات رهاسازی "برو" هستش.
کنترل به عرشه. همه نشونهها پایدارن.
ما آمادگی شروع داریم. تمام.
حالت خوبه، تد؟
آره، عالی. آره.
به آرامی...
واسه رهاسازی آماده شین.
خودشه.
سر علامت من...
سه...
...دو...
...یک.
علامت.
و رفتیم.
چقدر شده؟
7 دقیقه.
الان تاریک شد. دیگه نور آفتاب نیس.
تصور کن همیشه اینجوری زندگی کنی.
به هر حال، ما خوبیم، مگه نه؟
میتونم یه "آره تد" بشنوم؟
بله، تد
اگه کسی مایل باشه، چند تا بازی کلمه ای واسه تقویت کار گروهی دارم.
نه، ممنون.
اصلاً چطوری سر از اینجا درآوردی؟
یه قرعه کشی دیپلماتیک واسه دو تا صندلی آخر بود و...
...هند برنده شد.
یا باخت، بستگی داره چطوری نگاش کنی.
شایعه هایی بود که قرعه کشی تقلب بوده،
که بیشتر آدما اسمشون رو درآورده بودن چون نمیخواستن برن.
خب، یه جور نگاه اینه که ما پیشگام هستیم،
مثل اون فضانوردهای اولیه.
میدونی، اگه اونا اون "جهش بزرگ" رو نمیکردن، الان کجا بودیم؟
این دیگه چه کوفتیه؟!
داره با فشار تطبیق پیدا میکنه.
مطمئنی؟
خوبه، تد. فقط نفس بکش.
من... دارم نفس میکشم. من... من خوبم.
فکر میکنی واسه شام
وقتی امشب برگردیم کشتی چی داشته باشیم؟
فکر میکنی یه حال اساسی بهمون بدن؟
باید بدن!
No comments yet. Be the first to leave one.