The War Between the Land and the Sea

The War Between the Land and the Sea

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

The War Between the Land and the Sea S01E03 1080p WEB-DL AAC2 0 HFR H 264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-15
Загрузки: 174
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫در تمام دنیا، آدمیزاد داره نسبت به ‫یک حقیقت ساده واکنش نشون میده

‫اینکه گونه ‌ای که قبل از ما بود، بیدار شده.

‫میخوایم...

‫با اون حرف بزنیم...

‫داریم یه فشار خیلی زیاد ‫رو دوش یه نفر میذاریم.

‫نمونه ‌های بافتی.

‫ "دشمنت رو بشناس."

‫این کار، به نابودی صنعت انرژی ‫و، امرار معاش شما منجر میشه.

‫داریم وارد رکود میشیم.

‫نه میتونیم بشنویم، ‫نه ببینیم، نه نفس بکشیم،

‫پس به من بگین چرا باید فقط یه روز دیگه ‫هم اینجوری زندگی کنیم؟

‫- مامان! ‫- خدای من!

‫دارن اقیانوس رو تمیز میکنن.

‫پلاستیک‌ ها، آلودگی‌ ها ‫همشون رو دارن پس میدن.

‫در تمام منهتن، ‫از آسمون پلاستیک میباره.

‫دارن اعلام جنگ میکنن.

‫جلسه‌ بعدی ما اینجا خواهد بود.

‫گودال رومنش، یکی از ‫عمیقترین آب ‌راه‌ های سیاره.

‫بارکلی، ما رو ‫ته اقیانوس ملاقات میکنی؟

‫باشه.

‫ ‫قسمت سوم

‫بجنبین، بچه ‌ها.

‫به بلک‌ پورت خوش اومدین.

‫وقت زیادی نداریم، ‫ولی بهترین کادر آموزشی نیروی دریایی رو

‫برای آماده‌ سازی ما ‫واسه رفتن به عمق، آوردن.

‫اونا هر کاری از دستشون بربیاد ‫واسه آماده کردن ما انجام میدن،

‫هم از نظر جسمی و هم ذهنی...

‫...تحمل، ضربان قلب ‫و فشار خونمون رو تحت نظر میگیرن...

‫...و کمک میکنن به آب عادت کنیم.

‫ما با این زیردریایی برای محل قرارمون

‫تا عمق 8,000 متر، یعنی پنج مایل پایین، میریم.

‫سفر ما 2 ساعت و 17 دقیقه طول میکشه.

‫زیردریایی الان بر روی یه کشتی پرتاب ‫با اسکورت ناو جنگی هستش،

‫که داره میره سمت نقطه فرود.

‫در این غواصی، سفیر حضور دارن،

‫خودم، کاپیتان مکی واسه ارتباطات،

‫خانم تسو واسه علم و فناوری،

‫و دو تا نماینده دیپلماتیکمون، آقای سینگ...

‫راوی.

‫...و آقای کمپبل.

‫تد. باعث افتخاره.

‫تا حالا اینقدر تو عمق بودیم؟

‫مأموریت ‌های کوچیکتر با یه نفر یا دو نفر.

‫نه در این ابعاد.

‫و شرط میبندم اونا ‫متخصص‌ های آموزش ‌دیده بودن

‫با سال ‌ها تجربه.

‫فقط چند روز وقت داریم ‫واسه این آماده بشیم.

‫آره، معلومه که ریسک داره.

‫کاری که امروز داریم میکنیم ‫بی‌ سابقه‌ هست،

‫ولی این سرسخت ‌ترین ‫زیردریایی در کل سیاره هست.

‫کیت لتبریج-استیورات هستم ‫به کشتی پرتاب.

‫کاپیتان گیتز، در چه حالیم؟

‫داریم بررسی های آخر رو تموم میکنیم.

‫بررسی های قبل از پرتاب کامل شد.

‫زیردریایی واسه عملیات آماد هست.

‫همچی همیشه خراب میشه.

‫اگه سوراخ بشه چی؟

‫اون مدل فشار، لهت میکنه،

‫تو یه لحظه پودر میشی.

‫فقط صداتو بیار پایین، میشه؟

‫اگه این کارو بکنی، ‫ممکنه هیچوقت برنگردی.

‫فشار اعماق دریا فضای پر از ‫هوا تو بدن رو متراکم میکنه،

‫که باعث فشردگی ریه ‫و احتمال فروپاشی میشه...

‫حالا، وقتی به نقطه‌ فرود برسیم،

‫هومو آکوآ ما رو ‫به محیط خودشون منتقل میکنه.

‫خب، فرود چی؟ ‫اونا تو اونم کمکمون میکنن؟

‫واسه فرود، ما تنهاییم.

‫تنها نیستیم. ‫هیچ‌وقت تنها نیستیم.

‫ببخشین؟

‫یه تیمیم.

‫- باشه. ‫- آره.

‫انتقال با هلیکوپتر ساعت 6 هستش.

‫فرم ‌های غرامت باید امضا بشن،

‫و بخش حقوقی گفته شما ‫به ایمیل‌ هاشون جواب ندادین.

‫شما باید مطمئن بشین که ‫وصیت ‌نامتون به روزه.

‫اون چیزی که اون تو ‫تجربه و تخصص کم داره،

‫دوپونت انگار با اشتیاقش جبران میکنه.

‫سبک ارتباط غیرمتعارفش

‫تو این مذاکرات مهم صلح...

‫پس، قضیه اینه.

‫...انگار سفیر آکواکایند رو متقاعد کرده...

‫- یه بغل واسه رفتن به من نمیدی؟ ‫- ...ولی سؤال‌ هایی باقی میمونن...

‫شاید تمیز کردن جاده‌ها ‫هفته‌ها طول بکشه.

‫شهر تعطیل شده. نمیتونی جایی بری.

‫آره، خب، شانس آوردی اینجایی، مگه نه؟

‫ما تو جنگیم.

‫میدونم. میخوام درستش کنم.

‫چجوری؟!

‫چجوری میخوای یه چیزی رو درست کنی؟

‫میدونی تو تیک ‌تاک بهت چی میگن؟

‫- واقعاً برام مهم نیس... ‫- میگن تو به دردنخوری.

‫خائن. پاچه خوار.

‫عروسک خیمه ‌شب‌ بازی دل ‌رحم، ‫که واسه مذاکره زیادی احمقی.

‫- این درست نیس! ‫- مهم نیس چون در هر حال، ما به فنا رفتیم!

‫یا... یا اونا ما رو میکشن، ‫یا خودمون خودمونو میکشیم!

‫از همتون متنفرم!

‫از نگرانی دارن میمیرن.

‫آره، میدونم.

‫ببخشید، ولی بهت قول میدم، ‫من خوب میشم.

‫نه، نه، نه، نه، نه، ‫خواهش میکنم، خواهش میکنم.

‫لطفاً، نکن.

‫از پسش برمیام، باشه؟ ‫میتونم این کارو بکنم.

‫آخه، به خاطر خدا، من از مامان ‫تو سرطانش پرستاری کردم، مگه نه؟

‫مگه نه؟ لعنتی، اگه بتونم از اون بگذرم،

‫از پس هر چیزی برمیام، مگه نه؟

‫باید واسه بقیه قوی باشم، درسته؟

‫چون همه رو من حساب کردن.

‫کیت، سالت و کربی...

‫کل دنیا!

‫لازم نیست واسه من قوی باشی.

‫باربارا...

‫باربارا، من خیلی میترسم!

‫ببخشید، بابا.

‫خوب، بسه. باشه، حالا.

‫حالت خوبه؟ آره؟

‫آره، ببخشید.

‫راوی؟

‫من سه ماهه که دیپلمات شدم!

‫سه ماه! من... واسه این کار ساخته نشدم.

‫معلومه که هستی.

‫قراره مثل یه قهرمان برگردی.

‫این رو میدونی، نه؟

‫این کار تا آخر عمر زندگیمون رو ردیف میکنه.

‫سخنرانی، قرارداد کتاب – ‫از همه‌چی.

‫فکر میکنی یه دوست‌ دختر پیدا کنم؟

‫قراره واست صف بکشن، رفیق!

‫تو فقط باید تحمل کنی.

‫میدونی، بعضی وقتا صدای مربی ‫زندگیمو میشنوم. "تد، مقاومت کن."

‫این چیزیه که تو لحظه‌ هایی مثل این، میگفت،

‫لحظه‌ های ترس، شک به خود.

‫به خودت باور داشته باش، ‫به سرنوشت اعتماد کن و مقاومت کن.

‫با صاعقه زدگی فوت کرد. تو 50 سالگی.

‫جدی؟!

‫تو جعبه چیه؟

‫هدیه دیپلماتیک...

‫...از طرف همه ملت ‌ها.

‫و هومو آکوآ قراره ‫با یه کره زمین چی کار کنه؟

‫اونا دنیا رو از زیر میبینن، نه؟ ‫از اعماق.

‫هیچوقت این‌جوری نه.

‫کجا میخوان بذارنش، تد؟

‫کی میدونه؟ شاید مثلاً ‫شومینه مرجانی داشته باشن.

‫تو اصلاً از این قضیه جا نخوردی؟

‫ما خوب میشیم. چوب شناور میمونه.

‫به قول یه آدم بزرگ...

‫..."ما میتونیم قهرمان باشیم."

‫بریم دنیا رو نجات بدیم.

‫دریچه رو ببند.

‫کنترل به همه‌ واحدها.

‫آزادسازی رو شروع کردیم.

‫قفل شدن رو تأیید کن.

‫کاپیتان گیتز، ‫کنترل رو به شما واگذار میکنم.

‫باشه، بریم جلو.

‫بریم که حرکت کنیم.

‫الان داریم شما رو از کشتی جدا میکنیم.

‫موفق باشین، همگی.

‫واسه همه‌تون آرزوی موفقیت دارم.

‫قربات، شناور پایدار به نظر میرسه. تمام.

‫عملیات رهاسازی "برو" هستش.

‫کنترل به عرشه. ‫همه نشونه‌ها پایدارن.

‫ما آمادگی شروع داریم. تمام.

‫حالت خوبه، تد؟

‫آره، عالی. آره.

‫به آرامی...

‫واسه رهاسازی آماده شین.

‫خودشه.

‫سر علامت من...

‫سه...

‫...دو...

‫...یک.

‫علامت.

‫و رفتیم.

‫چقدر شده؟

‫7 دقیقه.

‫الان تاریک شد. ‫دیگه نور آفتاب نیس.

‫تصور کن همیشه اینجوری زندگی کنی.

‫به هر حال، ما خوبیم، مگه نه؟

‫میتونم یه "آره تد" بشنوم؟

‫بله، تد

‫اگه کسی مایل باشه، چند تا بازی کلمه ‌ای ‫واسه تقویت کار گروهی دارم.

‫نه، ممنون.

‫اصلاً چطوری سر از این‌جا درآوردی؟

‫یه قرعه ‌کشی دیپلماتیک ‫واسه دو تا صندلی آخر بود و...

‫...هند برنده شد.

‫یا باخت، بستگی داره چطوری نگاش کنی.

‫شایعه‌ هایی بود که قرعه‌ کشی تقلب بوده،

‫که بیشتر آدما اسمشون رو درآورده بودن ‫چون نمیخواستن برن.

‫خب، یه جور نگاه اینه که ما پیشگام هستیم،

‫مثل اون فضانوردهای اولیه.

‫میدونی، اگه اونا اون ‫"جهش بزرگ" رو نمیکردن، الان کجا بودیم؟

‫این دیگه چه کوفتیه؟!

‫داره با فشار تطبیق پیدا میکنه.

‫مطمئنی؟

‫خوبه، تد. فقط نفس بکش.

‫من... دارم نفس میکشم. من... من خوبم.

‫فکر میکنی واسه شام

‫وقتی امشب برگردیم کشتی ‫چی داشته باشیم؟

‫فکر میکنی یه حال اساسی بهمون بدن؟

‫باید بدن!

The War Between the Land and the Sea subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left