Первые 195 строк.
.هی، به «ماری» بگو دارم میام .دارم میرم بیمارستان
.و بگو که دوسش دارم
.و اینکه همهچیز درست میشه
هی، وقتی این پیامو گرفتی بهم زنگ بزن .و بهم بگو که چه خبره
ماری؟ - .نه، «دیآنجلو» هستم -
هنوز باهاش حرف نزدی؟ - .نمیتونم بگیرمش -
.دخترعموـش، «تریسا» هم برنمیداره
.اون سالم میمونه، رفیق .بچه هم همینطور
.آره، همینطوره
،هی، باید برم .باید دوباره بگیرمش
.بعدا باهات حرف میزنم
.آره، بعدا حرف میزنیم، رفیق ...وقتی خبری شنیدی بهم زنگ بزن
خوبی، «پیت»؟
چی شده؟
.یهو جلوم سبز شد
.دیآنجلو
تو چه شرایطیه؟ مرد، زن، چی؟
.نمیدونم
چه غلطی کردی، جابلانسکی؟
کی اونجاست، دی؟
.توی جاده کوفتی بمون
.بذارش توی صندوق
.دی
هنوز با زنت حرف نزدی؟
حالش چطوره؟
داری چی میگی؟
هیچکس ندیدت، نه؟
!هی، دی
.ماجرا از این قراره
.تو الان میری. برو
دی، چه غلطی میکنی؟ - !خفه شو -
.نه، باید گزارشش کنیم - .اون مُرده -
.نمیتونی کاری براش بکنی
رفتی اونجا؟
دیدی توی اون چاله چیه؟
.تو رو به صلیب میکشن
.تک تک ما باید بهاش رو بدیم میفهمی دارم چی میگم، نه؟
هیچکس اینجا پیداش نمیکنه، باشه؟
.هیچکس نمیفهمه
.هی. هی
.گفتم که این با من
.برو به بیمارستان .برو کنار زنت باش
.راه بیوفت
.از جاده بردارش
میخوای کجا بذارمش؟
.آره - داری چیکارش میکنی؟ -
.آه، پیت
.چیزی نیست. نگران نباش .یه آزمایش کوچولوست
تریسا رو دیدی؟ .اون... اون همین الان رفت
.دکتر «تاراناوه» سونوگرافی کرد .اگه میخواین میتونم دوباره راهش بندازم
نه، چرا نمیری دکتر لعنتی رو بیاری؟
.آره، حتما
واقعا، پیتی؟
.چه بی ادب
.نه، گفتی خونریزی داری
.بند اومد
باشه؟
...تو - .خوبم. قول میدم -
.هی، بیا اینجا. بیا اینجا
.ما از پنج ماه گذشتیم، پیت
احساس خوبی دارم، میدونی؟
...آره، میدونم. نه، فقط
.منو ترسوندی - .میدونم. میدونم -
چی شده؟
...چیزی نیست. نه، فقط
.داشتیم کار میکردیم - .دکتر تا یه دقیقه دیگه میاد -
.خودش خاموش میشه
.عزیزم
.ایناهاش
.فضول کوچولو
دیگه گمش نکن، باشه؟
.این چیزا گرونن .آخرین جفت بود. خیله خب
.ببخشید
منتظر کسی هستی؟ - .آره، برادرم -
.قرار بود بیاد
کلاس چندمه؟
.ششم
،نه، کلاس ششمیها که رفتن .که یعنی اونم رفته
کسی هست که بخوای بهش زنگ بزنی؟ - .آره، الان زدم. مامانم -
شاید برادرت پیاده رفته خونه؟
.نرفته
.با دوچرخه میاد مدرسه
.اینکه برادرت اینجاها چیکار میکنه به من مربوط نیست
.اینجا نیست .توی پارکـه
میبینیش؟
!خیله خب
دیگه فکر میکنی کجا باشه؟
.نمیدونم
!رایان
!چه غلطی میکنی؟
.عوضی کوچولو
.خفه خون
...من
.روی این نشستم. ببخشید
.عیبی نداره
چی هست؟
.مرغ دریایی
.پسرم برنتون ساختش
.باحاله
.کمربنداتونو ببندین ...اگه عجله کنیم، میتونیم قبل از اینکه
.هوا خرابتر بشه، برسیم خونه
یکی دیگه میخوای؟
.آره
.توی جاده گیر کرده بودم، خیلی ببخشید - .همه برخیزید -
،دادگاه عالی منطقه هادسون ،ایالت نیوجرسی، حالا به راه میوفتد
.عالیجناب «ریچارد بلت»، ریاست جلسه را به عهده دارد
.لطفا بنشینید
...عالیجناب، ایالت دادخواست شماره
...آه، این... پیدا کردم، این
.دادخواست شماره 5977 را ارائه میدهد
.این سومین اتهام دزدیِ متهمه
.آقای «لوفتس»، غذای گربه به ارزش 200 دلار دزدیده
.پرونده اشتباهی رو آوردی
این شماره دادخواستی .نیست که من میبینم، جناب وکیل
...آم
.قبل از اینکه وارد دادگاه من بشی، کاغذات رو مرتب کن
...عالیجناب، همینجا دارمش، من - .بعدی -
،منطقه ما، در اجرای قانون .یک منطقه ممتازه
.دست به دست با شهروندان کار میکنیم
...خشونت پلیسی که در
،جوامع سیاه پوست ،در کل آمریکا شاهدش هستیم
.در نیوجرسی هیچ جایگاهی نداره
به عنوان دادستان، پلیس پاک و ،روابط حسنه بین انجمنها
.در دورهی من، اولویت بوده
،«آقای «کانلی کِی اعلام میکنین که برای فرمانداری نامزد میشین؟
!«داریوس»
!داریوس
.یه ذره ما ریتم هماهنگ نبود البته
.باید اینو بهت بگم - .نه -
من برادر «جِرِل» رو دیدم و .و تو هم اونو دیدی
.و اینکه داشت به کی نگاه میکرد
!اوه، تو دیوونهای
.آیزِیا» میدونی که اون زن شوهر داره»
میدونم، فقط دارم میگم .بعد اینکه وزن کم کرد، خوشگل شده بود
برنتون؟ عزیزم، خونهای؟
!برنتون، مامانت داره صدات میزنه، پسر
.باید تا الان میرسیده یا امشبم یادش رفته؟
نه، اون همش داشت درباره .اومدن عمو «سِت» صحبت میکرد
.خیلی هیجان زده هست .برای جفتتون یه سورپرایز هم داره
چی؟ اینکه یادش رفته عموش داره میاد خونه؟
آه، بیخیال، یا توی حیاطه .یا بالا توی اتاقشه. الان نگاه میکنم
.میبینم بازم با تلویزیونم ور رفته
،وقتی دستگاه بازیش رو وصل میکنه .نمیتونم روشنش کنم
،خب، شاید باید بذاری خاموش بمونه .از اونجایی که باید کل خونه رو رنگ بزنی
".یک پیام جدید دارید"
!برنتون
.ما دنبال والدین برنتون باتلر میگردیم
،میشه وقتی پیام رو گرفتین به دفتر پلیس منطقه جنوبی زنگ بزنین؟
.مربوط به پسرتونه
.بیسیم رو شنیدم
.که داغون شده پیداش کردیم BMX با یه دوچرخه
مدرک شناسایی همراهش هست؟
.برنتون باتلر، پسر سیاهپوست، 15 ساله
.به والدینش خبر دادیم .توی اورژانس مرکز درمانی نیوجرسی تحت عمل جراحیه
کسی با والدینش حرف نزده؟
.منتظر تو موندیم
زنده هست؟ - .آره -
.احتمالا مرگ مغزی شده .اون پایین شده دریای سرخ
...هی، ببخشید، برادر. آم - .باید صبر کنین -
.ببخشید. مربوط به پسرمه .توی تصادف ماشین بوده
.باید توی صف بمونین
.متاسفیم، نمیدونیم پسرمون چی شده خواهش میکنم؟
ممنونم، ممنونم - .اسمش برنتون ـه. برنتون باتلر -
«ر" نوشته نشده، گفتن «بنتون"
.اسمشو اشتباه بهم دادن .باید اینو پر کنین
بیمه دارین، کارت شناسایی؟ - آره -
.بشینین، وقتی جراحی تموم شد دکتر باهاتون حرف میزنه
جراحی؟
.بشینین. وقتی تموم شد دکتر باهاتون حرف میزنه
چرا رفته جراحی؟ - .نمیدونم -
.این چیزا رو بهمون نمیگن
.لطفا، فقط بشینین
جراحی؟
چرا جراحی؟
چرا بردنش برای جراحی؟ چرا جراحی؟
.خدایا، به تو پناه میبرم
.عظمت تو، مرحمت تو
.مراقب بچهی ما باش
.خواهش میکنم نذار بچهام بمیره، ای پدر آسمانی ...نمیدونم
.اینو در نام مقدس تو میخوام
...خواهش میکنم، خدایا. مراقب
لعنتی
.تو خوبی، تو خوبی، تو خوبی
.تو خوبی
.من تمام روز در پولاسکی توی ماشینم خوابیدم
،کسی اونجا مزاحمم نمیشه
.به جز وقتی که اون پلیس اومد زد به شیشهام
امروز صبح توی پارک رانندگی کردی؟
،نه... بهتون گفتم .تمام روز توی پولاسکی خوابیده بودم
مشروب هم میخوری، نه؟
.در تمام روز
تو دادیارِ شیفت هستی؟
.بله، من «کِیجی هارپر» هستم .منو یه ساعت پیش برگردوندن
.درسته. یکی از رابطهام این یارو رو بهمون گزارش داده
بابابزرگ رو دیده که .خونِ جلوی ماشینش رو پاک میکرده
No comments yet. Be the first to leave one.