Первые 200 строк.
من برای شما امنیت درست میکنم .چون یادتون باشه، دوست دارم، نیویورک
« آنچه گذشت »
شما به خودتون قدرتهای فوقالعادهای .در مواقع اضطراری دادید
،طرح خیابانهای امنتر شما پارتیزان رو با تروریستها برابر میدونه؟
،گروه ضربت عمهام رو برد .مردم معمولا بعد از اون ناپدید میشن
.قسم خوردم خیابونها رو پاک کنم، و کردم
در رابطه با طرح خیابانهای امنتر .اینجا بازداشت هستید
.توی رایکرز نیستید
،پلیس نیویورک هیچ دستی توی این مکان نداره
.یا آدرس محل زندگیتون
،کیرستین، بیخیال شو .از سر باختن پرونده دیکین صرف نظر کن
!اوه، بن، گور ننهات
.الان هم یه کشتی داری که توی ایست ریور غرق شده
میتونم یه گروه شبانه کوچیک گیر بیارم
.از سرتاسر دنیا
.داره از بندر آزاد برای قاچاق اسلحه استفاده میکنه
اگه فیسک اسلحهها رو بفرسته .ردهوک، ناپدید میشن
.باید یه چیزی نشونت بدم
،اونها برای گرفتنمون، دنبالمون هستن .شاید ما هم برای گرفتنشون، باید دنبالشون بریم
«مارول ریپورتر، ارائهای کامل از دنیای بیپایان مارول» .::: @MarvellReporter :::.
« بازیهای گروهی به دلیل طرح خیابانهای امنتر ممنوع است »
دیگه چیکار میکردم؟
میشستم اونجا بیان بهم شلیک کنن؟
.ببین، رفتم فقط یه سر و گوشی آب بدم
سر و گوش؟
آخه... چه مرگت شده؟
.اینجوری تمومش میکنیم
دزیدن یکی از اعضای گروه ضربت؟ - اگه جواب بده چی؟ -
...ببین، دلیلی که داشتم آوردمش اینجا این بود که
.جدی میگم، این رفتارش فرق میکرد
چه فرقی مثلا؟
.هی، وایسا، وایسا، وایسا
.اشتباه متوجه شدید، من دنبالتون بودم
آره، تا بکشیمون - !نه -
...توی هرکاری که هستید ...گروه مقاومت و اینها
میخوام کمک کنم - مزخرف میگی، تلهست -
...نه، نه، نیست - !حرف بزن، بگو -
.پاول، بقیهشون دیگه روانی هستن
.یا باهاشونی یا میمیری
،کاری که فیسک داره باهاتون میکنه
.اینه که دنبالتونه، همهتون، که اشتباهه این کار
!دروغ میگی، تو یه دروغگویی - دروغ نمیگم -
داری بهمون دروغ میگی - !نمیگم -
.آره، داره راستش رو میگه
.خیلیخب
خب میخوای کمکمون کنی، که چی بشه؟
من یکی از اعضای بخش
ردهوک هستم، خب؟
.حواسمون به کشتی ستاره شمالیه
.توی جیبم دست کن
.باهاش میتونی هرجایی بری
.ولی کد هر نیمهشب یه بار عوض میشه
دروغ میگی - دروغ نمیگم -
دروغ میگی - !دروغ نمیگم -
.بهم نگاه کن
اسمت چیه؟
.ساندرز
آلن ساندرز - خیلیخب، آلن -
.ماسک سیاهه قراره برگرده روی صورتت
.محکم میزنمت
.قراره درد داشته باشه
.کارن میبرتت بیرون
.به گروهت بگو زدم مشتمالیت دادم
،اگه بهم دروغ بگی، بچهکون
.پیدات میکنم
.و قرار نیست اون روز حالم خوش باشه
.دروغ نمیگم
.باید جلوی فیسک رو بگیرید
...تو تنها کسی هستی که میتونه
Bist :ترجمهای از @BistThunder :در تلگرام
« تولدی دوباره : دردویل »
...یک
...دو
.سه
.کیرستین
.سلام، هدر
خوبی؟ - آه، نه -
هاکبرگ دادگاه رو دو هفته زودتر .جلو انداخت، عصبانیام
.نمیدونستم
واقعا تلاش داری بیشتر وضعیت رو ضایعتر کنی؟
،ارزیابی روانیات رو برای دیکین خوندم .کاری که کردی بیهودهست
...اون آدمهایی که داری ازشون دفاع میکنی
خطرناک هستن، نمیبینی؟
.فرانک کسل یه قاتله
.اون و دردویل ممکنه مت رو کشته باشن
.شاید هم باهاشون همکاری میکرده، نمیدونم
...هدر، من
.فکر نمیکنم جریان این بوده
...از ته قلبم، من فقط
.مت درباره خیلی چیزها دروغ میگفت
.نمیدونم وقتی بحث اون میشه چی رو باید باور کنم
.اون به تو هم دروغ گفت
.درست میگی
.حق با توئه
...و آره، مت
.آدم پیچیدهای بود
،ولی مرد خوبی بود
و احتمالا توی خطر به شدت جدیای .قرار گرفته، اون هم به خاطر فیسک
،حقیقتش، کیرستین، به عنوان یه دوست میگم
.فکر نمیکنم اصلا دید واضحی داشته باشی
.چرا برای فیسک کار میکنی
...چون
اون کاملا سعی داره تا این شهر رو .به یه جای امن تبدیل کنه
.من ته اون مسیر خشونت پارتیزان بودم، تو نبودی
...هدر - تو اونجا نبودی -
،وقتی مت ناپدید شد یا تجربه این رو نداشتی
که یه قاتل روانی نقابدار بیاد .سعی کنه با چاقو سلاخیت کنه، قضاوتم نکن
.هی، هی
،واقعا متاسفم
.به خاطر اتفاقی که برات افتاد
.واقعا میگم
.ولی فیسک جواب مشکل نیست
حالا اگه اجازه بدی، باید برم از یه "مرد خطرناک" دفاع کنم
اونم در برابر یه سیستم قضایی .فاسد و لجباز که سعی داره از دور خارجش کنه
.مرکز، تاییدی ورود به دروازه درحال بررسیه
.زودباش، بیا بیرون
.وایسا
.این طرف
میشه این رو در بیارم؟ - نه -
.مواظب قدمت باش
.میدونی، با این کارت 10 قانون گوناگون رو زیر پا میذاری
.روال "دسترسی معقول به وکیل" نباید اینجوری پیش بره
...موکلت تروریسته
.همچین اتهامی نیاز به اثبات سنگینی داره
،از دست این وکیلهای کوفتی، ببین
.قرار ملاقاتت رو گرفتی
.دیگه مزخرف تحویلم نده
...به علاوه، خانم
.فقط سعی دارم کارم رو انجام بدم
.وایسا
.برو جلو
.جلو
.وایسا
.چشمبند رو در بیار
.بلاخره
.پونزده دقیقه وقت داری
.نبینم خطا کنی
.به تو هم میگم
.آقای دیکین
.سعادتی شد که بلاخره دیدمتون
.تعجب کردم که با یه حق قانونی موافقت کردن
خب، حدود دوازده لایحه حقوقی .برای دادگاه آماده کردم
.خیلیهاشون صلاحیت این دادگاه رو زیرسوال میبره
.فکر کنم منظورتون محاکمهست
.بله
.وضعیتیه
.حداقل هاکبرگ با این ملاقات... موافقت کرد
نمیخواد رویه قضایی .به این زودیها ارائه بده
پس، من اولین نفرم، درسته؟
.بله، اولین نفرید
.که به این معنیه اصلا نمیدونم قراره چطور پیش بره
متاسفم - ...خب -
.تصورم اینه که دیدنی میشه
.فیسک به یه نمایش برای عموم نیاز داره
.مثل گیوتینها توی میدان ملت
راستش رو بخوای، فقط از یه .باجگیری معمولی شروع شد
باجگیری؟
فیسک میخواست روی این .پروژه بندرش سرمایهگذاری کنم
،تن به خواستهاش ندادم
.و همین شد که دیدی
،اگه این واقعا به پارتیزان مربوط میشد
،به نظرم بیشتر میرفت سراغ کسایی دیگه .تا کسی که خصومت شخصی باهاش داره
،اگه فیسک ثابت کنه که تو سوردمنی
،اون چیزی که میخواد رو میگیره .و قانون هم بهش اجازه میده
"مصادره دارایی مجرم"
میدونی، هرچقدر از شباهتش با .دوران وحشت بگم، کم گفتم
خب، کی میرن سراغ سنت پاتریک؟
.فکر کنم برای سه شنبهست
.عالی
.قضیه اینه که، مدارک رو دیدم
وکیل دادگستری منطقه مدرکی .مبنی بر اینکه فیسک میگه کی هستی نداره
این روزها بود یا نبود مدرک چه فایده داره، خانم وکیل؟
.نمیدونم
.واقعا نمیدونم
!هی، اینجا
!هی - !کمک -
!حرکت کن - !یه نفر کمک کنه -
!کمک - !کمکم کنید -
!کمکم کنید - !یه نفر کمک کنه، لطفا -
!کمک
!کمک کنید
!لطفا کمکمون کنید
!یه نفر کمکمون کنه
.داری میشی مثل فرانک
،خب، همیشه میگفت
"دشمنت رو بشناس، چون فقط همونها رو داری" - آره -
.واقعا این حرف به فرانک میاد
فکر میکنی مرده؟
.نه، امکان نداره
اگه مرده بود، فیسک جنازش رو .روی پل بروکلین آویزون میکرد
سرنگونی پانیشر؟
قطعا خبرش رو میرفت روی .ساختمونها هوار میکشید
...پس، چی؟ پس، اون فقط
...کل اینها، اون رفته بیرون تا مثلا
.خودش باشه
.اصلا عوض نشده
.نمیدونم
.همیشه وقتی بهش نیاز داشتم بودش
...برای ما، قبلا، پس
...خب، میگی، آه
No comments yet. Be the first to leave one.