Первые 200 строк.
آنچه در ...ديو و دلبر" گذشت"
.يه نفر اجيرت کرده که هيولاها رو شکار کني
وينسنت فقط .دوتا مأموريت ديگه داره
اين چيز خوبي نيست؟
آخرين مأموريت .دقيقاً ممکنه خود وينسنت باشه
.زندهس - حرکت بعديم چيه؟ -
بايد شام شکرگزاري رو با پدرم .صرف کنيم
چي؟
.قبلاً اعتراف کرده که در مورد ميورفيلد اطلاع داره
،هر کسي که دنبال وينسنتـه
.ميخواد تمام هيولاها رو از بين ببره
.دليلش اينه که خطرناکن
.توري، اين دوستپسر بازرس چندلر، وينسنتـه
ميدونم که يه جورايي روت .تأثير ميذاره
بهتون گفتم که نبايد .مياومديم اينجا
توري، حالت خوبه؟
.حالا دوتا شدن
فقط خودتو برسون اينجا؛ بهت گفتم .که رانندهم سريعه
.ايشون ميرن داخل شهر ،حالا، قول ميدم
.رازت پيش من در امانه
،نميتونم تشخيص بدم که مافوقت باشه
،ولي بر اساس اين اسنادي که گيب آورده
که ظاهراً شامل
...يه هدف جديده - .توري -
اونو شنيدي؟ زنگ کليسا، درسته؟
.ممکنه نزديک يه کليسا زندگي کنه
،اون تماس با مافوقش
جي.تي و تس توي پسزمينه
.صداي زنگ کليسا شنيدن
...توري
گوش کن، باشه؟
،هر کسي که اين کارو کرده
.منو ميشناسه، خبر داره که تواناييم چيه
،مهمتر از اين .خبر داره که تواناييم چي نيست
و نميتونم از روي اين لايه رد شم
،که آزادت کنم
،و قبل از اينکه اينجا منفجر بشه .خودمونو از اينجا خارج کنم
.بدون کمکت نميتونم
،تنها شانسي که داريم
اينه که اين افراد خبر نداشتن که باهم .چه کارها که ازمون برنمياد
...اينکه چجوري
.کمکم ميکني
.توري، منو ببين
.گوش کن، گوش کن
حالا نگاهتو برندار، باشه؟
حالا، ازت ميخوام که نترسي
،و به خاطر کاري که دارن با ما ميکنن ،شروع کني به عصباني شدن
،چيزي رو که ميخوان
.و ميخوان ما رو بکشن
،بهشون اجازه نميديم مگه نه؟
،ردشونو ميگيريم
،پيداشون ميکنيم
،و جلوشونو ميگيريم
.و ميکشيمشون
،کترين ميشه لطفاً سرعتتو کم کني؟
،اگه خودتو به کشتن بدي .نميتوني وينسنت رو نجات بدي
نگران من نباش؛ .فقط ادامه بده
فقط هم وينسنت نيست .که بايد نگرانش باشيم
.توري هم هست
حتي اينم نميدونيم .که کجاس
حالا که رينالدز ...ميدونه که يه هيولاس
.ممکنه دنبال اونم باشه
.بايد سريع به شهر برگرديم
.گوشي دستت؛ تسـه
کت کجاس؟ - .دارم دنبالش ميرم -
دارم ميريم به طرف مکان وينسنت، ولي چرا؟
خيلي خب، تازه بهمون خبر يه انفجار
.در آپارتمان توري رسيده - چي؟ -
خبر داري که توري کجاس؟
.نه
خبر داري که وينسنت کجاس؟
نه، احتمالهاي اينکه انفجار
تصادفي بوده باشن، چي هستن؟
.تا يه ساعت ديگه اونجا ميبينمت
.خيلي خب
کترين، هنوز هستي؟
آره، تس چي ميخواست؟
.کت، نه، نه
.چي نه؟ حرف بزن
ببين، بازرسهاي آتشنشاني هنوز .اطلاعات کافي ندارن
خيلي خب، چه اطلاعاتي دارن؟
...ميدونن که اگه کسي داخل بوده باشه
.نه، وينسنت حتماً خارج شده
سواي اينکه رينالدز ،از تواناييهاش خبر داشته، کترين
...و اگه تله بوده باشه - ."منظورت اينه که تواناييهاش چي "هستن -
.شايد توي خونه قايقيه
نه، نيست، خب؟ .چک کردم
.با جي.تي هم نيست
،اگه حق با گيب باشه ،و اين يه تله بوده باشه
.اون داخل بوده
.من واقعاً...متأسفم
نميتوني بهم بگي .که مرده
.باور نميکنم
باور نميکنم؛ .نبايد اين جوري تموم بشه
.خيلي خب، گوش کن، حق با توئه
به طور قطع نميدونيم
،که داخل بودن يا نه
.پس بذار تا موقعي که باخبر ميشيم، منتظر بمونيم
در هر صورت، بايد روي
گير انداختن پدرت و تاوان پس دادن ،بابت همه کارايي که کرده
.تمرکز کنيم
،وينسنت، ميورفيلد .قتلهاي هيولايي، همه چي
بدون تو هم نميتونيم اين کارو انجام بديم
چون به کمکت احتياج داريم
تا بفهميم که چجوري سرنگونش کنيم
،و سريع، قبل از اينکه دربره
،که خودت ميدوني اين کارو ميکنه
.مخصوصاً اگه فکر کنه که موفق شده
،پس برو خونه، يه دوش بگير
،استراحت کن و بعدش برگرد
و ما رو توي اداره ببين، باشه؟
.باشه
.دارم گوش ميدم
هر دو هدف .نابود شدن
مدرک داري؟
مدرک؟
.اونا تبخير شدن
.اين مدرک داره بهت ميگه که کار انجام شده
،اينو آخرين بارم گفتي .و تموم نشده بود
آره، چون آخرين بار در مورد وينسنت بهم اطلاعات
.غلط دادي
خيلي خب، بذار فقط بگيم ،که اين دفعه
.کارم بيش از حد درست بوده
.حالا دستمزدمو بده
،وگرنه مکان بعدياي که بمبگذاري ميکنم .خونه خودته
.وينسنت
.اوه، خدايا، خدا رو شکر که حالت خوبه
.فکر کردم مردي
.هنوز نمردم
...ام
...پدرم
،ميدونم؛ فهميدم
،و به حسابش ميرسيم .ولي اول بايد به اون کمک کنيم
ديو و دلبر فصل دوم، قسمت هشتم انسان يا هيولا؟
حالش خوب ميشه؟
.آره، فکر کنم
.تازه از هوش رفته
.ميدوني، اون انفجار خيلي بزرگي بود
.اصلاً شانس آورديم که از اونجا خارج شديم
چجوري خارج شدين؟
.موضوع توري بود
.من...نميدونم
انگار تواناييمو تقويت کرد، ميدوني؟
.قويتر شدم، سريعتر شدم
همه چي همزمان .اتفاق افتاد
زنجيرها رو بريد، به طرفش رفتم، درست قبل از انفجار
.از پنجره رفتم بيرون
ظاهراً رينالدز روي همکاري
توري و من حساب نميکرده، هان؟
گوش کن، کت، اميدوارم که آوردنش .از نظرت اشکالي نداشته باشه
من فقط...ن...نميدونستم که چه جاي ديگهاي برم، ميدوني؟
...ولي به خاطر حالتي که تو و من آخرين
،ببين، مشخصه ،چيزاي زيادي واسه بحث داريم
،از جمله اون بوس ولي فکر...فکر ميکنم که دعوامون
بيشتر به پدرم .ربط داره تا به خودمون
.بس کن، تقصير تو که نبوده
خبر نداشتي که پشت اين قضيهس؛ هيچ کدوممون .خبر نداشتيم
،ولي حالا که خبر دارم
.ميکشمش
وي...وينسنت، کجا داري ميري؟
.ن...نبايد اين کارو بکني
چرا؟
.چون...چون نبايد اين کارو بکني
.اشتباهه
اشتباه؟ ،کترين، شستشوي مغزيم داده
،زندگيمو گرفته ،خاطراتمو
،بعدش وادارم کرده که به خاطرش دست به کشتار بزنم ،و وقتي کارش باهام تموم شده
.سعي کرده منو بکشه، پس فرصت دوبارهاي بهش نميدم
،ميدونم که آدم وحشتناکيه
و فقط در حقت ،کاراي وحشتناک کرده
.ولي...ولي اون يه هيولا نيست
،آدميزاده
.و نبايد همين جوري کسي رو با خونسردي بکشي
،نبايد دوباره از اين حد عبور کني ...وگرنه
وگرنه چي؟
،وگرنه .انسانيتت رو از دست ميدي
مبهوت تمام حالتايي شدي
که سخت تلاش کرديم .که نذاريم دچارشون بشي
،اگه از اين حد عبور کني راه برگشتي براي خودت يا براي ما باقي
.نميمونه
.پس هنوز يه مايي وجود داره
.اميدوارم
.دلم ميخواد باشه
ولي اگه انتخاب کني که اين کارو انجام بدي، وجود نداره
چون نميتونم با کسي باشم .که هميشه اين کارو ميکنه
يه حدي هست
،که نميتونم ازش عبور کنم .نه به عنوان پليس يا به عنوان انسان
.نميتونم همين جوري بذارم قسر دربره - .درنميره -
،يه راهي پيدا ميکنيم
.قول ميدم
راستش، گيب الان ،داره روي يه نقشه کار ميکنه
.و قراره برم توي اداره ببينمش
.لباسامو عوض ميکنم و ميرم
.فقط مراقب توري باش
.وينسنت، بهم اعتماد کن
.پدرم ميره زندان
.هر جوري که شده
.خيلي خب
روي تختت خوابيده؟
.روي تختم در حال بهبوده
No comments yet. Be the first to leave one.