Pig Hill

Pig Hill

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Pig Hill 2025 1080p WEB-DL AAC2 0 H264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-14
Загрузки: 83
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫رفیقم اونجاست.

‫فقط اون نشونه رو لازم داریم.

‫ببین، اونجاست.

‫دوستمون چیزی که میخواستیم رو داره.

‫همون چیزی که تو پنی قول دادم.

‫خالص و برش‌خورده، بدون فنی.

‫دارم میبرمت یه سفر حال و کیف، عزیزم.

‫واقعا...

‫عجیبه که خواسته همین‌جا باهات قرار بذاره.

‫- میدونی، اینجا تپه‌ خوکیه. ‫- جدی میگی؟

‫تپه خوک

‫آدمای خوک ‌صفت،

‫زن‌ های گم‌ شده.

‫قطعا اهل اینجا نیستی.

‫پیچ و خم بدنت،

‫حواس منو پرت کرده.

‫دارم میبرمت یه ماجراجویی، دختر.

‫رفیق، کجایی؟

‫میک!

‫نهه! خواهش میکنم!

‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

‫اخبار سر ساعت پخش میشه.

‫متأسفانه، مسئولین رسما گوش دادن...

‫شهرهایی مثل میدویل مثله یه روح

‫در زیرزمین رؤیای آمریکایی اذیتت میکنه،

‫- فراموش‌ شده. نادیدنی. ‫- ...شنبه شب.

‫فیلم نشون میده که امیلی...

‫با ناامیدی سعی میکنه دیده بشه،

‫اما به باد سرد گمنامی محکوم شده.

‫زن‌ های گم‌شده ‫در اون نفرین مدنی بلعیده میشن.

‫صداها و تجربه ‌هاشون برای ‫به رسمیت شناخته شدن فریاد میزنن.

‫من صدامو میشنوم

‫و این صفحات رو به پیدا کردن ‫عدالت براشون اختصاص دادم.

‫همه چی، از یه قاتل سریالی بگیر ‫تا افسانه‌های محلی در مورد آدم‌ های خوک‌ صفت.

‫پدر و مادر امیلی اونو ‫یه دانشجوی کالج جاه‌طلب

‫با یه قلب بزرگ و آینده‌ای روشن توصیف کردن.

‫دعا میکنن زود پیدا بشه.

‫اگه اطلاعاتی دارید، ‫لطفا با مسئولین تماس بگیرید.

‫تو رو هم میبینم. خوبه؟

‫کمک میخوای؟

‫دیرم شده، رجی.

‫این میشه نه تا زن تو ده سال گذشته...

‫ده تا زن.

‫چهار تا تو همین یک سال اخیر. ‫داره سرعت میگیره.

‫اون آدم ‌های خوک‌صفت سیری‌ناپذیرن.

‫رجی، فقط چون دارم یه کتاب مینویسم ‫در مورد زن‌ های گم‌شده،

‫به این معنی نیست که ‫واقعا باور دارم کار آدم‌های خوک‌صفته.

‫اونا واقعی نیستن، باشه؟

‫فقط... یه افسانه‌ مسخره‌ شهریه.

‫خب، بون میگه دروغ میگی.

‫ولی اون میتونه یه عوضی قضاوت ‌گر باشه، ‫پس بهت اعتماد میکنم.

‫تو یه شاهزاده‌ی واقعی هستی.

‫امشب میری داوطلب پناهگاه بشی؟

‫آره.

‫خب، از اونجایی که دیگه ‫به آدم‌های خوک‌صفت اعتقادی نداری،

‫فکر کنم اصلا برات جالب نیست

‫که من و ترپر جان یه دختر رو پیدا کردیم

‫تو تپه‌ی خوکی دیشب...

‫حامله بود و آماده‌ زایمان.

‫رسوندیمش پناهگاه.

‫خوک‌ها گیرش انداختن، مطمئنم.

‫این شایعه‌ای نیست که ‫بخوای پخشش کنی، رجی.

‫بدون قهوه نمیتونم درو باز کنم.

‫متأسفم. واقعا متأسفم.

‫حکم دادگاه گفته پونزده فوت ‫از مغازم فاصله بگیری،

‫ای دزد عوضی!

‫شونزده فوت. من مشکلی ندارم.

‫و اگه کتابی بخوام، میرم کتابخونه.

‫تو از اونجا هم بیرون شدی.

‫در مورد سوابق جستجوت شنیدم، ‫ای منحرف.

‫شانس آوردی پتا رو خبر نمیکنم، ای دیوونه!

‫- پینس رو خبر کنی؟ ‫- نه پ...

‫گم شو برو، رجی!

‫دیشب با جولیان شام خوردم.

‫به نظرم... کریس چقدر میتونه یه عوضی باشه.

‫بیا با هم روبه‌رو بشیم. سلام...

‫باشه.

‫داری عوضشون میکنی؟

‫خب، اینجا...

‫اصلا تغییر نکرده!

‫سلام. متأسفم.

‫این...

‫همه ‌اش یکم گیج‌ کننده‌ هست.

‫خیلی خاطرات قدیمی اینجا دارم.

‫آره. یه جور تفریح رایج تو میدویله.

‫نقد یا کارت؟

‫نقد یا کارت؟

‫آهان. ام...

‫دوستم گفت

‫اینجا جای خوبیه واسه معامله.

‫عملا اصرار کرد که همه‌ ‫کتاب ‌های قدیمیمو بیارم اینجا.

‫نه اینکه فکر میکردم ‫یه روز باید بفروشمشون،

‫ولی الان اینجاییم.

‫گفتی اهل همین دور و بر هستی؟

‫آشنا به نظر نمیای.

‫آره، خب، کانآت لیک.

‫بعد از فارغ ‌التحصیلی رفتم نیویورک.

‫دنبال پول و کار.

‫چطور شد؟

‫خب، از معامله‌ سهام

‫رسیدم به معامله‌ ‫کتاب‌ های جلدکاغذی قدیمی،

‫که... اینم یه جوره.

‫تو چی؟ داستانت چیه؟

‫من فارغ‌ التحصیل میدویلم،

‫ولی هیچوقت با اون ‫موش ‌های دریاچه‌ ای قاطی نشدم.

‫و اون رفیقت، ‫اونم از اون موش ‌های دریاچه ‌ای هست؟

‫نه. اون اهل اینجاست.

‫آدم بافرهنگیه.

‫خبر نداشتم این همه کتاب ‫در مورد سقوط راس ‌ول چاپ شده.

‫آره، آره.

‫خب، میدونی، خودمو شکل ‫فاکس مولدر تو مدرسه میدیدم.

‫هیچوقت نتونستم حقیقت رو پیدا کنم.

‫یه هواپیمای نازی بود.

‫دولت سعی کرد سرپوش بذاره

‫که مردم از نازی ‌ها ‫در قطب جنوب خبردار نشن.

‫چی؟ جدی میگی؟

‫آره.

‫ببخشید. صبر کن.

‫اه.

‫مامانم افتاده.

‫من... من باید برم.

‫واقعا متأسفم. من اینا رو میذارم ‫و میگم رئیسم روشون قیمت بذاره.

‫نه، باشه. آره.

‫نه، من متأسفم.

‫- نه، اشکالی نداره. ‫- و، هی... ممنونم.

‫- آره. خواهش میکنم. ‫- باشه.

‫ باشه.

‫لعنتی!

‫الو؟

‫شما با بن تماس گرفتید.

‫نمیتونم گوشی رو بردارم.

‫بعد از بوق پیغام بذارید.

‫لطفا، فقط بهم زنگ بزن، بن.

‫میدونم پیغام‌ هاتو چک میکنی.

‫اگه میخوای رابطه‌ مون تموم بشه، ‫قبول میکنم.

‫فقط...

‫واقعا لازم دارم ببینمت، باشه؟

‫سیزده ماه گذشته.

‫پیگی!

‫یالا، پیگی.

‫خدایا!

‫بوی خوبی میاد.

‫تا حالا بهت بدی کردم؟

‫تو آشپزخونه نه.

‫اوه. خوبه.

‫باشه.

‫حدود چهار دقیقه دیگه حاضره.

‫میخوای دوش بگیری؟

‫نه.

‫ام، یه ساعت دیگه باید پناهگاه باشم،

‫پس وقت ندارم.

‫باشه پس.

‫شام حاضره.

‫داشتی باهاش حرف میزدی

‫تموم این مدت لعنتی!

‫خواهر کوچولو، ‫بن شریک کاری و دوستمه.

‫اون شوهر لعنتی منه!

‫باید برم پناهگاه. پیاده میرم.

‫بیخیال، میرسونمت.

‫دیره.

‫اه.

‫خدایا.

‫بدرک.

‫خدایــــــــا، چشمام!

‫ای وای!

‫تا حالا در زدن به گوشت خورده؟

‫اه.

‫مناسبه؟

‫دیرم شده.

‫متأسفم، باشه؟

‫باید بهت میگفتم با بن در تماسم،

‫ولی خودت دیدی که ‫همه چی در مورد کاره.

‫اون اصلا مهم نیست.

‫فقط میخوام بدونم چیکار کردم.

‫فقط میخوام بدونم چرا منو ترک کرد.

‫نمیدونم. بن دوره‌های افسردگی داره، باشه؟

‫همیشه همین‌طور بوده.

‫از خراب شدن قرارداد گوون بگیر،

‫تا قضیه‌ تو، این...

‫دارم سعی میکنم...

‫نمیدونم، بودن وسط ‫این ماجرا خیلی خسته ‌کننده هست.

‫ولی متأسفم.

‫باشه، بذار برسونمت پناهگاه.

‫ساعت ۴ صبح میای دنبالم؟

‫شک نکن.

‫داشتی پاک میموندی؟

‫اه.

‫هیچوقت نباید تو رو ‫به این مزخرفات علاقه ‌مند میکردم.

‫میدونی، فقط خواستم ‫یه داداش بزرگ عوضی باشم

‫و بترسونمت، هان؟

‫بیشتر از تصورت جواب داد.

‫کری، کری، بالای تپه.

‫خوک ‌ها رو میبینه و کثافت.

‫اینکی، اینکی. بکش. ‫بکش. بکش. بکش.

‫همه‌ خوک ‌ها تو تپه‌ خوک.

‫دمم گرم، چه شعری!

‫کی میدونست شعرهای ‫بچگیم انقدر ماندگار میشن؟

‫من و فقط خودم.

Pig Hill subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left