The Breadwinner

The Breadwinner

Скачать Farsi/persian субтитры

Информация о релизе

The Breadwinner 2026 1080p MA WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264
Комментарий от exomond
♣♣i-do-Moviez♣♣

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-07-14
Загрузки: 38
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi/persian)

Первые 200 строк.

عاشقش می‌شید.

آخه ماشین فوق‌العاده‌ایه.

جالیوانی‌های خیلی خوبی هم داره.

ماشینای بچگی ما که اصلاً جالیوانی نداشت.

شما لیوان دوست دارید، نه؟ کلی لیوان دارید.

راستی، شما یه بچه نوجوون دارید، درسته؟

من نیت ویلکاکسم،

و این‌ور می‌سی‌سی‌پی هیچ‌کس بهتر از من ماشین نمی‌فروشه.

این یکی، امن‌ترین ماشین جاده‌ست.

و این یکی...

پرسروصداترین ماشین جاده!

خیلیا فکر می‌کنن ماشین‌فروختن

یعنی یه مشت لبخند الکی و دست‌دادن.

ولی برای من این‌طوری نیست. مهم اینه که

نیاز مشتری رو بفهمم.

یعنی واقعاً کمکش کنم مشکلش رو حل کنه.

می‌خوای بری دانشگاه، درسته؟

ببین، همه با وانت و ماشینای پرزرق‌وبرق میان.

تو باید به چشم بیای؛ باید تو ذهن همه بمونی.

راهش همینه؛ همین ماشین.

- مینی‌ون؟ - معلومه که مینی‌ون!

داداش، من دبیرستان یکی از اینا داشتم

و همه عاشقش بودن.

حتی پادشاه جشن مدرسه شدم.

- واقعاً؟ - آره.

مدرسه‌مون کوچیک بود و بیشترشم دختر بودن،

ولی هنوز که هنوزه از اون ون حرف می‌زنن.

تازه توش یخچال هم داره، داداش.

آره، من این‌طوری ماشین می‌فروشم.

تا الانم خیلی خوب جواب داده.

راستش، دارم رؤیای آمریکایی رو زندگی می‌کنم.

تو یه محله قشنگ زندگی می‌کنم.

یه خونه قشنگ دارم.

سه‌تا دختر فوق‌العاده و یه زن بی‌نظیر دارم.

چی بگم؟ زندگی عالیه.

خرج خونه با منه و کیتی هم خونه‌داری می‌کنه.

می‌دونم شاید یکم قدیمی به نظر بیاد،

ولی برای ما مهم اینه که

کار و زندگی تو تعادل باشن.

من کار رو می‌چرخونم، کیتی زندگی رو.

تو رو خدا!

- می‌شه فقط... - بس کن! نه.

نه. چقدر عجولی. وقتی کارم تموم شد می‌دمش به تو.

- ازخودراضی. اَز... - وای خدا، مامان،

هدلی دوباره داره با هجی‌کردن بهم فحش می‌ده!

درست هجی می‌کنه؟

- نمی‌دونم. - معلومه که درست می‌کنم.

جزئیات رو هم خیلی خوب می‌بینه.

کل زندگی ما می‌چرخه با

این سیستم رنگ‌بندی‌شده‌ای که خودش ساخته.

من همیشه نمی‌دونم هر رنگ یعنی چی،

ولی چون من دنبال بچه‌ها نمی‌رم،

فکر کنم لازم هم نیست بدونم.

«برای سم اسب بخریم»؟

تو تقویم نوشته.

آره، زرنگی کردی.

صدات نمیاد.

چی گفتی؟

البته کیتی هم همه کارا رو تنهایی نمی‌کنه.

منم کمک می‌کنم.

مثلاً یکی از وظایفم بیرون‌بردن آشغال‌هاست...

و هیچ‌وقت هم یادم نمی‌ره.

وای، امروز روز جمع‌کردن آشغاله!

وایسید!

یه لحظه!

وایسید! وایسید!

صبر کنید! وایسید!

باشه، بعضی وقتا

یادم می‌ره آشغالا رو بذارم بیرون.

ولی خب، اگه همه کارا رو درست انجام می‌دادم،

فیلم خیلی حوصله‌سربری می‌شد.

منو ندیدید؟

چرا، همه‌ش رو دیدیم.

پس چرا واینستادید؟

ما بازیافتی جمع می‌کنیم.

ماشین شهرداری یه ساعت پیش اومد.

حرکات رقصش خیلی نازه.

اون چال گونه‌هاشو ببین.

مامان، گریسی گیر داده به یه پسر.

بهتره اون رو جمع کنی

قبل از اینکه بابات برگرده.

مامان، من سیزده سالمه.

- می‌تونم از پسرا خوشم بیاد. - می‌دونم.

ولی بعضی وقتا باباها

یکم بیشتر طول می‌کشه تا...

خب، باهاش کنار بیان.

- خب، آشغالا هم رفت. - چطور بود؟

چرا؟ چی شنیدی؟

وایسا، تو هودیت چیه؟

چی؟

وای خدای...

حتماً از درخت افتاده روم!

چندش.

بابا، یه اسب چقدر قیمتشه؟

احتمالاً بیشتر از توان ما.

ما خانواده‌ای نیستیم که از پس خرج اسب بربیایم.

ممنون نیت. سم یادت باشه گفتیم اسب بی اسب.

چرا؟

چون اسبی که پولمون بهش برسه

حتماً یه جای کارش می‌لنگه.

اگه با لگد بزنه تو سرت چی؟

دیگه بلند نمی‌شی.

آبراهام لینکلن هم از اسب لگد خورد تو سرش.

امکان نداره راست باشه.

چرا، ده سالش بود. نزدیک بود بمیره.

این بهترین داستان بازگشتی بود که تو عمرم شنیدم.

طرف دیگه آخرشه!

اوه، می‌شه یکی از اونا بگیریم؟

بز؟ بز چشم‌هاش مستطیلیه.

نمی‌خوای تو اون چشما نگاه کنی.

ما نهایتاً از پس خرج همستر برمیایم.

تو سال خوب، خوکچه هندی.

ولی ماهی قرمز؟ تو پول ماهی قرمز غلت می‌زنیم.

این چیه؟ همون طرح ستاره‌ته؟

آره. اسمش رو گذاشتم «یادآور ستاره‌ای».

هر نوک ستاره یه زبونه یادآوریه

تا دخترا صبح‌ها راحت‌تر آماده بشن.

وای، انگار آماده از مغازه خریدیش.

- منم همینو گفتم. - مگه نه؟

خیلی حرفه‌ای شده.

ممنون.

واقعاً خوش‌شانسید که

همچین مامان هنرمندی دارید.

خودمم همین فکر رو می‌کنم.

هوم.

اوه!

واقعاً؟

شاید همه باید بوس بگیرن!

نه! بس کن!

بده به من! بده!

هیولای بوسه هم یکی می‌خواد!

اه، بیرون چه بلایی سرت اومد؟

- راکون‌ها. - هوم.

عزیزم یادت نره امشب خونه اشفوردها شام دعوتیم.

پدر و مادر اِیوری؛ کانر و آنجلا.

من و کانر با هم نماینده والدین کلاسیم.

همون بابایی که خیلی مشتاقه ببینتت.

همیشه سراغت رو می‌گیره.

آهان، همون یارو؟

خوش می‌گذره. دیگه قطعی شده.

که می‌دونی عاشق وقتم رو با غریبه‌ها گذروندنم.

خداحافظ بابا، دوستت دارم.

- خداحافظ بابا، دوستت دارم. - روز خوبی سر کار داشته باشی.

- دوستت دارم. - منم همه‌تونو دوست دارم.

خداحافظ.

سه‌تا به امتیازا اضافه کن!

داداش، نمی‌دونم امروز چمه،

ولی دارم اون بیرون می‌ترکونم.

ایول، حرف حساب همینـه.

اینم قهوه‌ت.

- درست همون‌طوری که دوست داری. - هوم.

یه خامه، چهارده‌تا شکر.

چند بار فروشنده سال شدی؟ شش بار؟

من برای عنوانش این کارو نمی‌کنم.

برای...

اون بلیت‌های تایتانز می‌کنم.

برای خانواده‌م تلاش می‌کنم،

چون هیچ‌چیزی رو بیشتر از این دوست ندارن

که سرشون رو بالا بگیرن و به نمایشگر ورزشگاه نگاه کنن

و ببینن یه ورزشگاه پر از هوادار دارن اسم منو تشویق می‌کنن.

بهترین روز سالشونه؛

دیدن من روی اون نمایشگر.

ویلکاکس، تو واقعاً مرد خانواده‌ای.

ممنون.

نه بابا! محشره.

این ماشین انتخاب خیلی خوبیه.

بیست سال برات کار می‌کنه.

تا پنجاه‌سالگیت ماشین نو لازم نداری.

بس کن.

- جدی می‌گم. - اوه.

دنیس شما رو می‌بره دفترم، باشه؟

دلت برام تنگ بشه.

پیتون، یه شلوار پات کن.

نباید مدیرای شرکت تو رو این‌طوری ببینن.

- این بلوز زنونه‌ست؟ - بله که هست.

دیگه خسته شدم هر سال به نیت ببازم،

برای همین تاکتیکم رو عوض کردم.

می‌خوام خانم‌ها رو هدف بگیرم...

- اوه. - و بعدشم این سینه‌ها

چک‌ها رو سرازیر می‌کنن.

- خب... - دیدیش؟

- نه. - نه، منظورم اون نبود.

رقص تویوتا رو می‌بینی؟ رقص پیتون رو می‌بینی؟

رقص تویوتا رو دیدی؟

چند وقته داری تمرینش می‌کنی؟

امروز صبح، چهل‌وپنج پنجاه دقیقه.

بلیت‌های تایتانز دیگه مال توئه.

یه بار پاکستانی رو امتحان کنی، دیگه نمی‌تونی بی‌خیالش شی.

پیمانکارمون کابوس بود.

بازسازی چقدر طول کشید؟

- شش سال. - شش سال؟ عجب.

پسرا افتادن به کباب‌کردن.

آره، باحاله.

اوه.

تا پنج ثانیه بیفته زمین، خوردنش حلاله.

من... می‌تونم اون یکی رو بخورم.

باشه.

این فریزبی‌ها برای چیه؟

- دیسک‌گلف! بازی می‌کنی؟ - چه جالب.

- نه، بازی نمی‌کنم. - اوه.

More Farsi/persian subtitles for The Breadwinner

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left