Первые 200 строк.
روز قشنگیه
...شنیده بودم منظره خیلی قشنگی داره، ولی
به من توجه نکن
یهکم دیگه راه میافتم
یادبوده رو اونجا دیدم
...واسه - دربارهش صحبت نمیکنم -
خیلیخب
من ریچارد هستم
تو چی؟
ببین، خیلی داری بهم اضطراب میدی
،اگر نمیخوای برگردی عقب پس حداقل اسمت رو بهم بگو
میدونم میخوای تنها باشی
من هم میخواستم تنها باشم
فکرکردی چرا الانی که حتی خرسها هم خوابن پا شدم اومدم اینجا؟
...ببین، من
ازت نمیخوام داستان زندگیت رو برام تعریف کنی
نمیخوام بیشتر از این عذاب بکشی
...فقط میخوام یهکم فاصله
نمیتونی جلوی من رو بگیری
قبلا عشقِ ماشین بودم
با اینکه قدرت خرید نداشتم
توی مدرسه عالی که بودم یه هوندا انتگرای خیلی قشنگ داشتم
مثل بچهم ازش مراقبت میکردم
الان داری با خودت میگی «با این حرفها میخواد به کجا برسه؟»
به یه جای خیلی تاریک
،یه هفته قبل از فارغ التحصیلی انتگرام رو داغون کردم
قسمت بدتر ماجرا اینجاست که درست قبل از تصادف، با کلویی داشتیم بحث میکردیم
نمیخوام بهت بگم آخرین حرفی که بهش زدم چی بود
متاسفم
همه همین رو میگن
تراکشن درمانیم کردن
به مدت دو ماه و دو هفته و چهار روز نمیتونستم تکون بخورم
،روی تخت یه بیمارستان گیر افتاده بودم ...در حالی که فقط میخواستم
تا جای ممکن از خودم فرار کنم
و اون همه مدت، هرکس میاومد ملاقاتم ...فقط بهم میگفت
متاسفم
متاسفم
.متاسفم، متاسفم، متاسفم بابا مگه کلمه دیگهای بلد نیستید؟
حوصله ندارم چیز دیگهای بگم
آره. با خودم میگفتم غذات رو آوردی؟ حالا از خونهم گم شو بیرون
شوهرمون داشت حرف اول اسممون رو روی درخت حک میکرد
پسرم داشت دنبال چوب میگشت تا بتونه پفنبات برشته کنه
گفت میتونه زیر یه دقیقه سهتا پیدا کنه و من باهاش شرط بستم که نمیتونه
مشغول جمع کردنِ گلهای وحشی بودم
...اصلا صداش هم نشنیدیم وقتی که
دنیا اونچه که میخواد رو میگیره
ایکاش بهجاش من رو میگرفت
...وای خدا، بیشتر از این بدم میاد که
نتونستم گریه کنم
...دلم میخوادها، ولی
درهم شکستم
...درهم شکستگی، لزوماً به معنای
درماندگی نیست
...خب
لذتبخش که نبود
ولی از آشنایی باهات خوشحال شدم
اسمم آیریسه
نمیخوام از کاری که میخوای بکنی منصرفت بکنم، آیریس
...ولی همونطور که گفتم
واقعا روز قشنگیه...
دیگه زیاد عشقِ ماشین نیستم
...خب، ریچارد
بهگمونم باید خداحافظی کنیم
منتظر نمیمونی تا برم که بتونی برگردی اون بالا؟
امروز نه
همین هم خوبه
بهنظر میاد جلوی در ماشینت رو گرفتم
اینطور بهنظر میاد
شرمنده
قراره بارون بیاد؟
کار از محکمکاری عیب نمیکنه، میدونی؟
عیبی نداره، میتونم از اونور سوار بشم
البته
ریچارد - چرا همهش با این اسم صدام میکنی؟ -
«تکون نخور»
.لطفا همین کارهات رو بکن همه میکنن
ولی نقطه قرمزی در کار نیست
.این یعنی آنتن نمیده پس نمیتونی تماس اضطراری بگیری
حیف شد که موبایلت پیشت نیست
با یه اتصال وایفای امن کارت راه میافتاد
شوهرم دنبالم میگرده
واقعا امیدوارم
لطفا این کار رو نکن
لطفا این کار رو نکن» «بهم آسیب نزن، بچه دارم
چه میشه گفت، آیریس؟ در زمان درست، در مکان اشتباه بودی
.اوه، راستی یادم اومد یه چیزی برات آوردم
از کلویی برام بگو
خودت از پسرت برام بگو
اسمش چی بود؟
متئو
چرا متیو نه؟
چرا چارلی نه؟ اسمه دیگه
منطقیه
کلویی خوشگل بود؟
خیلی
من رو یادِ اون میندازی
چطور آشنا شدین؟
میدونم داری چی کار میکنی
میخوای نرمم کنی
بقیه هم از این کارها کردن
فقط میخوام باهم صادق باشیم، باشه؟
همونطور که یهکم پیش باهام صادق بودی؟
شاید فریبت داده باشم ولی حقیقتم رو میگم
خیلیخب، ریچارد
حقیقتت رو بگو
یه کلبه کوچیک توی جنگل دارم
وقتی رسیدیم اونجا میخوای چی کارم کنی؟
میخوام موهات رو ببافم
عمراً
بس کن، بس کن
کمک - بهتر از این نمیشد -
مکان، خلوتی، زمانبندی
از من فاصله بگیر
ولی با نگشتن جیبهات خرابش کردم
گفتم فاصله بگیر
کمک - یه ویژگی خاصی داری -
البته فکرکنم من یه خاصیتی دارم
چون نیم ساعت پیش میخواستی خودکشی کنی
حالا داری واسه بقا میجنگی - کون لقت -
هنوز حسش نکردی؟
چی رو؟
با توجه به شرایطی که تازه تجربه کردیم تشخیصش میتونه سخت باشه
از چی حرف میزنی؟ - سیستم افزونگی -
.مثلا توی هواپیما، هرچیزی یه نسخه یدک داره حتی سیفون توالت
ولی وقتی توی ارتفاع 12 کیلومتری پرواز میکنی، باید فکر همهجا رو بکنی
این چیه؟
داریم توی ارتفاع 12 کیلومتری پرواز میکنیم، آیریس
چی کارم کردی؟
بدنت بهزودی از کار میافته
مسمومم کردی؟
مسمومت نکردم
یه آرامبخش ویژه بهت زدم تا شرایط جفتمون آسونتر باشه
تو دیوونهای
اگر نمیزدم، دیوونه بودم
کمک - همهش همین رو میگی -
وقتی اثر بکنه، 20 دقیقه بعدش
کاملا فلج میشی
دقیقه اول، مهارتهای حرکتی ظریفت رو از دست میدی
نه میتونی زنگ بزنی و نه میتونی چاقو دست بگیری
دقیقه ده، پاهات گزگز میکنن
این یعنی مهارتهای حرکتی درشتت رو هم داری از دست میدی
دقیقه پونزده، پاهات رو کلا حس نمیکنی
دقیقه هجده، نفس کشیدن برات سخت میشه
و درست قبل از اینکه بدنت ...کامل از کار بیفته
صدات رو از دست میدی
بریم؟
با دویدن، سرعتش رو بیشتر میکنی
لعنتی
انگشتهات بیحس شدن؟
لعنتی
یک، دو، سه، چهار
...یک، دو
...یک، دو
سه، چهار...
آفرین
...یک
دو
کلا یه ساعت طول میکشه
بعدش کل آخرهفته رو باهمیم
...یک، دو، سه
لعنتی
خیلیخب، بیست دقیقه
خیلیخب
وای نه، یالا
یالا
سه دقیقه، سه دقیقه
امیدوارم مخفگیاه خوبی پیدا کرده باشی
نمیتونی شنا کنی
حالت خوبه؟
خانم
صدام رو میشنوی؟
چطور...؟
چطور اومدی اینجا؟
از قایقی چیزی افتادی؟
میتونی صحبت کنی؟
...لعنتی
میخوام به پشت بخوابونمت
باشه؟
وایسا
هوم
پس میتونی ببینیم
وایسا، دوباره این کار رو بکن
پس صدام هم میشنوی
خیلیخب
اصلا میتونی تکون بخوری؟
نه
میبینی و میشنوی
نمیتونی تکون بخوری و نمیتونی حرف بزنی، درسته؟
آسیب دیدی؟
خوبه
میبرمت داخل و زنگ میزنم اورژانس، باشه؟
صبر کن. زانوهام دیگه مثل قبل نیستن
امروز انتظار همچین اتفاقی نداشتم
.اوه، خدا رو شکر ...خدا رو شکر، من
.تصادف کردم ...زنم گم شده
هی، آروم باش ببینم
نفس بکش
.همهچیز سریع اتفاق افتاد ...داشت عادی رفتار میکرد و بعدش
ندیدیش؟ قدش 168 سانته، خوشگله
خونریزی دارم
No comments yet. Be the first to leave one.