High Water

High Water (Wielka woda)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

High Water S01E06 Episode 6 1080p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-11-24
Загрузки: 29
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫نه، نه!

‫مرسی.

‫میشه گمشی بری؟

‫یه بچه داره تو راه‌ پله ول میچرخه.

‫احتمالا اون بچه‌ کوچولو داره ‫لامپ میدزده.

‫اینجا چیکار میکنه این؟

‫- دیوونه شدی؟ ‫- ولش کن به حال خودش.

‫- بذار فقط... ‫- خفه شو ولوو!

‫من کمکت کردم مامان نهنگ‌تو کشیدم بالا

‫حالا داری این گوه‌ خوریا رو میکنی؟

‫وایسا لامصب، ول کن.

‫هی!

‫ولم کن! گوه خوردم! ول کن!

‫خانم ترمر؟

‫یه لحظه بهم فرصت بده لطفاً.

‫این مال یکی بود که مُرد، ‫ جا مونده بود.

‫اعلانای محلی پخش میکرد.

‫مرسی.

‫نقاط توزیع آب

‫هلیکوپتر... لازم نیست...

‫اگه اونا رو منتقل کنیم به... هلیکوپتر...

‫هلیکوپتر... الان همه چی پره...

‫...مرکز شهر...

‫یکی گفته تو خیابون ویسپیانسکی ‫ یه تمساح دیده...

‫اینجا دقیقا کجاست؟

‫نمیدونم، ولی خیلی حال‌ به‌ هم ‌زنه، نه؟

‫کتاب «کریستیانه اِف» رو خوندی؟

‫آره، مگه کسی بوده نخونه؟

‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫هیچی...

‫- بیا بریم. ‫- کجا؟

‫بابات حتما نگرانته.

‫- نمیخوای منتظر بمونیم؟ ‫- نه نه.

‫قطعا نه. بیا بریم دیگه.

‫من اول میرم.

‫- ترمر. ‫- هوم؟

‫از اونجا برو بالا.

‫مرسی نیم‌ چکمه.

‫آروم. آروم.

‫ما که دیگه جایی نمیریم.

‫چیه؟

‫لاستیکا رو نگاه کن.

‫لعنتی!

‫ببخشید، تلفن دارین؟

‫مامانم نمیشنوه. ببخشید خانم.

‫ولی تلفن‌ها کار نمیکنن. ‫هیچی کار نمیکنه.

‫ودکا کار میکنه. بفرما.

‫بخور دخترم، به سلامتی عروس داماد.

‫- رسمه دیگه. ‫- وای خدا.

‫خدا بگو ببینم چی به سرت اومده؟

‫باند یا چیزی واسه پانسمان نداری؟

‫بیا آشپزخونه.

‫ببوسش، ببوسش، ببوسش!

‫یک، دو، سه، چهار!

‫- آه، بیخیال! ‫- یک،

‫دو، سه، چهار، پنج،

‫شش، هفت!

‫همه وسایل‌مون زیر آب رفت. ‫فقط چند تا ملافه مونده.

‫مرسی.

‫این‌قدر گریه نکن.

‫- گریه نمیکنم! گمشو! ‫- خدا رو شکر چیزی زنده موند.

‫منتظری کسی بیاد کمکتون؟

‫اتش نشانی صبح بودن.

‫اومدن یه کم نون دادن...

‫آه!

‫آه! باید یه پیک بزنی. جریمه، همسایه.

‫باید یه پیک بره پایین. الکل، سر بکش.

‫خانم، دمت گرم.

‫دوشنبه، ۱۴ ژوئیه ۱۹۹۷، وروتسواف

‫آداش. آداش.

‫بیدار شو. بیدار شو.

‫نگهبان

‫میبرینمون کنتی لطفاً؟

‫پولشو میدم.

‫نه، لازم نیست.

‫مرسی.

‫تو اون کیفت چیه؟

‫بابامه.

‫باشه، سوار شو.

‫حالا میتونیم یه کم استراحت کنیم؟

‫نه، نمیشه. باید ادامه بدیم.

‫- یه لحظه فقط، خستمه ‫- کلارا.

‫این سوت مال کیه؟

‫نمیدونم.

‫یه دختره الکی در ازای سویشرتم بهم داد.

‫نمیدونم معامله خیلی خوبی بود یا نه...

‫ولی خب خیلی هم خوب نبود.

‫آره، اون‌ چنانی نبود.

‫فکر کردم بتونه بهم کمک کنه ‫آیدلر رو پیدا کنم.

‫هوم.

‫بده به من.

‫لطفاً راستشو بهم بگو؟

‫چیو؟

‫خودت میدونی.

‫هوم.

‫نه.

‫پس فقط میخوای دروغ بگی بهم؟

‫- کلارا... ‫- قول دادی؟

‫تو و بابام اون موقع با هم بودین، درسته؟

‫نهه.

‫مامانمو نمیشناختی؟

‫نهه.

‫پس قطعا مثل تو نبود، نه؟

‫هوم.

‫پس اصلاً دلش برام تنگ نشده بود؟

‫یا اصلاً بهم فکر نکرده بود؟

‫حتی تو تولدم؟

‫یا اولین روز مدرسم؟

‫نه، اون موقع هم نه.

‫چرا غیبش زد؟

‫یه کم استراحت کردی؟

‫بیا بریم.

‫اینجا مواظب باش.

‫فکر کنم یه کم باید از تو آب رد شیم.

‫آیدلر!

‫کلارا، ممکنه هر سگی باشه.

‫ولی من واق‌ واقشو میشناسم.

‫- آیدلر! ‫- کلارا!

‫آیدلر!

‫لعنتی!

‫کلارا!

‫گرفتمت، گرفتمت.

‫اینجا بگیر.

‫لعنتی.

‫هی!

‫هی!

‫صبح بخیر خانوما.

‫افتخار میدین بیاین تو خاک فرانسه؟

‫اینجا خشکه.

‫هر مناسبتی خوبه.

‫حیفِ که بذاریم از دستمون بره.

‫بفرمایید.

‫تو هم دخترم. رنگت برمیگرده.

‫خیلی ممنون.

‫اطلاعیه مهم برای ‫نیروهای امدادی. یک مرد ...

‫...در منطقه نادادژه گیر کرده.

‫خانم، ما دنبال کلی آدم گم‌ شده هستیم.

‫مرکز شهر غرق شده. از خیابون اخوتنیچا،

‫کارگرا...

‫...تونستن سد رو بشکنن و یه نفر غرق شد.

‫نه نه نه. الان نمیتونی بری داخل.

‫- زنده‌ست، داره پخش میشه. ‫- برای همین میخوام برم.

‫آقا مارچاک، این مسخره ‌بازیا رو تموم کن. ‫ آروم باش.

‫- لطفاً بذارید برم داخل! ‫- بس کن مارچاک!

‫ببخشید. همون‌طور که میگفتم،

‫یه تمساح از باغ‌ وحش ‫فرار کرده و اگه کسی...

‫...منظورم اینه... نگران نباشید، ‫همه چی خوبه.

‫زود میام خونه...

‫کوبا. خیلی خیلی متاسفم.

‫رفتم سردخونه. اون نبود.

‫وای خدایا.

‫دختره همون سویشرت ‫جمجمه ‌ای تنش بود، ولی...

‫کلارا نبود. میخوام عکسشو پخش کنی.

‫- شاید یکی دیده باشه. ‫ - وضعیت تخلیه چطوره؟

‫شاید یکی چیزی بدونه.

‫باشه، الان اعلام میکنیم.

‫رود اودر بین کنتی و مرکز شهر

‫هنوز پر آدمه، داریم سعی میکنیم ‫ببریمشون جای امن...

‫کیسه ‌های شن در کنتی ‫هنوز دارن مقاومت میکنن،

‫ولی سمت شمال ‫نیاز به تقویت داریم.

‫ببخشید؟

‫خبر جدیدی هست؟

‫نه.

‫پیداش میکنی. میبینی که.

‫- ولی اگه واقعاً... ‫- شیش...

‫همه چی درست میشه، باشه؟

‫آره.

‫نه کلارا، بابا کاری نمیکنه، باور کن.

‫- چطور گذاشتم این اتفاق بیفته؟ ‫- تقصیر تو نیست.

‫یاشکا، چی بهش بگم؟ ‫خیلی دوستش داشت.

‫- بابا فقط... خیلی دوستش داشت. ‫- کلارا! عزیزم!

‫- چیزیت نشده؟ ‫- نه نه.

‫دستش یه کم زخمی شده.

‫آها.

‫ولی آیدلر رو گم کردم.

‫داری درباره چی حرف میزنی؟

‫قلاده‌ش پاره شد و فرار کرد

‫- منم دویدم دنبالش... ‫- پیداش میکنیم.

‫پیداش میکنیم.

‫- میتونیم بریم خونه؟ ‫- آره، همین الان. همین الان.

‫ولی یاشکا رو هم با خودمون ببریم.

‫آره.

‫اِم...

‫خب...

‫میتونی اینجا با مایا بمونی؟ ‫من میرم بیارمش.

‫بیا.

‫با ما بیا.

‫کلارا خواسته.

‫نمیدونم.

‫حالا حالم زیاد خوب نیست ‫برم خونه کسی، خودمم ببین.

‫مجبورم نکن التماس کنم.

‫هیچ ‌کسی، هیچ ‌کسی! ‫کل محل‌مون غرق شده!

‫همه جا! فاجعه هست!

‫از یه روستای نزدیک اومدیم اینجا.

‫اومدیم اینجا منتظریم.

‫واقعاً نمیتونم بگم. ‫یعنی این فاجعه‌ای که گذشت، وحشتناک بود.

‫ما از لشنا ودا هستیم. ‫همه چی غرق شد.

‫سخته دربارش حرف بزنیم.

High Water subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left