Первые 200 строк.
توی کیری خبرچینی کردی - دربارهی چی حرف میزنی؟ -
!اون به فرگوسن چیزی نگفته !فرانکی، من بودم
چی؟ - من بودم -
اگه دوباره برگردی ونتورث
با دستای خودم میکشمت
میخوام تحت محافظت قرار بگیرم
میتونم توی گروهم از یکی مثل تو استفاده کنم
شوهرت اینا رو داده به من تا امضاشون کنی
خیلی به خودش میباله
به توام همینطور
مثبته - نمیدونیم واسه کیه؟ -
نه اما ترتیب دادم از همهی زندانیا خیلی سریع آزمایش بگیرن
شنیدی آزمایش ادرار میگیرن؟
آره، خب؟ - مگه با این آزمایش نمیفهمن که حاملهای؟ -
آیا تو حاملهای؟
!چی؟ نه
....فقط یه بار دیگه ازت میپرسم
آیا... تو.... حاملهای؟
!ولم کنید! ولم کنید !من هیچ کاری نکردم
!تورو خدا! تورو خدا! ولم کنید - این دیگه چه وضعیت تخمیایه؟ -
!من هیچ کاری نکردم! تورو خدا
!کمک! ولم کنید! ولم کنید
هرچقدر زودتر نمونهات رو تحویل بدی زودتر به بندت برمیگردی
نمیتونم. حتماً اشتباهی پیش اومده ... خانم فرگوسن
تنها اشتباهی که این وسط شده، انتخاب اون زندانیای بوده که از ادرارش برای آزمایش استفاده کردی
...نکردم، قسم میخورم. فقط
آزمایشگاه متوجه یه مورد غیرنرمال توی نمونهات شد
میدونیم که یه چیزی رو پنهان میکنی
اگه مجبور باشم، کل شبو اینجا وایمیستم
بهت پیشنهاد میکنم این کارو زودتر انجام بدی
مثبته
اون زنا ازم متنفرن
به خاطر اینه که تو خیی خاصی
آره، فقط از نظر شما
من میترسم
بهت قول دادم که ازت محافظت کنم
فرمانده؟ فرمانده؟
میخواین با زندانی چیکار کنید؟
از دست دارت ویدر لاشی و طوفاناش شخصیت منفی فیلم جنگ ستارگان
قسم میخورم اون جنده خیلی بیاعصابه
انقدر جیغ زدی فکر کردم یکی مرده
آره، واقعاً داشتم یه خواب خوب میدیدما
اصلاً خندهدار نیست، بومر - قراره باهات چیکار کنه؟ -
اگه بدونن آب منی نشی جون بوده گند میزنن به عفو مشروطش
هی، مشکل شاشت چی بود؟ - چی؟ -
آره، به خاطر شاش تو، دوباره آزمایش دادم
گفتی شاشت پاکه - آره هست. فقط... جیش من نبود -
پس واسه کی بود؟ - مکسین -
مکسین حامله اس؟
برگشتن تو یه ریسک از قبل پیشبینی شدهاس
اون به تو بعنوان یه تهدید نگاه میکنه اما اعصابش رو هم بهم میریزه
اینجوری یه فرصت درست میشه
به نفعته که اولین ضربه رو، تو بزنی
خیلهخب
اما وقتی نابودش میکنم که آمادگیش رو داشته باشم
خیلی راحت بهت بگم، میتونم تو رو به قلمروی دویل برگردونم
اما هیچ جوره نمیتونم توی مسائلتون دخالت کنم
تصمیم درسته گرفتی، اسمیت
!عمراً اگه راه داشته باشه
هیچ کجا خونهی آدم نمیشه، قرمزی
چه نقشهای داری، قرمزی؟ - نقشهای ندارم -
مشکل اینه که، به طرزتخمیای حرفتو باور نمیکنم
به خاطر اون سوءتفاهم کوچولومونه؟
اصلاً هم کوچولو نبود - بوی گند فرگوسن میاد -
نمیتونی به اون جنده اعتماد کنی، قرمزی
چی؟ فکر میکنی وقتی منو برگردونده پیش تو، میتونم بهش اعتماد کنم؟
انگار قراره یه بازیای بینمون داشته باشیم و آخر انقدر میزنمت تا راستشو بگی
پس چرا صبر کنیم؟ بیا همین الان بفهمیم قضیه چی به چیه
اشتباه فکر میکنی من تهدیدی برات محسوب نمیشم
تو که راست میگی
بی رو ندیدی؟ - اونجاست -
بی، باید بیای مکسین زده به سرش
!لعنتی
....مکسین؟ هی! هی. بس کن
!ولم کن
سعی کن نگهبانا رو از اینجا دور نگه داری
!وایسا، وایسا، وایسا، وایسا هی، هی، وایسا
چیزی نیست. هیس، چیزی نیست
منم
یالا، حالت خوبه چی شده؟
چی شده؟
جلوی داروهای هورمونیمو گرفتن
ادرارمو دادم به جس اونم داد به دورین
کسی خبرچینی کرده؟
نه، خود آزمایشگاه فهمید
یه چیز خاص توی ادرارم بوده، ظاهراً ....همش به خاطر
همش به خاطر هورموناییه که میخورم
میدونی اگه دیگه داروهامو مصرف نکنم چی میشه؟
هیس. چیزی نیست. چیزی نیست
بیا اینجا. به من نگاه کن
خودت میدونی که فرگوسن تنها منبع دارویی اینجا نیست
فرانکی؟ نه
اما به جاش یه چیزی ازم میخواد
عزیزم، اون داروها رو میخوای یا نه؟
ببینید، من قوانین رو وضع نمیکنم، آقای اسمیت
فقط به من حقوق میدن تا اجراشون کنم
آره، یه کاری با این قوانین بکن میخوام ببینمش
باید برای ملاقات از قبل وقت بگیرید. انقدری اینجا اومدین آقای اسمیت، که روند کار رو بدونید
اینو پر کنید، ببینیم واسهی هفتهی بعد چه کاری از دستمون برمیاد
...نه نه نه، ببین، من الان اینجام
هوی، تو. میخوام بی اسمیت رو ببینم
شک دارم بی دلش بخواد ببینتت
از کجا میدونی همسر من چی دلش میخواد؟ - همسر سابقت -
باشه
اما هیچ کجا نمیرم
میتونی به اون جنده بگی، میخوام همهی وسایلشو بریزم تو آشغالدونی
آره، برو بهش بگو
هی، ماجرا رو امروز فهمیدم حالت خوبه؟
خیلی متاسفم، دورین روحمم خبر نداشت
تقصیر تو نبود
مطمئنی حالت خوبه؟ - آره، بالاخره دیر و زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت -
اسمیت. بیا بیرون
هی، شوهر سابقت اینجاست
چی میخواد؟ - خب، داره خونه رو میفروشه -
همهی وسایلتو بستهبندی کرده - خب؟ -
گفت فقط یه ماه واسهی یه انباری پول میده اما بعدش دیگه پول اجاره رو نمیده
آره، خب، بهش بگو یه نامه بنویسه
پس برگشتی به بند اچ2؟
با اجازه
اندرسون؟ با من بیا
فقط مواظب باش - باشه -
نمیتونم بهت بگم که چقدر ناامید شدم
تو راهنمای داوطلبی. باید واسهی زنای دیگه، سرمشق باشی
بهت پروژهی باغ رو دادم اما خیانت کردی و اینکارو باهام کردی
...نمیخواستم ناامیدتون کنم خانم فرگوسن
بعنوان یه فرمانده، اندرسون، هرگونه تخطی از قانون باعث ناامیدی من میشه
پدرش کیه؟
کی مسئول این اتفاقه؟
منم
پدرش... کیه؟
میتونین دوباره کتکم بزنین اما نمیگم
خانم بنت؟ ببرش به بخش کاری زندانیا
خانم بنت؟ - همونجا وایسا، اندرسون -
ببین کار مامور بوده یا یکی از زندانیای والفورد
پیداش کن
قراره بدون پدر بزرگ بشه
نیازی به پدر نداره
حالا دیگه هیچکسو ندارم
تنهای تنهام - این حرفو نزن. تنها نیستی -
مجبور نیستی تنها باشی. هیچوقت
شیطون کوچولو لگد زد
میتونی حسش کنی؟
نمیخواد ببینتت
میخواد همهی جزئیات رو توی یه نامه براش بنویسی
نه، زر مفته
من کاملاً حق دارم که ببینمش شونزده ساله لعنتی باهاش ازدواج کرده بودم
و بعد طلاقش دادی - آخه تو چی میدونی؟ -
خب، میدونم که بهتره بی بدون تو زندگی کنه
فکر میکنی نمیدونم قضیه چیه؟ - قضیه چیه؟ -
...اینکه تو و زن من
زن قبلیت
وقتی شروع به گاییدنش کرده بودی هنوز زن من بود
باشه، گمشو بیرون - خب، اصلاً انکارش نمیکنی، مگه نه؟ - دارم بهت دستور میدم -
میدونم دفعه قبل که اینجا بودم یه اتفاقایی افتاده - برو بیرون ببینم - !دست کیریتو به من نزن -
!گمشو بیرون
خیلهخب
بهش بگو دخترمون اینجاهاست
!قضیه تموم نشده، رفیق
!هوی! دهنتو سرویس میکنم اسمیت
حالت خوبه، ویل؟ قضیه چی بود؟
پروژهی باغ - چی شده؟ -
دورین اندرسون با یه کدوم از زندانیای مرد، تنها شده بود؟
اگر شده، پس کارمو درست انجام نداده بودم
خب، یه جورایی از قبل مشخصه که درست انجام ندادی
اجازهی یه رابطهی نامناسب رو داده بودی؟
نمیدونم. نامناسب رو تعریف کن
خدایا، ورا. آروم باش - رئیس بازی درنیار -
به خاطر رابطهی من و فلچر اینطوری رفتار میکنی مگه نه؟
بذار روشنت کنم
اگه الان چیزی بهم نگی و بعداً بفهمم که همچین ارتباطی بوده
حالا چه باهاشون همدست بودی چه یه غفلت ساده بوده باشه
برای آیندهی شغلیت یه پیامدایی داره
پس دوباره ازت میپرسم
سروان مایلز، آیا از رابطهی نامناسب بین اندرسون
و یکی از زندانیای والفورد، خبر داشتی؟
بله؟
فرمانده، یه دقیقه وقت دارین؟
البته، آقای جکسون
میخوام یه تهمتی رو که توسط یکی از
آدمای بیرون از زندان بهم وارد شده رو گزارش بدم
ادامه بده
زندانیمون، بی اسمیت
شوهر سابقش اومد اینجا و درخواست یه ملاقات بدون وقت داشت و وقتی درخواستش رو رد کردم
بهم تهمت زد که با بی اسمیت رابطهی نامناسب دارم
و داری اینو بهم گزارش میکنی، چون؟
اون تهمت رو توی بخش پذیرش ملاقاتکنندها جلوی چشم چند شاهد بهم زد
و اصلاً حقیقتی هم نداره؟ - معلومه که نداره، فرمانده -
تو یکی از بهترین مامورام هستی
یه گزارش کامل بنویس منم به صورت رسمی تحویل دپارتمان میدم
چیز دیگهای هم هست؟
فکر میکنم مسئول چند تعرض و آسیب به اموال من هم باشه
واقعاً؟
چه نوع تعرضی؟ - پیامای تهدیدآمیز -
آسیب عمدی به موتورم و از خونهام هم دزدی کرده
و مدرکی داری که به پلیس بدی؟ - نه -
بله؟
خب، همونطور که گفتم، پیشنهاد میکنم یه گزارش پر کنی. فقط محض محافظت ازت
ممنون، آقای جکسون
بله، ورا؟
میدونم کار کی بوده
No comments yet. Be the first to leave one.