Первые 102 строк.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
هِی، بیا بیرون!
بیا بیرون!
بیاین بیرون، موشای کوچولو!
کوبیلای خان قصد حمله به ژاپن را کرد
اما طوفانی سهمگین ناوگان مغول او را درهم شکست
هفت سال بعد، خان بار دیگر بازگشت
در پانزدهم آگوست سال ۱۲۸۱ میلادی
هنگامی که ناوگان در خلیج هاکاتا آماده نبرد میشد
گروههای کوچک سامورایی به سوی دریا روانه شدند
در مأموریتی انتحاری که تنها یک هدف داشت...
هر چه بیشتر دشمن را از پای درآورند.
در همان لحظه طوفانی دیگر فرا رسید
و دومین لشکرکشی خان را درهم کوبید
این رخداد نعمتی الهی بود... هدیه ای دیگر از سوی خدایان
به این طوفان ها نامی نهادند ...
طوفان الهی
وایسا!
من نمیخوام اینجا بالا باشم. میخوام پایین پیش شماها باشم.
اگه تو جایگاه بالاتر رو بگیری،
من میتونم مطمئن باشم که ازت محافظت میشه.
یادت بیاد بابا چی میگفت...
- جایگاه بالاتر، بهترین جایگاهه. - جایگاه بالاتر، بهترین جایگاهه.
تازه، یه جای عالی واسه یه تخته، سرورم کیتارو.
درسته. از اینجا میتونم اون آشغالای بدبخت رو بپام
که دارن به خراب کردن سرزمینمون ادامه میدن.
فکر خوبیه، ژنرال یوشی.
البته، سرورم.
ژنرال یوشی؟
بله، سرورم؟
وقتی پیداشون کردیم، مجازاتشون چی میتونه باشه؟
این آدم بدا. این موش ها.
مجازاتشون؟ مثل همیشه، لرد کیتارو.
چیزی کمتر از سر زدنشون نیست!
یوشی؟
کیتارو؟
تو برف با پای برهنه راه نرو!
چقدر شیطونی میکنی.
تا ابد، باهاتم.
خواهش میکنم ... دستت رو بده. خیلی سرده.
هیچ چیزی واسه ترسیدن نیست.
برای همیشه.
دلم میخواد اینجوری بهم زل بزنی... تا ابدیت.
صدات رو میشنوم.
تو رو میشناسم.
خواهش میکنم.
تو رو دیدم.
من چهره های مختلف تو رو میشناسم.
خندت رو میشناسم.
میدونم چرا داری پچ پچ میکنی.
با... مهربونترین
چشمات بهم نگاه کن.
دنبالش کن!
رعد و برق از روی سنگ ها موج میزنه.
یادآوری های خشن از زندگی.
در چشم طوفان،
روح حریص منه.
دنبال من بیا.
اصلاً بهش فکر هم نکن.
عشق من، بذار همه چی بره.
به این آسونی نیست که.
تنها کاری که باید بکنی اینه که برقصی.
خودت میدونی که من بلد نیستم برقصم.
معلومه که بلدی.
همه میتونن برقصن.
همه.
سال های سال...
درد منو زنده نگه داشت.
جریان تموم نشدنی...
از دست دادن و افسوس.
وزن بی نهایت...
خشم.
بذار عشق تو مرگ غذای من بشه.
نفس جاویدان تسلیم.
جلوتو گرفتیم.
تو رو از دست خودت نجات دادیم.
تو جنگجو نیستی.
تو یه زمین سخت و سفت نیستی.
و حالا دیگه مال منی.
یه سرنوشت مشترک با این احمق های دیگه!
راه دررویی نیست...
مگه از تو شکم من.
هِی، بچه...
حالت خوبه؟
یه دلیل بهم بده.
ببین چی برامون آماده شده.
عالیه!
عالیه!
بیا. بخور.
این واسه توئه.
نترس.
نترس.
بخور.
اگه میخواستیم تو رو بکشیم، الان دیگه کار تموم شده بود.
اگه زخمات رو تمیز کنم، ناراحت میشی؟
کار خودت روی بدنت خیلی عالیه.
میبینم که بدنت زود خوب میشه.
No comments yet. Be the first to leave one.